صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۶ ثور ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آتانازی؛موضوع ضروری و گمنام در افغانستان

-

آتانازی؛موضوع ضروری و گمنام در افغانستان

موضوع: آتانازي
کليد واژگان: آتانازي، مرگ خودخواسته، مرگ شيرين
زمان مطالعه: 6 دقيقه

موضوعی که در اینجا باهم گپ و شنود میکنیم، شش دقیقه وقت شما را میگیرد، «آتانازی» یا مرگ شیرین است که موضوعی است بسی مهم و استراتژیک برای انسان، این موجود «ناتوان»، «خبیث» و «شرور». این موضوع در زبان فارسی به «خوش میری» یا «مرگ آسان» یا «بِه مرگی» یا «مرگ شیرین»، «مرگ باوقار»، «مرگ آرام» و... ترجمه شده است که به انگلیسی Euthanasia گفته میشود.
پیش از اینکه به بحث بپردازیم، از خود بپرسید: آیا تاکنون چند مقاله در این باره خواندهاید؟ اگر در پارلمان یا نهادهای آکادمیک یا وزارت صحت عامه یا هر نهاد دیگر در این باره بحث شده است، این بحثها به کجا رسیده است؟ اگر بحث نشده است، جا دارد که نهادهای رسمی حکومتی هم پیوند با این موضوع و نهادهای خصوصی این بحث را وارد صحن عمومی پارلمان بسازند تا پارلمان کشور از «کفشپراکنی» و «بوتلکاری» کمی رهایی یابد و به مسائل مورد نیاز بپردازد.
بررسی یک پرونده
شاید شما در خانه خود یا در همسایگی خود یا در شفاخانهها و کلینیکهای شهر و دیار خود پروندههای زیادی همانند این پرونده که دربارۀ آن بحث میکنم سراغ داشته باشید. در همسایگی من مردی هراتی را سراغ دارم که از اثر سکته نزدیک به ده سال است که فلج کامل است و روی تخت افتاده. با تمام مراقبت کامل از سوی همسر وفادار و فداکارش، از بسکه در تخت افتاده، پشت وی شاریده است. این مرد بیمار از سوی داکترها جواب داده شده است؛ چونکه از اثر فیزیوتراپی و غیره بهبودی خود را باز نیافته است.
بدیهی و مسلم است که پروندههای بیشمار و همسان دیگری در شهر و دیار شما به وفور دیده میشود؛ اما اینکه نهادهای بهاصطلاح عملی با چند کوتوله دانشگاه رفته و نهادهای رسمی از همهچیز بیخبر دولتی و پارلمان «کفش پرتاب کن» و «بوتلکار» این مباحث را و هر مباحث ضروری و مورد نیاز را نمیدانند خداوند آنان را سر به نیست کنند و بهجایشان چند درخت قشنگ و پرشاخ و برگ برویاند.
مشاوره
اگر شما خبرنگار باشید از آن مرد بیمار فلج مشورت بخواهید یا بپرسید نخستین آرزویی که دارید چه خواهد بود؟ مسلماً نخستین آرزویش «مرگ» است. همچنین اگر بروید از خانوادهاش بپرسید که بدون پروا از ته دل خودت بگو نخستین آرزوی تو دربارۀ بیمارتان چیست؟ مسلماً خواهد گفت: «بنده خدا راحت شود». اصطلاح «بنده خدا راحت شود» به معنی مستقیم «به سراغ مرگ رفتن» است.
اگر شما در لایههای زندگی تودهها بروید و اگر به جزئیات و زیر پوست زندگی مردم بروید، مسائل مهم انسانی بسیاری را ناگشوده میتوانید کشف کنید. هیچگاه لازم نیست که شما کریستف کلمب باشید. نه فقط ذهن و روان خود را از پلشتیها و پلیدیهای ذهنی و روانی جامعۀ دین و دیوزدۀ افغانستانی بیرون کنید.
دیدگاه علمی
در گام نخست به سراغ دیدگاه طبیبهای متخصص برویم که در این باره چه میگوید. داکتر محمدکاظم عطاری، طبیب و پژوهشگر دانشگاه جرج تاون در واشنگتن دربارۀ آتانازی گفته است: «اتانازی درواقع یک پدیده یا مبحث علمی نیست که ما بخواهیم بر مبنای علم پزشکی برایش تعریفی در نظر بگیریم. این یک بحث اجتماعی است و مربوط میشود به شرایط بیمار و اطرافیانش و هزینههایی که متحمل میشوند. تنها چیزی که علم پزشکی در آن دخالت دارد پیشبینیِ آینده بیمار است که درواقع میشود برایش در نظر گرفت که چه میزان امید به زندگی، امید به بهبودی و برگشت به شرایط عادی برایش وجود دارد. این است که از لحاظ علمی خیلی نمیشود درباره اتانازی بحث کرد. بلکه میشود بیشتر جنبههای اجتماعی و اخلاقیاش را در نظر گرفت.»
داکتر ایرج سبحانی، پژوهشگر و متخصص سرطانهای گوارشی در پاریس در پاسخ این پرسش: «آیا از جمله وظایف پزشکی که به اخلاقیات پزشکی هم متعهد هست میتواند این باشد که اگر بیماری حقیقتاً رنج میکشد و بخواهد با مرگ از این رنج رهایی پیدا کند به او کمک کند؟» گفته است: «از لحظهای که ما این مشاهده را کردیم بیماری که دارد رنج میبرد و ما هم در آینده نزدیکی امکان نجات او را نداریم، طبیعی است باید در کمک برای این که بتواند در یک آرامش متناسب با کرامت انسانی به آن وادی برود پزشک باید در کنار او باشد همانطور که نزدیکان و عزیزانش در جوار او هستند.»
موضوع شناسی
موضوع آتانازی به گفتۀ پژوهشگران «ازبحثبرانگیزترین موضوعهای اخلاق پزشکی است که در طی چند دهه اخیر به دلیل پیشرفتهای طب و تلاشهای هدفمند جنبشهای اجتماعی پیدا شده است که در آن مسائل حقوقی، قانونی و اخلاقی دخیل و درگیر هستند. اگر برای شما بگویم که اسناد تاریخی نشان داده است که اصطلاح آتانازی به 200 تا 500 سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد و نخستین کاربرد آن در زبان انگلیسی به سال 1646 میلادی؛ ولی هنوز در گفتمان جامعۀ کوتولۀ افغانستانی راه پیدا نکرده است، آیا به من خواهید خندید یا به خودتان یا به موضوع؟
به هر روی آتانازی که عبارت است از اقدام به کشتن یا اجازه مردن به افراد یا حیوانات آسیبدیده یا بیمار لاعلاج با وسایلی که بدون درد است از روی مهربانی، امری است که در افغانستان باید در دستور مباحثات و گفت شنودهای طبی و علمی قرار بگیرد. اگر من در این نوشته برآشفته شدهام که مراکز طبی و مراکز رسمی و پارلمان و غیره اصلاً در وادی نیستند، برای این بود که دستکم من به مقالهای برنخوردهام که این موضوع را به بحث گرفته باشد.
دلیل دیگر برآشفتگی من این است که اگر در این کشور سازمان خصوصیای یا سیاستمداری مجلات پژوهشی بزند وانگهی چند بزغاله شروع خواهد کرد که از متن به حاشیه رفتهاید. حال از همان بزغالهها میپرسم: آیا مبانی سیاست مگر غیر از مسائل علمی است؟ اگر در کشور فرصتهای علمی نباشد و کوتولهها بهجای فرزانگی بنشینند روزگارش همین است که ما در افغانستان میبینیم.
داستانی را که اینک بهطور خلاصه برایتان میگویم شاید خیلی پیوند نزدیک به موضوع آتانازی نداشته باشد، ولی بی پیوند هم نیست. شما به ته دل و ته آرزوهایی برخی از آنانی که میخواهند در پارلمان کاندید شوند، از جمله برنامهها و ایدئالها و آرزوهایش این است: «من سوار موتر زره شوم، چند موتر رنجر مجهز به راکت و ماشیندار از پیش و از پس در خیابانهای کابل حرکت کند!» جامعۀ گوساله یعنی همین و کوتولههای درسخوانده یعنی همان.
پیشنهاد
وزارت صحت عامه، حکومت افغانستان، مراکز علمی و دانشگاهی بهویژه پارلمان در شناسایی موضوعات مهم و انسانی برآیند از جمله آتانازی. در عین حال از مبانی تئوریک و اندیشهای مباحث نیز برکنار نماند. لازم است اشاره کنم من در حکومت افغانستان در ادارات مختلف چندین سال است که کار میکنم. آنچه همواره حال مرا گرفته است این است که کارگزاران، کار اداره را سوای دانش، مبانی تئوریک و نظری میداند. در حالی که علوم اداری، حقوق اداری و غیره جزء مبانی حکومت و سیاست است؛ مثلاً قوۀ مقننه که یکی از ستونها و پایههای نظام سیاسی است هرگاه از مبانی علمی تهی باشد، سرانجام به آفرینش شاهکارهای چون «بوتلکاری» و هنر «کفشپراکنی» منجر میشود.

دیدگاه شما