صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اقتصاد تروریستی

-

اقتصاد تروریستی

موقعیت استراتژیکی سیاسی-اقتصادی افغانستان در منطقه از یک طرف و نبود قدرت بسیار قدرتمند مرکزی که همه جریانهای غیر همسو را متحد سازد باعث شده تا چالش های زیادی که برخواسته از جهت گیری های گروههای مختلف قدرت در کشور است شود.
لذا سرزمین افغانستان محفل اقتصاد تروریستی، جنگ و خونریزی که بسیاری از سرکردگان تروریزیم منطقه ای را در خود جای داده است و محلی امن برای ناامنان، غارتگران و دزدان دین و ایمان و مردم و جامعه می باشد.
سرطان و رنج بزرگ اقتصاد افغانستان، اقتصاد تروریزمی است که در تمام پیکر اقتصاد سیاسی جامعه ریشه دوانده است که ارتباط آن با خارج از مرزها باعث شده تا این ریشه های رنج، در کشور ما عمیق تر و دردناکتر شود.
هرچند مسایل اعتقادی و مذهبی به عنوان هسته مرکزی در شکل گیری تروریست می باشد اما این فقط نقطه شروع گروه¬های تروریستی است. در حالیکه ادامه فعالیت و حیات جریان¬های تروریستی تنها در کانال اقتصاد و منافع مالی گردانندگان و کارگردانان این جریانها تحقق می یابد و دین تنها نقابی برای آنان است. اقتصاد هویت سازی دینی می کند و راه خود را در شریعت و طریقت بخوبی به سوی دلارهای نفتی و خارجی پیدا می کند.
این دالرها و ارزهای بین المللی است که باعث می شود این گروه¬ها مجهز به سلاح های سبک و سنگین شود و بتوانند عضوگیری نموده و معاش همه را با دالر پرداخت نمایند. لذا ملاحظات اقتصادی در هردو سوی این ماجرا نقش بازی می¬کند.
اکثر بحثها در مورد ارتباط اقتصاد با تروریزم، حول این محور گسترش یافته است که چگونه فقر، نابرابری، عدم فرصتها، واکنشهای تروریستی را برانگیخته است و اینکه التیام این آلام چگونه به کاهش اتفاقات تروریستی کمک میرساند. به علاوه واکنشهای سیاسی، به طور روزافزونی بر ابزارهایی مانند تحریم اقتصادی دولتهایی که تروریزم را پشتیبانی میکنند، تآکید داشته است و تلاش کرده است که در تآمین مالی سازمانهای تروریستی اختلال ایجاد کند.
نقش مستقیم عوامل اقتصادی مانند فقر و نابرابری و راهکارهای اقتصادی مانند تحریم، راهی به سوی مطالعه اقتصاد تروریسم میگشاید «تروریسم اقتصادی» توسط بازیگران فراملی یا غیردولتی انجام می‌شود. این امر می‌تواند موجب اقدامات بی‌ثبات کننده متنوع، هماهنگ و پیچیده یا گسترده برای از بین بردن ثبات اقتصادی و مالی یک دولت به کار رود، گروهی از دولتها یا جوامع (مانند اقتصادهای بازار محور در جوامع غربی) مبادله تجاری را باانگیزه‌های ایدئولوژیکی، پولی یا مذهبی انجام می‌دهند. بدین صورت که؛ حملات تروریستی علیه بنادر و مرزهای کشور باعث اتخاذ اقدامات بیشتر برای اطمینان از ورود ایمن محصولات می‌گردد.
این اقدامات، افزایش هزینه‌های بیشتری را برای صادرات و واردات تحمیل می‌کند. اقتصادهای نوظهور اغلب تحت تأثیر قرار می‌گیرند، زیرا کاهش صادرات و واردات بر توانایی کشور در مبارزه با فقر تأثیر می‌گذارد. افزایش فقر می‌تواند موجب شورش در میان مردم و بی‌ثباتی احتمالی سیاسی شود، و حتی موجب افزایش بیشتر فقر گردد.
تروریست‌هایی که از شیوه ترور و ایجاد ترس و ارعاب استفاده می کنند در عین حال که می‌خواهند خسارات جانی و مالی وارد کنند، نمادها و مکان‌های مهم و تاثیرگذار در اذهان عمومی را نشانه می‌روند. تروریست‌های از جان گذشته ماموریت می‌یابند تا اماکن و نشانه‌های قدرت کشور مدنظر را فروبریزند و توانایی‌های گروه تروریستی خود را در برابر دوربین‌ها و بینندگان تلویزیونی به نمایش گذارند. مشهودترین و قابل اندازه‌گیری‌ترین تاثیر تروریسم به شکل کشتار انسان‌ها و ویرانی فیزیکی است. تروریست‌ها اقدام به نابودی ساختمان‌ها، کارخانه‌ها، شبکه حمل‌ونقل، انسان‌ها و سایر منابع مادی و فکری می‌کنند.
اما فساد در نهادهای امنیتی، بزرگ‌ترین مانع تأمین صلح است. هر هفته فساد در نهادهای امنیتی، کشف و سبب تلفات نظامیان می‌شود؛ زیرا اسلحه و مهمات به گروه طالبان به فروش می‌رسد که این امر، بر روند صلح، تأثیر منفی گذاشته است.
کسانی نیز در جریان اقتصاد تروریزمی از پول و سرمایه اختصاصی جنگ یا تقویت نیروهای امنیتی افغانستان، دزدی می کنند و به هزینه های مربوط به تأمین و تجهیز نیروهای امنیتی، آزمندانه دست می برند، فقط مفسد اقتصادی نیستند؛ بلکه خاین به اصیل ترین و راهبردی ترین منافع ملی اند و همزمان با اولویت های مربوط به امنیت ملی افغانستان، بازی می کنند. با این حال، این نکته را نمی توان انکار کرد که هم افزایی نیروهای مفسد و تروریست هایی که علیه آینده سرنوشت نظام و مردم، توطئه می کنند، موجب تقویت ریشه¬های تروریزم در کشور می¬شود.
هرچند مسئولین تلاش¬هایی می کنند اما به رغم همه این اقدامات، کارشناسان می گویند که به نظر نمی رسد این تلاش ها به سرانجامی برسد و نتیجه بدهد؛ زیرا همه این اقدامات، متاسفانه بعد از وقوع رویداد صورت می گیرد و این، از یکسو نشان می دهد که تروریست های اقتصادی، کار شان را در کمال آرامش، طمأنینه و با برنامه ریزی دقیق انجام داده و سپس اقدام به فرار کرده اند و از جانب دیگر، نشانگر آن است که دولت افغانستان، هیچ گونه برنامه ای پیشگیرانه برای نظارت بر عملکرد بانک ها و دستگاه های اقتصادی و صیانت از سرمایه های ملی و دارای های دولتی ندارد؛ بنابراین، هرگونه اقدامی در خصوص ردگیری تروریست های اقتصادی، پس از وقوع رویداد، کاری عبث و بیهوده خواهد بود.
منابع مالی تروریزم و گستردگی شبکه های مافیای تروریزمی و پولهای قاچاق مواد مخدر، انسان و سلاح به صورت پنهان و آشکار به حیث یک غده سرطانی نمی گذارد افغانستان نفس راحت بکشد و توسعه و پیشرفت نماید. چالش های منطقه ای خود درد مضاعفی بر مردم ما می باشد.
بلوغ اقتصادی و سیاسی مردم و مسئولین جامعه ما می طلبد تا با تدبیر و هوشیاری درصدد کاهش تنش داخلی و بین المللی باشیم. تنشی که جز پست رفت و رشد منفی اقتصاد و معاش مردم چیزی ندارد. لذا باید مواظب باشیم که ریشه های اقتصاد تروریزمی در افغانستان مشابه عراق می باشد که تنها با اراده و عزم تمام مردم جامعه در سایه اتحاد، امکان از بین بردن اثرات مخرب تروریسم، شروع به ساختن جامعه ای پایدار و آباد نماییم.

دیدگاه شما