صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۱۹ قوس ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نگرانی مشترک ناتو و مردم افغانستان از ناحیه طالبان-تروریسم

-

 نگرانی مشترک ناتو و مردم افغانستان از ناحیه طالبان-تروریسم

مذاکرات صلح افغانستان پس از ماهها کشوقوس، به بنبست رسیده است و بسیاری از طرفهای درگیر در منازعه افغانستان ازجمله آمریکا نمیداند با آن چهکار کند. مردم افغانستان با توجه به گذشته سیاه طالبان در دهه 90 قرن بیستم و دو دهه فعالیتهای تروریستی این گروه در افغانستان پس از 2001  از این ناحیه نگرانی دارند که حتی با امضا شدن توافق صلح میان طالبان و آمریکا، خشونتها در افغانستان بهطور باید به پایان نخواهد رسید زیرا این گروه آمادگی ذهنی و ساختاری کاهش خشونت را پیدا نکردهاند و حتی با تعهد سپردن مبنی بر ختم خشونتها، اوضاع امنیتی کشور شکننده خواهد بود. اخیراً نشستی که در لندن برگزارشده بود، اظهارات ینس استولنبرگ دبیر کل ناتو در مورد وضعیت امنیتی افغانستان پس از امضا شدن پیمان صلح میان آمریکا و طالبان، نشانگر نگرانی اعضای این سازمان از ناحیه تعهد شکنی طالبان و خشونتورزی این گروه است. پرسش اینجا است که کدام عوامل باعث شده است که مردم افغانستان و اعضای ناتو از ناحیه تروریسم مخصوصاً طالبان در افغانستان نگرانی داشته باشند و حتی باور داشته باشند که امضا شدن توافق صلح میان طالبان و آمریکا به معنای کاهش خشونتورزی طالبان نیست؟
بسیاری از اعضای ناتو که درنبرد با تروریسم در افغانستان سهیم بودهاند، به این نتیجه رسیدهاند که تهدید تروریسم در افغانستان همچنان به قوت خود باقی است. آمریکا علیرغم افکار عمومی در مورد موفق نبودن مبارزه با تروریسم در افغانستان همچنان تأکید به خروج نیروهای خود از افغانستان دارد که در این میان نظر شخص رئیسجمهور آمریکا تعیینکنندهتر از واقعیت موجود امنیتی افغانستان است و حتی برخی سناتوران آمریکایی مانند مردم افغانستان و سایر اعضای ناتو باور دارند که طالبان در نبود فشار لازم به خشونت بیشتر روی خواهد آورد و هیچگونه ضمانتی در این راستا وجود ندارد که این گروه به تعهدات خود عمل نماید. ازآنجاییکه سیاست آمریکا طی سه سال اخیر در مبارزه با تروریسم مخصوصاً در افغانستان از چشمانداز روشن برخوردار نیست، میتوان گفت مهمترین اولویت آمریکا به پایان رسانیدن آبرومندانه جنگ طولانیمدت این کشور در افغانستان است و زیاد مهم نیست که برای مردم افغانستان چه اتفاق رخ میدهد. چند عامل اساسی وجود دارد که اعضای ناتو و مردم افغانستان را در باب امنیت افغانستان نگران میکند و گروه طالبان در محور این نگرانیهای امنیتی قرار دارد.
الف- طالبان تمایلی به کاهش خشونت ندارند: از یک سال پیش به اینطرف مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان به گونه جدی شروعشده بود و نزدیک به ده ماه به طول انجامید اما در این مدت هیچگونه نشانهی مبنی بر کاهش خشونت از سوی طالبان دیده نشد. تحلیلگران واقعگرا بر این هستند که طالبان درعینحالی که به مذاکرات ادامه میدهند به خشونتورزی بیشتر دامن میزنند زیرابه هراندازه که کشتار غیرنظامیان و نیروهای امنیتی افغانستان افزایش پیدا کند به همان اندازه برگ برندگی طالبان در مذاکرات بیشتر میشود و آنها میتوانند امتیازات بیشتر بگیرند. این در حالی است که برساختگرایان این دیدگاه را کاملاً دقیق نمیدانند زیرا در مذاکرات صلح کسانی شرکت دارند که کمتر در میدانهای نبرد حضور دارند و هرگاه آمادگی ذهنی برای خشونتورزی بیشتر وجود نداشته باشد، رهبران سیاسی طالبان برای کسب امتیاز بیشتر نمیتوانند اعضای دونپایه خود را تحتفشار بگذارند که بیشتر خونریزی نمایند. این ذهنیت و طرز تفکر توده طالبان است که آنها را وادار میکند به کشتار و ویرانگری بیشتر ادامه دهند زیرا آنها باورمند هستند که کشته شدن و یا کشتن هردو به نفع آنها است. با توجه به فضای موجود در افغانستان میتوان گفت هر دو دیدگاه درست است زیرا ازیکطرف مذاکرهکنندگان طالبان در سطح بینالملل چیزی جذاب ندارد که بتواند جامعه بینالمللی را مجاب نماید که از دیدگاه آنها حمایت نمایند و تنها راهی که مذاکرهکنندگان طالبان میتوانند طرفهای دیگر را وادار به پذیرش خواستههای آنها نماید، خشونتورزی بیشتر و کشتار بیشتر مردم به دست این گروه است تا جامعه بینالمللی مجبور شود این گروه را بهعنوان یک واقعیت انکارناپذیر قبول کند و برای آنها امتیاز قائل شود. به همان اندازه که نگرش سیاسی در مورد خشونتورزی بیشتر طالبان صادق است، نگاه فرهنگی و ایدئولوژیکی نیز درست است. اکثر اعضای طالبان کسانی هستند که یا آموزش ندیدهاند و یا با متون درسی مذهبی آموزشدیدهاند که افراطیترین قرائت از دین و دنیا برای آنها ارائهکرده است. تردید آمریکا در مبارزه با تروریسم و همسویی برخی حلقات در درون حکومت به طالبان جسارت بیشتر داده است و آنها به این نتیجه رسیدهاند که با کشتار بیشتر میتوانند به اهداف خود دست یابند و نظام امارت را در کشور برپا نمایند.
ب- تا وقتی جنگافزارها در اختیار طالبان باشد، امکان گذاشتن نقطه پایان به خشونت وجود ندارد: تجربه کشورهای دیگری که مانند افغانستان سالهای طولانی درگیر جنگ بودهاند و سپس راه صلح در پیشگرفتهاند نشان میدهد که برقراری صلح صرفاً با امضا کردن توافقنامه به دست نمیآید بلکه کارهای بسیار زیادی باید انجامشود تا ریشه خشونتورزی در جامعه از بین برود. یکی از این کارها میتواند جمعآوری سلاحهایی باشد که در جریان نبردها در اختیار مردم قرارگرفته است. دومین کار این است که کارکرد حکومت بهبود پیدا کند تا مردم مجبور نشوند برای اعاده حقوق خود و یا معیشت زندگی دست به اسلحه بزنند. حوزههای معارف، اقتصاد و قوه قضائیه مهمترین بخشهای است که میتواند بر اجرایی شدن معاهده صلح کمک کند. در نبود دسترسی به آموزش رسمی و متداول مردم مجبور میشوند که کودکان خود را به مدارس مذهبی بفرستند که بهعنوان دستگاههای تولید خشونت و نفرت در جامعه عمل مینمایند. بیکاری یکی از چالشهای اساسی در افغانستان است که بسیاری از افراد به خاطرفقدان فرصت های شغلی و فقر اقتصادی مجبور شدهاند که به گروههای تبهکار و تروریستی بپیوندند. هرگاه حکومت نتواند در این حوزه پیشرفت داشته باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که نفس امضا شدن توافق صلح منجر به ختم خشونت در کشور شود. فساد اداری باعث شده است که بسیاری از دعاوی حقوقی ماهیت جرمی و سیاسی پیدا کند و تا وقتی مردم به نهاد قضا در کشور باورمند نشوند، خود آنها برای برقراری عدالت دستبهکار خواهند شد و این امر از مجرای انتقام عملی میشود که بهعنوان چرخه بازتولید بیعدالتی و عمیقتر شدن مشکلات عمل مینماید.
ج- کشورهای منطقه بهصورت آشکار از طالبان حمایت مینمایند: یکی از عوامل که ناتو را در مورد آینده صلح افغانستان نگران کرده است همین مسأله دخالت کشورهای دیگر در امور افغانستان مخصوصاً حمایت از گروههای تروریستی در کشور است. دبیر کل ناتو بیان داشته است که برای ختم خشونتها باید از طالبان ضمانت قوی گرفته شود. ازآنجاییکه طالبان به هنجارهای بینالمللی باور ندارند، کشورهای دیگر نمیتوانند به تعهدات آنها باور داشته باشند، پس تنها راهی که میتواند برای اعضای ناتو قابلقبول باشد این است که کشورهای تأثیرگذار بر طالبان به جامعه بینالمللی تعهد بدهند که طالبان را پس از امضای توافق صلح کنترل میکنند و نمیگذارند که به خشونتورزی ادامه دهند. با توجه به واقعیت موجود و تواناییهای افغانستان، نگاه واقعگرایی در سیاست خارجی کشور مخصوصاً در قبال منطقه پاسخگو نیست زیرا افغانستان در حدی نیست که بتواند کشورهای منطقه را مجبور نماید که برای افغانستان امتیاز قائل شود و تنها رویکرد لیبرالی و همکاری جویانه میتواند در این راستا مؤثر باشد و اولین قدم در اینجا، به پایان رسانیدن نگاه خصم آلود به کشورهای همسایه است. ادعای ارضی افغانستان بر پاکستان در محور این خصومت ناسیونالیستهای کشور قرار دارد و تا زمانی که نگاه این مجموعه نسبت به پاکستان تغییر نکند نباید توقع داشت که آن کشور در رفتار خود صادق باشد.

دیدگاه شما