صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت افزایش فشار در مبارزه با تروریسم

-

ضرورت افزایش فشار در مبارزه با تروریسم

بعدازآن که نشست کمپ دیوید توسط دونالد ترامپ لغو شد، رویکرد آمریکا در قبال طالبان تغییر یافته است. فشار نظامی بیشتر بر طالبان باعث شده است که طالبان در وضعیت سراسیمگی قرار بگیرند. پس از لغو نشست کمپ دیوید، طالبان در ابتدا آمریکا و متحدان آن را به حملات بیشتر تهدید نمودند اما طی چند روز اخیر طالبان بارها بیان داشته‌اند که آن‌ها با ازسرگیری مذاکرات موافق هستند و می‌خواهند باب گفتگو دوباره باز شود. طالبان برای این‌که بتوانند در این راستای به هدفشان برسند، یک هیأتی را به مسکو فرستادند تا حمایت کرملین را با خود داشته باشند. دولت افغانستان طی یک دهه گذشته بارها دسته‌های طالبان زندانی را آزاد نموده است اما این کار نه‌تنها از خشونت‌ورزی آن‌ها نکاسته است بلکه باعث شده است که آن‌ها بیشتر تشجیع شوند و با شرارت بیشتر به میدان‌های نبرد برگردند. پرسش اینجا است که چرا فشار حداکثری می‌تواند در مبارزه با تروریسم در افغانستان موفقیت به همراه بیاورد و یا در روند مذاکرات صلح افغانستان پیشرفت حاصل شود؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش لازم است ازیک‌طرف نوع جهان‌بینی طالبان و هم‌فکرانشان مورد بررسی قرار بگیرد و از طرف دیگر، تجربیات سایر کشورها در مبارزه با تروریسم مورد ارزیابی قرار گیرد.
الف- در جهان‌بینی خشونت محور، انعطاف به معنای شکست است: طالبان افراطی‌ترین قرائت از دین‌دارند و بن‌مایه فکری‌شان خشونت عریان و کشتار حداکثری است. با توجه به جهان‌بینی طالبان که ترکیب قرائت تندروانه از دین و فرهنگ خشونت پرور است، آن‌ها به روش‌های غیر خشونت‌آمیز در راستای حل اختلافات باور ندارند. طالبان طی دو دهه گذشته هیچ‌گاه از موضع افراطی‌شان کمترین عقب‌نشینی نداشته‌اند. خروج بی‌چون‌وچرای نیروهای بین‌المللی، اسقاط جمهوریت و برقراری امارت، تک قومی سازی سیاست و قدرت در کشور، مبارزه با تمامی مظاهر زندگی مدرن و شهری از خواسته‌های اصلی طالبان بوده است. هرگاه میان خواسته‌های طالبان در 2003 و اکنون مقایسه صورت بگیرد، هیچ تفاوتی حاصل نشده است. طالبان در دوران زمام داری‌شان بدون در نظر داشت رویه‌های حاکم در نظام بین‌المللی و قوانین نافذه که تمامی کشورها و ملل جهان به آن گردن نهاده‌اند، به قتل و غارت می‌پرداختند و امروزه نیز در این رویه وحشتناک طالبان هیچ تفاوتی رخ نداده است. بارها دیده‌شده است که طالبان، دانشجویان را ابتدا می‌ربایند و سپس سلاخی می‌کنند. در امر تخریب منابع ملی مانند مکاتب و جاده‌ها هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند. از انفجار و انتحار در امکان عمومی و کشتار غیرنظامیان نه‌تنها پشیمان نمی‌شوند بلکه با مباهات تمام آن را به عهده می‌گیرند و در این راستا برایشان مهم نیست که افکار عمومی در داخل و خارج کشور در موردشان چگونه قضاوت می‌کند. جهان‌بینی طالبان بر آن‌ها حکم می‌نماید که تا وقتی به تعهدات خود در قبال رقبا و حتی غیرنظامیان وفادار باشند که از موضع ضعیف برخوردارند. هرگاه درنبرد دست برتر داشته‌اند، تمامی تعهدات گذشته خود را نادیده گرفته‌اند. بارها طالبان با مردم محل تعهد بسته‌اند که در حریم یکدیگر تجاوز نکنند اما وقتی طالبان فرصت را مناصب دیده‌اند، به کشتار غیرنظامیان و پشت پا زنی به تعهدات گذشته روی آورده‌اند. بنابراین جهان‌بینی طالبان، صرفاً به فشار حداکثری و به‌کارگیری قوه قهریه باورمند است و این نیاز است که دولت افغانستان و حامیان بین‌المللی‌شان در مبارزه با تروریسم سیاست تضرع را در پیش نگیرند و از حداکثر فشار بر آن‌ها استفاده نمایند.
ب- تجربه کشورهای دیگر در مبارزه با تروریسم: نبرد با تروریسم ویژه افغانستان یا سال‌های اول هزاره سوم نیست بلکه تعداد زیادی از کشورهای دیگر در اواخر قرن بیستم با تروریسم روبرو بودند که برخی‌شان در کوتاه‌مدت بر تروریسم فائق آمدند و برخی کشورهای دیگر دهه‌ها با تروریسم دست‌وپنجه نرم کردند تا این‌که مشکل تروریسم را حل نمودند. کلمبیا، سریلانکا، عراق، سوریه و هند ازجمله کشورهای هستند سابقه طولانی‌مدت در مبارزه با تروریسم دارند. در کلمبیا گروه فارک برای دهه‌ها با حکومت مرکزی درگیر بود و طی چند دهه هزاران شهروند آن کشور طی نبردهای چریکی و انفجارات جان‌های خود را از دست دادند. دولت مرکزی کلمبیا در مبارزه با گروه فارک، به خود تردید راه نداد. وقتی گروه فارک پس از دهه‌ها جنگ و خشونت به این نتیجه رسید که نمی‌توانند دولت بوگوتا را ساقط نمایند، با میانجیگری کشورهای منطقه ازجمله کیوبا، باب گفتگو با دولت مرکزی را بازنمود. در سال 2016 دولت کلمبیا و گروه کمونیستی فارک با وساطت رئیس‌جمهور کیوبا معاهده صلح امضا نمودند و به جنگ فرسایشی آن کشور خاتمه بخشیدند. دومین مثال کشور سریلانکا در جنوب آسیا است که برای دهه‌ها با تروریست‌های تامیل روبرو بودند. در اوایل هزاره سوم، دولت کلمبو یک‌سوم خاک  خود را در اختیار نداشت اما تغییر رویه در مبارزه با تروریسم و شدت بخشیدن در به‌کارگیری قوه قهریه و جلب حمایت جامعه بین‌المللی باعث گردید تامیل‌ها در انزوا قرار بگیرند و سرانجام در 2009 آخرین بقایای تامیل از بین رفت و کشور یکپارچه گردید. سریلانکایی‌ها پس از سال‌ها جنگ و خشونت، روی آرامش دیدند و امروزه آن کشور به لحاظ اقتصادی و توسعه در مسیر پیشرفت قرار دارد. عراق و سوریه نمونه‌های نزدیک به افغانستان است که با تروریسم بین‌الملل (داعش) و القاعده روبرو بودند. عراقی‌ها و سوری‌ها درنبرد با تروریسم شدت عمل به خرج دادند و نتیجه آن را نیز دیدند. گروه تروریستی داعش بخش‌های وسیع عراق و سوریه را طی حملات غافلگیرکننده به تصرف خود درآورده بود. در ابتدای ناراضیان حکومت‌های آن جوامع تصور غلط از داعش داشتند و فکر می‌کردند که این گروه نمونه ایدئال برای حکومت‌داری است درحالی‌که داعش آخرین نسخه تروریسم بین‌الملل بود و در کشتار مردم و نابودی تاریخ و فرهنگ عراق و سوریه کمترین درنگی به خود راه نداد. عراقی ها و سوری‌ها زمانی توانستند درنبرد با تروریسم پیروز شوند که رأفت و همدلی با تروریسم را کنار گذاشتند. افغانستان نیز می‌تواند مانند این کشورها در مبارزه با تروریسم عمل نماید به شرطی که نخبگان سیاسی حکومتی و غیر حکومتی رؤیای سواری بر اسب تروریسم را از ذهنشان دور کنند زیرا تروریسم ابزاری است که هم استفاده‌کننده آن و هم بقیه بازیگران را در عین آتش می‌سوزانند. ناسیونالیست‌های بعثی در سال 2006 و 2007 بر این بودند که می‌توانند با استفاده از شاخه عراقی القاعده در راستای کسب قدرت سیاسی استفاده نمایند اما وقتی جنگ در شهرها و خانه‌هایشان کشیده شد، آن‌ها پی بردند که تروریسم نه‌تنها برای آن‌ها سودمند نیست بلکه خسارات جبران‌ناپذیر بر خود آن‌ها تحمیل کرده است. در افغانستان نیز این قضیه صدق می‌کند و ناسیونالیست‌های کشور نباید به این رؤیا باشند که می‌توانند با استفاده از تروریسم به قدرت تاریخی و یکه‌تازی در کشور دست پیدا کنند. استفاده و حمایت از تروریسم به هر نحوی که باشد برای تمامی گروه‌ها و ثبات سیاسی کشور خطرناک است و نمی‌شود از آن در بازی‌های سیاسی کشور استفاده نمود.

دیدگاه شما