صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۵ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عوامل ریزش احزاب سیاسی در افغانستان (بحران مشروعیت رهبری)

-

 عوامل ریزش احزاب سیاسی در افغانستان (بحران مشروعیت رهبری)

از لحاظ تئوریک، رهبری جامعه  به عنوان  بنیادی ترین مفهوم  در علوم سیاسی  و اجتماعی مطرح است. نقش رهبری در حیات سیاسی  و اجتماعی جوامع  در امتداد تاریخ  بشر  برجسته، حیاتی  و انکار نا پذیر  است. اساسی ترین  پرسش در زمینه ی رهبری  سیاسی جامعه این است که  چه فاکتور ها و عوامل  موجب  بحران  مشروعیت  یا ناکارمدی رهبری  سیاسی در یک جامعه می گردد؟  به نظر رسد؛  رهیافت  پاسخ روشن  به پرسش فوق، نیازمند بررسی دقیق  و همه جانبه ی نوع رابطه  و عملکرد رهبران  سیاسی جامعه با  مردم  و عمق استراتژیک قدرت سیاسی حاکم بر جامعه است،  بنابر این؛ مفهوم رهبری جامعه  یک امر ذاتی،  وارثتی و یک مفهوم  برساخته ای تصنعی نیست، رهبری جامعه ظرفیت  و قابلیت است که  در بستر روابط سیاسی  و اجتماعی جامعه  ساخته  و تفسیر پذیر می شود در معرض محک  و آزمون مدیریت سر نوشت سیاسی جامعه  قرار  می گیرد،  مشروعیت  و عدم مشروعیت سیاسی خودش را به اثبات می رساند. درحقیقت پدیده ی رهبری،  تابع الزامات زمانه، درک شرایط دشوار،  حفاظت و حراست از  ارزشها  و آرمانهای  تاریخی  و حیاتی یک جامعه است که عنصر زمان  و الزمات زمانه در  تعیین کیفیت رسالت  و مسئولیت رهبران سیاسی  جامعه نقش اساسی دارد  و مسیر رهبری سیاسی جامعه را  مشخص می سازد.  در واقع رهبری سیاسی جامعه،  به معنای مدیریت دقیق روابط قدرت سیاسی  و اجتماعی در شرایط حساس جامعه است  از این جهت است که  شرایط دشوار  و بحرانی یک جامعه،  رهبر کاریزماتیک تولید می کند، رهبری کاریزما به معنای عصاره ی دردها، رنجها، آرمانها و آرزوهای  توده های رنج کشیده ی تاریخ است که بدون  استدلال  و پرسش از  وی اطاعت  و پیروی می نمایند، شرایطی  که رهبری کاریزماتیک را می سازد یک نوع شرایط استثنای   مستلزم ظرفیت  و شخصیت کاریزما تیک است که این قابلیت و ظرفیت در همه ی رهبران سیاسی جامعه وجود ندارد.  به قول معروف "هر که چهره با زغال سیاه کند آهنگرش نمی خواند" رهبری سیاسی جامعه  مبتنی بر ارزشهای  مانند: صداقت، باورمندی، مسئولیت پذیری، آگاهی دهی، هدفمندی، ایجاد اعتماد، ایثار  و از خود گذری، نقد پذیری، اصالت منافع  و حفظ ارزشها  و آرمانهای تاریخی  و سیاسی مردم  است  و  در پرتو ارزشهای مذکور  معنا پذیر می شود، رهبری جامعه  به معنای حفظ ثروت، قدرت، موقعیت شخصی، تجارت سیاسی  و اقتصادی،  بر خورد ابزاری، دلاُلی سیاسی، شعار های پوپولیستی،  فریب، نیرنگ، دروغ، فرصت طلبی، زر اندوزی، برتری خواهی و خود محوری به بهای هر گزینه  و ابزار مقدس و نا مقدس نیست.  رهبری سیاسی جامعه  به معنای  نماد سیاست عقلانی  و ارزشی جامعه است که داشته ها و نداشته های سیاسی گذشته، حال و آینده جامعه  در آیینه ای  رفتار و عملکرد سیاسی  آن   سنجیده  و قضاوت می شود، بنابر این؛ عدم درک درست رهبران سیاسی از الزامات زمانه  و ماهیت شرایط  و سیاست حاکم  برجامعه، کوتاهی، بی مسئولیتی، غفلت و ناتوانی آنها  در برابر آرمانها،   ارزشها  و باورهای مردم موجب گسست نسلی در جامعه می گردد. گسست  نسلی  زمینه  و بستر  بحران مشروعیت رهبری را  فراهم  می  سازد. بحران مشروعیت رهبری یکی از اساسی ترین عوامل  ریزش احزاب سیاسی می باشد که احزاب سیاسی افغانستان از این قاعده مستثنی نیست.  به نظر می رسد؛ درشرایط فعلی،  نسل جدید جامعه ای افغانی به سمت یک نوع گسست  سیاسی به پیش می روند، فلسفه وجودی این  گسست در  سیاست ها  و رهبری ناکار آمد رهبران سیاسی جامعه  نهفته است   به هر میزان که گسست مذکور  بین  رهبری  سیاسی سنتی  و نسل پرسشگر و منتقد جامعه  بیشتر گردد به همان میزان از مشروعیت رهبری سیاسی جامعه کاسته می شود. دلیل بر این مدعی، ریزش ساختاری برخی از احزاب سیاسی در کشور است، احزاب سیاسی  که بر اثر بحران مشروعیت رهبری  چند پارچه   و تجزیه شده اند  تا سر حد چند فرد  و یا اعضای خانواده تنزل یافته اند  و  به ابزار های سیاسی  شخصی  و خانوادگی تبدیل شده اند  و از شخصیت  سیاسی و حقوقی  آنها جزء نام ظاهری  و سند تأسیس چیزی دیگری باقی نمانده است در حالیکه دموکراسی  نو پا در افغانستان به احزاب سیاسی قدرتمند، ساختارمند، ملی، فراگیر  و مردم محور ضرورت دارد.
ادامه دارد...

دیدگاه شما