صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت همبستگی ملی در موقع بحران سیاسی

-

ضرورت همبستگی ملی در موقع بحران سیاسی

افغانستان در شرایط فعلی در شرایط حساس قرارگرفته است و هیولای عظیم (طالبان و سایر گروه‌های تروریستی) در کمین نابودی بنیه‌های کشور نشسته‌اند و هرگاه فرصت پیدا کنند، در انجام اقدامات ویرانگر درنگی نخواهند کرد. از طرف دیگر سیاست ورزی متناقض آمریکا در مبارزه با تروریسم و رویکرد دونالد ترامپ در مورد نظام بین‌الملل باعث گردیده است که ثبات سیاسی و تعادل کشور با مشکل روبرو شود. با توجه به نوع نگاه تجاری ترامپ در قبال تمامی‌مسائل ازجمله مبارزه با تروریسم و دهشت افگنی در افغانستان، معادلات امنیتی و ثبات سیاسی کشور دچار تحول شده است. افغانستان مانند بسیاری کشورهای درحال‌توسعه است که در یک وابستگی نامتقارن قرار دارد. فرهنگ سیاسی و موقعیت جغرافیایی کشور بیشتر به این وابستگی دامن زده است. لشکرکشی آمریکا و متحدان آن به افغانستان در سال 2001 امیدهای را ایجاد نمود که گویا کشور در مسیر درستی قرارگرفته است و می‌تواند مانند سایر کشورها از رفاه و توسعه بهره‌مند شود اما اشتباهات رهبران سیاسی افغانستان و متحدان بین‌المللی آن‌ها مخصوصاً ایالات‌متحده باعث گردید آن اهدافی که در اوایل ترسیم‌شده بود دسته نیافتنی شوند. اکنون پس از هجده سال، کشور دوباره در بی‌تعادلی قرارگرفته است. مذاکرات آمریکا و گروه تروریستی طالبان بیشتر به این بی‌تعادلی دامن زده بود. ازآنجایی‌که طالبان به لحاظ ماهوی هیچ‌گونه تغییرنیافته‌اند، مصالحه آن گروه با آمریکا می‌توانست موجب مصونیت بخشیدن به آن گروه شود. وقتی طالبان از ناحیه قدرت‌های بزرگ ازجمله آمریکا احساس امنیت نمایند، آنگاه با خیال راحت به قلع‌وقمع مردم خواهند پرداخت. شرایط فعلی افغانستان مورد استثنایی نیست که نتوان برای آن راه‌حل پیدا نمود، کشورهای پسااستعماری هرکدام با میزان متفاوت با این وضعیت روبرو بوده‌اند و آنچه آن‌ها را از نابودی نجات داده‌اند، همبستگی ملی آن‌ها بوده است و هرگاه نخبگان سیاسی در آن کشورها منافع جمعی را بر منافع خصوصی ترجیح داده‌اند و نگذاشتند که سیاست‌های احساسی بر رفتارهای عقلانی غلبه پیدا کند، آنگاه آسیب‌پذیری کشورشان را به حداقل رسانیده‌اند و افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. با توجه به شرایط موجود مهم‌ترین عوامل که باعث می‌شود مردم افغانستان به همبستگی ملی نیازمند باشند، قرار ذیل است؛
الف- تروریسم تهدید همگانی است: طالبان یا هر گروه تروریستی دیگر، صرفاً برای بخش از جامعه یا جغرافیای کشور تهدید به شمار نمی‌رود بلکه نیروی مخربی است که دیر یا زود تمامی‌بخش‌های کشور را در آتش خشم و جنون می‌سوزانند. تجربه تاریخی نشان داده است که گروه‌های تروریستی در امر نابودی و تخریب رویکرد فراگیر دارند و شاید میزان تخریب آن‌ها کم‌و بیش متفاوت باشد اما به لحاظ ماهوی تفاوت ندارند. برای مثال می‌توان گروه تروریستی داعش را نام برد که وقتی در 2014 بر بخش‌های وسیع عراق و سوریه حاکم شدند، صرفاً یک گروه قومی‌یا مذهبی را هدف قرار ندادند بلکه هویت و تاریخ آن کشورها را نابود کردند. آثار باستانی پالمیرا تنها متعلق به یک بخش جامعه سوری نبود بلکه یکی از خارق‌العاده‌ترین سازه‌های بشر بود ولی گروه تروریستی داعش آن را نابود کرد. نابودی آثار بابل تنها بخش کوچک عراق را صدمه نزد بلکه ضربه مهلک بر تاریخ و تمدن عراق بود. به همین ترتیب در کشتار عراقی‌ها و سوری‌ها، داعش و سایر گروه‌های تروریستی تفاوت چندان میان قبایل ساکن در آن کشورها قائل نبودند بلکه همه شهروندان آن کشورها به شمول اعراب، کرد‌ها، ترکمن‌ها و ایزدی‌ها از ناحیه تروریسم آسیب دیدند. بنابراین لازم به نظر می‌رسد که شهروندان افغانستان در مورد تروریسم دچار محاسبه غلط نشوند. شاید برخی‌ها فکر کنند که طالبان و یا سایر گروه‌های تروریستی با توجه به زبان و مذهب مشترک به آنها آسیب نرسانند، اما باید به خاطر بسپارند که در شرایط فعلی هر نوع آسیب به یک بخش کشور به معنای آسیب رسانیدن بر بخش‌های دیگر کشور است. هرگاه یک جاده تخریب شود یا مکتبی سوزانده شود، همه شهروندان بهای آن را پرداخت می‌نمایند. استفاده‌کننده دست‌اول آن‌ها فوراً متضرر می‌شوند و باید این نهادهای عام‌المنفعه از بودجه ملی دوباره ساخته شوند که خود ضرر مالی بر تمامی‌شهروندان است. ضرورت ایجاب می‌نماید که از ورود تروریسم داخلی و بین‌المللی نه‌تنها استقبال نکنیم بلکه باید با آن‌ها مبارزه کرد و  آن ها باید بهای سنگین پرداخت نماید. تصور کنید تروریست‌های داخلی (طالبان) و همکاران خارجی آن‌ها (چچینی، اعراب، اویغورها و پنجابی‌ها) بر زندگی روزمره مردم مسلط شوند، چه بلای بر سر مردم خواهند آورد، چیزی که در موصل و سنجار اتفاق افتاد.
ب- مردم منبع مشروعیت بخش و نقطه اتکا هستند: درست است که در عصر جهانی‌شدن، تمامی‌مناسبات اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد در وابستگی متقابل قرار دارد اما آنچه ثابت به نظر می‌رسد این است که دولت‌ها تا زمانی با یکدیگر همکاری می‌نمایند که در آن منافع خود را ببینند و در غیر آن طریقت دیگر در پیش می‌گیرند. آمریکا مانند هر قدرت دیگر به دنبال بیشینه‌سازی قدرت خود در سطح جهانی است و تغییر موضع در سیاست خارجی آن کشور غیرمعمول نیست و نباید انتظار داشت که آن کشور بدون کسب منافع قابل‌ملاحظه، هزینه مالی و انسانی سنگین را متقبل شود. چرخش عمده در سیاست خارجی آمریکا در افغانستان می‌تواند تأثیرات عمیق برجای بگذارد اما این بدان معنا نیست که در نبود آمریکا افغانستان از روی زمین محو می‌شود و یا هرگز قادر به ادامه حیات نیست اما بدیل حمایت‌های آمریکا در افغانستان چیزی نیست جز خود مردم افغانستان. نظام سیاسی فعلی افغانستان چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ نظامی‌به آمریکا وابسته است. محاسبه عقلانی نشانگر این موضوع است که در نبود حمایت‌های آمریکا، نظام سیاسی فعلی افغانستان با چالش جدی روبرو می‌شود. نخبگان سیاسی کشور می‌توانند به مردم رجوع نمایند. هرگاه نظام سیاسی کشور مشروعیت مردمی‌داشته باشد و به خواسته‌های ملت گوش دهد، آنگاه نباید از هر طوفان سیاسی در هراس باشد. ازآنجایی‌که بقای مردم و نظام سیاسی در کشور لازم و ملزوم یکدیگر است و در نبود یکی از آن‌ها، دیگرش نمی‌تواند ادامه حیات دهد، لازم به نظر می‌رسد که نخبگان سیاسی برای مشروعیت‌یابی به مردم مراجعه نمایند و مردم برای دفاع از خود نیازمند حمایت یک نظام سیاسی است که از آن‌ها در برابر تروریسم بین‌الملل، فقر اقتصادی، حمله کشورهای دیگر و آشوب داخلی محافظت نماید. بنابراین مردم محکم‌ترین نقطه اتکا برای نظام سیاسی کشور و منبع مشروعیت بخش برای نخبگان حاکم در قدرت محسوب می‌شود که آن‌ها را در برابر تندبادهای حوادث سیاسی محافظت می‌نمایند.

دیدگاه شما