صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۵ حمل ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رهبر فراری طالبان که چند گام دورتر از پایگاه ایالات متحده زندگی می کرد

-

رهبر فراری طالبان  که چند گام دورتر از پایگاه ایالات متحده  زندگی می کرد منبع: گاردین / نویسنده: اما گراهام هریسون / مترجم: نیکبخت علیزاده

اطلاعات جدید ملا عمر، رهبر فراری و یکچشم طالبان، چندین سال در فاصله چند قدمی پایگاه های ایالات متحده در افغانستان زندگی می کرد و نیروهای آمریکایی حتی زمانی خانه هایی را که او در آن زندگی می کرد نیز جستجو کردند اما اتاق مخفیای که برای او ساخته شده بود، پیدا نکردند.
این حساب یک شکست ناخوشایند از اطلاعات ایالات متحده را نشان می دهد که پس از حملات ۱۱سپتمبر در ایالات متحده، مبلغ ۱۰ میلیون دالر را برای دستگیری ملا عمر جایزه گذاشت. مقامات بارها اعلام کردند که او نیزمانند اسامه بن لادن رهبر القاعده، در پاکستان مخفی شده و در آنجا مرده است.
این امر همچنین حرکات طالبان را نشان می دهد که چگونه عمر کنترل اعضای شورشی را در سال ۲۰۰۱ به نمایندگان خود محول می کرده است. او به عنوان رهبر در بقیه عمر خود و حتی به مدت دو سال پس از مرگش در سال ۲۰۱۳ نیز بعنوان رهبر بوده است.
در حالی که اظهارات او در سراسر جهان مورد بررسی قرار می گرفت، او به عنوان یک تارک دنیای واقعی زندگی می کرد، از دیدار خانواده ممانعت می کرد، کتابچه ها را با یادداشت های سریع و اختراع نشده پر می کرد و گاهی از ماموران ایالات متحده در تونل های آبی پنهان می شد.
عمر شبها به طور منظم به خبرهای پشتو در برنامه های تلویزیونی بی. بی.سی گوش می داد، اما به ندرت در مورد اخبار جهان به عنوان فیلتر نظر می داد، حتی زمانی که او در مورد مرگ بن لادن، مردی که با حمله به ایالات متحده منجر به پایان حکومت طالبان شد.
بیته دم، یک روزنامه نگار هلندی و نویسنده ای که از سال ۲۰۰۶  در افغانستان گزارشگر بود، بیش از پنج سال است که در مورد بیوگرافی و جستجو برای یک دشمن کار می کند. این موضوع در ماه گذشته در هلند منتشر شد و خلاصه ای از برخی یافته های او اخیرا در انگلیسی توسط زامیا تینکتانک منتشر شده است که او این گزارش را با گاردین و وال استریت ژورنال هم به اشتراک گذاشت.
«دم» قبلا گزارشی از چگونگی به قدرت رسیدن حامد کرزی رییس جمهور سابق افغانستان منتشر کرده است که یک سخنران افغانستان در علوم پو در پاریس مهمان است.
برای تحقیق در مورد ملا عمر، او از مناطق تحت کنترل شورشیان بازدید کرد و مصاحبه ای هم با مقامات دولتی افغانستان و هم از بعضی اعضای ارشد باقی مانده طالبان از جمله مردی که تا زمان مرگش مخفی بود، انجام داد.
جبار عمری، زمانی که طالبان حکومت افغانستان را بر عهده داشت، والی بود اما هر حرکت فعال را به عنوان نوعی محافظ عمر پس از سال ۲۰۰۱ متوقف کرد.
دم گفت که او تنها کسی بود که می توانست اطلاعات قابل اطمینانی را از سال های گذشته عمر ارایه دهد، اما نتوانسته بود او را تا زمانیکه مقامات افغان در پایان سال گذشته او را به زندان محافظتی منتقل کرد، پیدا کند. آنها موافقت کردند که امکان مصاحبه او را در خانه امن کابل فراهم کنند و او نیز موافقت کرد که صحبت کند.
عمری، مانند دیگر رهبران طالبان، از ولایت زابل آمد و متعلق به قبیله هوتک بود. ارتباطات او در این منطقه برای مخفی نگهداشتن ملا عمر بسیار حیاتی بود زیرا او پس از تحویل کنترل عملیاتی طالبان به ملا عبیدالله، معاون وی، در جمع شخصیت های برجسته طالبان در زسرزمین اجدادش، قندهار فرار کرد.
برای چهار سال اول این شورشی، عمر، در پایتخت آن منطقه، قلات، در فاصله چند قدمی قوماندانی افغانستان و پایگاه اصلی ایالات متحده و پایگاه عملیاتی پیشین FOB))  لغمان زندگی می کرد. همسران او به پاکستان منتقل شده و او از دیدار با پسر خود نیز ممانعت می کرد.
پناهگاه وی خانه عبدالصمد استاز، راننده سابق عمری بود، که پس از آن عامل یک تکسی بود. این یک ترکیب کوچک بود، یک حیاط و خانه خشتی در پشت دیوارهای بالا که برای حفظ حریم خصوصی در بسیاری از افغانستان رواج دارد.
او یک اتاق مخفی در قسمت گوشه ای از ساختمان مسکونی شکل ساخته و دروازه ورودی آن به یک دروازه عقبی که مانند یک قفسه بالاروی دیوار بود، پنهان شده بود.
آن خانواده هویت مهمان خود را نمی دانستند، فقط می دانستند که او یک طالب بلند رتبه است و اگر با کسی در موردش صحبت کند، آنها کشته می شوند. استاز در همان زمان به یک دوستش گفته بود: «من همسرم را ترسانده ام.»
نیروهای ایالات متحده تقریبا دو بار عمر را سراسر دور زدند. اولین بار، یک گشت به عنوان اینکه عمر و عمری در این حیاط است، آمدند. با ترس از صدای نزدیک شدن قدمها، آنها او را پشت هیزم مخفی کردند و سربازان بدون گشت از آنجا گذشتند.
دومین بار، نیروهای ایالات متحده خانه را جستجو کردند اما دروازه ورودی به اتاق مخفی را پیدا نکردند. عمری نمی دانستند که آیا جستجو معمولی بود یا در پاسخ به یک اطلاع مخفی.
اگرچه این خانه همیشه نزدیک مراکز قدرت افغانستان بود، زمانی که نیروهای ایالات متحده در سال ۲۰۰۴ در حال ساخت FOB  در لغمان بودند، عمر فقط چند صد متر دورتر از آنها تصمیم گرفت از مخفیگاه خود حرکت کند.
او به یک قریه دورافتاده می رفت، کمی پیشتر از تجمع خانه ها، در کنار رودخانه ای که گاهی اوقات خشک می شد، در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب غربی قلات، در منطقه شینکی. در آنجا، استاز یک کلبه کوچک را در لبه دریاچه ساخته و به کانال های آبیاری زیرزمینی که به تپه ها میرفت، متصل کرد که اگر نیروهای امریکایی یا افغان برای جستجوی این منطقه اقدام  کند او می توانست راه فرار را پیش گیرد.
پس از منتقل شدن او به زودی ایالات متحده شروع به ساخت یک پایگاه دیگر در فاصله سه کیلومتری او کرد. در اوج جنگ، ولویرینFOB  محل سکونت بیشتر از ۱۰۰۰ نیرو از ایالات متحده و دیگر کشورهای عضو ناتو بود. عمر از دستگیری ترسید اما حرکت دوباره نکرد.
او به ندرت بیرون می شد، مثل اینکه خورشید را در زمستان بگذراند و اغلب در تونل ها پنهان می ماند تا اینکه طیاره های ایالات متحده پرواز می کرد یا سربازان می گذشتند. عمری به دم گفت: «برای ما بسیار خطرناک بود. گاهی اوقات تنها به اندازه عرض میز بین ما و ارتش خارجی فاصله وجود داشت.»
مخفیگاه عمر در پشت یک خانه مسکونی توسط یک خانواده بزرگ از حامیان طالبان بود. تنها دو برادر هویت مهمان خود را می دانستند، اما هر کس در قریه آگاه بود که یک طالب ارشد در این منطقه وجود دارد.
همانطور که فساد بیش از حد در درون حکومت افغانستان و تلفات غیر نظامیان توسط پشتیبانان آمریکایی او افزایش یافت، عمر شروع به دریافت تحایف از جمله غذا و پوشاک از روستاییان کرد.
عمری گفت: او روزها به سختی صحبت می کرده، تنها تعامل او با محافظ و آشپز در آشپزخانه برای شستن ظرفها قبل از نماز بوده است. عمر یک تلفن قدیمی نوکیا و بدون سیم کارت داشت که برای ضبط آیات قران استفاده می کرده است.
گاهی اوقات با جنبش وسیعتر از طریق پیام آور قابل اطمینان که از نام بردن آن خود داری می کند، در تماس بوده است اما هر چند ماه یک بار بین رهبران در کویته و مخفیگاه عمر سفرهایی می کرد.
در ابتدا، پیام رسان کاسیت ضبط شده از پیام های عمر را می رساند، اما بعد از اینکه توسط ماموران پاکستان بازداشت شد و او را مورد سوال قرار داد، عمر امر داد که بگوید چه می خواهد به رهبری برساند.
هرچند اظهارات در مورد او در هر عید صادر می شد اما عمر پس از انتقال قدرت در سال ۲۰۰۱ تقریبا هیچ نقش فعالی برای طالبان نداشت. به نظر می رسید که بیشتر به عنوان یک ملا امام کار می کرد، زمانی که جنبش تقسیم شد، گاهی اوقات بعنوان یک وکیل دعوت می شد.
شاید مهمتر از آن از او خواسته شد درباره برنامه های باز کردن یک دفتر در دوحه که اجازه می دهد طالبان مذاکرات صلح با آمریکا و سایر مذاکره کنندگان را امتحان کند، به موهبت آن پروژه بپردازد.
تنها تلاش دیگری که ثبت شده برای مداخله در سال ۲۰۰۷ به رهبر طالبان در ولایت هلمند برای آزاد کردن دو مرد متهم به کشتن برادرش بود. روشن نیست که آیا این پیام به رهبر هلمند رسید یا خیر، یا اگر آن را خیلی دیر رساند یا در حمل و نقل گم شد، اما دو مرد سر بریده شدند.
عمر در سال ۲۰۱۳ بیمار شد، سرفه، استفراغ، و در نهایت از آرزوهایش کاسته شد، اما هر نوع مراقبت صحی را رد کرد. او درخواست کرد که به او داکتر بیاورد یا او را به پاکستان منتقل کند، اما عمر به سرنوشت خود بازنشسته شد و در ۲۳ اپریل فوت کرد.
عمری او را در همان شب دفن کرد و یک ویدیو برای نشان دادن پسرش یعقوب و برادر ناتنی او عبدالمنان ضبط کرد. آنها عمر را از سال ۲۰۰۱ ندیده بودند، اما بعد از چند روز به مخفیگاه او رفتند و اصرار داشتند که قبر را باز کنند تا معلوم شود که خود او است.
آنها تایید کردند که جسد عمر در یک قبر ساده در یک گوشه ای از زابل دفن شده است، اما دو سال قبل آنها به جنگجویان خود و دنیا اعتراف کردند، که رهبر زاهد و یک چشم آنها که جنبش را بنیان گذاشت، در گذشته است.

دیدگاه شما