صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تقابل سنت ومدرنیته در نظام امانی

-

تقابل سنت ومدرنیته در نظام امانی

سنت،یکی از ابزارهای مهم ، قدرت مند و تعیین کننده در نظامهای سنتی بوده و ازپشتوانههای قوی ، دینی و اجتماعی برخوردارمیباشد.  نظامهای جدیدسیاسی که انگیزههای نوسازی و اصلاحلات را در سردارند ، همیشه در تقابل با نظامهای سنتی قرارداشته و چه بسا در این تقابل با ناکامیمواجه شده است. ریشه یابی علل ناکامیاصلاحات و نوسازی سیاسی، در برابرتفکرسنتی و سنتهای قدرت مند دینی و اجتماعی بحث جدید "تقابل سنت و مدرنیته " رادر فلسفه و جامعه شناسی سیاسی به دنبال داشته است.جوامعی که در گذشته وجود داشته، جوامع سنتی بوده است. جوامعی که امروز وجود دارند، دو دسته هستند: مدرن و در حال گذار. جوامع در حال گذار جوامعی هستند که بخشی از آنها مدرن و بخشی سنتی است. این جوامع به مرور با مدرنیزاسیون به سوی مدرنیته پیش می‏روند. و معمولاً با بحران دست به گریبان هستند؛ به‏ویژه بحران هویت. انسان سنتی به زندگی در آن دوران قانع بود و نظام عالم را عادلانه می‏دانست. اما انسان مدرن می‏خواهد هم در عالم و هم در اجتماع تغییر بدهد.
مفاهیم سنت ومدرنیته :
سنت در زبان عربی به معنای راه و روش است؛ خواه پسندیده باشد یا ناپسند عبارت از باور یا رفتاری است که در یک گروه یا جامعه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، دارای معنای نمادین یا اهمیت ویژهای است و ریشه آن به گذشته برمیگردد. مدرنیته وجه به معناي معادل "رايج" "جاري" "مرسوم" "متداول" يا چيزي داراي خاستگاه و منشاء اخير و معاصر بود. مدرنيته را در بهترين وجه مي توان "عصري" توصيف كرد كه ويژگي شاخص آن” تحولات دائمي است". مفهوم مدرن،  نخستين بار در آثار ژان ژاك روسو و بعد از وي در آثار بسياري از نويسندگان و متفكران عصر روشنفكري است . شايد نخستين بار اين هگل بود كه تحليل جامع و بي نظيري در باره شرايط انسان مدرن ارائه كرد : مدرنيته به مثابه قرار دادن خود آگاهانه شخص در تاريخ و تعيين آگاهانه هويت و جايگاه خود در تاريخ مي تواند اشكال خوش بينانه يا بدبينانه به خود بگيرد . انسان مدرن در جريان رابطه اي آگاهانه با تاريخ به سر مي برد. اين عقيده احتمالاً اولين بار در خلال آثار آدموندبرك و هگل مطرح شد و متضمن ستايشها و تمجيد عرف، عادات، آداب و سنن و تعصبات از سوي انسانهايي است كه از اين مقولات دور شده اند و خود آگاهي آنان سبب شد تا بين آنان و موضوع مورد ستايش و تمجيد آنها فاصله ايجاد مي شود (1)
آنتونی گیدنز: مدرنیته دنیای متفاوت و جدیدی را نمایندگی میکند که برسه اصل و یا سه شالوده بنا شده است. این سه اصل عبارتند ازیک نگاه خاص به دنیا، یعنی نگاهی که معتقد است که انسان سرور و مالک دنیاست و میتواند در جهان ایجاد دگرگونی کند و به موازات آن یک سری ایدهها و مفاهیم را در فرهنگ سیاسی با خود به همراه آورد و دنیای جدیدی را رقم زند. این مفاهیم، آزادی، برابری، فردگرایی، لیبرالیسم، خردگرایی، و غیره هستند. مدرنیته بیش ازیک نگاه فلسفی بعد اجتماعی ، بعد اقتصادی و بعد سیاسی دارد. بنابراین خصلت دوم مدرنیته آن مجموعه نهادهای اقتصادی مانند تولید صنعتی و اقتصاد آزاد است که مدرنیته را در این دوران جدید رقم میزند. مدرنیته میل رسیدن به شروع جدیدی است همراه با خواست از میان برداشتن هرآنچه از قبل وجود داشته ، هر بارکه ما در باره مدرنیته سخن میگوییم ضرورتا از”نو” در برابر “کهنه” و “حال” در برابر”گذشته” صحبت میکنیم. و ازاین نظر، مدرنیته همواره به منزله مفهومیپویا و روندی سیال تجلی یافته است.
نظام اصلاح طلبانه ای امان الله خان:
امانالله با اعلام استقلال به حکومتش مشروعیت بخشید، حمایت همه گروههای اجتماعی را جلب کرد و رقبایش را سر جایشان نشاند.امان الله جنبش مشروطه در افغانستان و روحیه ستیز با انگلیس در میان نخبه گان افغان را در زمان پدرش از نزدیک دیده بود و در این جنبش فعال بود. دگراندیشان و تجددطلبان افغان در آن مقطع از دو موضوع ناراضی بودند؛ استعمار خارجی و استبداد داخلی. شاه جدید میدانست که علاوه بر مردم، نخبگان دربار نیز با او در اعلام استقلال همراه هستند و از این ظرفیت به خوبی استفاده کرد.از شاه امان الله به عنوان شاه روشنفکر و ترقی خواه یاد میشود و افغانستان در دوران وی شاهد اصلاحات و تحولات بزرگی بوده است. برگزاری لویه جرگه و تصویب نخستین قانون اساسی، از میان رفتن برده داری، استقرار نظام شاهی مشروطه، تفکیک قوا، اجباری شدن آموزش، آوردن اصلاح در نظام مالی، ممنوع شدن کار اجباری،فرستادن شماری از دانشجویان به خارج کشور ، تأسیس نخستین کتابخانه عامه در کابل، افزایش چشمگیر روزنامه نگاری و مانند اینها از مهمترین تحولات این دوره خوانده میشوند .
ریشه یابی علل ناکامیاصلاحات و نوسازی درنظام امانی :
اقدامات اصلاحی و مدرن امان الله در جامعه ای سنتی و عقب مانده که گامهای اولیه و ابتدای راهم درعرصههای مختلف نظام سازی ، فرهنگ سازی ، قانونمندی ، توسعه ای اجتماعی ، اقتصاد و تکنالوژی برنداشته بود قابل تآمل بود. روند اصلاحات امانی در زمینههای اجتماعی به واکنشهای زیادی سنتی و محافظه کار روبرو شد، که این روند شورشها را در برابر سلطنت اش نیز فراهم کرد تا اینکه شاه امان الله در سال 1929 میلادی مجبور به ترک قدرت شد
الف- سیستیم شاهی : اصولا ایجاد نوع سیستیم مدرن درحاکمیت واداره کشوربا سیستیم سنتی شاهی سازگاری ندارد، آن سستیم شاهی هرچندشاهی مشروطه هم باشد.پیش ازهرتغیری، ساختارنظام مدیرتی موجود احتیاج به مدرنیزه کردن نظام متناسب داشت.
ب- بافت سنتی جامعه : جامعه ای قبایلی پیش ازاینکه به عقل و خرد فردی و جمعی متکی باشد ، به سیستیم ارباب رعیتی، ریش سفیدی و کلانی قوم وابسته میباشد . لذا از لحاظ بافت سنتی جامعه ای افغانی نیز ، هرگونه نوآوری و اصلاحات با چالش مقبولیت اجتماعی مواجه خواهدشد و از آنجایی که اقدامات اصلاحی وی با تندرویهایی همراه بود و با روحیه بعضی از اقشار جامعه و مردم سازگاری نداشت، زمینه را برای شورشگری در برابر سلطنت وی فراهم ساخت و حبیبالله کلکانی بر او شورید و او را وادار به کناره گیری کرد.
ج- سنتهای دینی و بنیادگرایانه : امامهمترین علت ناکامیآن نظام، در تقابل قرارگرفتن با سنتهای پایدار و محکم دینی بود ، هرچندشاه به میزان خطر، قدرت ظرفیت عکس العملهای دینی توجه داشته و در ابتدا با استفاده از نفوذ ملاها قدرت اش راتثبیت کرد.امانالله به خوبی متوجه بود که علما و خانهای قبایل، دو نیروی مشروعیتساز حکومت در افغانستان هستند. روحانیان نفوذ زیادی داشتند، بسیاری ازعلماء با شاه جوان بیعت و از جهاد علیه انگلیس اعلام حمایت کردند.شاه از نفوذ ملاها در جبهات جنگ به خوبی استفاده کرد، برای جلب حمایت ملاها بسیار تلاش کرد.سرانجام اما،  ملاها در برابر نظام امانی ایستادند. ملا عبدالله معروف به ملای لنگ در دستی قرآن و در دست دیگر قانون جزا، از مردم میپرسید که کدام یکی را قبول دارید؟ امانالله خان از قرآن دور شده است و از خود قوانین و نظامنامه ساخته است(افغانستان در پنج قرن اخیر، میر محمد صدیق فرهنگ: ۵۲۵). اما شورشها گسترش یافت،حکومت شورش را سرکوب ساخته و ملای لنگ اعدام شد. بسیاری از دوستانش به مزار، قندوز و شمال تبعید شدند. در مرحلهی دوم که امانالله خان از سفر اروپا بازگشت ملاها علیه او واکنش شدیدتر نشان داده و دست به شورش زدند. در میان شورشیها شخصی بهنام حبیبالله کلکانی به تشویق برخی از علما به کابل حمله کرده و قدرت را به دست گرفت.
د- عوامل خارجی : انگلیسیها نمیخواست که امان الله خان به شکل مستقل عمل کند به این خاطر از حساسیتهای دینی استفاده کردند و ریفورمهای او را به عنوان خلاف کارهای اساسی اسلام اعلان کردند و امان الله خان مجبور شد که کشور را ترک کند. سرانجام وی در ۲۵ اپریل ۱۹۶۰ در زوریخ سوئیس در گذشت. جنازه وی به جلالآباد انتقال داده شد و در کنار مزار پدرش به خاک سپرده شد(2)
نتیجه :
حاکمیت قانون، توسعهی معارف و آزادی مطبوعات پروژهی ناتمام امانالله خان است که حکومت رییس جمهور غنی ادعای عملی ساختن آن را دارد و در جهت عملی ساختن آن تاکنون گامهای اساسی برداشته است و اگر این روند ادامه یابند در عرصههای مختلف شاهد تحولات بزرگ خواهیم بود؛ اما این واقعیت هم را باید قبول کنیم که سال ها جنگ و خشونت در این کشور هر حرکتی نوگرایانه را با چالش مواجه می سازد. طالبان دیگر گروه های افراطی بهعنوان وارثین اصلی ملای لنگ هنوز هم در مقابل هر جریان نو گرایانه، ایستادگی و مقاومت میکنند. گرچند ملای لنگ اعدام شد و ملاعمر رفت، اما ذهینت ملاعمری و ملای لنگ هنوز به قوت خویش باقی است.

دیدگاه شما