صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

هزاره ها؛ ضرورت نگاه استراتیژیک به انتخابات

-

هزاره ها؛ ضرورت نگاه استراتیژیک به انتخابات

پیش درآمد
باتوجه به شتاب پدیدههای سیاسی ـ اجتماعی از قبیل صلح، مکانیزم صلح، بایستهها و نبایستههای صلح، انتخابات، ضرورت انتخابات، جمهوریت و اسلامیت نظام در مقابل تفکر برخواسته از نظام امارت و خلافت و حاشیهای بودن دیدگاه و نظر مردم، اینک این پرسش مطرح است که باتوجه به تأکید حکومت بر برگزاری انتخابات در زمان تعیین شده و تکیه بر اصل جمهوریت نظام و حمایت اکثریت همکاران بینالمللی از این پدیده به عنوان حافظ ارزشها و دستاوردهای 18 سال اخیر، مردم هزاره در کجای این مقوله و معادله قرار دارند؟ آیا هزارهها مثل گذشته با شور و شوق در انتخابات شرکت کنند؟ به کدام تیم و تکت که حداقلهای خواستههای آنان را برآورده میسازند، رأی دهند یا مثل گذشته دنبالهرو تیم بازنده و غیر مؤثر باشند؟. در ادامه این نوشتۀ کوتاه تلاش شده است که به این پرسشها و دغدغهها به صورت فشرده و نکتهوار پاسخ داده شود. 
1. از گذشتهها و بخصوص در طی دو دهۀ اخیر مردم هزاره نسبت به بالا بردن سطح تحصیل و فعالیتهای مدنی خویش و گریز از خشونت، پیشرفت قابل توجهی داشتهاند.
2. در دوره پساطالبان هزارهها در پروسههای ملی و کلان همکار نزدیک حکومت و دولت بوده و هستند و از این رو در تمام انتخابات چه انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات شورای ملی با شور و شوقی زیاد با هدف حمایت از نهادینه شدن دموکراسی به پای صندوقهای رأی رفته اند و خطرات زیادی را در این راه به جان خریدهاند تا از حق رأی خود استفاده کنند.
3. تاکنون چهار بار انتخابات ریاست جمهوری؛ دور اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری در زمان حامد کرزی و دور سوم که در دو دور در سال ۱۳۹۳ برگزار شد و منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی گردید، مردم هزاره در شهرها و روستاها رأی خود را همگام با سایر هموطنان به صورت پر شور به صندوقها ریختند، اما در هر چهار بار رأی آنان بیشتر به نفع تیمهای بازنده بود تا تیم برنده! در دور اول انتخابات ریاست جمهوری بیشتر شرکت کنندگان به استاد محقق رأی دادند تا به حامد کرزی و در دوم که استاد محقق و استاد خلیلی هر دو در کنار حامد کرزی حضور داشتند باز بیشتر مردم هزاره به داکتر بشردوست رأی دادند تا به تکت برنده و در دور سوم باز بیشتر مردم هزاره به داکتر عبدالله رأی دادند تا به تیم پیروز.! هرچند ویژگی دموکراسی و مردم سالاری این است که هرکس بنا به تشخیص خود میتواند به هر فرد یا تیمی خواسته باشد رأی دهد اما رأی دادن کتلهای هزارهها به تیمهای بازنده نیازمند تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی میباشد. در اینجا به صورت گذارا به برخی از دلایل یا عوامل این نوع رأی دادن اشاره میگردد:
الف) رأی اعتراضی به تیم حاکم: بر اساس تئوری محرومیت نسبی، این حس که همیشه حاکمان افغانستان به این مردم ستم روا داشته و حق آنان را به نحوی پایمال کردهاند، بیشتر توده مردم هزاره را وا داشته است که این مردم از حق رأی خود به نفع تیم حاکم استفاده نکنند بلکه به نفع تیم رقیب شان که شعارهای متمایل و نزدیک به حس درونی آنان استفاده میکرد، رأی بدهند تا یک نوع حس ارضای جمعی و اقناعی برای آنان حاصل شود.
ب) جذابیت شعارهای ضد تبعیض و عدالتخواهانه: برخی تیمها با توجه به روحیه مردم شعارهای جذاب، پوپلیستی و عوام پسند جهت جلب آرای مردم استفاده میکردند که باتوجه به فضای احساسی و عاطفی به جای دورنگری و آیندهنگری، بیشتر مردم جذب چنین شعارهایی میشدند و بر آن مبنا تصمیم میگرفتند بدون اینکه که به بسترهای تحقق چنین شعارهایی دقت نمایند یا مطمئن شوند که گویندگان این نوع شعارها اهل عمل به آنها هستند یانه!. 
ج) عدم باور به تیم حاکم: برداشت عموم و همگانی باتوجه به سیاست اشتباه همکاران خارجی و حاکمان داخلی در قسمت بازسازی مناطق ناامن و به فراموشی سپرده شدن مناطق امن در دوره جدید، این بود که این مردم مثل گذشته فراموش شدهاند لذا یک نوع حس تقابل مدنی از طریق استعمال رأی بر خلاف تیم حاکم یا تیمی که احتمال پیروزی شان بیشتر بود، وجود داشت.
اما در این دور از انتخابات ریاست جمهوری (انتخابات ۹۸) شرایط فرق کرده است و مردم خود به این نتیجه رسیدهاند که رأی دادن به تیمی که احتمال شکست شان بالاست تا کنون هیچ گونه سودی به حال آنان در گذشته نداشته است و در آینده هم نخواهد داشت. از این رو حمایت وسیع و گسترده مردمی در این دوره بیش از دورههای گذشته از تیمی که احتمال پیروزیاش بالاست، میباشد.
هر چند بر بنیاد معیار دموکراسی هر کس حق دارد به هر شخص یا تیمی رأی بدهد و از سوی دیگر حکومت منتخب هم بر بنیاد قانون و معیارهای پذیرفته شده دموکراسی مکلف است که به تمام شهروندان به گونهای یکسان ـ چه کسانی که در انتخابات شرکت کردهاند و چه کسانی که نکردهاند و هم چنین چه کسانی که به تیم پیروز رأی داده اند و چه کسانی که به تیمهای دیگر رأی دادهاند ـ خدمات ارائه کند اما در کشورهای چند ملیتی و بحران زده مثل افغانستان که تاهنوز حقوق شهروندی در ابتدای راه است و همه چیز با زبان قومی، سمتی و کتلهای تفسیر میشود، نحوه رأی دادن و به چه کسی رأی دادن اثر گذار است.
از سوی دیگر؛ اگر نماینده یک کتله اجتماعی با پشتوانه قوی و محکم در حکومت حضور داشته باشند به مراتب در چانه زنیهای سیاسی، اداری و انکشافی اثرگذار است تا با وضعیتی که با پشتوانۀ ضعیف مردمی در چنین جایگاهی قرار گرفته باشد. هرچند این وضعیت در دوره حکومت وحدت ملی کمی بهتر شده است و داکتر اشرف غنی بر بنیاد همان وظیفه ملی نسبت به پروژههای انکشافی مناطق هزارهجات توجه و دید مثبت داشته است اما این فاکتور در دوره رئیس جمهور حامد کرزی و معاونت استاد خلیلی تأثیر مستقیم روی تصمیمگیریها داشته است چنان که خود استاد خلیلی به این مطلب به طور ضمنی بارها اشاره کرده است.
پروژههای زیربنایی و انکشافی که در دوره حکومت وحدت ملی در مناطق هزارهجات عملا کارشان آعاز شده است و اگر به پایه اکمال برسد، مناطق مرکزی به چهارراه ارتباطی شرق به غرب و شمال به جنوب کشور تبدیل خواهد شد، عبارتند از:
1. سرک دره صوف - یکاولنگ/ شاهراه شمال به جنوب،
2. سرک گردن دیوال فاز ۲ به طول ۶۰ کیلومتر در حال تطبیق،
3. سرک گردن دیوال فاز ۱ به طول ۴۰ کیلومتر که در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی شروع شده بود اما به دلیل ناتوانی شرکت قراردادی، قرارداد با این شرکت فسخ شده و هم اکنون واگذاری آن به شرکت سازنده ۶۰ کیلومتر در تدارکات ملی تحت کار است،
4. سرک غرب به شرق/ از هرات تا ولسوالی چشت شریف به طول ۶۰ کیلومتر ، فاز اول قرار داده شده و کار آن آغاز گردیده و بقیه فازها در اداره تدارکات ملی تحت کار است،
5. سرک نیلی - شارستان الی قوناق که کار ساخت آن عملا جریان دارد،
6. سرک داخل شهر نیلی،
7. سرک قره باغ الی جاغوری،
8. سرک دره صوف/ شباشگ،
9. سرک قیصار - لامان،
10. لین برق ۲۲۰۰ کیلوولت دوشی - بامیان، این پروژه در قالب سه پروژه مجزا (ساخت لین انتقال برق از دوشی تا بامیان، احداث سب استیشن ۲۲۰ کیلوولت بامیان و ساخت شبکه توزیع برق بامیان) با سه شرکت خارجی قرار داده شده و عملا کار آن در ساحه جریان دارد.
نکته پایانی اینکه اگر تیم دولت ساز در اتخابات پیش رو پیروز شود یقیناً کار این پروژهها ادامه خواهد یافت و تکمیل خواهد شد و زندان طبیعی هزاره جات خواهد شکست اما اگر وضعیت به گونهای دیگر رقم بخورد، سرنوشت تداوم کار پروژههای فوق و تکمیل آنها در هالۀ از ابهام قرار خواهد گرفت.

دیدگاه شما