صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳۱ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش کیش شخصیت در ایستایی احزاب سیاسی افغانستان

-

نقش کیش شخصیت در ایستایی احزاب سیاسی افغانستان

هرچند در مورد کیش شخصیت نمیتوان تعریف دقیق بیان کرد اما اندیشمندان علوم سیاسی کیش شخصیت یا رهبر پرستی را وضعیتی میگویند که در آن تمام ابزارهای تبلیغاتی مانند تلویزیون، رادیو، روزنامه و وسایل دیگر تبلیغاتی بر آن میشوند که از فرد رهبر چهره خطاناپذیر و مصئون از اشتباه ترسیم نمایند.
در قرن بیستم سه رهبر (هیتلر، استالین و مائو) نمادهای اصلی کیش شخصیت در جهان بودند. از دید واقعگرایی هر انسان این ظرفیت و تمایل را دارد که به کیش شخصیت روی بیاورد اما تعداد محدود میتوانند این قابلیت درونی را در سطوح مختلف عملیاتی سازی نمایند. وقتی به فرهنگ سیاسی حاکم در افغانستان نگریسته شود، کیش شخصیت عامل مهم در تداوم وضعیت نا به سامان جامعه نقش بازی نموده است.
بهطور مثال میتوان به اقدامات فرهنگی حکومتهای افغانستان اشاره نموده که بتسازی و روایت ابرقهرمان از حکام گذشته افغانستان یک امر رایج پنداشته میشود و بدون اینکه کارنامه این حکام ارزیابی و نقد شود، سرتاسر تعریف و تمجید میشود و هرگونه انتقاد از کارنامه آنها را بهمثابه خیانت ملی و بیگانهپرستی تلقی میکنند. پرسش اینجا است که چرا کیش شخصیت در یک جامعه شکل میگیرد و مهمترین پیامدهای سیاسی این وضعیت چه چیز خواهد بود؟
در ابتدا باید به زمینههای شکلگیری چنین وضعیتی اشاره شود و سپس پیامدهای آن بررسی شود. تاریخ کشورهای درگیر بحران نشان داده است که مردم در هنگام آشوب و حقارت جمعی نیازمند ابرقهرمان هستند که آنها را از وضعیت نامطلوب جاری بهسوی پیشرفت و افتخار رهنمون شود.
آلمان در جریان جنگ اول جهانی متحمل شکست سنگین شد که علاوه بر هزینه مالی و انسانی، آلمانیها به لحاظ تاریخی معاهده وارسا را لکه ننگ بر پیشانی تاریخ تمام ژرمنها میدانستند که این حقارت نمیتوانست در درازمدت دوام بیاورد و زمینههای انفجار آن بسیار قوی بود.
به قدرت رسیدن آدولف هیتلر و حزب نازی در آن کشور رؤیای آلمانیهای تحقیرشده را برآورده ساخت. آدم کشی هیتلر و رویکرد حذفی هیتلر بیش از آنکه زاده طبیعت فردی وی بوده باشد، محصول تفکر جمعی و عقده تاریخی آلمانیها ناشی از تحقیر قرارداد 1919 وارسای بود. وضعیت استالین تقریباً شبیه هیتلر بود.
روسیه در اوایل قرن بیستم چندین شکست را متحمل شده بود. در جنگ دوم جهانی، وقتی آلمانیها تا قلب روسیه پیش رفت، روسها نیازمند یک ابرقهرمان بود تا این تهاجم را به عقب براند.
استالین وقتی در جبهات جنگ پیروز شد، زمینههای عینی کیش شخصیت در شوروی فراهم شد و علیرغم اینکه سیاستهای مرگبار او در زمینه اشتراکی سازی و توسعه موجب از بین رفتن میلیونها نفر شده بود اما رسانههای جمعی شوروی از وی بهعنوان رهبر خطاناپذیر یاد مینمود تا اینکه سخنرانی سری خروشچف در 1956 وضعیت را تغییر داد.
به همین ترتیب چینیها از جنگ تریاک در قرن نوزدهم تا جنگ دوم جهانی از ناحیه تجاوزات خارجی متحمل تحقیر و شکستهای متعدد شده بودند.
در زمان مائو، تمامی رسانههای چینی از وی بهعنوان پیشوای بیبدیل و خطاناپذیر یاد مینمود. باوجوداین سیاستهای نادرست وی موجب مرگ میلیونها نفر شده بود، اما چهارراهیها و دفاتر دولتی با عکسهای صدر مائو مزین بود.
در افغانستان، کیش شخصیت در برهههای مختلف شکلگرفته است. ازآنجاییکه بیشتر معادلات سیاسی افغانستان حالت قومی به خود گرفته است، این شکلگیری کیش شخصیت ناشی از آشوبهای داخلی بوده است تا بیرونی.
وقتی رهبران متوفا و زنده افغانستان به گونه انتقادناپذیر تعریف و تمجید میشوند، این وضعیت کیش شخصیت است. معصوم انگاری رهبران احزاب سیاسی باعث شده است که آنها روش موجود خود را بهترین روش قلمداد نمایند.
در تمامی کشورهای دموکراتیک جهان مرسوم است که کارنامه احزاب و عملکرد رهبران آن هر ازگاهی مورد بازبینی قرار بگیرد. در برخی حالات احزاب عملکرد گذشته خود را بهطور نسبی قابلقبول میدانند و گاهی اوقات شکست احزاب سیاسی معمولاً در بده بستانهای انتخاباتی باعث میشود که رهبری حزب از مقام خود کنار برود. در افغانستان این وضعیت تقریباً هیچگاه وجود نداشته است و معمولاً رهبران احزاب به گونه مادامالعمری ایفای وظیفه مینمایند و حتی پس از خودشان، فرزندان آنها متصدی چنین مقامی میشوند که در بسیاری حالات تعدد فرزند (رهبر) موجب شکاف در احزاب سیاسی کشور شده است.
بهطور خلاصه باید گفت که مهمترین عامل شکلگیری کیش شخصیت در یک جامعه در ابتدا نیازمندی مردم به عملکرد قاطع و تهورآمیز قهرمانانه است و هرگاه فردی موجب چنین کاری شود، کیش شخصیت شکلگرفته و زمینههای تداوم و ابقای آن فراهم میشود. انتقادناپذیری رهبران، عدم پاسخگویی آنها در قبال مردم، انحصاری سازی ابزارهای تبلیغاتی و رسانهها به چنین وضعیتی کمک مینمایند. مهمترین پیامدهای کیش شخصیت میتواند قرار ذیل باشد؛
الف- ایستایی احزاب سیاسی: وقتی کیش شخصیت حزبی شکل بگیرد، معمولاً وضع موجود بهترین پنداشته میشود و هرگونه تلاش برای تغییر چنین وضعیتی محکومبه شکست است زیرا چنین اقدامی خائنانه و خودخواهانه تلقی میشود. احزاب سیاسی مانند سایر نهادهای دموکراتیک نیازمند بازسازی و تغییر رویه هستند زیرا گذر زمان اقتضااتی را به وجود میآورد که احزاب سیاسی مجبور هستند خود را با آن شرایط وفق دهند درحالیکه در افغانستان کمتر چنین چیزی دیده میشود.
برگزاری کنگره حزبی، تغییر در سطح رهبری و کادرهای حزبی مهمترین ابزارهای مقابله با چالشهای جدید بر سر راه احزاب سیاسی هستند. در افغانستان معمولاً مرگ رهبر حزب میتواند باعث تغییر در سطح رهبری حزب شود زیرا مادامالعمری بودن رهبران مانع از تغییرات در آن میشود.
ب- خصوصی-فامیلی سازی احزاب: در شرایط فعلی دهها حزب و جریان سیاسی در کشور فعالیت مینمایند که بیشتر آن ها حالت بنگاه خصوصی به خود گرفته است زیرا کیش شخصیت مانع از تغییرات لازم میشود و در چنین حالتی، اعضای بلندپایه حزب مجبور میشوند یا گوشبهفرمان شوند و هر آنچه اراده رهبر حزب ایجاب کرد، عمل نمایند و یا اینکه سر به شورش بردارند و شاخههای خود را بنا نمایند. شکلگیری شاخههای حزب اسلامی در زمان حیات رهبری این حزب دال بر این مدعا است.
ج- عدم موثریت احزاب و سرخوردگی مردم: وقتی کیش شخصیت آنهم در احزاب خانوادگی و منطقهای شکل بگیرد، مردم پس از این که مطالبات آنها در معادلات سیاسی لحاظ نشود، از این احزاب میبرند و به دنبال بدیل میروند اما وقتی میبیند که حزب دیگر بدتر از قبلی است برای آنها حالت سرخوردگی عام رخ میدهد و اقدامات سیاسی در جامعه تبدیل به کنشهای فردی و شخصی میشود.
وقتی مشارکت مردم در انتخابات به کمتر از سه درصد میرسد این امر پیام واضح دارد که همانا احزاب سیاسی قادر به بسیج سازی مردم نیستند و این خود مردم هستند که به شکل فردی به دنبال امتیاز گیری شوند و یا اصلاً در معادلات سیاسی بیطرفی مطلق اختیار کنند.
وقتی در معادلات سیاسی اشخاصی کوشش میکنند از آدرس نهادهای آموزشی مانند کورس ها و مکاتب، به دنبال امتیاز سیاسی باشند، معنایش این است که احزاب سیاسی کشور قابلیت بسیج سازی را ازدستدادهاند و کیش شخصیت در این احزاب یکی از عوامل چنین وضعیتی پنداشته میشود.

دیدگاه شما