صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۴ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اتهام های مطالبات جنسی در ادارات

-

اتهام های مطالبات جنسی در ادارات

امروزه بحث های داغ رسانه های اجتماعی دربارۀ مطالبات جنسی در ادارات افغانستان روی زبانهاست که لازم دیدم تا من نیز به عنوان شهروند این سرزمین و همچنین به حیث یک زن دیدگاه شهروندی خود را در این باره با شما شریک بسازم.
در نخست لازم است تا بدانیم که چرا در این وقت و زمان که مردم افغانستان به استقبال یکی از سرنوشت سازترین و بزرگترین رویدادهای سیاسی که انتخابات ریاست جمهوری پیش رو باشد، این مسأله داغ شده است؟
آنچه که به نظر می رسد، تمام آنانی که این مسأله را داغ کرده اند، نه دل شان به مسائل اخلاقی می سوزند نه ارزشی آن چنانی به مسائل حقوق بشری زنان قائل هستند، پس واقعیت این است که زنان در این مسأله قربانیان اصلی بازی های سیاسی انتخاباتی است که به طور مشخص برای به اصطلاح زدن تیم دولت ساز از سوی دیگر تیم های انتخاباتی روی دست قرار گرفته شده است و مسالۀ ارگ و فساد اخلاقی صرفا بهانه است.
البته از حق نگذریم که مساله در خواستهای غیر اخلاقی در بدل کار که به زنان پیشنهاد می شود، امر واقعی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. اما این مسأله تنها منحصر به ارگ یا کابل نیست، در اکثر ادارات دولتی در مرکز و ولایات کم و بیش چنین قضایایی اتفاق می افتد، دوم این که این امر مختص امروز نیست، از هیجده سال به این طرف که حضور زنان در ادارات قوی تر شده است، به همان میزان خشونت و سؤ استفاده جنسی از زنان نیز افزایش یافته است.
مسأله خشونت علیه زنان حتی اختصاص به افغانستان ندارد، بلکه در خیلی از کشورها یکی از معضلات اجتماعی و اخلاقی به شمار می رود. اما اگر این مسأله بحث داغ این روزهاست نه رقابت انتخاباتی سالم و بازی های جوانمردانه در فضای انتخاباتی است؛ بلکه رقابتهای ناسالم بر سر قدرت است که متأسفانه آنچه که در اینجا قربانی می شوند، کسی نیست به جز زنان افغانستان که به تازگی در فضای دموکراسی راهی برای راه یافتن به سیاست و اداره باز کرده اند.
پس بدیهی است که برطرف کردن مشکلات زنان در ادارات دولتی و نهادهای خصوصی مدنظر هیچ یک از آنانی نیست که به این مسأله دامن می زنند، بلکه این مساله توسط تعدادی از افراد در این برهه زمانی حساس که به برگزاری انتخابات نزدیک می شویم داغ شده است که نشان می دهد طمع قدرت بانی تمامی این آشفتگی هایی است که به منظور بدنام کردن تیم دولت ساز است که اکنون بر اساس فیصله استره محکمه تا برگزاری انتخابات پیش روی زمام قدرت سیاسی را بر دست خواهد داشت که در این کارزار بدبختانه زنان سوژه قرار گرفته است.
لازم است که یادآوری کنم که این تهمت ها و ادعاها همان منطق گروه طالبانی است که زنان افغانستان سالهای زیادی با آن مبارزه  کرده اند و قربانیهای زیادی داده اند تا توانسته اند دوشادوش مردان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... فعالیت کنند و در پناه دموکراسی به برابری حضور جنسیتی در ادارات افغانستان و قدرت سیاسی دست پیدا  کنند.
این را نیک می دانیم که حکومت افغانستان بر اساس استراتژی ها و پالیسی های خودش برنامه دراز مدتی دارد تا حضور زنان در قدرت سیاسی بالا برود ولیکن این مسائلی که امروزه سر زبان ها افتاده و خیلی ها از سر نادانی این آتش را پکه می کنند، بزرگترین ضربه به سیاست برابری جنسیتی زنان در ساختار قدرت سیاسی افغانستان است. مسلما این مسأله باعث خواهد شد تا پدر و مادرها نگذارند تا دختران شان به مکتب بروند و سپس وارد مشاغل سیاسی و اداری شوند که این همان اهداف تروریستانی چون طالبان و داعش هستند که ما با آن مبارزه می کنیم.
مسلما در زمان پس از حکومت طالبان زنان افغانستان ثابت کرده اند که می توانند هم ردیف با مردها در عرصه های مختلف از جمله قدرت سیاسی ظاهر شوند و چه بسا بهتر از آنان وظایف محوله خود را انجام دهند. زنان در طول چند سال گذشته فعالیت های چشمگیری داشته اند، که این فعالیتها در دوره حکومت وحدت ملی نسبت به دوره های گذشته بیشتر شده و فرصتهای بیشتری برای رشد زنان فراهم آمده است.
این را نیز می توان افزود با آنکه زنان در سراسر دنیا همواره مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته اند؛ حتی در آمریکا که مهد دموکراسی است زنان از این مشکل رنج می برند، اما نباید این مسأله را سیاسی کرد و از بعد اجتماعی و اخلاقی آن کاست و آن را ابزاری برای کوبیدن و زدن رقبای سیاسی و انتخاباتی خود قرار داد و زنان را به عنوان سلاح سرد سیاسی تیشه ای ساخت که متاسفانه به ریشه حیثیت زنان و فعالیتهای نوپای زنان افغانستانی و حیثیت تمام مردم افغانستان ضربه می زند.
از همه چیز که بگذریم، آنچه شگفت انگیز است، اظهارات اخیرجنرال حبیب احمدزی و مریم وردک است که خود همین اظهارات مشکوک به نظر می رسد؛ چرا در این شرایطی که مردم آماده می شوند تا در همایش بزرگ و تاریخی انتخابات ریاست جمهوری آماده شوند، یک باره همانند قارچ سر از زمین بر می دارند که بدبختانه نمونه ای از ضربه ی محکمی به زنان فعال و دستاوردهای چندین ساله آنان است. آقای احمدزی و خانم وردک با این ادعاها نه تنها خدمتی به مردم افغانستان و به زنان کشور به جامعه رو به پیش انجام نداده است که آشکارا به شعور و حیثیت جمعی مردم به خصوص زنان توهین و تحقیر روا داشته است و سد محکم و جدیدی در برابر زنان فعال جامعه و آن دسته از زنان که به تازگی می خواهند قدم به جامعه بگذارند ایجاد کرده اند.
در اینجا به طور مشخص می توان آقای احمدزی و خانم وردک را مخاطب قرار داده و گفت: ایا این ادعاها خود نوعی خشونت علیه زنان نیست؟ آیا بی باوری را نسبت به زنان در جامعه دامن نمی زند؟ بنابراین لازم و ضروری است که در کنار دیگر خشونت ها مثل تجاوز جنسی، بریدن گوش و بینی، سنگسار و ... این نوع خشونت نیز مورد بررسی عدلی و قضایی قرار بگیرد و باید زنان به ویژه آنانی که در ساختار قدرت سیاسی هستند و آنان که در مشاغل غیر حکومتی هستند علیه این بدنامی ها اقدام قانونی و مدنی کنند.
اکنون من به عنوان شهروند این کشور و البته زن افغانستانی می خواهم ازمدعیان بپرسم که آیا تمام زنهایی که در ارگان های مختلف مشغول فعالیت هستند از راه تن به این مقام رسیده اند و یا در این بین کسانی هم هستند که بر اساس لیاقت و شایستگی به پیش رفته اند؟  همچنین از مدعیان می خواهم که به جای خروج از کشور، بیایند و برای ادعای خود ثبوت ارائه دهند تا با ادعای بدون سند سد جدیدی برای زنان ساخته نشود.
به خصوص از خانم وردک که از جنس همین قربانی هاست باید پرسید نباید به جای این ادعاها راه درست مبارزه عدالتخواهانه را جستجو کنیم؟ مسلما نباید دست از مبارزه کشید و برای هرگونه خشونت علیه زنان مبارزه باید کرد؛ ولی نه  اینگونه که صرفا ادعای حثیتی است.
در پایان یک بار یگر خلاصۀ آنچه که در بالا گفته شد تکرار می کنم که این ادعاها چیزی نیست به جز رقابت انتخاباتی که در این جا فقط زنان قربانی می شوند. بنابراین از تمام زنانی که از آنها مطالبات جنسی صورت گرفته می خواهم تا برای ادعاهای خود سند ارائه کنند تا موج جدیدی از افشاگری به راه انداخته و مبارزه را به صورت جدی آغاز کنیم. اگر تمام زنان دست به دست هم داده  و علیه فساد اخلاقی مبارزه کنند، دیگر هیچ مردی در هر مقامی که باشد جرات این را به خود نمی دهد تا به زنان مانند برده جنسی نگاه کرده و از هرفرصتی برای سواستفاده از آنها سود ببرد.

دیدگاه شما