صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش جادو گری رسانه‌ها در شکل دادن افکارعمومی

-

نقش جادو گری رسانه‌ها در شکل دادن افکارعمومی

در انتخابات ریاست جمهوری، از میان تیم‌ها، تیم ثبات و همگرایی، با در اختیار داشتن چندین شبکه تلویزیونی، رادیویی و دیگر رسانه‌های همسو؛ و نیز شبکه‌های اجتماعی (فضای مجازی) به شکل بسیار مؤثر و هدف مندانه، از ماه‌ها قبل از برگزار انتخابات، با راه اندازی تبلیغات و اتهام زنی، مبنی بر تقلب سازمان یافته از سوی تیم دولت ساز، افکار عمومی‌را برای پذیرش هرنوع ادعای خود برای فردای پس از انتخابات آماده ساخت. این یک طرف داستان است. طرف دیگر این است که تقلب صورت گرفت! ولی همان طور که همه مردم افغانستان می‌دانند؛ واقعیت این است که همه تیم‌ها در مسأله تقلب سهم داشتند.
اما تیم ثبات، آثار منفی این پدیدۀ ضد دموکراتیک را با کمک رسانه‌ها و دستکاری داده‌ها به نفع خود تحریف کرد و موضوع را به گونه‌ای هدایت داد که هرگاه سخن از تقلب به میان می‌آید؛ انگشت اتهام را در قدم نخست به سمت تیم دولت ساز نشانه می‌گیرد.
در حالیکه آنچه که تا کنون در صحنه میدان واقعی رخ داده است؛ این تیم ثبات و همگرایی است که مانع بازشماری آرای هفت ولایت گردید. اما چرا موضوع وارونه گریدد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: ما هر لحظه در معرض انبوه خبرها که از سوی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به سوی ما حساب شده هدایت داده می‌‎شود قرار داریم.
این گزارش‌ها و تحلیل‌ها هم طوری تنظیم می‌گردد که از خواندن و شنیدنش توده‌های جامعه، شاد یا غمگین می‌شود.
این واکنش‌های روانی همان نتیجه‌ای است که فرستنده داده‌های خبری و تحلیلی انتظارش را دارد. یعنی او می‌خواهد که با تحریک احساسات ما، راحت تر داستان سرای و خبرسازی‌هایش را بفروشد و قابل پذیرش نماید.
از طرفی دیگر رسانه‌ها روی احساسات و عواطف ما به شکلی کار می‌کند که ما را از نظر در یافت داده‌های اطلاعاتی به خود وابسته سازد. این وابستگی به قسمی‌طراحی و هدایت می‌شود که هر روز از خواب بیدار شویم، باید سراغ همان شبکه‌ها و مراجع خبری برویم.
در این نبرد، افکار توده‌های مردم به شدت دستکاری می‌گردد؛ آن هم به صورتی که آدم‌ها در بیشتر مواقع انتظار دارند که رسانه‌ها مطالبی را گزارش دهند و یا بنویسند که باورهای قبلی شان را تأیید و یا تکمیل کنند.
در این مدت تیم ثبات و همگرایی از قدرت و تکنیک رسانه‌ای بسیار خوب بهره برده است. و توانسته است باور بخشی از مردم را در تله و دام رسانۀ شان گرفتار نماید. به قسمی‌که هر گزارش تازه مبنی براین که تیم «دولت ساز» تقلب کرده است؛ دچار شعف و خوشحالی می‌گردد و در نتیجه انگیزه پیدا می‌کنند تا به سرعت این گزارش را با دیگران در میان بگذارند.
در اینجا دو عنصر نقش ساسی دارند؛ یکی احساساتی بودن توده‌های جامعه و دیگری میل به دریافت اطلاعات دلخواه، که این وضعیت مثل تله آدم‌ها را در دام خود گیر می‌اندازد. در چنین شرایطی که احساسات شان برانگیخته شده و خوشحال از تأیید باورهای قبلی شان هستند، استعداد بالایی دارند که هر گزارش تحریف شده را به راحتی بپذیرند. در واقع مردم دارند جنس تقلبی از بازار می‌خرند.
خب با چنین شرایطی حالا پرسش این است که در گرداب چنین‌هایل چه باید کرد؟ در بسیاری موضوعات، وقت که با چنین وضعیتی مواجه می‌شویم، ساده ترین راه چاره، راستی آزمایی و معاینه فنی است! یعنی در این حالت باید یک بار خبرها و پیام‌هار ا معاینه فنی و راستی آزمایی نمایی کرد.
این عمل گرچه کار سخت است ولی ارزشش را دارد. بدین صورت می‌شود از طریق کنترل چند منبع و مرجعی خبری، تا حدودی از صحت و سقم بعضی خبرها اطمینان حاصل کرد.
در اینجا به نظر می‌رسد که کار سخت تر از اصل راستی آزمایی، رفتن به دنبال درک بیشتر از حقیقت و دست برداشتن از تعصب به باورهای قدیمی‌است. که توسط بمبارد مان بیست و چهارساعته رسانه‌ها به وجود آمده است.
ولی با وجود این مسأله اگر کمی‌دقت کنیم، برای دریافت حقیقت شاید لازم نباشد که دست از باورهای قدیمی‌مان برداریم؛ بلکه بجای دست برداشتن از باورهای قدیمی، از تعصب ورزی به باورهای قبلی دست برداریم. و قبول کنیم و بپذیریم که امکان دارد، برخی از باورهای ما درست نباشد و یا نیاز به تغییر و اصلاح داشته باشد. اما این کار سخت تر است چون معلوم نیست که حقیقت نزد کدام منبع خبری و رسانه است.
در کل اگر هدف ما درک بیشتر از موضوع باشد نه برای تأیید باورها و ترویج عقایید خودمان، در این صورت انگیزه و قدرت بیشتر برای مشارکت و کمک به درک و فهم خودمان و دیگران خواهیم داشت. این امر هم تنها از طریق مشارکت فعال در اصل موضوع میسر است.
یعنی مشارکت فعال و بدون تعصب در بحث‌های مختلف هم به درد مبارزه با تحریف واقعیت می‌خورد و هم بستری مفید برای گسترش فرهنگ رواداری خواهدبود. پس در واقع خیری که از این راه بدست می آید شخصی نیست. بلکه از این طریق به فرهنگ سازی عمومی‌نیز کمک می‌کنیم. و در نهایت از این رهگذر خیر و صلاح عموم را نیز مد نظر قرار داده‌ایم.
در مجموع برای پاسخ به این سوال که تیم ثبات و همگرایی، قبل از هر اتفاقی؛ چرا از طریق رسانه‌ها شروع به فضاسازی و تحریف واقعیت زد و افکار عمومی‌را برای پذیرش این موضوع که تیم دولت ساز دست به تقلب سازمان یافته زده است آماده کرد؛ شاید راز قضیه ریشه در دل این حقیقت داشته باشد که گزارش‌ها و واقعیت‌ها هر اندازه تحریف شده و دستکاری شده باشد؛ به سرعت قادر به جریان سازی و تأثیر گذاری بر روی انبوهی از مردم هستند.
نکته دیگر این است که درست است که به طور طبیعی توده‌های مردم جامعه هدف اصلی رسانه‌ها هستند؛ ولی بازهم عموم جامعه و بالاخص یک سطح مشخصی از جامعه، به اندازه کافی از قدرت انتخاب و اختیار برخوردارند؛ و توان تشخیص دارند.
با این توضیح؛ درست است که نخبگرایان بر این دیدگاه هستند؛ توده‌های مردم مثل موم بی شکل هستند و این نخبگان جامعه هستند که طبق میل و نظرشان به آنان شکل و صورت دلخواه شان را می‌دهند.  یک روز همه را به نفع «الف» به خیابان‌ها می‌کشانند و روز دیگر برعلیه او. وقت ما دارای چنین باوری باشیم، احساس مسئولیت می‌کنیم. و تلاش می‌کنیم که در بحث‌ها از تعصب کمتری مشارکت نماییم. آن وقت است که می‌توانیم قدرت و اراده انسانی خود را برای ساختن جهانی بهتر و مطمئن تر برای خود و دیگران، بدور از تحریف بسازیم. البته در این مسیر با مقاومت‌های که در بیشتر موارد آزار دهنده هم خواهد باشد رو برو خواهیم شد. ولی کمک شایانی به درک آنچه که رخ داده و خواهد داد به ما خواهد کرد.     

دیدگاه شما