صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سیاست خارجی (بیم و امید) آمریکا در افغانستان؛ از کاهش نیــرو تا تکــرار دهه 1990

-

سیاست خارجی (بیم و امید) آمریکا در افغانستان؛  از کاهش نیــرو تا تکــرار دهه 1990

آمریکا علی‌رغم دو دهه جنگ، کشته شدن بیش از 2000 سرباز و هزینه نمودن نزدیک به یک تریلیون دالر نتوانسته است به گونه باید در افغانستان موفقیت کسب نماید. در هفته جاری دو مسأله بسیار مهم در سیاست خارجی آمریکا مرتبط به افغانستان مطرح بحث بوده است.
ازیک‌طرف آمریکا اعلام نموده است که طی هفته‌های آینده در حدود 4000 سرباز خود را از افغانستان بیرون می‌کند و قرار است این امر در اوایل سال 2020 اتفاق بیافتد. از جانب دیگر سفر سناتور ارشد لیندزی گراهام به افغانستان و دیدگاه او در مورد خروج نیروهای آمریکایی و شکننده بودن امنیت افغانستان این نگرانی را بازتاب داده است که افغانستان می‌تواند بار دیگر شاهد حوادث 1990 باشد و این کشور در نبود یک حکومت مقتدر و عدم توافق صلح فراگیر، به مکان امن برای اسلام‌گرایان پیکارجو تبدیل خواهد شد که تهدید جدی برای امنیت بین‌الملل محسوب می‌شوند.
پرسش اینجا است که آمریکا علی‌رغم این‌که می‌داند در نبود نیروی بین‌المللی مؤثر، افغانستان بار دیگر حوادث 1990 را تجربه خواهد کرد، اما چرا به خروج نیروهای خود از افغانستان آن‌هم بدون دست‌یابی به یک توافق صلح فراگیر اصرار می‌ورزد؟
با توجه به میزان مصارف مالی و انسانی آمریکا طی دو دهه گذشته، این کشور به گونه مؤثر در افغانستان موفق نبوده است و از این حیث سیاست‌مداران آمریکایی مخصوصاً سطح رهبری و کارگزاران وزارت خارجه آمریکا تحت‌فشار افکار عمومی قرار دارند.
شهروندان آمریکا خواهان بازگشت هرچه زودتر نیروهای شان از افغانستان و به پایان رسانیدن طولانی‌ترین جنگ آمریکا هستند که هزاران کیلومتر دورتر از آن کشور قرار دارد. از جانب دیگر مسأله انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در 2020 یکی از موضوعات کلیدی است که با خروج نیروهای آمریکا از افغانستان رابطه مستقیم دارد. مهم‌ترین عوامل که باعث در پیش گرفتن سیاست خارجی متناقض آمریکا در افغانستان شده است قرار ذیل است:
الف- استفاده از سیاست خارجی در مبارزات انتخاباتی: هرچند سیاست خارجی کشور در ظاهر جدا از مسائل داخلی تلقی می‌شود اما درواقع این موضوع رابطه مستقیم با جدال قدرت در درون کشور دارد. نخبگان سیاسی حزبی در آمریکا تلاش می‌کنند که از موضوعات گسترده سیاست خارجی آن کشور در مبارزات انتخاباتی استفاده نمایند.
دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی آمریکا در سال 2016 وعده سپرده بود که به جنگ افغانستان پایان خواهد داد. در کنار موضوعات اقلیمی، احیای جایگاه جهانی آمریکا، کاهش سرعت پیشرفت چین، نبرد آمریکا با تروریسم در افغانستان یکی از مسائل مهمی به شمار می‌رود که در زندگی آمریکایی‌ها تأثیر عمیق گذاشته است.
ترامپ در مورد سایر وعده‌های خود تا حدودی با جدیت عمل نموده است اما مسأله خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به‌سادگی سایر مسائل نبوده است زیرا آمریکا علی‌رغم هزینه کلان انسانی و مالی نتوانسته است به اهداف مهم خود در افغانستان دست یابد و آمریکا بدون در نظر داشت هزینه‌های گذشته خود نمی‌تواند به‌یک‌باره افغانستان را ترک کند.
جنگ آمریکا در افغانستان از طولانی‌ترین نبردهای بوده است که آمریکا در آن شرکت داشته است. مالیه دهندگان آمریکایی به‌وضوح دریافته‌اند که پول‌های آن‌ها به شکل بی‌رویه در افغانستان مصرف‌شده است که بیشترین مقدار آن حیف‌ومیل شده و هنوز هم تروریسم در این کشور یک خطر محسوب می‌شود، حقوق زنان نقض می‌شود، فساد اداری در افغانستان یک امر شایع است و این کشور به لحاظ اقتصادی در وضعیت نامطلوب قرار دارد که مالیه دهندگان آمریکایی دیگر به‌راحتی رغبت نشان نمی‌دهند که پول‌هایشان در چنین کشوری به مصرف برسد و این دیدگاه بر سیاست‌مداران ارشد آمریکا فشار وارد می‌کند که هرچه زودتر قضیه افغانستان را تمام کنند؛ بنابراین ترامپ و همراهان جمهوری‌خواه وی، با آن که چهار سال قبل باراک اوباما و سیاست خارجی او را مسئول چنین نابسامانی در افغانستان می‌دانستند؛ اما امروزه خودشان تقریباً در عین وضعیت قرار دارند. ترامپ در این راستا راه میانه را در پیش‌گرفته است. خروج بخش از نیروهای آمریکایی از افغانستان می‌تواند ازیک‌طرف برای ترامپ این استدلال را به میان بیاورد که به وعده‌های انتخاباتی 2016 خود عمل نموده است و بار دیگر می‌خواهد که آمریکایی‌ها به او اعتماد کنند تا یک دوره دیگر در قدرت باقی بماند.  از جانب دیگر ترامپ و همکاران امنیتی و سیاست خارجی او از شکنندگی اوضاع افغانستان واقف هستند و نمی‌توانند به یک‌بارگی تمامی نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند زیرا عواقب این امر نه‌تنها دامن مردم افغانستان و کشورهای همسایه را می‌گیرد بلکه منافع منطقه‌ای آمریکا و جایگاه جهانی آن کشور را لطمه خواهد زد.
ب- ترس از بازیگر غیرعقلانی (تروریسم جهانی): اندیشه واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل مسلط‌ترین دیدگاه را مطرح نموده است و دولت‌ها بر اساس این دیدگاه اصلی‌ترین بازیگران صحنه بین‌الملل هستند اما طی سال‌های اخیر گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش یکی از مهم‌ترین بازیگران روابط بین‌الملل بوده‌اند که دولت‌ها را مجبور به کنش و واکنش نموده‌اند. از دید واقع‌گرایان دولت‌ها بازیگران عقلانی هستند و همیشه بر مبنای سنجش سود و زیان عمل می‌کنند اما در نظر گرفتن تروریست‌ها به‌عنوان بازیگر بین‌الملل مسأله را پیچیده می‌کند زیرا آن‌ها از عقلانیت واقع‌گرایی (رفتار بر اساس سنجش سود و زیان) برخوردار نیستند و ممکن مرتکب اعمالی شوند که هم برای آن‌ها سود نداشته باشد و هم برای دشمنانشان مضر باشد.
آمریکا و اتحادیه اروپا از این مسأله نگرانی دارند که خروج نیروهای بین‌المللی مخصوصاً آمریکایی‌ها از افغانستان موجب خواهد شد که گروه‌های تروریستی اعم از داخلی و بین‌المللی به دولت نوپا و آسیب‌پذیر افغانستان ضربه بزنند و این احتمال وجود دارد که این کشور نتواند به‌تنهایی از خود دفاع نماید.  چیزی که عین مسأله در عراق تکرار شد. نیروهایی عراقی که حتی بیشتر از نیروهای امنیتی افغانستان آموزش‌دیده بودند و پول‌های بیشتر مصرف آموزش و تجهیز آن‌ها شده بود اما در سال 2014 در کوتاه‌ترین زمان ممکن در برابر حملات داعش در موصل عراق شکست خوردند و داعش به یکی از مهم‌ترین تهدیدات امنیت بین‌الملل تبدیل شد.
گراهام سناتور ارشد آمریکایی در دیدارش از افغانستان اذعان نموده است که افغانستان در نبود نیروهای آمریکایی می‌تواند مکان امن برای اسلام‌گرایان و تروریسم بین‌الملل تبدیل شود که هم برای نظام سیاسی مستقر در این کشور هم برای منطقه و جهان تهدید جدی به شمار می‌رود.
بنابراین سیاست خارجی آمریکا در افغانستان در وضعیت بیم و امید قرار دارد.
ترامپ و تیم امنیتی او در قبال اوضاع افغانستان بیشتر نگرانی دارند تا امید. ترامپ برای خلق امید و جذب آرای شهروندان آمریکایی خروج قسمی نیروهای آمریکایی از افغانستان را به‌عنوان یک راهکار انتخاباتی در نظر گرفته است درحالی‌که از عواقب خروج کامل از این کشور نیز به‌خوبی واقف است. هرگاه دولت افغانستان در برابر تهدیدات ازجمله تروریسم داخلی و بین‌المللی مقاومت نتواند، نه‌تنها این کشور در ورطه آشوب و تکرار دهه 1990 قرار می‌گیرد بلکه جایگاه جهانی آمریکا نیز به‌شدت آسیب می‌بیند.

دیدگاه شما