صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۵ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تبار شناسی فحش‌های ناموسی و اتهام‌های جنسی

-

 تبار شناسی فحش‌های ناموسی و اتهام‌های جنسی

سر و صداهای اخیر رسانهای و اتهامهای سوء استفاده جنسی از زنان در ادارات دولتی، مثل بمب ترکیده و هنوز فضای مجازی را در اختیار خود داشته و اذهان عمومی جامعه را به خود مشغول کرده است. این نوشته در مقام داوری و قضاوت این ادعا نیست و در پی رد و تأیید این موضوع نمیباشد بلکه میخواهد این موضوع را از زوایه جامعهشناختی به بحث و بررسی گرفته و زمینههای فرهنگی و اجتماعی «اتهامهای جنسی و فحشهای ناموسی» را به عنوان یک پدیده اجتماعی به کاوش بگیرد. این نوشته میخواهد به این سوال پاسخ بگوید که ریشههای این موضوع به کجاها میکشد و چه بار ارزشی و فرهنگی را به همراه دارد.
«ناموس» که در اصل واژه ای یونانی به معنی قانون است، در فرهنگ ما به هنجارهای پذیرفته شده در رفتار اجتماعی مربوط به زن و مرد و روابط جنسی پذیرفته جامعه گفته میشود. «ناموسدار» یا «با غیرت» صفتی است که به معنای نیکنامی، سرافرازی، آبرو داری و پاکدامنی میباشد.
در تبارشناسی این مفهوم باید گفت که این موضوع از تهنشستهای فرهنگی اعصار بسیار دور و از سنگوارههای اجتماعی دوران قبایلی است که ریشه در ساختار سنتي، حاکميت پدرسالاري، نگاه ابزاري به زنان، سلطه بی چون و چرای وجدان جمعي و عصبيتهای ایلی و تباری آن دوران دارد. در ساختار زندگی قبایلی، زن جزء مایملک مرد محسوب میگردید و حفاظت از داراییها و مایملک، وظیفه و مسؤلیت مردان و همچنین نشان عرضه و اثبات مردانگی آنان بود. در جوامع سنتی و در فقدان ساختار قوانین و مکانیزمهای حقوق و دادخواهی جامعه به منظور تداوم زندگی جمعی به مردان قبیله این حق را داده بود که هر مردی باید یک تنه نقش سارنوال و قاضی و پلیس و مامور اجرای مجازات و حتی جلاد را در مورد خانواده و متجاوزین به حریم خانواده ایفا می کرد. قبیله در ایفای چنین نقشی نه تنها که پشتیبان مرد بود بلکه به مرد حقوق و اختیار کامل می داد و در صورت نیاز او را نیز کمک و یاری میکرد.
در نظام زندگی ایلی، دزدان اموال و داراییها را دست میبریدند و دزدان و متجاوزین به ناموس (زنان متعلق به خانواده) را سر میبریدند و اگر زنان خانواده خود در این تجاوز دست میداشتند سزاوار مرگ بودند و فقط مرگ آنان میتوانیست این لکه ننگ را از دامان خانواده پاک نماید. بنابراین، رابطه خارج از عرف (نامشروع) اگر بدون مجازات گذارده می شد، بیانگر بی عرضگی مرد و «بی ناموسی» او و عدم پایبندی او به قوانین و سنت های قبیله بود. «بی ناموسی» نظم جامعه قبیلهای را در هم می ریخت. تداوم و نظم جامعه در قالب دفاع از «ناموس» امکانپذیر میشد. مردی که از ناموس خود دفاع نمی کرد یا نمیتوانست، به اندازه مردی که به «ناموس» دیگران تجاوز می کرد، مخل نظم جامعه بود. در نتیجه چنین مردی شایسته جماعت قبیله نیکنام در مقابل قبایل دیگر نبود و باید از جامعه طرد میشد.
در چنین جوامعی، فحش ناموسی در حقیقت اتهام جنسی بود که به معنای سرپیچی از قانون قبیله مطرح می شد و به تعبیر دیگر، درخواست طرد یک فرد از جمع را به خاطر اینگونه سرپیچی به همراه داشت. بدین ترتیب در فرهنگ قبیله فحش ناموسی نه فقط یک حرف زشت مثل فحش های دیگر، بلکه تهمتی جدی بود که اگر واقعیت می داشت، باعث سرافکندگی و شرم فرد بود و به طرد او از قبیله می انجامید. چه بسا فرد در دفاع از خود و رهایی از اتهام وارده و برای پذیرفته شدن مجدد در جمع باید دست به قتل می زد و خون می ریخت، یا خودکشی می کرد و یا سر به بیابان می گذاشت.
امروزه فحشهای ناموسی و اتهامهای جنسی که اکثراً در قالب نسبت دادن فاحشهگی یا مورد تجاوز قرارگرفتن طرف مقابل یا یکی از اعضای خانواده او حواله میشوند، تمام بار ارزشی و فرهنگی دوران قبایلی را ندارد؛ اما هنوز هم به منظور تخریب شخص و شخصیت دیگران و همچنین وسیله تحقیر و سرکوب جانب مقابل استفاده میشود.
در فرهنگ های آسیایی به ویژه در منطقه ی خاور میانه، هنوز همه افراد مونث خانواده یک مرد، ناموس، شرافت تباری و پاکی و آبروی خانواده محسوب میشوند و از اینرو، حفاظت از ناموس نیز هم مسؤلیت و هم افتخار مردان خانواده بهشمار میآید. در نتیجه از این رو، واکنش فرد در مقابل فحش ناموسی در حقیقت واکنش در مقابل یک تهمت و یک ننگ اجتماعی است و از همین جهت است که واکنش به اتهامهای جنسی و فحشهای ناموسی به شدت خشن و غیر قابل تحمل تلقی میشود و اکثراً نیز منجر به جنگ و نزاع یا قتل میشود. در حالیکه در فرهنگهای دیگر بعضی از فحشها، بیمعنا و برخی دیگر حساسیت اینچنینی را نخواهند داشت.

دیدگاه شما