صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۷ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سایه قرائت‌های متفاوت از اسلام و صلح برگزاره‌های قطعنامه نشست قطر

-

سایه قرائت‌های متفاوت  از اسلام  و صلح برگزاره‌های قطعنامه نشست قطر

به نظرمیرسدکه پروسه صلح به مراحل واقعیتر خود نزدیگ گردیده وسایه سنگین قرایتها و برداشتها از ارزشهای انسانی، دینی، فرهنگی و ملی بر متنها و گزارههای قطعنامه نشست قطر استیلا یافته است. دریک تقسیم بندی کلان و گفتمانی، میتوان این گونه صورت بندی نمود که طرفهای صلح و جنگ در افغانستان به دو دسته گفتمانی کلان تقسیم بندی می شود که با داشتن مشترکات عمومی، دچار قرایت ها و برداشت های بسیار متفاوت و حتی متناقض از ارزش های انسانی، دینی، فرهنگی و ملی شده است. این برداشتها در حقیقت از عقبههای تیوریکی محسوب میشود که طرفهای درگیر جنگ و صلح بربنیادآن، اعمال وکردارهای شان را درحوزهها و قلمروهای وسیع چون؛ جنگ، صلح، اعمال حاکمیت و تصرف درحوزههای خصوصی و عمومی عیار و عملیاتی نموده است.
هردو طرف حد اقل بر دو ارزش اسلام و شریعت و ارزشهای افغانی تاکید داشته و برمبنای همین دو منبع قدرتمند، تفاسیر و قرایت های گوناگون از ارزشهای جزییتر چون؛ تعامل با کشورهای غیر مسلمان، کشورهای مسلمان، حقوق بشر، جایگاه و حقوق زن، حقوق اقلیتها، حقوق شهروندی، مکلفیتهای شهروندی، نوع نظام سیاسی، مشارکت شهروندان درتعیین سرنوشت سیاسی و بسیاری از ارزشهای دیگر، تفاوت قرایت و دیدگاه داشته و بربنیاد آن جنگ و صلح را پیش برده و جان و حیثیت و اموال و آزادیهای مردم مسلمان افغانستان را در معرض انواع تصرفات و دخالت های خویش قرار داده اند.
گفتمان طالبانی وگروههای هم مشرب شان، برداشت خاص و ویژه ای از اسلام و ارزشهای ملی داشته اند. بربنیاد قرایت طالبانی از اسلام مراوده و همکاری با کشورهای غیر مسلمان جایز نبوده و نمیتوان در قالب یک قرارداد بین المللی تعریف و جایگزین نمود. مبارزه و جهاد علیه آنان، ولو به حمایت و کمک مردم مسلمان و براساس یک قرارداد آمده باشد، فرض محسوب گردیده و گروه گروه انسانهای مسلمان را در طول سالیان متمادی به کام جنگ با آنان فرستاده و هیچ پرسشی در ذهن آنان خلق نمیشود که تاکی چنین بیباکانه، فرزندان مسلمان را به قتلگاه فرستاد!. بربنیاد تفکر و گفتمان طالبانی، حقوق بشر تنها بربنیاد قرایت آنان از اسلام میتواند مورد احترام قرار بگیرد. تنها بشر مسلمان از نوع طالبانی دارای ارزش و کرامت محسوب گردیده و سزاوار تکریم و برخورداری از حقوق و وجایب ملی شناخته می شود. براساس این تفسیر، انسان افغانستانی تنها ازتکالیف برخوردار است که حکومت متشرع، دستور میدهد و شهروندان باید اجرا نماید. در این دیدگاه اقلیت ها چه ازنوع مذهبی آن و چه از نوع غیر دینی آن، دارای مراتب و حقوق متفاوت اجتماعی، سیاسی و ملی است که به همان سان از برخی حقوق و امتیازات معین شده در منظومه فکری چنین گفتمان برخوردارگردیده و به صورت متفاوت صورت بندی می شود. زن از دیدگاه گفتمان طالبانی موجود ذاتا مجرم است که در قلمرو زاد و لد و خدمت برای شوهر و فرزندان و خانواده، صلاحیت حضور را می یابد و حق ورود به کار، جامعه، سیاست و اقتصاد را نداشته و بشخصه نمیتواند امورات حقوقی و انسانی شان را به صورت مستقل مدیریت نماید.
حقوق شهروندی در این دیدگاه تنها بربنیاد شریعت با قرایت طالبان معنا یافته و خارج از محدوده چنین قرایتی رسمیت نیافته و تنها برمکلفیت های شهروند تاکید صورت می گیرد. در این دیدگاه تنظیم کوچک ترین امورات چون  نوع آرایش ریش و بروت، لباس و عمامه، بیرون رفتن زن و مرد و مانند آن تحت تدابیر شدید دینی صورت گرفته و امورات حیاتیتر چون؛ مشارکت سیاسی، مطالبه خدمات از حکومت و دولت، آزادیهای اساسی، مطالبه رفاه و وبهبود وضعیت اقتصادی، ایجاد شغل و کار، توسعه و رفاه کشور و...جزءحقوق شهروندی محسوب نگردیده و حاکمان شریعت مدار مسئولیت پاسخگوی در برابر چنین مواردی را ندارد. اتباع کشور تنها ملزم است که مکلفیتهای شان را انجام دهند به جنگ بروند، عشر بپردازند و به سران حکومت خدمات ارایه کنند.
نوع نظام سیاسی درگفتمان طالبانی نظام اقتدارگرا و استبدادی است که یا به صورت امارت اسلامی عینیت می‌‍‌یابد یا به صورت حکومت با مدیریت شورای علما ایجاد میشود که مشارکت مردم درآن معنا نیافته و انتخابات برای تعیین زمام داران سیاسی پیش بینی نشده است. درخوش بینانه ترین حالت میتوان گفت که نوعی انتخابات برای قوههای حکومت درنظرگرفته میشود که تحت نظر شورا و یا امیری از طالبان به مدیریت و حاکمیت شان میپردازد. در چنین دیگاه گفتمانی هیچ جایگاه برای حضور و مشارکت مردم درتعیین مقدرات سیاسی، تعیین زمام داران، نوع حکومت و مانند آن وجود نداشته و ندارد.
اما دیدگاه دیگری که گرد محورگفتمان قانون اساسی شکل گرفته است، از بنیادهای نظری و معرفتی متفاوت برخوردار بوده و بربنیاد آن فهم متفاوت از معارف دینی، شریعت و ارزش های انسانی و ملی برای شان دارا میباشد. در این دیدگاه نظام سیاسی افغانستان جمهوری اسلامی بوده و غیر قابل تغییر و تعدیل شمرده شده است. این نظام با حفظ محتوای دینی، هر قانون که مخالف احکام و معتقدات دینی و احکام شریعت باشد به رسمیت شناخته نشده و از تصویب، تایید و عمل به آن جلوی گیری شده است. ولی درعین حال نظام سیاسی و دولت به عنوان پدیده انتخابی مشروعیت شان را از آرای مردم بدست آورده و بربنیاد انتخاب وگزینش مردم ایجاد و تاسیسس میشود. حقوق شهروندی بربنیاد مفاهیم انسانی طراحی شده و حقوق اقلیت های دینی و مذهبی به رسمیت شناخته شده است. این دیدگاه معتقد است که دولت به ايجاد يك جامعه مرفه و مترقي براساس عدالت اجتماعي، حفظ كرامت انساني، حمايت حقوق بشر، تحقق دموكراسي، تأمين وحدت ملي، برابري بين همه اقوام و قبايل وانكشاف متوازن در همه مناطق كشور مكلف ميباشد. این دیدگاه منشور ملل متحد، معاهدات بين الدول، ميثاقهاي بين المللي كه افغانستان به آن ملحق شده است واعلاميه جهاني حقوق بشر را رعايت ميكند.
اما گذشته از این قرایت ها، توافق که میان نمایندگان طالبان و نمایندگان مردم، نهادهای مدنی به شمول حکومت افغانستان صورت گرفت، به نحوی حکایت از تغییردیدگاهها درموضوعات مختلف حقوقی، سیاسی و اجتماعی مینماید. ولی در عین حال مفاهیم در این متن وجود دارد که میتواند قرایتهای هردو دیدگاه را از اسلام، شریعت و صلح بازتاب دهد. درمتن قطعنامه هرچند موارد بنیادینی چون؛ حاکمیت نظام اسلامی، تامین عدالت اجتماعی و سیاسی، تامین حقوق اساسی شهروندی، وحدت ملی، استقلال و حفظ تمامیت ارضی، به عنوان ارزشهای مشترک تمام افغان ها مورد توجه و توافق قرار گرفته است، ولی محورهای مهم و تفسیر بردارگنجانده شده است که به عنوان مبانی نقشه راه صلح مورد اشاره قرار گرفته است. این محورها ظرفیت بازتاب تفاسیر و فهمهای هردو دیدگاه را داشته و میتواند منشا اختلاف و تفاوت های جدی طرفهای درگیر قرار بگیرد.
توافق روی نظام اسلامی در افغانستان، اصلاحات لازمه، اطمینان از تامین حقوق زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، تعلیمی و فرهنگی در چارچوب ارزشهای اسلامی و تآمین حقوق اقلیتهای مذهبي، از مقولات و گزاره های قطعنامه است که میتواند تفسیرهای متفات را بازتاب داده و منشای اجمال، ابهام و چند فهمیهای جدی را ایجاد نماید. اما، با تمامی این نگرانی و سایه افگنی قرایتهای متفاوت از اسلام و صلح برگزاره های قطعنامه نشست قطر و اعلامیه ای پایانی آن، نویدهای دل انگیز را انتشار داده است که امید به یک آینده درخشان و با امنیت را برای کشور و مردم خسته ما  نوید می دهد.
ما منتظر می مانیم!

دیدگاه شما