صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳ حمل ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

وضعیت تحصیلات عالی در افغانستانِ پس از جنگ

-

وضعیت تحصیلات عالی در افغانستانِ پس از جنگ

جنگ، بی ثباتی و چالش بازسازی
مناطق پس از جنگ نیازمند دانش گسترده و فهم عمومی و کلی از چگونگی واقعیتهای بسیار پیچیده و به سرعت در حال تغییراند. وضعیت افغانستان را با بررسی حکایت اشغالها و جنگها که بخش عمده ای از تاریخ اخیر کشور را شکل می دهد، بهتر میتوان درک نمود. پس از استعمار بریتانیا، افغانستان دوره ای از ثبات نسبی و شکوفایی را تجربه کرد. در اواخر دهه 1960 تحصیلات عالی در افغانستان از قوی ترین حالت برخوردار بود. در دهههای 1960 و 1970، افغانستان شاهد ظهور قشری تحصیلکرده بود که به علم سیاست علاقه مند بودند. این دوره همچنین یک جمعیت تحصیلکرده و گفتگوهای آزاد بیشتری را به چشم خود دید. ثبات نسبی توسط اشغال شوروی از تداوم باز ماند. به دنبال کودتای کمونیستی در 1978 و اشغال شوروی در 1979، مدرسهها سوزانده شدند و معلمین به قتل رسیدند، زیرا عده ای استدلال میکردند که آموزش در ذات خود تهدیدی برای موجودیت ارزشهای اسلامی و افغانی است. نسلی از افغانهای تحصیلکرده تار و مار شدند، هزاران نفر یا کشته شدند و یا هم از کشور گریختند. دوره اشغال شوروی بعدها با استیلای طالبان و اشغال کشور ادامه یافت.
تقلاها و کشمکشهای پسا-طالبان به علاوه سی سال جنگ، کشور را به یکی از فقیرترین های جهان مبدل کرده است. در شاخص توسعه انسانی سازمان ملل، رتبه افغانستان 3 نسبت به انتهای جدول است. امید به زندگی فقط 44 سال است، نرخ مرگ و میر اطفال، 154 نوزاد از هر 1000 نوزاد است و نرخ بیکاری تقریبا 40 درصد برآورد شده است. فضای جنگ، ستیزههای مداوم و یاغیگری، افغانها را در احتیاج و نیاز مبرم قرار داده است. چنین فضایی افغانستان و متحدین متعهد به دولت سازی در آن را با یک عملیات پیچیده و گسترده که احتمالا برای چندین دهه طول بکشد، به چالش فرا میخواند.
بازسازی زیرساختهای تحصیلات عالی
در جریان عملیات گسترده بازسازی، وضعیت برای تحصیلات عالی در افغانستان دارای خصوصیات ویژه ای است. بیش از دو دهه جنگ  منتج به از بین رفتن کارکنان ماهر شده است. فرار مغزها یک مشکل اساسی برای دانشگاههای افغانستان است. به این معنا که افراد زیادی که از تحصیلات عالی برخورداراند کشور را در جستجوی فرصتهای شغلی در جاهای دیگر ترک میکنند. این پدیده تآثیر جدی بر موسسات تحصیلات عالی برجای میگذارد، زیرا تعداد کثیری از افرادی که در خارج به درجات علمی بالا دست یافته اند موفق نشده اند به کشور برگردند و در سیستم تحصیلات عالی کار کنند.  به خاطر مهاجرت افراد نامبرده و تخریب زیربنا، کشور به تازگی کار بازسازی و توسعه را آغاز نموده است. تا رسیدن به مرز خودکفایی و استقلال عمل مدت زمان زیادی لازم است سپری شود. اعمار زیربناهای اساسی نظیر راهها، مکاتب، شفاخانه ها و... شروع شده است. تلاشهای قابل ملاحظه ای با هدف گسترش آموزش در کلیه سطوح انجام گرفته است. با وجود رشد روزافزون نام نویسی محصلین که منجر به چالشهای مضمنی نظیر محدودیت منابع مالی، فساد و مشکلات اداری شده است، پیشرفتهای زیادی نیز صورت گرفته است.
در سالهای بعد از سرنگونی رژیم طالبان، تحصیلات عالی روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. در اواخر 2002، افسرهای پولیس چهار محصلی را که به کمبود مواد غذایی در خوابگاه ها دست به اعتراض زده بودند به ضرب گلوله کشتند. به هر حال، طی 12 سال بعدی، افغانستان در توسعه مجدد سیستم تحصیلی اش به پیشرفت هایی دست یافته است. به عنوان مثال بنابه گفته ادعای وزارت معارف افغانستان، از 2001 تعداد کودکان شامل در مکاتب از 1 میلیون تقریبا به 6 میلیون در 2006 رسیده است. حدود 82 درصد پسران و 63 درصد دختران به صنف ششم میرسند. متاسفانه ارقام فوق پس از مکاتب ابتدایی به شکل نامتناسبی سقوط میکنند و تحصیلات عالی برای اکثر دانش آموزان افغان یک هدف دست نیافتنی باقی میماند. افزون بر این، طالبان یاغی و بی ثبات پیشرفتی که تاکنون صورت گرفته را تهدید میکند. با این وجود، دانشگاهها مجددا به کار آغاز کرده اند. در حال حاضر گزارش ها حاکی از آن است که حدود 52200 محصل در موسسات تحصیلات عالی توسط 2713 استاد دانشگاه آموزش میبینند.
علی رغم پیشرفتهای انجام گرفته، توسعه تحصیلات عالی در کشور با چالشهای جدی عدیده ای مواجه است. افغانستان یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان باقی مانده است. کشور نسبت به همسایگانش در منطقه کم توسعه تر و به لحاظ دینی محافظه کارتر است و چنین عواملی تحصیلات عالی را به شکل قابل ملاحظه ای تحت تاثیر قرار میدهد. سهم نام نویسی در تحصیلات عالی در افغانستان، به عنوان مثال، تقریبا 6 درصد است، یکی از پایین ترین نرخها در جهان. تنها سه کشور در سطح جهان از نرخهای پایین تر برخوردارند. دو دلیل احتمالی وجود دارد: اولی اثرات جنگ و بی ثباتی و دومی سطح پایین مشارکت آموزشی در بین زنان
ملت سازی و توسعه
یکی از مشکلات عمده در افغانستان توجه بیش از حد به ترکیب قومی کشور به جای وحدت ملی است. جمعیت های عودت کننده از مهاجرت در حال ایجاد تکثر قومی در مناطق مختلف کشور هستند. افغانستان تا اندازه ای در پروژه ملت سازی درگیر است و ظاهرا فرایندی سخت و پیچیده به نظر میرسد. بیش از سه چهارم کشور توانایی خواندن ندارند. حکومت متکی به کمکهای خارجی است. به عنوان مثال بیش از 40 درصد مصارف جاری دولت و 100 درصد بودجه عملیاتی آن از سوی دونرهای بین المللی تمویل میگردد. آینده افغانستان بسته به توانایی اش در استخراج معادن و شفافیت لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی است. یک دولت با ثبات، الکترونیک و برخوردار از شفافیت سیاسی در قالب مطبوعات آزاد، روی هم رفته برای مسیر آینده کشور ضروری است. رسیدن افغانستان به توسعه پایدار مشروط به درونزا نمودن رشد اقتصادی آن است. یک رشد اقتصادی درونزا معلول توسعه سرمایه انسانی است که بتواند خود را به مرزهای دانش دنیا نزدیک کند و با استفاده از آخرین نوآوریهای تکنولوژیکی بهره وری در استخدام عوامل تولیدی را بالا ببرد. یکی از مهمترین عوامل پدید آمدن رشد درونزا و توسعه پایدار که اگر به درستی مدیریت شده و سرمایه گذاریهای لازم در ابعاد مختلف آن صورت بگیرد تحصیلات عالی است. یک نظام تحصیلات عالی سالم، پویا و کاربردی میتواند نقش حلقه واسط بین نیازهای بازار و استعدادهای نسل جوان را به طور موثر ایفا کند و از فرار مغزها و سرمایه های انسانی جلوگیری به عمل آورد. هزینه برای آموزش از منابع عمومی و خصوصی صرفا یک هزینه نیست بلکه نوعی سرمایه گذاری است که نه تنها به نفع عموم افراد اجتماع است بلکه منافع مستقیم ذی نفعان ارگانهای مرتبط را نیز در بلندمدت به نحو احسن تآمین مینماید.

دیدگاه شما