صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تلاش های عمران خان برای نقش‌آفرینی بیشتر در مذاکرات صلح افغانستان

-

تلاش های عمران خان برای نقش‌آفرینی بیشتر در مذاکرات صلح افغانستان

در این روزها پاکستان در اوج ناآرامی سیاسی به سر می‌برد زیرا دو متحد کلیدی که همیشه دوشادوش هم در تاریخ پاکستان نقش بازی کرده‌اند، در این اواخر رودرروی هم قرارگرفته اند و این موضوع برای استراتژیست های پاکستان مخصوصاً در قبال منطقه دستپاچگی به بار آورده است. بنیادگرایی دینی و ارتش از جنگ جهانی دوم و فرایند تقسیم شبه‌قاره هند به این‌طرف همیشه در پاکستان نقش محوری بازی کرده‌اند.
بخش اعظم تاریخ پاکستان مربوط به زمام داری ارتشی‌ها در آن کشور است البته نهادهای دینی مخصوصاً مدارس و رهبران آن‌ها برای ارتش نقش مشروعیت بخش بازی نموده اند. این دو نهاد (ارتش و مدارس دینی) در مورد اهمیت و همزیستی همدیگر به‌خوبی واقف هستند و بدون هماهنگی این دو مؤلفه، روند سیاست ورزی در آن کشور دچار اختلال شدید خواهد شد. طی یک ماه اخیر روند بازی در آن کشور دگرگون‌شده است و رهبران مذهبی در تقابل با ارتش قرارگرفته‌اند. عمران خان به‌عنوان نخست‌وزیر کشور بیش از همه از این وضعیت آسیب می‌بیند زیرا ارتش یکی از حامیان اصلی خان در جناح‌بندی سیاسی فعلی در پاکستان است و به همین ترتیب مدارس مذهبی با تحریک انصاف عمران خان مخالفت ایدئولوژیک ندارد و دلیل اصلی این مخالفت را می‌توان در ضدیت فعلی بنیادگرایان با ارتش دید تا عمران خان.
در شرایط فعلی بیش از همه حزب مردم و مسلم لیگ شاخه نواز سود می‌برند و این موضوع باعث دستپاچگی عمران خان شده است و سیاست خارجی آن کشور مخصوصاً در قبال هند و افغانستان تقریباً ناکام بوده است زیرا ازیک‌طرف حزب ناسیونالیست بی جی پی در هند سیاست‌های خصمانه خود را در قبال پاکستان در حال عملی کردن است و از طرف دیگر اسلام‌آباد نتوانسته است درروند های سیاسی افغانستان به‌طور باید نقش بازی نماید. بنابراین عمران خان مانند هر سیاست‌مدار دیگر برای بیرون رفت از مخمصه فعلی در تلاش است که افکار عمومی را از ناآرامی‌های داخل کشور به‌سوی بیرون هدایت نماید. با توجه به اوضاع بد مالی پاکستان آن کشور نمی‌تواند از طریق امکانات اقتصادی خود در جهت تقویت نفوذش استفاده نماید. مهم‌ترین دشمن پاکستان هندوستان است که طی سال‌های گذشته به لحاظ اقتصادی و نظامی نسبت پاکستان رشد فوق‌العاده داشته است و آخرین رویارویی نظامی در کشور بر سر مسأله کشمیر و جدایی‌طلبان منطقه تحت کنترل هند، نشانگر این موضوع است که هردو دو کشور درنبرد بازنده هستند اما اسلام‌آباد بیشتر از دهلی جدید آسیب‌پذیر است و برای همین هم که شده اسلام‌آباد نوک پیکان خود را به‌سوی همسایه شمالی خود، افغانستان هدف گرفته است و بهترین ابزار در اینجا می‌تواند روند مذاکرات صلح افغانستان باشد. ازآنجایی‌که پاکستان نمی‌تواند از سایر جناح‌های درگیر در منازعه افغانستان به‌صورت آشکار خواهان نقش بیشتر شود زیرا این امر می‌تواند تمامی انکارهای گذشته پاکستان را مبنی برنداشتن رابطه با طالبان نقش بر آب می‌کند. برای این‌که اسلام‌آباد بتواند افکار عمومی را تا حدودی از داخل به‌سوی بیرون هدایت نماید، به بیگانه هراسی در قبال افغانستان دامن زده است.
زدوخورد مرزی که در هفته گذشته در ولسوالی ناری کنر رخ داد و اخیراً توقف صدور ویزا برای افغان‌ها توسط سفارت پاکستان در افغانستان از نشانه‌های برجسته رویکرد پاکستان در قبال مسائل داخلی آن کشور است. پرسش اینجا است که اسلام‌آباد چگونه می‌تواند ازیک‌طرف افکار عمومی پاکستانی ها را از مسائل داخلی به‌سوی افغانستان جلب نماید و از جانب دیگر این اقدامات پاکستان چگونه می‌تواند نقش آن کشور را در مذاکرات صلح افغانستان برجسته بسازد؟ پاسخ این پرسش می‌تواند در ذیل بررسی موارد آتی ارائه شود:
الف- بهره‌کشی پاکستان از موقعیت جغرافیایی آن کشور در قبال افغانستان: افغانستان کشوری است که به آب‌های آزادراه ندارد و این موضوع مسأله تجارت افغانستان را با کشورهای دیگر دچار مشکل می‌کند. افغانستان ناگزیر است از طریق خاک کشورهای همسایه به دادوستد اقتصادی و تجاری خود ادامه دهد. بندرهای کراچی و سپس تورخم به‌صرفه‌ترین و نزدیک گزینه برای انتقال کالاهای خارجی به افغانستان و صدور کالاهای افغانی به بازارهای بین‌المللی است.
افغانستان هرچند در جستجوی گزینه‌های دیگر همچون بندر چابهار، آسیای مرکزی و دهلیزهای هوایی بوده است اما اجرایی کردن این طرح‌ها به این زودی نمی‌تواند عملی شود یا مقرون‌به‌صرفه باشد بنابراین پاکستان به‌خوبی از این مسأله واقف است و هرازگاهی افغانستان را از بابت این موضوع تحت‌فشار قرار می‌دهد. البته این رویکرد خاصه مسائل اقتصادی نیست بلکه افغانستان با توجه به اشتراکات فرهنگی و زبانی با پاکستان و نیازمندی‌های صحی و درمانی نیز به‌سادگی نمی‌تواند از آن کشور چشم‌پوشی نماید. حضور صدها هزار مهاجر افغانستان در شهرهای پاکستان باعث شده است که به نحوی روابط میان این خانواده‌ها و دوستانشان در افغانستان باقی بماند و اکثراً کسانی که در پاکستان مشغول به کار هستند درآمدهای اقتصادی خود را به افغانستان ارسال می‌کنند و این موضوع باعث می‌شود افغان‌ها با پاکستان رابطه گسست ناپذیر داشته باشند و مهم‌تر از این مسائل نیازمندی مردم افغانستان به شفاخانه‌ها و داروهای پاکستانی است که این نیازمندی در کوتاه‌مدت مرفوع نخواهد شد. پاکستان با ممنوع ساختن صدور ویزای خود برای افغان‌ها، حکومت و مردم افغانستان را تحت‌فشار بیشتر قرار می‌دهد و این امر شاید در کوتاه‌مدت نادیده انگاشته شود ولی دیر یا زود مورد مذاکره قرار خواهد گرفت و اسلام‌آباد می‌خواهد این مذاکره امتیازات ویژه را برای آن کشور در نظر بگیرد.
ب- حکومت بنیادگرایانه در افغانستان خواست اصلی مدارس مذهبی پاکستان است: در ظاهر وجود مدارس در یک کشور مخصوصاً همان جامعه پنداشته می‌شود اما موضوع به این سادگی نیست زیرا این مدارس مانند هر دستگاه ایدئولوژیک دیگر نیاز به بازار انسانی دارد تا فرآورده‌های آن صادر شود. همان‌طوری که کالای صنعتی محدود به کشور محل تولید باقی نمی‌ماند، بنیادگرایی مذهبی مانند هر ایدئولوژی دیگر نیازمند عرضه و تبلیغ در سایر جوامع انسانی است زیرا در صورت عدم عرضه و تبلیغ با رکود روبرو می‌شود و ممکن از رونق بیافتد و متصدیان این صنعت مخرب دو حوزه جغرافیایی را بیش از همه مناسب‌تر می‌بینند که عبارت‌اند از افغانستان و مناطق مسلمان‌نشین هندوستان.
تاریخ پاکستان مخصوصاً از نیمه دوم قرن بیستم گواه این مسأله بوده است که اسلام‌گرایان چه در دوره ضیاءالحق در دهه هشتاد و چه در دهه نود میلادی به‌عنوان بلندگوی سازمان تبلیغی ارتش پاکستان در افغانستان عمل نموده است. ضیاءالحق با به‌کارگیری این بنیادگرایان برای مدیریت مجاهدین در افغانستان عمل نمود و سپس این متصدیان مدارس مذهبی پاکستان بودند که حکم قطب نمای طالبان را در دهه نود میلادی بازی نمودند. اکنون پاکستان با توجه به تنگناهای سیاست خارجی خود، تلاش می‌کند در افغانستان نقش برجسته داشته باشد. قدرت گیری مجدد طالبان یا هر گروه بنیادگرای دیگر در افغانستان می‌تواند باعث وفاق بیشتر ارتش پاکستان و مدارس مذهبی در آن کشور شود زیرا حکومت بنیادگرایان در افغانستان فصل مشترک و تأمین‌کننده منافع این دو نهاد در پاکستان خواهد بود.
با توجه به توضیحات که ارائه شد، اسلام‌آباد خواهان نقش بیشتر در مذاکرات صلح افغانستان و نظام سیاسی پسا جنگ در این کشور است زیرا در صورت برجسته شدن نقش آن کشور در افغانستان، بنیادگرایی بار دیگر بر سکوی قدرت سیاسی در کشور خواهد ایستاد و آنگاه ارتش پاکستان و مدارس مذهبی آن کشور به گونه مشترک سود می‌برند و این چیزی است که کارگزاران سیاست خارجی پاکستان به دنبال آن هستند.

دیدگاه شما