صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طالبان در پی تقلیل هویت جرمی خود از گروه تروریستی به گروه شورشی

-

طالبان در پی تقلیل هویت جرمی خود  از گروه تروریستی به گروه شورشی

ظهور طالبان به عنوان یک پدیده‌ جدید از جنگ نیابتی در تاریخ معاصر افغانستان از جنجالی ترین مسائل افغان‌ها و جامعه بین المللی طی سه دهه اخیر بوده است. این گروه پس از سقوط حکومت داکتر نجیب الله در زمان جنگ‌های داخلی از خاک پاکستان سازماندهی گردیده و وارد معادلات سیاسی افغانستان شد. در آن برهه، کشورهای منطقه و جهان به دلیل پیچیدگی وضعیت نابسامان افغانستان واکنشی در قبال ظهور این گروه نداشتند؛ زیرا جنگ‌های داخلی، افغانستان را به یک شبح ترسناک مبدل کرده بود که ساکنین این مرز و بوم به هر صدایی که ختم جنگ را به مردم زمزمه می‌کرد آن را قابل حمایت می‌دانست، طالبان و حامیان منطقوی شان نیز با موقعیت شناسی حساب شده از دل تاریکی‌های آن زمان بدون واکنش داخلی و بین المللی وارد جغرافیای افغانستان شدند، دلیل عدم واکنش در قبال این گروه وضعیت جنگی آن زمان بود که اتحاد و همدلی میان افغان‌ها را به بن بست کشانده بود به همین ملحوظ، گروه طالبان در کوتاه‌ترین مدت، بیش از نود و پنج فیصد خاک افغانستان را در تصرف خود در آورد.
مبنی حقوقی حمله آمریکا به طالبان
طی حدود پنج سال حاکمیت در افغانستان، این گروه سیاه ترین دوره تاریخی کشور را در کارنامه خود ثبت کرد. در پی تخطی‌های پیاپی و هدفمند آنان مبنی بر نقض قواعد حقوق بشردوستانه از جمله ارتکاب جنایات جنگی و جنایات ضد بشری در افغانستان، واکنش نظامی کشورهای جهان به خصوص ایالات متحده را بر نیانگیخت. جامعه جهانی به شمول شورای امنیت سازمان ملل متحد، دیدبان حقوق بشر و سایر نهادهای بین المللی صرفا به محکومیت آنان بسنده نمودند نه فراتر از آن. فصل هفتم منشور ملل متحد، شورای امنیت این سازمان را مکلف ساخته است تا در قبال رژیم‌هایی که پایگاه مردمی ندارند و با توسل به زور، قدرت را در دست گرفته اند در صورتی که به قتل و کشتار هدفمند کتله‌های غیر مسلح در سطح ملی و بین المللی اقدام نمایند طبق پیشنهاد این شورا، کشورهای جهان باید در راستای برچیدن چنین رژیم خودکامه وارد اقدام نظامی شوند؛ چون یکی از کارویژه‌های شورای امنیت، تلاش در راستای حفظ ثبات و امنیت جهانی است که بعضی از این رژیم‌ها حالت خطرناک به خود می‌گیرند و از چارچوب قوانین بین المللی عدول می‌نمایند، به عنوان نمونه، رژیم طالبان بعد از قتل و کشتار بی شمار مردم افغانستان در همدستی با القاعده، حیطه‌ جنایات خود را وسعت داد و با تأیید طرح حمله بر ساختمان تجارت جهانی، مرز جنایات خویش را بین المللی ساخت، اگر از همان ابتدا، کشورهای جهان وارد اقدامات وقایوی می‌شدند در نیویورک چنین فاجعه‌ به وسعت قتل سه هزار انسان به وقوع نمی‌پیوست. حمله القاعده تحت حمایت طالبان به نیویورک باعث گردید تا گروه طالبان نیز عنوان « تروریست » به خود بگیرد و در یک اقدام نظامی توسط قوای بین المللی بساط حاکمیت شان برچیده شود؛ لذا مسئله درد آور این است که تعریف تروریزم نیز وابسته به ار تکاب جنایات بیرون مرزی گروه‌های تروریستی وابسته گردیده است؛ تا زمانی که امنیت ملی جامعه ملل مورد تهدید قرار نگرفته باشد هر چند جنایات ضد بشری تروریستان در جغرافیای خاص تشدید گردد، مشمول حمله نظامی بین المللی نمی‌گردند.
طالبان و تروریزم مفاهیم در هم تنیده
تروریزم یک مفهوم پیچیده و دارای ابعاد و گستره وسیع است که تا کنون تعریف واحد و همه شمول که مورد اجماع پژوهشگران باشد از آن ارائه نشده است، لذا با توجه به ماهیت عملکردهای تروریستی، بسیاری از حقوق دانان تعریفی ارائه نموده اند که با جوهره امروزی گروه‌های تروریستی نزدیک است و عملکردهایی که توسط آنان صورت می‌گیرد با آن همخوانی دارد. تِروریسم که در زبان فارسی از آن با عنوان وحشت‌افکنی، ارعابگری نام برده شده‌است، به استفاده از خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیک گفته می‌شود، تروریسم استفاده غیرقانونی از خشونت یا ارعاب، به خصوص بر علیه غیر نظامیان، برای دنبال کردن اهداف سیاسی است.
مطابق به این تعریف، عملکرد گروه طالبان از گذشته تا کنون شامل تمام اجزا و عناصر یک گروه تروریستی می‌گردد. قبل از حمله به نیویورک نیز این گروه جنایات ضد بشری مرتکب می‌شدند و بعد از آن حمله تا حال حاضر دست از جنایات کوتاه نکرده اند، همانطور که اشاره شد در واکنش به اعمال تروریستی، علاوه بر دفاع مشروع، در قالب مبارزه با تروریزم نیز مجاز است که شورای امنیت تصویب نماید تا چنین گروه‌ها، فوری مورد آماج قرار گیرند که اقدام فوری این شورا بعد از 11 سپتامبر نیز با تأخیر و طمأنینه همراه بود، لذا حالت خطرناک وضعیت آن زمان متوجه جهان و منطقه می‌گردید و ضرورت اقدام بازدارنده عاجل را بر می‌تابید؛ اما این شورا فقط به محکومیت آن بسنده نمود و از جامعه بین المللی خواستار تلاش مضاعف برای جلوگیری و نابودی اعمال ترویستی شد؛ لذا روز بعد از حادثه ناگوار 11 سپتامبر، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطع نامه‌ای را تصویب کرد که در آن با توسل به فصل هفتم منشور، اعمال تروریستی انجام شده را « تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی » قلمداد نمود؛ بنا بر این سکوت شورای امنیت در قبال این حمله مرگبار تروریستی باعث گردید که در پاسخ به آن، حملات آمریکا و متحدان اش بر علیه القاعده و طالبان بدون تصویب شورای امنیت با توسل به اصل « دفاع مشروع » آغاز گردد و این شورا در برابر حمله‌ آمریکا و متحدین اش به افغانستان، هیچ واکنشی نشان نداد و اگر آمریکا متوسل به اقدام نظامی نمی‌شد، حل حقوقی آن، از سوی سازمان ملل و سایرنهادهای بین المللی امری دشوار و زمان‌گیر بود؛ بنا بر این، بعد از شکست و فروپاشی طالبان، شورا مجددا به وضعیت 2001 افغانستان توافقنامه‌ « بن » را که بین گروه‌های افغان شکل گرفته بود تأیید و اعزام نیروهای امنیتی بین المللی با مشارکت کشورهای عضو سازمان ملل متحد را به کشور مجاز دانست؛ لذا آمریکا از همان ابتدا با القاعده مشکل داشت و گروه طالبان را به عنوان حامی این سازمان در لیست گروه‌های تروریستی قرار داد؛ ورنه تمام عناصر تعریف یک گروه تروریستی در جوهره گروه طالبان موجود بود / است؛ اما از آن زمان تا کنون، این گروه به جرم همکاری با القاعده، تروریست خطاب می‌شود که در هر صورت اش عنوان « تروریزم » گروه طالبان را متواری ساخت و در لیست سیاه مجامع بین المللی قرار داد؛ اما با آن هم کشور آمریکا همیشه در اظهار نظرهای شان در قبال آنان با احتیاط گام برداشته است؛ چنانچه در سال 2014  جو بایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز اظهار داشت که «طالبان دشمن آمریکا نیستند و با بازگشت به کابل می توانند هم پیمان واشنگتن باشند»؛ اما در هر صورت اش طی چندین سال، این گروه در جمع گروه‌های تروریستی محسوب می‌گردید که اثرات این امر باعث اختفای آنان از دید عمومی بود و علت ورود آمریکا و جامعه جهانی به افغانستان نیز صبغه مبارزه با تروریزم داشت که ماهیتا طالبان را شامل می‌شد.
گروه شورشی و هویت رسمی
طالبان با توجه به فضای موجود، تلاش دارند تا هویت تروریستی شان را به یک گروه شورشی تقلیل دهند و از این مجرا مشروعیت ملی و بین المللی را کمایی کنند؛ چون از لحاظ بار معنایی و حقوقی، گروه شورشی نسبت به گروه تروریستی حقوق و مزیت‌های خاصی دارند؛ چون مقصود از شورش، عملی است فردی يا دسته جمعی بر عليه دولت يا بخشی از قوای دولتی در داخل مرزهای جغرافيايي کشوری. بنابراين براساس تعريف فوق، شورش زمانی می تواند جنبه حقيقی بخود بگيرد که شورشيان بر عليه حکومت قانونی کشور خود اقدام نمايند و اگر از چهارچوب مرزها فراتر رود، حالت خصمانه و تجاوز بخود می‌گیرد و در این صورت در لیست گروه‌های تروریستی قرار گرفته و مشمول قوانین مبارزه با تروریزم می‌گردند. گروه‌های شورشی با ادعای داشتن قلمرو و سرزمین و همینطور برخورداری از پایگاه اجتماعی در صدد کسب جایگاه حقوقی اند تا به جامعه ملل نشان بدهند که هدف و انگیزه آنان از شورش و جنگ، حق خواهی از حکومت است نه فراتر از آن. بدین ملحوظ، گروه تروریستی طالبان با درک از اهمیت موضوع در صدد هستند تا عنوان « شورشیان ناراضی » را به خود کسب نمایند. دوره گردی‌های بین المللی آنان و تلاش در راستای جلب حمایت آمریکا - روسیه و همسویی با بعضی کشورهای همسایه، نمایانگر مقدمه چینی جایگاه حقوقی به این گروه تروریستی است که آن هم در حال حاضر فقط با پس زمینه عناوین « شورشی» و « ناراضی» قابل دسترس می‌باشد؛ چون گروه‌های شورشی صرفا در راستای حقوق پامال شده مردم شان می‌جنگند و در صدد دسترسی به همان امتیازات هستند؛ بنا بر این، گسترش حملات طالبان بر کلان شهرها و سایر جغرافیای افغانستان خود نمایی آنان در کسب جغرافیای بیشتر می‌باشد که از این طریق ماهیت شورشی بودن شان را نسبت به تروریستی برجسته سازند؛ اگر اخبار را مرور کرده باشیم تغییر رویه دیگری که این گروه در پیش گرفته است، گاهی محکوم نمودن حملات نیروهای امنیتی توسط سخنگویان طالبان است مبنی بر اینکه به مردم و غیر نظامیان آسیب زده اند و از این مجرا می‌خواهند به جامعه ملل برجسته سازند که مردم نیز در کنار ماست؛ لذا اگر مردم و جریان‌های سیاسی افغانستان، آگاهانه در قبال خطرات ناشی از قباحت زدایی‌های طالبان اقدام ننمایند، احتمال تهدید خطرات این گروه تحت عناوین گوناگون دور از تصور نیست؛ بنا بر این بعد از تثبیت جایگاه شورشی بودن شان، این بار احتمال می‌رود که محترمانه بخش اعظم قدرت و صلاحیت‌ها به آنان واگذار گردد و از این طریق، افغانستان یکبار دیگر به کام بحران سقوط کند؛ لذا به همه رسانه‌های و اعضای جامعه مدنی پیشنهاد می‌گردد که با مطالعه دقیق اوضاع، موضع گیری همه جانبه در جهت خنثی نمودن توطئه آنان اتخاذ نمایند.

دیدگاه شما