صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۵ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آسیب شناسی روند جاری مشارکت زنان در فعالیت های سیاسی- اجتماعی

-

آسیب شناسی روند جاری مشارکت زنان در فعالیت های  سیاسی- اجتماعی

از  هجده سال قبل بدین سو نهادهای مختلف ملی و بین المللی در افغانستان نیز برای افزایش حضور زنان وسهیم سازی انان در فعالیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تلاش دارند. اما نشر گزارشها و تشکل دوسیههای مبنی بر استفاده ابزاری از زنان این تلاشها را با گسست مواجه می سازد.
بدون شک یکی از مؤلفههای اساسی توسعه یافتگی، سهیم شدن زنان و مردان بصورت مساویانه در فعالیت های مورد نیاز جامعه می باشد. اکثر کشورهای توسعه یافته این موضوع را با جدیت دنبال کرده اند و تا حدودی می توان گفت که شریک ساختن قشر آسیب پذیر جامعه در بیشتر مسایل دنیای امروز حل شده و دوشادوش مردان برای پیشرفت و ترقی خود و کشور خود کار و تلاش می کنند. در جوامع پیشرفته دیگر تفاوتی چندان بین جنسیت قایل نبوده و همه شهروندان یک کشور بدون هیچ تفاوتی در ساختارهای مختلف حضور دارند و فعالیت می کنند. اما این مساله در کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه از جمله در کشور ما به صورت جدی حل نگردیده و هنوز هم زنان به عنوان شهروندان دسته دوم جامعه تلقی میشوند و مخصوصا در مناطق روستایی بیشتر به  فعالیت های داخل خانه و یا خانه داری صرف مشغول اند.  این امر نه تنها در خیلی از مسایل آسیب های جدی به توسعه و پیشرفت کشورها وارد نموده؛ بلکه زنان را نیز با بی انگیزگی و یا هم مشکلات جدی دیگری روبرو ساخته است. دولت های مختلف امروزه در تلاش هستند که از طرق مختلف بتوانند زنان را حمایت نموده و شامل فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نمایند. افغانستان یکی از کشورهایی است که در این قسمت رشد نسبتا خوبی دارد. با این وجود، این سوال مطرح است که آیا راههای در پیش گرفته شده برای اشتراک زنان در فعالیت های سیاسی- اجتماعی و یا اقتصادی می تواند ما را به برابری جنسیتی برساند؟ یا زمینه را برای استفاده های ابزاری از زنان مساعد می سازد؟
در افغانستان بعد از پشت سر گذاشتن چندین دهه نا بسامانی ها و بی ثباتی و با بوجود آمدن حکومت دموکراتیک، ضمن تلاش برای توسعه، مساله تساوی جنسیت نیز به صورت جدی مطرح شد. سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی با اشکال متفاوتی تلاش کردند حضور زنان در ادارات، فعالیت های سیاسی و اقتصادی در سطح جامعه را افزایش دهند، در اغلب نهادها برای کمک به شمولیت زنان در بخش های کاری شان امتیازات خاصی را نیز در نظر گرفته اند تا هم امکان حضور زنان در ادارات افزایش یافته و هم تشویقی برای بقیه زنانی که علاقمندی چندان برای فعالیت های اجتماعی ندارند باشد. در این مدت پروژههای متفاوتی در نظر گرفته شده و پولهای زیادی به مصرف رسید و تلاش های نیز صورت گرفته تا حضور زنان را در فعالیت های اجتماعی افزایش دهند. اما به طور جدی روی دانش اندوزی و ارتقای ظرفیت زنان اقدامات جدی صورت نگرفته است. اقدامات انجام شده یا ناچیز بوده و یا هم مقطعی و پروژه ای به پیش رفته است. با وجودی که فعالیتهای نیز در حال انجام است تا بتوان از این طریق حضور زنان را در کارهای مختلف سرعت بخشید؛ اما مشکل دیگری که در ادارات وجود دارد نادیده گرفته شده است.
در قدم اول برای سهیم ساختن زنان در توسعه جامعه، روی ارتقای ظرفیت و اندوخته های علمی شان کار شود که بدون شک زنان توانمند می توانند فضای اجتماعی و حتا باورهای مردم را نسبت به زنان تغییر دهند و حتا نمونهای می شوند برای زنان دیگر جامعه ما که نه امکانات لازم دارند و نه هم انگیزه کافی برای تلاش و کار در بیرون از خانه؛ به جای همه این مصارف که برای تساوی جنسیت و حضور آنان در فعالیت های اجتماعی صورت گرفته این امکان نیز وجود داشت تا مراکز آموزشی در سطوح مختلف ایجاد کرده و زمینه آموزش شان را به شکل ویژه و گسترده فراهم می کردند. در این صورت لازم نبود ما در زمان اخذ امتحان و شامل شدن در یک اداره امتیاز و یا هم نمره اضافه برای خانم ها در نظر بگیریم و بستر را برای سوء برداشتهایی که اخیرا شکل گرفته فراهم کنیم.  وقتی توانمندی لازم در وجود اشخاص باشد نیازی به همکاری های این چنینی نیست که متاسفانه این مساله امتیاز  در مواردی زمینه سوء استفاده های شخصی را برای افراد و اشخاص مساعد ساخته است. اکنون با کمال تأسف بسیار برجسته شده است که استخدام زنان برای استفادههای ابزاری و تحت عنوان شعار تساوی جنسیت، بدون در نظر داشتن لیاقت و شایستگی  صورت میگیرند. زنانی که لیاقت و توانایی کافی برای کار و یا هم تجربه لازم در بخش های مربوطه نداشته باشد بدون شک مجبور می شوند خواهان همکاری از سوی همکاران اداری خود شوند و این امر زمینه را برای سوء استفاده از صلاحیت های کاری به پیش می آورند.
قدم دوم؛ در صورتی که زنان توانمند با ظرفیت بالا در یک نهاد شامل کار شوند می توانند به صورت جدی اعمال نفوذ نموده و با مشکل جدی روبرو نشوند چون اینگونه زنان نه تنها کارها و فعالیت های مربوطه خود را می توانند به وجه احسن انجام دهند؛ بلکه همکار خوب برای دیگر کارمندان و کارمند خوب برای اداره و نهاد خود باشند، فقط ظرفیت های بالای زنان است که می توانند مانع سوء استفاده های دیگر کارمندان و یا هم زمینه استفاده شدن ابزاری را از دیگران بگیرند.
وقتی نهادی برای تساوی جنسیت فقط متوسل می شود به دادن امتیاز بدون در نظر داشت توانایی و آن هم برای اینکه وسیلهای باشد برای تبلیغات تساوی جنسیت شان، نه تنها زمینه را برای طبقه اناث این جامعه محیا نساخته ایم بلکه برای بی انگیزه ساختن دیگر زنان جامعه ما کار کردیم. گاهی در خیلی از موارد می توان به صورت واضح و آشکار مشاهده کرد که استخدام و جذب زنان در نهادها به دلیل اینکه زنان هیچ مخالفتی در تصمیم گیری نمی توانند صورت میگیرد و این امر خود استفاده ابزاری از طبقه زنان جامعه ما را نشان می دهند.
آنچه در این امر ضروری پنداشته می شود این است که همه نهادها اعم از دولتی و خصوصی روی ارتقای ظرفیت و بالا بردن تواناییهای کاری زنان جامعه تلاش نمایند، تا با توجه به تخصص و ظرفیت مسکلی خود شامل کار شوند. در حالی که ما به سمت اعطای امتیاز مثبت به زنان حرکت کرده، مانع از شکل گیری فرهنگ توانمندسازی زنان شده ایم. در چنین شرایطی نشر گزارشها مبنی بر سوء استفاده از زنان در نهادهای ورزشی و اداری انگیزه  زنان را برای حضور در عرصههای سیاسی و اجتماعی از بین می برد. بدین ترتیب نه تنها تلاشهای ما منجر به برابری جنسیتی نگردیده که روند عقبگرد را در پیش خواهیم گرفت.

دیدگاه شما