صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تروریسم، اهداف وپیامد‌های آن

-

تروریسم، اهداف وپیامد‌های آن

همزمان با مذاکرات صلح حملات گروه تروریستی طالبان تشدید یافته است ودرنتیجه حجم تلفات سنگین ازنظامیان وغیرنظامیان رابه دنبال داشته است، با نگاه گذرا به پدیده تروریسم به مثابه آخرین و خطرناکترین ابزاردر دست دشمن ، با تعریف وتحلیل این پدیده میپردازم.
الف- تعريف تروريسم
تروريسم یک پديده اي سياسي است مثل ساير پديدههايي  سياسي که  در علـم سياست مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرند . با اين حال، تروريـسم همـراه بـا خشونت است و سعي دارد در جامعه ارعاب و ترس و وحشت ايجاد كند تا به اهداف سياسي خود دست يابد. تا به حال ، هيچ تعريف جامع و مانع دربارة تروريـسم ارائـه نـشده اسـت كـه محققان و صاحب نظران اين حـوزه، روي آن توافـق داشـته باشـند . در نتيجـه در تعريف تروريسم وحدت نظري وجود ندارد . اما صاحبنظران در مورد يك ويژگي آن اتفاق نظر دارند و آن هم اين است كه تروريسم هميشه با خشونت و يا تهديد به خشونت همراه است . با اين حال، تلاشهايي در خصوص تعريف اين پديده انجام نشده است . تعريفي كه وزارت دفاع ايالات متحده در سال 1990 م از تروريـسم ارائـه كـرده، عبـارت است از «: كاربرد غيرقانوني يا تهديد به كاربرد زود يا خشونت بر ضـد افـراد يـا امـوال بـراي مجبور يا مرعوب ساختن حكومتها يا جوامع كه اغلب به قصد دستيابي بـه ا هـداف سياسـي، مذهبي يا ايدئولوژيك صورت مي گيرد . دانشنامه بريتانيكا، تروريسم را چنـين تعريــف مــيكنــد: تروريــسم عبــارت اســت از «كــاربرد سيــستماتيك ارعــاب يــا خــشونت پيشبيني ناپذير بر ضد حكومتها، مردمان يا افراد براي دستيابي به يك هدف سياسـي اسـت (650. به هر حال با اينكه هيچ توافـق كلـي روي تعريف واحد از تروريسم وجود ندارد؛ ولي به نظر مي رسـد محورهـاي اصـلي تروريـسم عبارتاند از:
اولاً ، تروريسم يك پديده كاملاً سياسي است ؛ ثانياً ، تروريسم همراه با خشونت يا تهديد به خشونت است ؛ ثالثاً ، تروريسم داراي عقلانيت سودمحور است ؛ رابعاً ، تروريـسم يـك پديدة معنادار و حامل پيامي است . معنا يا پيـام آن، ايـن اسـت كـه يـك تروريـست در طـرح خواستههاي خود و در رسيدن به هدف خود و در رساندن مقصود و منظور خود به طرفهاي مقابل (كه عمدتاً دولتها هستند) به دليل شرايط حاكم بر وضعيت موجود از راههايي غيـر از ترور از جمله گفتگو و مذاكره در مانده است و به نظر خودش به منظور حفظ بقاء خودش بـه آخرين راه حل يعني ترور دست زده است . در اين زمينه خانمهانا آرنت مي نويـسد «: سـتايش خشونت در حال حاضر بيشتر معلول ناكامي شديد قوة عمل در جهان جديد مي باشـد » از طرف ديگر، مشكلات و موانع فكري و ساختاري، بررسي و تعريف تروريسم را باز هم مشكلتر كـرده اسـت،  جيمـز در دريـان بـه سـه مـانع فكـري و سـاختاري معرفـت شـناختي، ايدئولوژيك و هستي شناختي اشاره مي كند.
ب- توضیح و تحلیل تروریسم
پديدة تروريسم در جهان در حال گسترش است . اين پديده مخـصوصاً از آغـاز ربـع آخـر قرن بي ستم ميلادي شديداً فراگير شده است. اين اقدامات عمدتاً در ايالات متحده و كشورهاي اروپاي غربي متمركز بوده است. آمار ديگر حاكي است كه «از زمان حمله به سـفارت ايـالات متحده در بيروت در آوريل سال 1983 ،حدوداً 188 حمله تروريستي صرفاً انتحـاري جداگانـه در سراسر جهان، در لبنان، اسرائيل، سري لانكا، هند، پاكستان، افغانستان، يمن، تركيه، روسـيه و ايالات متحده اتفاق افتاده است . ». علاوه بر ايـن، خطـر اسـتفاده از تـسليحات مرگبار جديد مثل بمب اتمي، تسليحات شيميايي، بيولوژيكي و ... بشر را به وحـشت انداختـه است.. فراگير شدن تروريسم بدان علت است كه براي تروريـستها، اقدام تروريستي نتايج مطلوبي را به ارمغان مي آورد. آنهـا در نتيجـه عمليـاتهاي تروريـستي، امتيازات بزرگ از جمله امتيازات سرزميني را از طرف مقابل خود كه عمدتاً دولتهـا هـستند،به دست مي آورند. نيروهاي آمريكا و فرانسه در نتيجه فشار تروريستها در سال 1983 لبنـان را ترك كردند . حكومت سريلانكا در اثر فشار تروريستها مجبـور بـه اعطـاي اسـتقلال بـه تاميلها و تشكيل يك دولـت مـستقل توسـط تاميـلها گرديـد و مردمـان، كشورها، دولتها و سازمانهاي ملي و بين المللي و حتي تمدنهاي امـروز دنيـا هـر كـدام بـه نحوي با اين پديده مواجه هستند . مسئله اين است كه اين مردمان، كشورها، دولتها و سـاير واحدهاي سياسي مجبور به تعريف اين پديده و اتخاذ موضع در قبال آن هستند . به ايـن دليـل مجبورند كه اين پديده اتفاق مي افتد و بر آنها تحميل ميشود. در اين ميان آنچه كه كمتر مـورد توجه قرار گرفته است تلاش در جهت ايجاد يك گفتمـان تروريـستي تحـت عنـوان «گفتمـان تروريسم» است كه در آن، در «نوع فعاليت نشانه شـناختي جهـان، قـدرتهاي خـشونتگر و معاني شورشگر با هم برخورد مي كنند » . (دردريان، 1384 .)به همين دليـل اسـت كـه پديـدههاي سياسي ديگر مثل انقلابها، جنگها، كودتاها و ... مورد بحث و تحليل آكادميك قرار گرفته و تئوريزه شده اند و با وجود اختلاف نظرها در مـورد هـر كـدام از ايـن پديـدهها، بحـثهاي مشخصي در جهت شناخت و تبيين اين پديدهها صـورت گرفتـه اسـت . لـذا دپارتمـانها و متخصصاني در اين حوزهها كار كرده و شناخته شده اند و بحث در مورد اين پديدهها به نـوعي در عرف محافل علمي و عمومي پذيرفته شده است در. حاليكه در مورد پديدة تروريـسم ايـن اتفاق نيفتاده است . شنيده شدن واژه "تـرور "و" تروريـسم " بـراي همـه بـه نـوعي بـا تـرس وحشت همراه است حتي تحليل گران اين پديدة قابـل مطالعـه و شـناخت هـم، مـورد تهديـد تروريستي قرار مي گيرند.
تنها در فضاي گفتماني تروريسم است كـه سرنوشـت «بحـرانهاي مشروعيت سياسي، هويت ملـي و دانـش عملـي، و اختلافـات بـر سـر مـسائل ژئوپليتيـك و جغرافياي سياسي كشورها كه بعضاً در شكل گيري تروريسم دولتي و بين المللي تأثير مستقيم داشته است، رقم مي خورد. اقدامات تروريستي مانند آدم ربـايي، هواپيماربـايي و قتـل كـه همزمـان خـشونت آميـز، نفرت انگيز و شگفت انگيز است، به تنهايي نميتواند باعث ارتقاي تروريسم بـه سـطح بحرانـي بين المللي گردد . در گفتمان تروريستي، نبرد پنهان تري به شـكل شـديد تـري بـين پيـشقراولان قدرتهاي بزرگ بلندپرواز و پسقراولان ـ بـراي بازنويـسي مرزهـاي مـشروعيت در روابط بين الملل در جريان است . درنتيجه ما احتياج به يك رويكرد جديدي براي فهم و تحليل تروريسم نياز داريم . اهميت مضاعف مسئله امروز در اين اسـت كـه عـصر پديـدههايي مثـل انقلابها در درون مرزهاي جغرافيايي و سياسي ملي و جنگها به شكل درگيري دو واحـد سياسي ملي مستقل و به لحاظ قدرت، برابر در داخل يك جغرافياي سياسي خاص تقريبـاً به پايان رسيده است. لذا موتور محركه تحولات سياسیـ اجتماعي چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي مخصوصاً از زمان ظهور تسليحات هسته اي كه دولتها از متوسل شدن به آن به دليل منجر شدن آن به نابودي همزمان خود، دوست و دشمن ابا دارنـد، پديـدة خانمانـسوز تروريسم در تمام سطوح زيرملي (گروههاي سياسي )، ملي و بين المللي و سـطح دولـتها و نظام بين المللي است .
به اين معنا كه هر پديدة تروريستي، كنشي معنادار است و در عين حال از يك منطق عقلاني پيـروي مـي كنـد . بدينترتيب هر تروريستي در اقدام تروريستي خود، قصد و نيتي دارد و در اقدام به آن محاسبه سود و زيان را در نظر مي گيرد. در نتيجه اگر بخواهيم از پديدة تروريسم جلـوگيري كنـيم اول بايد معناي آن و قصد و نيت و محاسبات اقدام كنندة به آن را بفهميم و آنگاه با ابـزار مناسـب آن از جمله گفتگو و مذاكره و يا با اتخاذ استراتژيها و راهبردهاي سياسي خاص و مناسـب، با آن مواجه شويم(1)
نتیجه  باتوجه به توضیحات وتحلیل ارایه شده راه مقابله با پدیدیه تروریسم فقط راه کفتگو، ریشه یابی و شناخت منابع تروریستی میباشد، درمقابله رودرو بدون مذاکره و فشار برحامیان داخلی و خارجی تروریسم ره به جای نخواهیم برد.

دیدگاه شما