صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نگاهی گذرا به خشونت در افغانستان

-

 نگاهی گذرا به  خشونت در افغانستان

1. خشونت یکی از مسائل مهم اجتماعی است که هم انسان آن را آفریده و هم همواره از آن رنج برده است. در افغانستان خشونت به عنوان یک فرهنگ تبدیل گردیده است و می توان گفت که خشونت در افغانستان در راس مسائل اجتماعی قرار دارد، که همواره مردم افغانستان به انحاء گوناگون با آن مواجه بوده و از آن رنج برده است.
2. خشونت رفتاری است كه در جوامع انساني و از جانب انسان ها صورت مي گيرد. در باب خشونت پرسش های مختلف مطرح است نظیر اینكه آيا خشونت ريشه در ذات انسان دارد؟ آيا انسان ذاتا در جستجوي صلح است؟ يا انسان موجودي است كه هر دو ظرفيت خشونت و صلح طلبي در او نهفته است. هدف از طرح این نوع سوالات يافتن راه هايي است كه از طريق آنها بتوان خشونت را كنترل يا از بين برد و جامعه اي را ساخت كه اساسش بر صلح و آرامش بنا شده باشد. اگر اين فرضيه را بپذيريم كه خشونت در ذات انسان است و اين ديدگاه را نيز قبول كنيم كه تغيير ذات اگر غير ممكن نباشد كار بسيار دشوار و نيازمند زمان است، آن وقت بايد در جستجوي راه هايي باشيم كه بتواند اين ذات خشونت گرا را كنترل كند.
3. در جوامع انساني، تنبيهات قانوني و کنترل اجتماعی تمهيداتي هستند كه براي كنترل رفتار خشونت آميز انسان به كار گرفته مي شوند.
4. صلح گرايي ذاتي انسان، سوي ديگر اين طيف است. اگر اين فرضيه را بپذيريم كه انسان ذاتا در جستجوي صلح است آن وقت خشونت مي تواند انحرافي تلقي شود كه زاده شرايط غير عادي محروميت، رنج، عجز يا نااميدي است. در چنين صورتي بايد به دنبال تغيير شرايط غير عادي يك اجتماعي باشيم كه مولد خشونتند. مطابق این برداشت برای رفع خشونت باید محرومیت را کاهش داد، رنج و عوامل رنج زایی انسان را به حد اقل رساند و به افراد جامعه امید بخشید.
5.  شواهد تاريخي نشان مي دهد كه انسان به همان اندازه كه داراي ظرفيت عمل خشونت آميز است ظرفيت عمل صلح آميز و سازنده را هم دارد. به عبارت ديگر انسان در ميان دو سر طيف خشونت گرايي و صلح گرايي در نوسان است.
6. گرچه واژه خشونت violence از ريشه لاتيني زور vis گرفته شده است اما برخي كوشيده اند خشونت را از زور متمايز كنند. خشونت اغلب از تلاش براي جبران حس فرو دست بودن، زدودن سرخوردگي، رهايي از درماندگي و ناتواني سرچشمه مي گيرد. خشونت فرد غضبناكي را دقت کنید که چگونه با داد و بيدادهاي خود مي كوشد به گونه اي كسي را كه به او اهانت كرده ، خوار شمرده و تحقير كرده است نفي كند.   
7. گاهی لازم است خشونت را با خشونت کنترل کرد. از اینجا است که می توان به دو نوع خشونت منفی و مثبت پی برد. خشونت مثبت خشونت مقدسی است که اگر نباشد به حقوق افراد جامعه تعدی می گردد. پولیس با خشونت مقدس خود قادر است جلو بسیاری از رفتارهای خشن را بگیرد. خشونتی که نظم را در جامعه حاکم می کند یک نوع خشونت مثبت و مقدس است اما در مقابل خشونتی که بی نظمی تولید می کند و حقوقی شهروندان را ضایع میسازد این نوع از خشونت غیر مطلوب و منفی است.
8. خشونت با زور در همه جا بخصوص در افغانستان پیوند خورده است. زورمندان رفتار خشن نیز دارند. زنان، کودکان، اقلیت ها در افغانستان به این خاطر بیشتر مورد خشونت قرار می گیرند که زور کمتری دارند. زور و خشونت گرچه از يكديگر متمايزند اما همواره با يكديگر پيوند دارند. افراد خشونت را نهايت و غايت زور مداري مي دانند. خشونت همان شكل حاد زور است.
9. در ساده ترين تعريف مي توان گفت: خشونت عبارت است از اعمال نوعي آسيب  به غير از طريق كشتن يا ايجاد صدمات روحي. مي توان مفهوم خشونت را تا حوزه تهديد هم تعميم و تسري داد. يعني اگر كسي به خشونت و تهديد اقدام نمايد مثلا کسی را تهديد به مرگ، تهديد به ايجاد صدمات جسمي و روحي نماید در واقع وی رفتار خشونت آمیز انجام داده است. به همين دليل معناي اخير، دامنه گسترده تري پيدا مي كند و بايد اين حوزه را در قلمرو روان شناسي مورد مطالعه قرار داد كه آثار ذهني چنين تهديدي چه خواهد بود و قرباني اين تهديد در چه وضعيتي قرار خواهد گرفت.

دیدگاه شما