صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳۱ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جایگاه ورزش در تقویت همگرایی ملی

-

جایگاه ورزش در تقویت همگرایی ملی

کشورهایی که روند دولت-ملت سازی را به گونه موفقانه سپری کردهاند و یا در حال گذار به سر میبرند، نیازمند آن هستند که روحیه همگرایی داخلی از طریق بهکارگیری ابزارهای مختلف استفاده نمایند.
در شرایطی که ملتها در عصر اطلاعات با یکدیگر در وضعیت دادوستدهای مختلف به سر میبرند که این وضعیت علاوه بر مزیتهایی که دارد، میتواند شکنندگی دولتها را نیز تقویت نماید مگر اینکه دولتها برای جلوگیری از چنین نتیجه ناخواسته، اقدامات پیشدستانه را روی دست بگیرند. تاریخ، فرهنگ، زبان و اسطورههای مشترک میتواند در این راستا نقش مهم بازی نمایند.
امروزه رشتههای مختلف ورزشی در جهان وجود دارند که علاوه بر بعد تفریحی و اقتصادی، کاربرد سیاسی و فرهنگی نیز دارد. بسیاری از رشتههای ورزشی به شکل گروهی در قالب تیمهای ملی به هنرنمایی میپردازند اما برخی رشتههای ورزشی به شکل انفرادی انجام میشوند که هنرهای رزمی از این قبیل هستند.
بارها دیدهشده است که دولتها از طریق بهکارگیری تبلیغات از تیمهای ملی (ورزشی) به دنبال اهداف سیاسی خود میشوند. نخبگان حاکم از طریق بسیج سازی احساسات جمعی شهروندان امکان تطبیق برنامههای بزرگ ملی را در سیاست خارجی و داخلی می آورند.
هرگاه ورزشکاران کشورها در مسابقات بینالمللی اعم از فردی و گروهی موفق به کسب پیروزی و قهرمانی میشوند، این وضعیت بهطور خود به خودی موجب شکوفایی احساسات ملیگرایانه میشود و تمامی مردمی که به لحاظ هویت ملی با ورزشکاران موفق احساس تعلق میکنند، این پیروزی را صرفاً مربوط ورزشکاران مذکور نمیدانند بلکه خود را شریک چنین دستاوردی میدانند و این امر تقریباً حالت روانشناختی دارد و کمتر بهصورت ارادی و حسابشده صورت میگیرد. اخیراً مسابقه رزمی میان حسین بخش صفری به نمایندگی از افغانستان و حریف روسیاش در مسکو برگزار شد که درنتیجه آقای صفری موفق شد برای افغانستان قهرمانی و افتخار کسب نماید که این کاربر چهرههای خسته از جنگ مردم افغانستان لبخند بیاورد.
مردم افغانستان به اشکال مختلف خوشحالی خود را ابراز داشتند که از تبریکات در صفحات مجازی گرفته تا گلوله باری هوایی را شامل میشد.
اکنون پرسش اینجا است که دولت افغانستان چگونه میتواند از چنین دستاوردهای ورزشی در راستای همگرایی داخلی استفاده نمایند؟
یافتن پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی قابلیتهای احتمالی پیروزی ورزشکاران در راستای اهداف ملی است که ذیلاً اشاره میشود؛
الف- ترسیم چهره مثبت از یک ملت: افغانستان طی چهار دهه گذشته همواره شاهد جنگ، خشونت، فقر، مهاجرت، نقض حقوق بشر، کودکآزاری، فساد اداری و غارت داراییهای عامه بوده است اما کمتر اتفاق افتاده است که خبرهای مسرتبخش از ناحیه افغانستان به گوش جهانیان رسیده باشد. پیروزی ورزشکاران کشور و کسب مدالهای قهرمانی برای یک ملت رنجدیده میتواند ازجمله حوادثی باشد که چهره افغانستان را در افکار عمومی بینالمللی متحول نماید. در شبی که آقای صفری با حریف روسی خود مسابقه داشت، میلیون ها نفر در افغانستان بر آن بودند که شاهد پیروزی آقای صفری باشند که نتیجه چنین شد و پخش زنده این مسابقات در سرتاسر جهان نشان داد که مردم افغانستان نیز شایسته افتخارآفرینی و قهرمانی هستند. امید میرود که نخبگان حاکم در راستای حمایت از ورزشکاران کشور از هیچ کوششی دریغ نورزند زیرا تداوم موفقیت این ورزشکاران میتواند در تعیین جایگاه افغانستان در افکار عمومی جامعه بینالملل نقش مؤثر بازی نمایند.
ب- عبور از رویکردهای قومی و طایفهای: افغانستان کشور کثیرالقومی و چند هویتی است که این موضوع در سیاست ورزی نخبگان حاکم بهوضوح دیدهشده است و این چالش هنوز هم بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم افغانستان سایه افگنده است.
وقتی ورزشکاران یک کشور در مسابقات بینالمللی به قهرمانی دست پیدا کنند، این دستاورد صرفاً به خود ورزشکار و خانواده او تعلق ندارد بلکه همه مردم کشور در آن پیروزی و افتخار سهیم هستند و ازاینرو توقع میرود که نخبگان حاکم در قبال این مسأله رویکرد قبیلهای و طایفهای در پیش نگیرند و در حمایت از این ورزشکاران، معیارهای قومی و طایفهای را کنار بگذارند.
هرچند درگذشته بارها دیدهشده است که رهبران سیاسی کشور در قبال پیروزی ورزشکاران پیامهای تبریکی و شادباشی فرستادهاند اما در عمل در راستای تشویق ورزشکاران رویکرد سلیقهای در پیشگرفتهاند که میتوان مهمترین نمونههای این رویکرد را  در نحوه تخصیص بودجه در رشتههای مختلف ورزشی دید.
هرچند تمامی رشتههای ورزشی باید از طرف نهادهای ملی موردحمایت قرار بگیرد در حالی که در عمل برخی رشتههای ورزشی از ناحیه دولت موردحمایت قرار ندارد و صرفاً برخی رشتههای دیگر از سوی منابع ملی تمویل میشوند که این رفتار دوگانه نهتنها باعث تقویت همگرایی در جامعه نمیشود بلکه ورزش را در کشور مانند قومیت و فرهنگ بهسوی سیاسی شدن هدایت میکند که پیامدهای ویرانگر در قبال خواهد داشت.
ج- حذف ادبیات قالبی و کلیشهای: در هر جامعهای، نوع نگاه قالبی و کلیشهای وجود دارد و مخصوصاً در جوامع چند هویتی این مسأله برجستهتر است که خود مبتنی بر دلایل جامعهشناختی است.
بنابراین ورزشکاران بهعنوان فصل مشترک میان تمامی شهروندان کشور میتوانند در راستای از بین بردن این شکافهای اجتماعی و زدودن نوع نگاه قالبی عمل نمایند.
نگاه سلسله مراتبی در مورد شهروندان یکی از مهمترین نمادهای نوع نگاه قالبی در جامعه است. وقتی یک ورزشکار به نمایندگی از کشور عنوان قهرمانی را در مسابقه بینالمللی به دست میآورد، دستکم برای مدت محدود همه شهروندان احساس یکرنگی و غرور مینمایند و این میتواند زمینه تداوم چنین نگرش در جامعه باشد.
بنابراین ورزش ورزشکاران میتوانند یکی از ابزارهای مهم تقویت همگرایی ملی باشد.
نخبگان حاکم مسئولیت دارند که در قبال قهرمانی ورزشکارانی که به نمایندگی از یک ملت، غرور و افتخار آفریدهاند جدیت و صداقت نشان بدهند. البته در تمامی جوامع مرسوم است که ورزش را غیرسیاسی نگهدارند اما این امر نیز معمول است که از ورزش در راستای اهداف عالیه ملی استفاده نمایند.
شکافهای اجتماعی و هویتی در جوامع موزاییکی مانند افغانستان یک چالش اساسی به شمار میرود و این قهرمانیهای ورزشکاران میتوانند تمامی مردم را در صف واحد بهعنوان مردمی که در غم و شادی باهم شریک هستند، قرار دهند. توقع میرود که دولت جمهوری اسلامی افغانستان از ورزشکارانی که برای کشور افتخار میآفرینند موردتقدیر شایسته و بایسته قرار بگیرند.
آقای صفری یکی از کسانی است که برای کشور و مردم افغانستان افتخار آفریده است و امید میرود که دولت افغانستان در قبال وی و سایر کسانی که در عین مسیر قرار دارند، ادای مسئولیت نماید.

دیدگاه شما