صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا راهبرد امـتیاز دهی، طالبان را به پشت میز مذاکرۀ رو در رو خـواهد کشاند؟

-

 آیا راهبرد امـتیاز دهی،  طالبان را به پشت میز مذاکرۀ رو در رو خـواهد کشاند؟

تردیدی نیست که یکی از مشکلات مذاکرات صلح افغانستان، قرار داشتن بیشتر سران گروه طالبان، به عنوان افراد تروریست در لیست سیاه نهاد های بین المللی مثل سازمان ملل است. از نظر حقوق و عرف بین الملل، این مسأله هم در اخذ مجوز سفر و هم در مذاکرات، برای آن عده از سران طالبان که از سوی سازمان ملل متحد در تحریم قرار دارند مشکل زاست. چنانکه در 29 دلو 1397، با طرح شکایت رسمی دولت افغانستان به سازمان ملل متحد، مبنی بر قرار داشتن بیشتر اعضای هیئت شرکت کننده طالبان (که قصد سفر به پاکستان را داشتند)، در لیست سیاه سازمان ملل متحد و آمریکا، مانع سفر آنان به پاکستان گردید. از سوی دیگر باید پذیرفت، زمانی روند مذاکرات صلح می تواند مسیر روان و هموار خود را طی نماید؛ که سهولتهای لازم در این راستا فراهم گردیده و موانع آن برطرف شود. اما باز هم شاهد هستیم که تا کنون به خاطر ملاحظات ویژه و مصلحت اندیشیهای کلی، مذاکرات زیادی به صورت چند جانبه و ... بین نمایندگان طالبان و کشورهای همکار بین المللی افغانستان و تأثیر گزار در حل بحران افغانستان برگزار شده است. البته همه این مذاکرات، با ادعای زمینه سازی و نزدیک کردن دیدگاه طرفین منازعه( حکومت افغانستان و گروه طالبان) برای مذاکرات رو در رو بوده است. آنهم در شرایطی که  سران این گروه( بالاخص بعضی از اعضای تیم مذاکره کننده ) در لیست سیاه سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری بین المللی قرار داشته است. نا گفته نماند که این موضوع را، بنا به ایجابها و ضرورتها، جهت فراهم سازی زمینه مذاکرات صلح، در شرایط خاص و استثنایی می توان توجیه کرد. ولی آنچه که مهم است این است که نباید اینگونه امتیاز دادنها از سوی کشور های همکار و سازمان ملل متحد، سبب به حاشیه رانده شدن جایگاه و موقعیت حقوقی حکومت افغانستان و نیز جری شدن و زیادی طلبی بیش از حد طرف منازعه گردد. بلکه حسن نیت نشان دادن در قالب پیش کش کردن امتیازات در جای لازم و معقول است که سبب نرمش و تعدیل در موضع طرف مقابل گردد. زیرا هدف ازمذاکره رسیدن به توافق است و توافق علی الاطلاق متضمن گذشت متقابل است. اما آنچه که تا به حال مردم افغانستان شاهد بوده است، این است که امتیاز دادنهای یک سویه، بیشتر موجب سرسختی در مواضع و زیاده خواهی در مطالبات گروه طالبان در روند مذاکرات شده است. به گونهای که اکنون از شیوه رفتار و اظهار نظر آنان، اینطور استنباط می شود که دولت از سر استئصال و در ماندگی به مذاکرات صلح روی آورده. در حالیکه ناظران بین المللی و کشور همکار میدانند که این گروه تاریک اندیش و متحجر وا پس گرا ، در این چند سال، از هیچ نوع جنایت برعلیه مردم رنج دیدۀ افغانستان فرو گذار نکرده است. و در این مدت 18 سال، بی سابقه ترین اشکال جنایت را علیه شهروندان بیگناه افغانستان بنام خود ثبت کردهاند.
البته برکسی پوشیده نیست که اقدامات جدی و تلاش های دوام دار حکومت افغانستان، برای رسیدن به صلح، به خاطر مصالح علیا و منافع کلان ملی می باشد. و حکومت به منظور دستیابی به یک مکانیزم عادلانه صلح که در چارچوب آن، دست آوردهای 18 ساله؛ مثل نظام جمهوری اسلامی، حقوق بشر، حقوق زنان، قانون اساسی، دموکراسی و آزادی بیان گامهای مهمی را برداشته است.
اما با این وصف باید در نظر  اشت؛ که در عرف دیپلماتیک و رویه مذاکرات جهت حل منازعه، رسم و قاعده براین است؛ زمانی میتوان منافع ملی را از مجرای مذاکره و گفتگو به حد کثر رساند و یا روی خط محور برد-برد گام برداشت و به یک دستا ورد قابل قبول و آبرو مندانه ختم کرد؛ که دو فاکتور فشار و بسته پیشنهادی تشویقی و امتیازات، هم زمان عمل کنند. یعنی سیاست تهدید و تشویق، که در ادبیات دیپلماتیک از آن به راهبرد « چماق و هویج Carrot and stick » نیز تعبیر میشود. به قسمی که طرف مذاکره کننده به این باور برسد که در صورت ترک میز مذاکره و یا عدم تعدیل در مواضع و خواسته های خود، باید منتظر تحمل شدید ترین مجازات، و وارد شدن ضربات سنگین و خسارات کمرشکن باشد. از این نظر بر حکومت است که در کنار پیش بردن دیپلماسی مذاکره، روی راهبرد نبردهای میدانی هم توجه جدی نماید. و نیروهای امنیتی دلیر کشور را بیش از پیش تقویت نماید؛ و راهبردهای نظامی تازۀ را طراحی کند. در حقیقت تا زمان که هزینه های دشمن در میدان نبرد بالا نرود و عرصه بر آنها تنگ نگردد؛ بسیار بعید است که از طریق رای زنی و لبخندهای دیپلماتیک بتوان دشمنی را که از پیمان شکنی همواره به عنوان تاکتیک استفاده کرده است حاضر به گفتگویی رو در رو، و پشت میز مذاکره نمود. از این زاویه نباید از مؤثریت و کار آمدی قدرت نظامی به مثابۀ ابزار دیپلماسی غافل شد. در واقع بهره گیری از استراتژی جنگ زورمندانه و استفاده عمومی و آگاهانه از قدرت نظامی برای آسیب زدن، مرعوب کردن، تضعیف روحیه دشمن با هدف برتری بخشیدن به چانه زنی سیاسی برای تحصیل موضع برتر، در طول تاریخ کار آمدی خود را به اثبات رسانده است.
از طرف دیگر باید بدانیم که حریف شناسی و روان شناسی حریف، در صحنه سیاست شرط لازم در تأمین منافع و داشتن دست برتر در پشت میز مذاکره است. ما مردم افغانستان باید این قدر درک کرده باشیم؛ که دشمن ما تا کنون به اثبات رسانده است که پیمان شکن ترین و بی تعهد ترین دشمنان تاریخ هستند. چنین دشمنانی را فقط از طریق ابزار زور میتوان وارد پروسه گفتگو و مذاکره ساخت؛ نه با سیاست مماشات و دادن امتیازات پیهم. به هرحال آنچه که تا به حال در صحنه دیپلماسی بنام مذاکرات صلح رخ داده است (با مسامحه) خوش بین هستیم و حمایت میکنیم. اما نسبت به امتیاز دادن های یک جانبه، مثل خارج ساختن اعضای مذاکره کننده طالبان از لیست سیاه سازمان ملل متحد و ایالات متحده آمریکا، با تردید مینگریم.
گرچه سازمان ملل متحد تا کنون در رابطه به خارج ساختن موقت اعضای مذاکره کنندگان طالبان از لیست سیاه، چیزی نگفته است. و دولت افغانستان هم اظهار نظر رسمی در این رابطه نداشته؛ ولی با این حال حکومت افغانستان، باید از جایگاه و صلاحیت حقوقی خود نهایت استفاده را ببرد. یعنی با استناد به صلاحیتهای حقوقی خویش، نباید هیچ نهاد و دولتی بدون هماهنگی و در نظر داشت منافع علیایی دولت و ملت افغانستان اجازه یابد تا دشمنان شهروندان افغانستان از لیست سیاه خارج گردد. و از این طریق به کسانی که دست شان به دهها اعمال تروریستی علیه نیروهای امنیتی و شهرواندان عادی این کشور آلوده اند؛ اجازه قدرت نمایی بیشترداده شود. چرا که صرف نظر از اینکه امتیاز دادن یک جانبه به دشمن عهد شکن مثل طالبان نمیتواند راهبرد درست باشد؛ بحث خارج شدن اعضای طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل در قدم نخست در صلاحیت حکومت افغانستان است نه دیگر کشور و یا کدام نهاد بین المللی. از این روی بر حکومت افغانستان است که به حیث نماینده اراده مردم و حافظ منافع شهروندان این سرزمین، به صورت قدرت مندانه و عزت مندانه از جایگاه و صلاحیت حقوقی خویش دفاع نماید.               

دیدگاه شما