صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۱۹ قوس ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اعتیاد زنان در افغانستان عوامل و پیامدها

-

اعتیاد زنان در افغانستان  عوامل و پیامدها

مقدمه
اعتیاد به مواد مخدر یکی از مسائل مهم اکثر کشورها و جوامع امروزی است؛ این پدیده شوم و ویرانگر، به شکل بیپیشینه و بی رویه، طی سالهای اخیر در افغانستان شکل گرفته و گسترش یافته است؛ به گونهی که همه لایه ‌‌ها و بخش های جامعه را فرا گرفته و میلیون ها انسان اعم از کودکان، زنان و مردان را متضرر و آسیب رسانیده است. اعتیاد بطور کل و اعتیاد زنان بطور خاص به دلیل نقشیکه زنان در خانواده و جامعه ایفا می-کنند، سلامتی و پویایی جامعه را با خطر مواجه ساخته و زمینه نابودی هرچه سریعتر آن را فراهم کرده است.
باتوجه به آمار روزافزون اعتیاد زنان در افغانستان، این امر به یکی از مسائل مهم جامعه مبدل شده که اگر اقدامات لازم برای جلوگیری از رشد و گسترش آن از سوی دولت و نهادهای مسؤل انجام نگیرد، افغانستان را به نابودی خواهد کشاند. در این نوشتار به عوامل اعتیاد زنان در افغانستان خواهیم پرداخت و این که چه پیامد و آثاری می تواند داشته باشد؟
تعریف اعتیاد
در ساده ترین تعریف، اعتیاد را می توان «عادت کردن و خو گرفتن به هر نوع ماده اعتیادآور» (هواسی، 1388: 3) دانست. اعتیاد معضلی است که عوامل گوناگون زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی دارد (دانش، ملکی و نیازی، 1392: 143) و به عنوان رفتار انحرافی در جوامع شناخته می شود.
بر اساس نظریه های یادگیری اجتماعی، انحراف امر آموختنی است؛ ساترلند یکی از نظریه پردازان این حوزه معتقد است که کج رفتاری یاد گرفتنی است و نه ارثی (صدیق سروستانی، 1386: 41) و بخش عمده ای از یادگیری رفتار انحرافی در فرایند ارتباطات گروه های صمیمی و کوچک مثل گروه دوستان و خانواده اتفاق می افتد (گروسی و محمدی دولت آبادی، 1390: 60).
عوامل اعتیاد زنان در افغانستان
امروزه متأسفانه اعتیاد کماکان دامنگیر زنان در همه جوامع شده است. به عنوان نمونه می توان از ایران نام بُرد که به لحاظ فرهنگی مشابهت های زیادی با افغانستان دارد، مهم ترین عوامل اعتیاد زنان در ایران «کنجکاوی، کسب لذت، مشکلات خانوادگی، فشار دوستان، در دسترس بودن مواد مخدر، کمبود عاطفی، درمان دردهای جسمانی، عدم کنترل خانواده، بی کاری و شکست عشقی (خادمیان و قناعتیان، 1388: 11)، میزان تحصیلات پائین، مشاغل کم درآمد و مؤقتی، میزان درآمد خانوادگی پائین و مرگ عزیزان (دانش، ملکی و نیازی، 1392: 141) خوانده شده است.
در افغانستان، به باور جاوید احمد قایم معین پالیسی وزارت مبارزه علیه مواد مخدر، «بیسوادی، بیکاری، فشارهای روانی و مسافرت ها» عامل اصلی اعتیاد زنان است (شایان، 1394: 2).
علاوه بر آن، «وجود ساقی-خانه ها در محلات فقیر نشینِ [شهرها]» (بارکزی، 1396: 3)، «عدم دسترسی به مراکز صحی و نگاه خوب و دارویی به تریاک به عنوان رفع کننده خستگی و ملالت» (روشن، 1398: 2)، آزار و اذیت های جنسی در دوره کودکی، تجاوزهای جنسی (فردی و گروهی)، انواع خشونت های خانوادگی، فقر و تنگ دستی، احساس محرومیت ناشی از نگرش دوگانه به فرزندان خانواده (دختر و پسر) که در افغانستان بسیار معمول است، مبتلا شدن به HIV یا ایدز ناشی از فحشاء، دسترسی سهل و آسان به مواد، تشویق و یا مجبور شدن از سوی عضو معتاد خانواده و شوهران معتاد به استفاده از مواد مخدر، مهم ترین عوامل اعتیاد زنان را در افغانستان شکل می دهد.
معتاد کردن زنان از سوی شوهران به هدف استفاده آزاد از مواد در خانه، جلوگیری از جدایی و درخواست طلاق و گاهاً حتی به هدف تأمین مصارف مواد شوهران معتاد صورت می گیرد؛ آنان با معتاد کردن زنان شان، زمینه تن در دادن آنها به فحشا را فراهم نموده و از آن طریق به تأمین هزینه های مواد و سایر مخارج شان می پردازند.
پیامدهای اعتیاد زنان در افغانستان
با آن که آمار دقیقی از معتادین زن و مرد در افغانستان وجود ندارد؛ اما به گفته حنیف دانشیار، سخنگوی وزارت مبارزه علیه مواد مخدر، حدود 700 تا 800 هزار زن در افغانستان معتاد به مواد مخدر می باشند (شایان، 1394: 1) که بدون شک این رقم افزایش هم یافته و پیامدهایی را در پی داشته است.  پیامدهای اعتیاد زنان، از جهات مختلف قابل بحث و بررسی است. به لحاظ فردی باعت ابتلا به بیماری های جسمی و روانی، به لحاظ خانوادگی موجب کاهش فرصت ازدواج، طرد از خانواده، عدم ایفای نقش مادری، ایجاد نسل معتاد، عدم نظارت بر رفتار فرزندان، احتمال ابتلا افراد خانواده (همسر/ فرزندان) به بیماری ایدز و هیپاتیت می گردد و از نظر اخلاقی پیامد روسپیگری، دزدی و ... را در پی دارد. (قاسمی روشن، 1380: 13). همچنین گدایی و تبانی با قاچاق بران مواد مخدر را نیز می توان در زمره پیامدهای اعتیاد زنان قرار داد که آثار آن در جامعه امروزی افغانستان به وفور قابل مشاهده است.
پیامد و خطر اصلی اعتیاد زنان، به دلیل سطح آگاهی پائین، فردی دانسته شدن اعتیاد و ساختار سنتی جامعه افغانستان، به موارد ذکر شده خلاصه نمی شود بلکه موجب افزایش انواع خشونت، فحشاء و حتی فروپاشی خانواده ها خواهد گردید. به لحاظ روانی اگر تصور کنیم که این 800 هزار زن معتاد، خواهر، دختر و مادرِ تعداد از افراد باشد، چه تعداد از افغان ها از این ناحیه رنج  خواهند بُرد؟
با این تصور به نظر می رسد درصد بالای از مردم افغانستان از این پدیده مخرب و ویرانگر بطور مستقیم و غیر مستقیم متأثر می شوند. لذا اعتیاد زنان به عنوان یک مسأله و معضل اجتماعی، نیازمند توجه جدی و همه جانبه مردم و دولت است؛ در غیر این صورت، باید منتظر وقوع فاجعه بزرگ بود.
منابع و مأخذ
1. دانش، پروانه؛ ملکی، امیر؛ نیازی، زهره (1392)، «نظریه ی زمینه ای درباره علل اعتیاد زنان معتاد زندانی در زندان مرکزی اصفهان»، فصلنامه مطالعات توسعه اجتماعی- فرهنگی، دوره ی اول، شماره 4.
2. صدیق سروستانی، رحمت الله (1386)، «جامعه شناسی انحرافات اجتماعی» تهران، سمت، چاپ اول.
3. گروسی، سعیده؛ محمدی دولت آبادی، خدیجه (1390)، «تبیین تجربه ی زیسته ی زنان وابسته به مواد مخدر از پدیده ی اعتیاد»، فصلنامه علمی- پژوهشی جامعه شناسی زنان، سال دوم، شماره اول.
4. خادمیان، طلیعه؛ قناعتیان، زهرا (1388)، «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر اعتیاد زنان معتاد به مواد مخدر مراکز بازپروری و کاهش آسیب زنان شهر تهران (مراکز تولد دوباره، خانه ی خورشید)»، پژوهشنامه علوم اجتماعی، گرمسار، سال دوم، شماره ی 4.
5. روشن، محمد شریف (1398)، «بررسی عوامل اعتیاد در افغانستان»، هفته نامه عصر روشن، سال اول، شماره اول.
6. شایان، نورالله (1394)، «هشت صد هزار زن و یک میلیون کودک معتاد به مواد مخدر اند» https://da.azadiradio.com/a/27606525.html
7. بارکزی، نقیبه (1396)، «بازار گرم ساقی خانه های زنانه در هرات؛ مدیر و مشتریان همه زنان معتاد اند»
https://www.hushdar.com/1396/06/26 herat-women-addicts /
8. قاسمی روشن، ابراهیم (1382)، «از اعتیاد زنان تا نابسمانی خانواده»، مطالعات کتاب زنان، شماره ی 22.
9. هواسی، علی (1388)، «جامعه شناسی اعتیاد» (http://havasi1356.blogfa.com ).

دیدگاه شما