صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افکار عمومی و انزجار از نظام طالبانی

-

افکار عمومی و انزجار از نظام طالبانی

گاهی برای پیبردن به حقیقت و واقعیت، لازم است که به تاریخ مراجعه شود.  این تاریخ تمدن بشریت است که وقایع گذشته را به نسل آینده منتقل میکند. هرگاه به تاریخ مراجعه شود در مییابیم که افغانستان نظام های سیاسی متفاوت و مختلف را در طول چندین هزار سال قدامت خود تجربه نموده است.
با توجه به جدالی که در حال حاضر میان نظام امارت اسلامی و جمهوری اسلامی وجود دارد ما میخواهیم دریابیم با توجه به گذشته تاریخی و با توجه به ویژگی های این دو نظام مردم خواهان استقرار کدام نظام بوده و از کدام نظام پشتیبانی و حمایت خواهند نمود.
امارت اسلامی افغانستان نظامی بود که طالبان از زمان بدستگیری قدرت در سال 1996 تا زمان سقوط‌‌‌‌‌‎‌‍‌شان در سال 2001، در افغانستان حاکم نموده بودند. این گروه متشکل از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان بوده که دارای عقاید دگماتیسم مذهبی و دارای ذهنیت و رفتار آمیزهای از چند مکتب افراطگرای دینی بودند. طالبان با پشتوانه و راهنمایی سازمان اطلاعاتی نظامی پاکستان (ای اس ای) و ارتش آن تجهیز و به افغانستان فرستاده شدند.
این گروه در 10 اکتوبر سال 1994 میلادی در اوج جنگهای داخلی افغانستان  وارد منطقه سپین بولدک ولایت قندهار در جنوب افغانستان گردیدند و با شعار جهاد با شرک و کفر و اینکه هرکس کشته شود به بهشت خواهد رفت توانستند پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا نمایند.
با حضور این گروه در کابل، آنها قوانین خاص خود را در پایتخت و ولایتهای تحت کنترول خود به اجرا درآوردند.
زنان و دختران از کار کردن و آموزش در بیرون از خانه منع شدند. نپوشیدن چادری برای زنان جرم پنداشته شد، مردان باید از تراشیدن ریش و گذاشتن موی زیاد خودداری میکردند، مکاتب دخترانه مسدود شدند در این نظام زنان از بنیادیترین حق شان که همانا حق آموختن است محروم بودند، مردم باید از شنیدن موسیقی پرهیز میکردند و کسانی که با گروههای غیر از طالبان رابطه داشتند زیر کیبل کشته و یا بندی میشدند. مردم از مظالم و جنایات آنها در امان نبودند.
طالبان با روش های حکومتداری آشنا نبودند. آن ها همه چیز را با زور و تفنگ انجام می دادند. برخی‏ ها را با زور، به جنگ می بردند. زور و تفنگ و آوردن هیبت و ترس، یگانه سلاح آن ها بود. به جز سلاح و زور، چیز دیگری برای تعامل در قضیهها نداشتند. پیوند مردم با حکومت امارت اسلامی گروه طالبان خیلی کم بود. طالبان حکومت شان را به هیچ وجه ملی نساخته بودند. مردم به خاطر این که در حاکمیت حضور نداشتند و مقام های ولایتی شان از آن سوی افغانستان و بر اساس ملحوظات و از یک قوم تعیین می شد، نمی توانستند با آنها رابطه برقرار کنند. به همین خاطر مردم از یک سو احساس بیگانگی می‏کردند و از سوی دیگر از اجرآات و عملکردهای طالبان ترس داشتند؛ این عوامل سبب می شد که مردم بیشتر بترسند.
امارت اسلامی طالبان طرفدار فرهنگ و هنر نبود و آنها به از بين بردن تاريخ افغانستان و به آتش كشيدن آرشيف ملی، آثار باستانی و موزيم تاريخی افغانستان، كه نشان دهنده هويت ملی مردم افغانستان بود پرداختند.
در شمال و مناطق مختلف کشور به خصوص در بلخ، سرپل، بامیان و...جوانان، اطفال و مردمان بیدفاع و بی گناه را به نامهای نژادی، قومی و منطقوی، شكنجه نموده و میکشتند. در زمان آنان كسانی كه مرتكب جرايم میگردیدند، بدون آن كه محكمه شوند از بين برده میشدند.
تطبیق خشن احکام اسلامی بالای مردم، توقیف به بهانههای مختلف و صدها نوع جنایت دیگر که هیچگاه فراموش نمیشود را بالای مردم به زور انجام دادند.
حکومت طالبان، یک عصر تاریک در تاریخ کشور ما بود. در زمان طالبان مردم هیچ امیدی برای زندگی کردن نداشتند. چون هرچه که داشتند توسط طالبان یا سوزانده شد یا هم نابود گردید.
بعد از سقوط نظام امارت اسلامی در افغانستان در سال 1380 و آغاز همزمان پروسه بن، افغانستان آغاز به پروسه تخنیکی و سیاسی جدید دموکراسی سازی و جمهوریت نمود. این پروسه شامل اعاده نظام ریاست جمهوری در دستگاه دولتی گردید.
با روی کار آمدن نظام جدید سیاسی در جغرافیای افغانستان فضای جدیدی و فضل جدیدی برای مردم افغانستان باز شد. و مردم رژیم سیاسی، مذهبی و متعصب طالبانی را با رژیم دموکراتیک یا مردمسالار جمهوریت عوض و فصل جدید از زندگی خود را آغاز نمودند.
فصل جدید که در آن برای اولین بار قانون اساسی سال 1382، در تاریخ سیاسی و حقوقی افغانستان، یک فصل را ویژۀ حقوق اساسی شهروندان ساخت و مشارکت سیاسی شهروندان از راه انتخابات آزاد، تأمین حقوق بشر و نضجگیری جامعۀ مدنی را به رسمیت شناخت.
زنان که آسیبپذیرترین نیروی بشری بودند، فرصت یافتند تا در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان مشارکت کنند. به زودی، در شهرهای بزرگ افغانستان، نهادهای رسانهیی و نهادهای تأمینکنندۀ حقوق بشری و مدنی شکل گرفتند، ساختارهای برگزارکننده و نظارتی انتخابات نیز راهاندازی گردیدند و راه برای ترویج دموکراسی در افغانستان فراهم شد. مردم افغانستان، با استفاده از این فرصتِ تاریخی، توانستند پای صندوقهای رای راه یابند و رئیس جمهور و نمایندهگان خود را در مجلس برگزینند.
افغانها برای نخستینبار، شخصیت حقیقی و حقوقی خود را به مثابۀ یک شهروند تمرین کردند و بر اهمیّت رای خویش پی بردند. قانون اساسی، راه را برای شکلگیری قوانین فرعی باز نمود و قوانین بااهمیتی برای تعمیم مردمسالاری، از جمله قانون انتخابات، قانون احزاب، قانون سازمانهای اجتماعی، قانون رسانهها، قانون محو خشونت در برابر زنان، قانون دسترسی به اطلاعات و دهها قانون ارزشمحور دیگر به تصویب پارلمان افغانستان رسید.
در حال حاضر با توجه به مذاکرات که بین نماینده ویژه وزارت خارجه ایالات متحده امریکا و طالبان وجود دارد، بخش از آن را بحث و جدال بر سر نوع نظام حکومتی در افغانستان، شامل میشود سؤالی که مطرح میگردد این است که آیا طالبان نظام جمهوریت را خواهند پذیرفت؟ به نظر میرسد که طالبان به هیچ وجه نمیخواهند نظام جمهوریت را قبول نمایند و در این نظام داخل شوند چون آنها به این باورند که نظام موجود، ساخته خارجیها و نامشروع میباشد. و اگر این کار را بکنند در واقع مشروعیت چندین ساله خود را زیر سؤال برده اند.
سؤال دیگری که مطرح میشود این است که آیا مردم افغانستان از حکومت امارت اسلامی به رهبری گروه طالبان حمایت خواهند نمود؟ این هم بعید به نظر میرسد چون مردم افغانستان باتوجه به تجربه تلخ و گذشته ناخوش که از طالبان دارند قبول نظام و حکومت امارت طالبان برایشان قابل قبول نخواهد بود و نمی خواهند دست آوردهای چندین ساله و قربانی های که بخاطر این نظام داده اند به باد فنا گرفته شود.
بنابر این به خاطر پایان دادن به جدال امارت و جمهوریت بهتر است تا به خواست بیش از 30 میلیون نفر ارجحیت داده شود و منافع این جمعیت بزرگ قربانی منافع و اهداف کمتر از 60 هزار نفر نشود و تلاش در جهت هماهنگ سازی نظرات طالبان صورت بگیرد تا گروه طالبان هم بتوانند در نظام سیاسی جمهوری اسلامی افغانستان که با خواست تمام مردم افغانستان بنیانگذاری شده و یک نظام دموکراتیک، همه شمول و به روز میباشد سهیم شوند و در نظام موجود هضم شوند و این گروه هم  اگر میخواهد قدرت را بدست بگیرد بهتر است همانند سایر گروه های موجود در افغانستان از طریق انتخابات شفاف و عادلانه وارد نظام شوند نه از راه خشونت تا باشد که جنگ بین گروه طالبان و حکومت افغانستان پایان یابد و صلح دایمی در کشور مستقر شود و همه بتوانند در یک فضای صلح آمیز زندگی نمایند. 

دیدگاه شما