صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مردم افغانستان در دو راهی صلح و انتخابات

-

مردم افغانستان در دو  راهی صلح و  انتخابات

دو واژه "صلح" و"انتخابات" مهمترین واژهها و پرکاربردترین کلمههای است که از سالها به این سو زندگی مردم و نظام حاکم بر افغانستان را گرفتارخود نموده است . در سالهای خاکستری مردم گرفتار چنددهه جنگ، در آرزو و حسرت صلح سالهای سختی راسپری نمود . رسیدن به آرزو و رویای تاریخی "صلح" نیم قرن است مردم افغانستان را پشت دروازههای بسته به انتظارنگه داشته اند . انتخابات اما به عنوان یکی از مولفههای دیموکراسی،بعد از2011 به عنوان یکی از شاخصهای نظامهای جدید وارد فرهنگ سیاسی جامعه ای افغانستان شده است.مردم افغانستان این روزها در دوراهی انتخاب صلح به عنوان خیراعلی یا انتخابات به عنوان تنها راه رهایی از گرفتارشدن دردام "امارت اسلامی " گیر مانده اند . برای روشن شدن اهمیت و جایگاه این دو مفهوم تعیین کننده در سرنویشت، زندگی و نظام حاکم، هریک از این دومولفه را باید باکمیتفصیل، به تحلیل گرفت .
الف - صلح و پیامدهای آن :
ناگفته پیدا است که صلح در معنی و مفهوم مستقیم و ابتدایی اش ، پایان بخش جنگ و الهام بخش آرامش، آسایش و امنیت میباشد . صلح در ذات خود خیر (الصلح خیر)، ضرورت ملی و اجتماعی ، صلح در فرهنگ اسلامینیز به "خیر" و رحمت برای جامعه ای اسلامیتعبیر شده است.در زندگی مردم افغانستان نیز بیش از چهاردهه است که مفهوم "صلح به معنای واقعی" وعینی اش همچون حلقه ای مفقوده، تبدیل به رویای دست نیافتنی، جزء آرزوهای دست نیافتنی تلقی میگردد . در این شکی نیست که صلح باید بارمثبت و تآمین کننده خیر و صلاح جامعه باشد. اما صلح پیشرو در هاله ای ابهام ، پشت دروازههای بسته بدون حضور طرف اصلی یعنی دولت افغانستان ادامه دارد . در شرایط سیاسی فعلی، پروسه ای صلح در افغانستان را وزارت خارجهای ایالات متحده آمریکا به رهبری "خلیل زاد" پیش میبرد، در هشتمین دور مذاکرات بین خلیل زاد و تیم مذاکره کننده ای طالبان باز ابرازامیدواری گردیده است که این پروسه به نتیجه برسد. اما برخی از اقوام، طبقات اجتماعی، جامعه ای مدنی و بخصوص دولت افغانستان نگران مفاد و عواقب این پروسه میباشد. دلیل این نگرانی واضح است، صلح که منادی آن ایالات متحده و جامعه جهانی، طرف مقابل اش نیز گروه افراطی، تروریستی و بنیادگرای طالبانی باشد ، خواست و نظراکثریت قاطع مردم، زنان، سازمانهای اجتماعی، نهادهای فرهنگی و مدنی که خواهان زندگی مدرن و عزت مند ، کشوری برپایه ای نظام دیموکراتیک و ابرومند میباشند ، به صورت شفاف و واضح در نظرگرفته نشوند، این نهادها باید مخالف صلح مبهم و با پیامدهای منفی و تاریک تجربه شده در حیات سیاسی این کشور باشند. پروسه ای صلح جاری یک پروسه ای سیاسی و امنیتی میباشد که بیش از همه منافع و امنیت کشورهای بزرگ و طرف مقابل مذاکره کننده صلح در نظرگرفته خواهد شد و ازجانب دیگراحزاب سیاسی، برخی رهبران جهادی و تیم حامدکرزی به عنوان محرک وشیفته ای صلح بر اساس منافع تیمی ، شخصی، قومی ازخلای غیبت دولت که نمایندگی واقعی مردم افغانستان است،استفاده نموده و بعنوان چهرههای سیاسی و تاثیرگذاردر حاشیه مذاکرات قراگرفته اند . کشورهای ذی نفع در قضیه افغانستان نیز پالسی سازو مدیران غیبی این پروسه ای مبهم، هیچگاه به نفع و خیر مردم افغانستان هزینه نخواهندکرد. در مجموع این پروسه با پشتوانههای داخلی و خارجی و ذهنیت سازی در سطح ملی و بین المللی، بدون حضورنمایندگان واقعی مردم و دولت افغانستان تا جای تآثیرکرده است که احتمال لغو و یا به تعویق افتادن انتخابات بر افکارعمومی و باوردولت نیزحاکم گردیده است .پس صلح با این عمق و پهنایش ، دسیسه ای عمیق و پلان شده که بتواند دشمنان مردم افغانستان را با توجیه و تحلیل عمیق و استراتژیکی، برسرنوشت و مقدرات این مردم حاکم کند ، صلح واقعی و عزت آورنخواهدبود و بسا پوشش برای تحمیل اراده قدرتها و کشورهای مداخله گربه حساب خواهد آمد.اولین پیام و دست آورد صلح پیش رو شریک نمودن طالبان در قدرت با پوشش دولت موقت یا هر ساختارغیراز نظام سیاسی موجود که درآن قانون اساسی، آزادیهای مدنی، آزادی بیان و کار و تحصیل زنان و... محدودخواهدشد، میباشد . نتیجه و پیامد اصلی آن تغییرسستیم و نظام سیاسی "جمهوریت " به "امارت " خواهدبود که مردم افغانستان باآن آشنای کامل دارند.
ب - انتخابات و چالشهای آن :
سایه ای صلح با خصوصیات گفته شده براجرا و موفقیت انتخابات شفاف و قانونمند هم سنگینی میکند . از آغازاین پروسه این پرسش همواره مطرح بوده است که  طالبان با چه شرایطی صلح خواهد کرد ؟ اساسا با پیشرفت پروسه ای صلح امکان اجرای انتخابات خواهدبود یانه؟  براساس برنامه ای کمیسیون انتخابات و کاندیداهای ریاست جمهوری امیدواری وجود داشت که تکتهای رقیب انتخاباتی هر روزرقابت قانونمند راجدی تربگیرند و بازاررقابت در زمان قانونی هر روزگرم و گرمترشود ، در چارچوب نظام برای دستیابی به قدرت به رقابتهای انتخاباتی بپردازند . بر اساس همزمانی پروسه ای صلح با پروسه ای انتخابات، اما پروسه و جبهه ای صلح با حامیان داخلی و خارجی اش و بادلایل ذکرشده از پشتوانه ای اجرای قوی تر و زمینههای ذهنی قدرتمندتری برخورداربوده و پروسه ای انتخابات را باچالش جدی مواجه نموده است،رقبای انتخاباتی با انگیزههای سیاسی و تغییرخط مشی در برابراین پروسه ای ملی عملا ازنوع نظام و ارزشهای ملی مربوط به آن در حال عبورمیباشد .تیم انتخاباتی "صلح واعتدال " اولین تکت اتخاباتی که به گفته خود شان، در نشستهای مسکو و قطر اصل اولیه و اساسی شان رفتن به صلح اعلام کرده و فعالیتهای اتخاباتی شان را تعطیل اعلام نموده ند . بگذریم از اینکه فاکتورها وعوامل به بن بست رسیدن این تکت انتخاباتی میتواند اختلافات داخلی یا انگیزههای اولیه و اساسی در تشکیل این تیم، ،عدم توانای در رقابت یاهدایت دستهای پیدا و پنهان بیرونی باشد، اما نتیجه، تضعیف و به چالش کشیدن جدی کلیت انتخابات پیش رو میباشد که درنوع خودش خیانت ملی و کارشکنی هدفمند در شرایط فعلی به حساب میآیند. تیمهای باقی مانده هم وضعیت چندان مناسبی ندارند ، یک پا ویک راه ، راه انتخابت و راه دیگر راه صلح کذایی میباشد. مردم اما سرگردان در تصمیم گیری و قضاوت بین این دوپدیده ای مهم و حیاتی گیرمانده اند.
ازیک سوتحت فشارامنیتی، روانی و اقتصادی قراردارند که اگر به پای نظام موجود استاد گی نمایند هر روز فشارهای بیشتر را تحمل نمایند ، در حالیکه ظرفیت تحمل مردم در نقطه ای حساس رسیده است . از سوی دیگر دولت با پوینتهای منفی تبلیغ شده و ضعفهای اساسیاش، توان حمایت و جهت دهی، سازماندهی مردم را ندارد ، فساد در سیاست ، اداره ، عملی نشدن وعده و وعیدهای دوره گذشته دولت رابا همه ای کارکردها و امکانات موجودش از مردم ایزوله کرده است . عدم حضور رسمیدولت در مذاکرات، اعتراف و اعلام رییس دولت در آخرین موضع اش مبنی برعدم توانایی دولت در به عهده گرفتن مسولیت "صلح " درمدت زمان باقی مانده تا انتخابات به هرمبنا و دلیلی ، موضوع راپیچیده تر نموده است . در نهایت به دلیل مشکلات موجود، حجم تبلیغات منفی خودی و غیرخودی علیه دولت و تکت دولتی پالسیها و فعالیتهای تبلیغاتی و انتخاباتی تیم "دولت ساز"  کم رنگ ساخته است.  مخالفان سیاسی و رقبای احساساتی نیز با استفاده از بهم ریخته بودن اوضاع و آزادیهای رسانه ای، ضعفهارا بیشترعمده میکنند . در این آشفتگیهای سیاسی، مردم مانده اند در دوراهی خطرناک "صلح " یا "انتخابات" که هر کدام ازاین دو"راه "، کوره راهها و پیچ و خمهای خود را دارند . راه سومیهم به نظرمیرسد که در شرایط بحرانی و اضطراری باید کارگرفت ، راه مشورتی رییس جمهور با نمایندگان مردم، شخصیتهای ملی، جهادی و تاثیرگذاردر قبال وضعیت خطیرموجود ، براساس "اصل منافع ملی " باشد که راه گفتگوهای داخلی را با جناحهای سیاسی موجود بازنمایند و براساس منافع اصلی مردم افغانستان و شرایط دشوار موجود، به دیدگاه حداقلی همسو در قبال دوپدیده ای نامبرده برسند. بر اساس این دیدگاه مشورتی برخواسته ازاراده ای مردم و زعمای اقوام میتوان هم به اوضاع آشفته داخلی تا حدی سرو سامان داد و هم در برابر طرفهای اصلی در مذاکرات صلح، مواضع هماهنگتر، منطقی تر و قوی تری اتخاذنمود و هم در برابرافکارعمومیدر سطح ملی و جهانی ،با طرح و برنامه ای جامع در قبال قضیه صلح موضع گیری نمود.

دیدگاه شما