صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۴ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مبارزات انتخاباتی توطئه محور؛ از نبود برنامه‌های ملی تا باج‌گیری سیاسی-اقتصادی

-

مبارزات انتخاباتی توطئه محور؛ از نبود برنامه‌های ملی تا باج‌گیری سیاسی-اقتصادی

در کشورهای دموکراتیک تبلیغات انتخاباتی و تلاش برای کسب قدرت و برجستهسازی نقاط ضعف رقبا از سنتهای مبارزاتی به شمار میرود. در افغانستان مسأله مبارزات انتخاباتی و تبلیغات سیاسی بیشتر حالت بده بستان دارد تا تلاشهای هدفمند در راستای به کرسی نشاندن اهداف بلندمدت در سیاست ورزی ملی. در این روزها، نخبگان سیاسی کشور بیشتر راجع به موضوع مصالحه با طالبان و انتخابات ریاست جمهوری 1398 افغانستان دغدغه ذهنی دارند. افغانستان طی دو دهه گذشته شاهد چند انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بوده است که این موضوع را میتوان بهعنوان تجربههای مبارزات دموکراتیک برای کسب قدرت سیاسی در کشور دانست؛ اما در باب پختگی رهبران سیاسی و فرهنگ سیاسی مردم افغانستان اما و اگرهای متعدد وجود دارد. هرچند تا آغاز رسمی مبارزات انتخابات ریاستجمهوری مدتی باقیمانده است؛ ولی زدوبندهای پیدا و پنهان برای یارگیری سیاسی، تطمیع نمودن افراد بانفوذ، به رخ کشیدن نقاط ضعف رقبا و چانهزنی برای معامله با اربابان و خوانین محلی آغازشده است. پرسشی که اینجا مطرح میشود این است که کدام عوامل باعث شدهاند که مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در افغانستان حالت توطئه آمیز، بیبرنامگی در سطح ملی و باجگیری سیاسی و اقتصادی به خود بگیرد؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش لازم است که فرهنگ سیاسی و انتخاباتی مردم افغانستان مورد بررسی قرار بگیرد. تمامی جوامع با توجه به فرهنگ، گذشته تاریخی-سیاسی، ژئوپلیتیک، میزان تحصیلات و میزان درآمد از نوع رفتار منحصر به فرد برخوردار است که کمتر میشود شبیه آن را در سایر جوامع یافت. بهتبع این موضوع وقتی مسأله فرهنگ سیاسی و انتخاباتی در افغانستان مورد بحث قرار میگیرد، بهصورت ناخودآگاه عوامل تأثیرگذار بر آنها در ذهن هر پرسشگر و کنشگر سیاسی خطور مینماید. مهمترین عوامل که در نوع رفتار انتخاباتی نخبگان و توده مردم افغانستان نقش بارز دارند را میتوان چنین برشمرد:
الف- فقر اقتصادی: هرچند در میان دانشمندان علوم سیاسی در باب این موضوع که گویا میان دموکراسی باثبات و توسعه اقتصادی نسبت معنادار برقرار است، توافق نظر وجود ندارد؛ اما تجربه تاریخی در بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین نشان داده است که فقر اقتصادی ثبات سیاسی و دموکراسی در آن جوامع را به خطر انداخته است. شاید بتوان با ارائه نمونه مانند هند، این فرضیه را به چالش کشید اما بازهم میتوان گفت دموکراسی هند علیرغم پایداری خود بهسوی پوپولیسم درحرکت است و بیشترین کسانی که در دام پوپولیسم میافتند طبقه فقیر جامعه هند است. افغانستان مانند بسیاری کشورهای جهانسومی از چالش های مزمن بیکاری و فقر اقتصادی رنج میبرد و انتخابات برای بسیاری از مردم افغانستان سفره زودگذر و یک فرصت اقتصادی محسوب میشود که باید حداکثر تلاش صورت بگیرد تا از حق شهروندی که همانا اعمال رأی است، بهرهوری اقتصادی صورت بگیرد.  بارها دیدهشده است که شهروندان علیرغم میل باطنیشان به افرادی رأی دادهاند که مقبولیت سیاسی و اجتماعی نداشتهاند؛ اما به لحاظ اقتصادی مردم را فریفتهاند.
به همین ترتیب برای انتخابات ریاست جمهوری سفرههای کلانتر و چندلایهای پهنشدهاند که هرکس با توجه به موقف سیاسی و اجتماعی خود تلاش مینماید از این فرصت استفاده نماید. در کشورهای دموکراتیک شهروندان بیشتر به کارنامههای گذشته نخبگان سیاسی و برنامههای آتی آنها توجه مینماید و با درنظرداشت این معیارات بهپای صندوقهای رأی شرکت مینمایند.
ب- عامل فرهنگی و بی باوری به انتخابات بهعنوان مکانیسم گردش قدرت: ازآنجاییکه اکثر مردم افغانستان بیسواد هستند، کمتر توقع میرود که شهروندان به برنامههای بلندمدت توجه نمایند. از جانب دیگر رفتار انتخاباتی گذشته نخبگان سیاسی وعدم رعایت قواعد بازی دموکراتیک، باعث بی باوری به انتخابات بهعنوان یک مکانیسم برای گردش قدرت در جامعه افغانستان شده است. بروز جنجال بر سر انتخابات ریاست جمهوری 2009 و انتخابات ریاست جمهوری 2014 شهروندان کشور را قانع نموده است که تنها آرای آنها معیار برای گردش قدرت میان نخبگان سیاسی نیست؛ بلکه وجود فساد مالی  و گردش پولهای کلان نیز در نتیجه انتخابات تأثیرگذار است. با توجه به مشکلاتی که در جریان برگزاری انتخابات و اجرایی شدن خواست مردم پس از انتخابات رخداده است، مردم افغانستان باورمند گردیده است که به انتخابات باید بیشتر نگاه اقتصادی و تجاری داشته باشند تا به عنوان یک ارزش دموکراتیک. بارها دیدهشده است که کاندیدان انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری از حق شهروندی خود مبنی بر انتخاب شدن در راستای چانهزنی برای کسب امتیاز سیاسی و اقتصادی استفاده نمودهاند که در بدبینانهترین حالت میتوان آن را اخاذی و باجگیری نامید. علاوه بر چالشهای یادشده، این نوع نگاه که گویا انتخابات و دموکراسی مفهوم وارداتی و غربی است و برای جوامع شرقی مخصوصاً کشورهای اسلامی قابلیت تطبیق آنچنانی ندارد، در روند بی باوری به انتخابات بهعنوان مکانیسم گردش قدرت سیاسی و اعمال حاکمیت کمک نموده است.
ج- نگاه ماکیاولیستی و توطئه محور به سیاست ورزی در کشور: در شرایط فعلی هرچند بسیاری از کنشگران سیاسی مطرح کشور با جهانبینی اسلامی وارد کارزار سیاسی شدهاند؛ اما نوع نگاه غالب به سیاست و قدرت در میان بسیاری از این کنشگران، رویکرد ماکیاولیستی برجسته به نظر میرسد. در انتخابات ریاست جمهوری 1398 در کشور به تعداد هجده نفر خود را کاندیدا نمودهاند. در میان این افراد شاید برخیهایشان برای کشور برنامههای جامع در نظر گرفته باشند که در صورت پیروزی در انتخابات و کسب قدرت سیاسی در پنج سال آینده آن را اجرایی نمایند، اما هستند کسانی که بدون تدوین برنامه در راستای بهبود اقتصاد، امنیت، توسعه پایدار و حفظ تمامیت ارضی و وحدت ملی کشور وارد کارزار انتخاباتی شدهاند. بسیاری از کاندیدان ریاست جمهوری نقطه قوت خود را در برجستهسازی ضعف رقبای خود میدانند، درحالیکه خود نیز دچار آفتهای سیاسی عمیقتر هستند. در کشورهای دموکراتیک، کنشگران سیاسی بیشتر از برجستهسازی نقاط ضعف رقبا، روی برجستهسازی نقاط قوت خود سرمایهگذاری مینمایند درحالیکه این موضوع در افغانستان رابطه یکسویه دارد. باید اذعان داشت که نخبگان سیاسی افغانستان از متن جامعه افغانی برخاستهاند و رفتارهایی را از خود بروز میدهند که مدتهای مدید در متن فرهنگ سیاسی جامعه تنیده شدهاند. با توجه به چالشهای موجود میتوان بیان داشت که سادهانگارانه خواهد بود که توقع داشته باشیم معیارهای دموکراتیک در انتخابات ریاست جمهوری 1398 بهصورت دقیق و کامل رعایت شود. به هر پیمانهی که نواقص و چالشها در انتخابات پیشرو نسبت به گذشته کمتر باشد به همان میزان در نهادینهسازی دموکراسی در کشور موفقیت حاصلشده است. در آخر میتوان گفت نگاه توطئه محور، فقدان برنامههای کلان ملی و باجگیری سیاسی و اقتصادی در کار زار انتخاباتی علل چند وجهی دارد و نگاه تک علتی به این چالش ناقص خواهد بود.

دیدگاه شما