صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کرملین و نقش‌آفرینی آن در ازسرگیری گفتگوهای صلح افغانستان

-

کرملین و نقش‌آفرینی آن در ازسرگیری گفتگوهای صلح افغانستان

منازعه افغانستان در شرایط کنونی تمامی قدرت‌های منطقه‌ای را به‌گونه‌ای به سوی خود جلب نموده است و هرکدام از این قدرت‌ها برای رسیدن به آمال خود تلاش می‌کنند خود را با مردم افغانستان همسو نشان دهند و خواستار برقراری صلح در کشور شوند در حالی اقدامات عملی آن‌ها نه‌تنها در بهبودی وضعیت سیاسی-امنیتی افغانستان کمک نمی‌کند بلکه یکی از دلایل تداوم جنگ در افغانستان، نقش‌آفرینی این کشورها و حمایت آن‌ها از گروه‌های معارض در کشور است. روسیه یکی از کشورهای جهان است به لحاظ فکری با طالبان دشمنی دارد  اما حضور آمریکا در افغانستان و ظهور شاخه خراسان داعش باعث شده است که کرملین و طالبان احساس همسویی نمایند زیرا آمریکا و داعش برای هردوی آن‌ها دشمن تلقی می‌شوند.
از زمانی که پوتین سکان هدایت کرملین را به عهده گرفته است، سیاست خارجی آن کشور مخصوصاً در قبال شرق اروپا و آسیای مرکزی رویکرد فعال در پیش‌گرفته است و تا حدودی حالت تهاجمی به خود گرفته است.
روسیه مهم‌ترین دشمن خود را در شرق اروپا، ناتو و اتحادیه اروپا می‌داند که تحت حمایت ایالات‌متحده به اقدامات خزنده خود ادامه می‌دهند در و آسیای مرکزی مهم‌ترین دشمن روسیه عبارت‌اند از کمپنی های نفتی آمریکا و دولت‌های همسو با آمریکا در این منطقه.
ازآنجایی‌که روسیه با بنیادگرایی اسلامی در قفقاز شمالی روبرو است و طالبان می توانند منبع الهام‌بخش برای بنیادگرایان روسیه محسوب شوند، بنابراین طالبان به لحاظ فکری برای روسیه جذبه ندارند اما ظهور داعش در خاورمیانه و بعداً شکل‌گیری شاخه خراسان داعش اوضاع را دگرگون نموده است.
طالبان، داعش شاخه خراسان را تهدید علیه خود می‌دانند زیرا داعش، طالبان را مانع برقراری خلافت اسلامی خود می‌دانند و از طرف دیگر وقتی جوانان افراطی جذب داعش شوند، طالبان در امر استخدام نیروی جنگی با مشکل روبرو می‌شوند و به همین ترتیب هردو گروه از طریق تجارت سیاه تجهیز و تمویل می‌شوند و کمیابی منابع این‌ها را رودرروی هم قرار می‌دهد.
به همین ترتیب روسیه نگران قدرت گیری داعش در آسیای مرکزی و خاک خود است و ازاین‌رو به گونه غیررسمی دست دوستی به‌سوی طالبان دراز نموده است تا باشد هم منافع روسیه تأمین شود و هم طالبان از این رابطه سود ببرند.
روسیه برای تحکیم رابطه خود با طالبان نیاز به زبان مشترک دارد و حامد کرزی و جریان همسو با وی می‌تواند مهم‌ترین زبان مشترک طالبان و روسیه باشد.
برای این مدعا می‌توان فعالیت‌های حامد کرزی در دهه نود میلادی و سپس آزادسازی طالبان به دست وی در جریان دور دوم حکومت او را به‌عنوان دلیل ذکر نمود.
روسیه به‌صورت آشکار نمی‌تواند با طالبان همکاری نماید زیرا چهره طالبان تروریستی است و حمایت صریح از آن‌ها می‌تواند در عرصه بین‌الملل هزینه‌بر باشد و برای پرهیز از پرداخت این هزینه، روسیه بارها تلاش نموده است به گونه دیگری از طالبان حمایت نماید و برگزاری کنفرانس مسکو و رسمیت بخشیدن به طالبان به‌عنوان یک بازیگر مشروع اولین هدیه رسمی روسیه به طالبان بود. لغو مذاکرات صلح از جانب ترامپ باعث گردید روسیه و طالبان تا حدودی بهانه همکاری‌شان را از دست بدهند و برای همین بارها خواستار ازسرگیری مذاکرات صلح شده‌اند.
اخیراً در نشست چهارجانبه مسکو، روسیه خواهان ازسرگیری فوری مذاکرات صلح افغانستان شده است و از دولت افغانستان خواسته است که باید جلو فعالیت‌های داعش و گروه ترکستان شرقی گرفته شود و افغانستان نباید اجازه دهد که این گروه‌ها از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده نمایند.
آمریکا در زمان ریاست جمهوری ترامپ به‌صورت واضح در حال عقب‌نشینی از قضایای خاورمیانه است و روسیه بر آن شده است که باید خلأ ناشی از خروج آمریکا را در این منطقه پر نماید.
بارزترین نمونه‌های این جایگزینی را می‌توان در تجهیز ارتش‌های عربی و خاورمیانه با سلاح‌های روسی و نقش‌آفرینی روسیه را در سوریه دید. پرسش اینجا است که روسیه چگونه می‌تواند در گفتگوهای صلح افغانستان و نظام سیاسی آینده کشور نقش داشته باشد؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش لازم است که سناریوهای احتمالی روسیه را در قبال افغانستان مرور نماییم:
الف- شکل‌گیری نظام ضدآمریکایی: روسیه نه به دنبال برقراری حکومت لیبرال دموکراتیک در افغانستان است و نه مانند دهه هشتاد برای برقراری نظام کمونیستی در افغانستان تلاش می‌کند بلکه خواسته ساده دارد و آن شکل‌گیری نظام ضدآمریکایی در افغانستان است و به لحاظ ماهوی فرق نمی‌کند که مجاهدین در رأس آن باشد یا طالبان.
روسیه در مبارزه با بنیادگرایی اسلامی در خاک خود با قاطعیت مبارزه نمود و نبردهای خونین پوتین در چچن وی را از سرباز و جاسوس گمنام در آلمان شرقی تبدیل قهرمان ملی نمود که در نهایت راه وی را برای ورد به کرملین هموار نمود و به همین ترتیب پوتین در نابودی داعش و جبهه النصره در سوریه اغماض نکرد بلکه با تمام قوا در راستای نابودی آن گروه‌های تروریستی عمل نمود.
روسیه با این اقدام خود می‌خواهد در قدم نخست دست امریکا را از مناسبات سیاسی-امنیتی افغانستان کوتاه نماید و سپس با نظام افغانستان به گونه برخورد نماید که با سایر دولت‌های آسیای مرکزی می‌نماید.
ب- نابودی داعش در جنوب روسیه: داغستان و تاتارستان ایالت‌های هستند که در آن‌ها جمعیت قابل‌توجه مسلمانان زندگی می‌کنند و روسیه از ناحیه گرایش آن‌ها به‌سوی داعش هراسان است و افغانستان می‌تواند دروازه ورودی داعش به آسیای مرکزی به‌عنوان حیاط‌خلوت روسیه و سپس قفقاز شمالی باشد.
برای این امر شکل‌گیری نظام ضدآمریکایی و همسو با روسیه می‌تواند ورود داعش را در آمو دریا متوقف کند. هرگاه اتحاد روسیه و طالبان به پختگی برسد آنگاه کرملین می‌تواند بابت مهار داعش در آسیای مرکزی از دولت‌های منطقه امتیاز گیری نماید.
روسیه باورمند است که اگر در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان پیشرفت نماید امکان خروج آمریکا از افغانستان بسیار قوی خواهد بود و هرگاه آمریکا افغانستان را ترک نماید، روسیه چنین برداشت دارد که می‌تواند خلأ موجود را پر نماید اما کرملین از این ناحیه نیز هراس دارد که مبادا جنگ و صلح افغانستان به حکومت بعدی آمریکا واگذار شود و ترامپ هم نتواند بار دیگر رئیس‌جمهور آمریکا شود، در آن صورت‌وضعیت برای روسیه دشوارمی شود زیرا احتمال آن وجود دارد چهل و ششمین رئیس‌جمهوری آمریکا روحیه ضد روسی داشته باشد و سیاست خارجی تهاجمی در پیش بگیرد. بنابراین تأکید روسیه مبنی بر ازسرگیری فوری مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان می‌تواند به این معنا باشد که هرگونه توافق صلح میان آمریکا و طالبان در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ می‌تواند به نفع روسیه باشد و حتی زمینه را برای به‌قدرت رسیدن دوباره ترامپ فراهم نماید و کرملین از ناحیه راضی خواهد بود.

دیدگاه شما