صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۹ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تجربه دموکـراسی درافغانستان

-

تجربه دموکـراسی درافغانستان

باآنکه تلاشها برای نوسازی و مدرنسازی افغانستان از زمان شاه حبیبالله خان و به ویژه دوره امانالله خان آغازگردیده بود؛ اما تجربه دموکراسی در افغانستان به دو دوره مشخص نسبت داده میشود که به دهه دموکراسی( دهه40 خورشید- دوران ظاهرشاه)و دهه پسین دموکراسی(دهه80 خورشیدی-آغازحکومت حامدکرزی) معروف شده اند.  از نظرتاریخی؛ بعد ازمرگ عبدالرحمان خان، قدرت به پسرش حبیبالله خان رسید؛خفقگان سیاسی پایان یافت و فضای سیاسی بازشد. حبیبالله خان زندانیهای دوران پدر را رها کرد و درمجلس همگانی گفت: زن پنجمام را طلاق میدهم تا شریعت اسلام تطبیق گردد. اوتطبیق قانون شریعت را ازخودش آغازکرد. درسفربه هند متوجه شد که کشورش فرسخها ازتمدن و پیشرفت عقبمانده است. اوبه تمدن و پیشرفت علاقهمند شد. تآسیس مکتب حبیبیه و انتشار جریده "سراج الاخبار" از مهمترین فعالیتهای فرهنگی دوران او به شمارمیرود.  مکتب حبیبه کانون اصلی روشنگری شد،که درآنجا معلمان هندی، ترکی و افغانی با ترجمه افکارنویسندگان غربی اندیشه استقلالطلبی و مشروطهخواهی را ترویج کردند. روشنفکران استقلالطلب و مشروطهخواه،جمعیت سری ملی را تشکیل دادند. اعضا مشروطهخواهان اول به وسیله پادشاه دستگیر وقتلعام شدند. ملامحمد واصف که از او به عنوان رهبرمشروطهخواهان یاد شده است قبل ازآن که به توپ بسته شود، قلم و کاغذ خواست با آرامش وصیتنامه خود را که با این شعرآغاز میشود، نوشت: 
ترک مال و ترک جان و ترک سر
در ره مشروطه اول منزل است
گرچند مشروطهخواهان اول سرکوب شدند. اما درسال 1911 جریده "سراج الاخبار " به سردبیری محمود طرزی آغاز بکارنمود ونوگرایی جان و روح تازه گرفت. سراج الاخبارعلیه استبداد داخلی، استعمارانگلیس موضعگیرمینمود، درزمینه ادبیات و ادبیات جدید اروپایی مطالبی را منتشرمیکرد و ندایی مشروطهخواهان دوم را بلند کرد. با سقوط امانالله خواهی نوگرایی تعطیل شد. بعدازسالها تعطیلی؛موج مهمتردموکراتیزه شدن دردوران حکومت ظاهرشاه دوباره آغازشد که از آن به" دهه دموکراسی" تعبیرمیشود. اندیشههای مشروطهخواهان پیش زمینه اصلی دهه دموکراسی بودند. تجربه سیاسی دهه دموکراسی درچند مورد ذیل حایزاهمیت و قابل جمع بندی است. نهادها و ارزشها دموکراتیک ذیل که بیانگر تکثرنهادها و اندیشهها است، در دهه دموکراسی تجربه شده است.
 - ظهوراحزاب سیاسی
 - تدوین قانون اساسی مشروطه
 - گسترش روزنامهها و مجلات
 - رشد روشنفکران و تحصیلکردگان سکولار و به ویژه کمونیستی
 - آزادی تجمعات و تظاهرات
تجربه دوم دموکراسی ازابتدا قرن بیستویکم باریاست جمهوری حامدکرزی آغازمیشود. نیروهای بین المللی به رهبری ایالات متحده آمریکا و حضورموسسات خارجی عامل اصلی به وجود آمدن دموکراسی وهمچنان حامی و تقویت کننده ارزشهای دموکراتیک این دوره اند.  اکنون 18 سال ازتجربه دموکراسی درافغانستان سپری شدهاست، توفیقات و دستآوردهای حایزاهمیت درزمینههای گوناگون بدست آمده است. دموکراسی امروزی افغانستان درگسترش ارزشهای دموکراتیک و تقویت نهادهای دموکراتیک به تجربهی طولانی، مهم و امیدبخش دست یافته است که در ذیل به آن اشاره میکنم.
آزادی بیان
رشد رسانهها درافغانستان بزرگترین دستآورد افغانستان در دو دههی اخیر تلقی میشود. مجیب خلوتگر، رییس اجرایی نهاد حامی رسانههای آزاد افغانستان ( نی) گفته است که هماکنون ۴۸۳ رسانه در سراسر افغانستان فعال است که شامل 96 شبکهی تلویزیونی، 190 دستگاه رادیویی، 14 خبرگزاری و 183 رسانهی چاپی میشود. اما براساس آمارارایه شده ازطرف وزارت اطلاعات فرهنگ 2 هزار 343 رسانه ازین وزارت جواز گرفتند.درکناررسانههای جمعی، رسانههای اجتماعی(فیسبوک و توییتر) نیزاستفادهکنندگان فراوان دارند. رسانههای خارجی و بین المللی نیز فعالیت چشمگیر درافغانستان دارند. انتقاد و نظارت رسانهها برحکومت و مسایل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محدودیت و قیودات سختگیرانه ندارد. در افغانستان، وسعت چنین آزادی بیان و فعالیت چشمگیررسانهها بیسابقه بوده است.
نهادهای مدنی
در نظامهای دموکراتیک؛ نهادهای مدنی چون اتحادیههای دانشجویی، اتحادیههای صنفی، انجمنها، موسسات پژوهشی و درمفهوم وسیعتردانشگاهها ناظراصلی حکومت‌‌هاهستند و ازاستبدادی شدن قدرت جلوگیری میکنند. رشد این گونه نهادها دموکراسی راتقویت کرده و مستحکم میسازد.  کمک و امداد نهادها و موسسات خارجی ازطریق نهادهای مدنی درافغانستان، نهادها را تقویت نموده و به چند صدای درجامعه کمک کرده است. صدای نهادهای مدنی در تصمیمگیریهای کلان سیاسی چون روند صلح با طالبان، حفظ ارزشهای دموکراتیک و انتخابات موثریت و تاثیر فوقالعاده دارد. این مسئله بیانگرآنست که تصامیم سیاسی درانحصارحکومت نیست و جامعه از حالت تک صدای بیرون شده است.
قانون گرایی
قانون اساسی به کلیه قواعد و مقرراتی که مربوط به قدرت، انتقال و اجرای آن باشد، اطلاق میشود. قانون اساسی مادرقوانین است که براساس آن چارچوب نظام سیاسی مشخص شده، قدرت سیاسی محدودشده و مرزهای آزادیهای فردی معین میشود. سایرقوانین نیزازآن نشأت میگیرند. افغانستان نیزهشتمین قانوناساسی خویش دردوره ریاست جمهوری حامد کرزی به تاریخ 6 دلو 1382 در12 فصل و 162 ماده به تصویب رسانید. قانون اساسی افغانستان یکی ازبهترین قوانین منطقه است و برای افغانستان یک دستآورد مهم به شمارمیرود. تفکیک قوا، آزادی بیان، آزادیهای فردی، حقوق ووجایب شهروندان، ممنوعیت تبعیض قومی، لسانی، منطقی و جنسیتی واحترام به عقاید و مذاهب گوناگون درآن درج شده است. درپرتو قانون اساسی در مدت بیش از 18 سال قوانین متعدد تصویب، تعدیل و اصلاح شده است. افغانستان ازداشتن قوانین مدرن، دموکراتیک و پیشرفته غنی شده است. اما درراستا حاکمیت قانون چالشهای جدی وجود دارد.
احزاب سیاسی
احزاب سیاسی چرخ دهنده ماشین دموکراسی به شمارمیروند. دموکراسی بدون احزاب سیاسی استحکام و قوت نمیگیرد. نظام سیاسی بدون احزاب به طرف تکحزبی و توتالیتاریسم سوق پیدا میکند. دموکراسی درموجودیت احزاب سیاسی قدرتمند و متعدد تقویت میشود. براساس ماده 35 قانون اساسی فعالیت احزاب سیاسی درافغانستان آزاد قلمداد شده و تذکرداده شدهاست که اتباع افغانستان حق دارند حزب سیاسی تشکیل دهند.3 براساس آمارکه ازطرف وزارت عدلیه افغانستان نشرشدهاست، بیش از صد حزب سیاسی درافغانستان فعالیت دارند، ولی اکثریت این احزاب سیاسی فعالیت چشمگیرندارند و تقریباً درحدود چهارالی هفت حزب سیاسی که اکثریت گرایش اسلامی دارند،مهم قلمداد میشوند. این احزاب سیاسی نیز بدلیل منافع طلبی، میراثی شدن و خانوادگی شدن، بیبرنامهگی، عدم ساختار، عدم تشکیلات منسجم و عدم برگذاری کنگره حزبی پایگاه و جایگاه مردمی گذشته خود را از دست دادند و زمینه برای احزاب سیاسی جوان، فراگیر و ملی فراهم شده است. به نظر میرسد، افغانستان درآستانهی عبور ازاحزاب قومی به احزاب فراگیر وملی قراردارد.
تفکیک قوا و نظام سیاسی
مونتسکیو نظریهپرداز فرانسوی برای مهارقدرت سیاسی نظریه تفکیک قوا را مطرح کرد که براساس آن برای جلوگیری ازانحصارو استبداد قدرت سیاسی، قدرت با قدرت مهارمیشود. مونتسکیو ابرازعقیده میکند که سه قوه قانونگذار، اجرایی و قضایی باید ازیکدیگر منفک باشند تا یکدیگر را موازنه کنند و ازشکلگیری قدرت استبدادی جلوگیری شود. این نظریه بنیاد اکثریت نظامهای دموکراتیک را تشکیل میدهد. براساس قانون اساسی، درافغانستان نیز پارلمان، قوه مجریه و قوه قضائیه تفکیک شدهاند. ارکان و بنیادهای نظام سیاسی جدید افغانستان نیزدموکراتیک و براصل تفکیک قوا استواراست.
انتخابات
انتخابات، مجموعه عملیاتی است درجهت گزینش فرمان روایان یا ابزاری است که به وسیله آن میتوان اراده شهروندان را در شکلگیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال اقتدارسیاسی مداخله داد. انتخابات یکی ازارکان و مؤلفههای اصلی دموکراسی به شمارمیرود. برخی حتی دموکراسی را به انتخابات تقلیل دادهاند. به میزان که مقامات و مناصب دریک کشورانتخابی باشد، میزان دموکراتیزه شدن بالاتراست.افغانستان نیزتااکنون هشت انتخابات؛ چهارانتخابات پارلمانی و چهارانتخابات ریاست جمهوری، را سپری کرده است. برعلاوه دربرخی نهادها دیگرنیزانتخابات تمثیل شدهاست. ازجمله انتخابات شورای ولایتی و شورای محلی نیز حایزاهمیت هستند که اولی چندین باربرگذارشده است و از برگزاری دومی خبری نیست.
تظاهرات و تجمعات
درنظامهای سرکوبگر تجمعات و اعتراض مخالفین حکومت ممنوع است. اعتراض کنندگان به سختترین حالت ممکن نابود،سرکوب و زندانی میشوند. اما دموکراسی صدای اعتراض مخالفین را به رسمیت میشناسد. اعتراض به عنوان یک حق اساسی دردموکراسیها مورد احترام است. مطابق ماده 36 قانون اساسی افغانستان آزادی تجمعات و اعتراضات درافغانستان نیز به رسمیت شناختهاست. در18 سال اخیر بزرگترین و وسیعترین اعتراضات و تظاهرات مسالمتآمیزدرافغانستان تجربه شد. اکنون نیزتیم ثبات وهمگرایی در پیوند به عملکرد کمیسیون انتخابات اعتراضات خیابانی برگزار کردند. این اعتراضات تجربه دموکراسی راغنامند وپرمحتوا میکند. افغانستان امروز؛ بیش از 18 سال تجربه دموکراسی را سپری کرده است. توفیقات و تجربیات حایزاهمیت درپروسه انتخابات، آزادی بیان، تجمعات وتظاهرات، احزاب سیاسی، نهادهای مدنی، قانون گرایی و حکومتداری کسب شده است. اما هنوز خطرات جدی؛چون افراطیت، فقر، ساختارقومی و قبیلوی، مداخلات همسایهها و تمامیتخواهی سیاسی دموکراسی موجود را تهدید میکند که مجال پرداختند به آنها دراین مقاله نیست. تهدیدات و خطرات به اندازهی پرقدرت است که خطرانهدام دموکراسی احساس میشود. مسئولیت شهروندان افغانستان این است که تجربه دموکراسی 18 ساله را جدی گرفته و آنرا گسترش دهند. وگرنه شکست تجربه دموکراسی به معنی نابودی افغانستان است. رژیمهای شاهی، کمونیستی، مجاهدین و امارت اسلامی که قبلن تجربه شدند، نمیتواند گزینه‌‌های جایگزین، کارآمد و پاسخگو باشند.
منابع
1- روزنامه اطلاعات روز، دامنهی فرکانس آزادی بیان؛ فعالیت بیش از 2 هزار رسانه متوقف میشود، 2اکتبر2018؛ https://www.etilaatroz.com/66324
2- ابوالفضل قاضی، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران، نشرمیزان، 1383،ص103.
3- قانون اساسی افغانستان، 1382، ماده35.
4- کمال پولادی، تاریخ اندیشه سیاسی درغرب، جلددوم، نشرمرکز،1383،ص75.
5- ابوالفضل قاضی، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران، نشر میزان،1383،ص577.
6- قانون اساسی افغانستان، 1382،ماده36.

دیدگاه شما