صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تامل پیرامون صلح درافغانستان؛ خروج ازجنگی بارهبری نادرست ونادیده گرفتن پیامدهای آن

-

تامل پیرامون صلح درافغانستان؛  خروج ازجنگی بارهبری نادرست  ونادیده گرفتن پیامدهای آن

زمانی که منازعه ویتنام یا همان جنگ آمریکا در آوریل 1975 به پایان رسید ایالات متحده خود را موظف به تخصصی نمودن تاسیسات نظامی تازه پروبال گرفته ویتنام کرد. تصور می‌شد براساس این تصمیم استانداردها، روش‌ها و اخلاقیات نیروهای مسلح ما به شکل جهانی قابل اعمال است و حضور پرسونل در چنین مکاتب نظامی به تخصصی کردن ارتش ویتنام جنوبی کمک خواهد کرد. اما برای افسران خدمت کننده این سوال باقی می‌ماند که چرا ویتنام؟
در روزی که سیگون پایتخت جمهوری ویتنام سقوط نمود و دیگر کشور وجود نداشت به یکی از هم صنفی‌هایم که یک کاپیتان در ارتش جمهوری ویتنام جنوبی بود نزدیک شدم و به او گفتم «من درمورد اتفاقی که برای کشور تو افتاد متاسفم.» تا جایی که من در مورد این فاجعه اطلاع داشتم ایالات متحده و ارتش جمهوری ویتنام آسیب‌هایی دهشتناک به مردم ویتنام جنوبی رسانیده بودند. در واقع شکست آن‌ها شکست ما بود وگرچند ما تصمیم گرفته بودیم از پرداخت هزینه دست برداریم آن‌ها برای سال‌های طولانی پیش‌رو مجبور به پرداخت هزینه خواهند بود.
به شکل رسمی جنگ ما در ایندوچینا – چیزی که ما به عنوان جنگ ویتنام نام نهادیم – با امضای «توافق‌نامه پایان جنگ و احیای صلح در ویتنام» در جنوری 1973 پایان یافت. مطابق شرایط این معاهده زندانیان آمریکایی در ویتنام شمالی از بند رها گردیدند و بازگشت آخرین نیروهای ایالات متحده در جنوب شروع گردید و مسوولیت امنیت به دست ارتش جمهوری ویتنام افتاد در حالی که فرماندهان ایالات متحده این‌طور تصور می‌کردند که این نیروها قادر به تکمیل ماموریت نخواند بود. با این وجود علی رغم توقف اسمی خصومت‌ها حدود 150000 سرباز ویتنام شمالی بخش بزرگی از ویتنام جنوبی را اشغال کرده بودند.
اکنون در انتهای هفدهمین سال جنگ افغانستان نیروهای نظامی ایالات متحده در حال جابجایی هستند و پلانگذاران پنتاگون در حال تغییر دوباره تمرکز خود به سمت روسیه و چین هستند. اسم این بازی تکمیل قدرت بزرگ نامیده شده است. امکان دارد ما اهداف در حال تحول واشنگتن در جنگ افغانستان را – «ملت سازی،» «دموکرات نمودن،» «آرامش» – بنامیم اگرچند احتمال تکمیل ماموریت وجود ندارد. همانند ابتدای دهه 1970 پنتاگون در 2019 این تصمیم را دارد تا به جای پذیرش ناکامی بار دیگر صورت مساله را عوض نماید. علی‌رغم این مساله تعداد کمی در واشنتگن صراحتاً ناکامی نظامی در افغانستان را می‌پذیرند اما انگیزه شناسایی دشمنان جدید در محیط متجانس‌تر به نظر رسیده و غیر قابل مقاومت است.
تنها یک چیز به منظور تغییر شکل اولویت‌های نظامی مورد نیاز است، واشنگتن نیاز دارد تا مانند 1973 تظاهر نماید و اینطور نشان دهد که با شرایط ارایه شده از سوی افغانستان خارج می‌گردد. چیزی که عاجلاً مورد نیاز است مشابه آپدیت شده سند «توافق ختم جنگ و احیای صلح در ویتنام» است.
تا هفته گذشته امضای چنین توافقی غریب الوقوع به نظر می‌رسید. دونالد ترامپ و فرستاده‌ او زلمی خلیلزاد، سفیر پیشین در افغانستان، اینطور نشان دادند که می‌خواهند روش استفاده شده توسط رییس جمهور ریچارد نیکسون و مشاور امنیت‌ملی هنری کیسینگر در 1973 در پاریس را به کار ببرند: توقف جنگ و اعلام صلح. در صورتی که جنگ پس از یک وقفه از سر گرفته شود دیگر این مساله مشکل آمریکا نخواهد بود. اگر مطابق با مشاور امنیت ملی جان بولتون پیش برویم، نیروهای ایالات متحده در هر صورتی بدون توافق امضاء شده نیز عقب نشینی خواهند کرد. 
براساس چیزی که ما از گزارش‌های رسانه‌ای می‌توانیم به دست بیاوریم شرایط توافق از یک جهت به مثابه توافق 1973 پاریس خواهد بود. این توافق به عنوان تیکت بازگشت نیروهای ایالات متحده و ناتو به کشورشان خواهد بود (گرچند در حالت کنونی فوراً تنها 5000 از این نیروها باز خواهند گشت). و رای آن طالبان باید تعهد نماید تا مانع ایجاد پناهگاه‌های گروه‌های تروریستی ضدآمریکایی در افغانستان گردد گرچند شاخه افغانی داعش با قدرت خود را مستحکم کرده است. با تمام این اوصاف دولت ترامپ می‌تواند ادعا نماید که هرنوع احتمال حملات مشابه 11 سپتامبر که به وسیله اسامه بن لادن در مدت اقامت در افغانستان در سال 2001 به عنوان مهمان دولت تحت اداره طالبان انجام گرفت دفع گردیده و ماموریت به پایان رسیده است.
در سال 1973 نیروهای ویتنام شمالی که بخش‌های از ویتنام جنوبی را اشغال کرده بودند نه تنها خلع سلاح نگردیدند بلکه عقب نشینی هم نکردند. در صورتی که توافق جدید نهایی گردد نیروهای طالبان که بخش‌های بسیاری از کشور را تحت کنترل یا تاثیر خود دارند خلع سلاح نمی‌گردند و عقب‌نشینی هم نخواهند کرد. در واقع منظور مشخص شده ادامه جنگ است.
در سال 1973 سیاست‌گزاران در واشنگتن برای توقف نیروهای کمونیستی روی نیروهای جمهوری ویتنام حساب باز کرده بودند. با این حال در سال 2019 کسی انتظار نداشت نیروهای امنیتی افغانستان بتواند با تهدید هم‌زمان طالبان و داعش مقابله نمایند. در توهینی مشابه، همان‌گونه که دولت سایگون از مذاکرات ایالات متحده و ویتنام شمالی کنار گذاشته شده بود دولت دست نشانده غرب در کابل نیز از مذاکرات با دشمن قسم خورده خود طالبان کنار گذاشته شده است.
با این وجود تاکنون تردیدها باقی مانده است. همان‌گونه که رییس جمهور ترامپ به وضوح به روسیه، چین و کره شمالی پیشنهادهایی داده بود این توافق ممکن است انجام نگردد – یا با در نظر داشت رویکرد انتخابات 2020، انتظار داشته باشد تا تنها یک سیاست خارجی در افغانستان به موفقیت برسد. به هر صورت ختم دولت تحت حمایت ایالات متحده فرا رسیده است و تنها چیزی که آشکار می‌باشد این است که هنگامی که آمریکایی‌ها افغانستان را ترک کنند به عقب نگاه نخواهند کرد و در حقیقت ویتنامی دیگر رقم خواهد خورد.
صلح با چه هزینه‌ای؟ به هر شکل همانگونه که از توافق 1973 پاریس حمایت کردم از تلاش دولت ترامپ برای خارج شدن از افغانستان نیز حمایت می‌کنم. طولانی نمودن این وضعیت به نفع ایالات متحده نخواهد بود. قانون اولی که باید تعقیب گردد این است زمانی که کاری احمقانه در حال انجام می‌باشد باید متوقف گردد. به خصوص هنگامی که جان سربازان آمریکایی در خطر است.
در ویتنام، واشنگتن جان 58 هزار سرباز را برای هیچ از دست داد. در افغانستان برای هیچ چیزی بیش از 2300 سرباز را از دست دادیم و 20000 زخمی گردیدند. ماه گذشته دو سرباز نیروهای ویژه آمریکایی در ولایت فاریاب کشته شدند. برای چه؟
با خروج نیروهای آمریکایی جنگ در ویتنام شمالی و جنوبی به شیوه‌های جدید باقی ماند. مین‌ها و ادوات منفجر نشده از زمان خروج آخرین سرباز آمریکایی 100000 تلفات داشته است و 1.3 میلیون ویتنامی به صورت مهاجر در ایالات متحده پذیرفته شدند.
چیزی که به دنبال توافق احتمالی ایالات متحده و طالبان مشاهده خواهیم نمود 1.3 میلیون مهاجر افغان در ایالات متحده خواهد بود. و موضع آمریکا این خواهد بود: ما از اینجا خارج می‌شویم؛ شما باید خودتان فکری برای این شرایط بکنید.
آمریکایی‌ها از جنگی نادرست هدایت شده خسته‌اند. در ویتنام ما همه چیز را خراب کرده و عقب نشینی کردیم و پاک کردن افتضاح خونین خود را به عهده دیگران نهادیم. دیر یا زود دقیقاً چنین چیزی در انتظار افغانستان خواهد بود.

دیدگاه شما