صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اقتصاد جمعیت

-

اقتصاد جمعیت

عموما گفته می‌شود در اقتصادهای معیشتی بعد کلان تر یک خانواده و اولاد بیشتر، یک مزیت به حساب می‌آید. تعداد فرزندان بیشتر به معنای نیروی کار بیشتر و درآمد بیشتر است. در اقتصادهای معیشتی به خاطر ابزارآلات قدیمی، تولید کاربر بوده است و هر خانواری که تعداد نیروی کار کمتری می‌داشت، سهمش از تولید و درآمدهای حاصله از آن نیز کم تر می‌بود.
ولی پس از گذار از مرحله اقتصاد معیشتی و ورود به دوره اقتصاد مدرن، نیروی کار رفته رفته اهمیت خود را از دست داد و سرمایه نقش محوری تر پیدا کرد. سرمایه به معنای فیزیکی آن شامل ماشین آلات و تجهیزات کارخانه ای می‌شود.
پرداختن به این مساله سبب شکل گیری دو مکتب فکری عمده در عرصه علم اقتصاد شد. مکتبی که همچنان بر نقش کلیدی و محوری نیروی کار در اقتصاد تاکید داشت یعنی سوسیالیسم و مارکسیسم و مکتبی که نقش اساسی را به عامل سرمایه می‌داد یعنی سرمایه داری.
اگر کمی‌به قبل تر بر گردیم و تاریخ علم اقتصاد را بازخوانی نماییم، پدر علم اقتصاد، آدام اسمیت برای نیروی کار نقش حیاتی قائل بود.  از نظر وی وقتی مقیاس بازار توسعه می‌یابد و متناسب با آن حجم تولیدات زیاد می‌شود، تقسیم کار سبب می‌شود تخصص و بهره وری نیروی کار افزایش یابد. بازدهی فزاینده نیروی کار هزینه های تولید را کاهش می‌دهد و سبب انباشت سرمایه می‌گردد. نیروی کار در کنار سایر منابع تولید، اگر درست مدیریت شود، بر حجم تولیدات می‌افزاید. بعد از آدام اسمیت، اقتصاددان دیگری به نام مالتوس اولین بدبینی را نسبت به رشد جمعیت وارد گفتگوی های حلقات فکری صاحب نظران نمود.
از نظر مالتوس، بازدهی نزولی نیروی کار تنها مشکل بر سر راه رشد و توسعه اقتصادی نیست، بلکه این رشد جمعیت است که در بلندمدت می‌تواند بحران ساز باشد.
بازدهی نزولی نیروی کار به این معنا است که در کنار عوامل دیگر تولید مثل زمین و ماشین آلات تنها می‌توان از حجم مشخصی از نیروی کار استفاده کرد و اگر استخدام نیروی کار را از حد معمول بیشتر کنیم، نتیجه عکس خواهیم گرفت. از نظر وی عوامل تولید از دوره ای نسبت به دوره بعد، با تصاعد حسابی افزایش می‌یابد. به عبارتی انباشت سرمایه و زمین های حاصلخیز با نسبت معینی نسبت به سال های قبل در پروسه تولید وارد می‌شوند، در نتیجه رشد تولیدات نیز متناسب با رشد عوامل تولید خواهد بود.
ولی رشد جمعیت از این قاعده پیروی نمی‌کند و رشد آن نمایی است. در علم ریاضی رشد نمایی را با نام تصاعد هندسی نیز یاد می‌کنند و منظور از آن رشدی است که هر بار فیصدی معینی بر اصل مقدار افزوده می‌شود.
بی گمان وقتی رشد عوامل تولید و تولیدات را با رشد جمعیت مقایسه کنیم، پس از چند دوره، جمعیت چند برابر تولیدات ما خواهد شد و نتیجه این فرایند چیزی نخواهد بود جز فقر و کمبود! مالتوس به خود حق می‌داد نسبت به آینده جهان بد بین باشد، زیرا وقتی تولیدات کفاف نیازهای انسانی را ننماید، انسان ها بر سر منابع محدود با هم از سر جنگ و خونریزی وارد می‌شوند.
یگانه پیشنهاد مالتوس برای رهایی از این مخمصه عفاف ورزیدن و امتناع از تولید نسل بود. در زمانی که هنوز صنعت طب به کشف و اختراع وسایل کنترل جمعیت دست نیافته بود، سخن مالتوس معقول به نظر می‌رسید.
اگر تاریخ عقاید اقتصادی را ورق بزنیم، می‌بینیم که عده ای از فلاسفه وجود بلایای طبیعی نظیر سیل، زلزله، طاعون و حتی جنگ ها را به نفع بشر می‌دانستند؛ زیرا اگر این حوادث نمی‌بود، جمعیت کره زمین از توازن خارج می‌شد.
از زمان حیات مالتوس تا به حال چندین قرن می‌گذرد ولی آینده سیاهی که مالتوس تصویر می‌کرد به وقوع نپیوست. اگر کمی‌به جلوتر بیاییم، شاید بتوان گفت کسی بیشتر از کارل مارکس به مکتب سرمایه گذاری خدمت نکرده است، زیرا او بود که ضعف های این نظام را به طرفدارانش گوشزد کرد و آن را در معرض تعدیل و بازنگری قرار داد.  سخنان مالتوس نیز از وضعیت مشابهی برخوردار است. اگر اخطارهای مالتوس نمی‌بود، صنعت پزشکی شاید به فکر راه چاره برای کنترل جمعیت نمی‌افتاد و برخی از کشورهای در حال توسعه مثل چین و هند مقررات سخت گیرانه ای را برای کنترل جمعیت شان اعمال نمی‌کردند.
بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که رشد بی رویه جمعیت و نامتناسب با رشد اقتصادی، نتیجه ای جز فقر و بدبختی به دنبال ندارد. وقتی کشوری اقتصادش با نرخ دو الی سه فیصد رشد می‌کند ولی جمعیتی با نرخ رشد پنج الی شش فیصد دارد، نتیجه در بلند مدت فقر و فلاکت است. مدیریت و سرمایه گذاری در جمعیت و تربیت نیروی کار ماهر که سهم فعال در رشد و توسعه بگیرد، به یقین باید در اولویت برنامه های سیاستگذاران قرار بگیرد، ولی این پروسه بلندمدت است و مدت زمان زیادی را در بر می‌گیرد.
در نتیجه در کوتاه مدت کنترل جمعیت به خصوص در مناطقی که خبری از مکتب و خدمات صحی لازم نیست باید محتاطانه اعمال شود. آمارها نشان می‌دهد کشورهای در حال توسعه با نوعی ناهماهنگی در بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی روبرو هستند.
از طرفی به خاطر دسترس پذیری خدمات صحی، آمار مرگ و میر اطفال و مادران نسبت به گذشته کاهش یافته است، ولی از طرفی دولت ها از تامین نیازهای اساسی شهروندان به خصوص در عرصه تعلیم و تربیه عاجز اند. اگر بخواهیم افزایش امید به زندگی به خاطر شرایط زندگی بهتر نسبت به گذشته را به این مقوله اضافه کنیم، مساله جدی تر می‌شود.
نئو مالتوسین‌هایی که از جمعیت بیشتر می‌ترسند نوعا بر اثرات آن بر آلودگی و در تقاضا برای منابع تجدیدناپذیر مثل نفت و گاز طبیعی تاکید دارند. روشن است که تقاضا برای سوخت‌های فسیلی و سایر منابع تجدیدناپذیر با رشد جمعیت و نیز با توسعه اقتصادی افزایش می‌یابد.
دنیای صنعتی امروز، در استفاده از تکنولوژی هوشمند و روباتیک در امر تولید کالاها و خدمات دارای سرعت بالایی است و تقاضای نیروی کار از سوی کارفرماها رو به کاهش است. یکی از معضلات اصلی کشورهای دنیا مساله اشتغال است.
اشتغال از معدود پدیده های اقتصادی است که از مجرای آن تغییر نظام های سیاسی رقم خورده است. آثار بیکاری به حدی گسترده است که می‌توان آن را از ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و جرمی‌بررسی نمود. در اوایل گسترش انقلاب صنعتی انگلیس، عده ای از مردم به با تجهیزات و ماشین آلات مخالف بودند، چون فکر می‌کردند این پدیده سبب گسترش فقر و بیکاری می‌گردد.

دیدگاه شما