صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

معین سوادآموزی: نرخ سوادآموزی در سال‌های اخیر دو برابر شده است

-

معین سوادآموزی: نرخ سوادآموزی در سال‌های اخیر دو برابر شده است

سردار محمد رحیمی معین سوادآموزی وزارت معارف می‌گوید که طرح‌ها، برنامه‌ها و توجه‌ حکومت باعث شده است که نرخ سواد‌آموزی در دوره حکومت وحدت ملی نسبت به دوره پیش از آن دو برابر شود. این رقم 7 درصد نسبت به حکومت قبلی را نشان می‌دهد.
روزنامه افغانستان‌ما نیز در پی نقش مهم سواد و کارکردهای معینیت سواد‌آموزی وزارت معارف، مصاحبه‌ای را با سردارمحمد رحیمی معین سوادآموزی انجام داده است. روزنامه افغانستان‌ما ضمن سپاسگزاری از آقای رحیمی بابت وقت گذاشتن‌شان، از شما خواننده عزیز نیز دعوت می‌کند تا این مصاحبه را بخوانید.

- در حال حاضر چی تعداد بی‌سواد در کشور هستند و این آمار را لطفا با تفکیک جنسیتی، ولایتی و رده سنی ارایه بفرمایید.
بر اساس آخرین احصائیه که سازمان یونسکو در اختیار ما قرار داده، در واقع حجم بی‌سوادی بالای 12 میلیون نفر هستند و بیشتر 7.5 تا 8 میلیون آن، زنان هستند که بی‌سوادی  در بین زنان حدود یک و نیم برابر مردان است.
از نظر سنی هم بی ‎سوادی در رده 15 تا 24 سال کاهش پیدا کرده است. ما بین گروپ سنی 15 تا 24 سال 60 درصد باسواد داریم؛ اما در گروپ ‎های بالاتر از 45 سال، میزان بی‌سوادی بالای 50 تا 60 درصد بی‌سواد داریم در گروپ‌های سنی بالای 55 سال البته در بین زنان بیشتر و در گروپ مردان کمتر.
دستاوردهای ‎ که داشتیم فاصله سواد بین زنان و مردان را کم کردیم؛ از سال 1394 و 1395 که من آمدم این فاصله 28 درصد بود و حالا به 20 درصد کاهش پیدا کرده است. هدف ما این‌ست که تا سال 2030 این رقم به زیر 5 درصد سطح بی‌سوادی کاهش پیدا کند، این عملی خواهد شد اگر ما تمرکز خود را در استراتیژی برنامه‌ای خود بر سواد آموزی زنان بگذاریم که البته همین گونه هم است. به لحاظ ولایت‌ها، سطح سواد در ولایت‌هایی که امن‌تر بوده‌اند و برنامه‌های سواد آموزی بهتر پیش رفته و یا آمرین فعال داشتند، وضعیت بهتر بوده، مثل ولایت بامیان و دایکندی بالاتر رفتند در کلان‏شهرها نیز وضعیت رشد سواد بهتر بوده است.

- چی تعداد بی‌سواد را از کورس‌های سوادآموزی مستفید شده‌اند و آموزش دیده‌اند؟
ما از آغاز سال 1395 در خدمت معینیت سواد آموزی هستم و در طول حدود سه و نیم و یا چهار سال گذشته تلاش ما این بود که بتوانم در مورد افزایش نرخ سواد، برنامه‌های را طراحی کنم تا بالای ده میلیون بی‌سواد زن و مرد کشور را تحت پوشش قرار بدهیم. آخرین آماری که تقریبا یک ماه پیش موسسه احصائیه سازمان یونسکو منتشر کرد، نشان می‌دهد که نرخ سواد در افغانستان بالای 43 درصد، ارتقا پیدا کرده است، زمانی‌که من آمدم نرخ سواد حدود 36 تا 37 درصد بود که یعنی تقریبا بیشتر از 7 درصد رشد کرده است. اگر به نسبت گذشته حساب کنیم سالانه حدود 2 درصد رشد داشته است.
دستاوردهای ما بسیار اندک است؛ اما اصلاحات و پالسی و لوایح هماهنگی‌های که به وجود آمده بین وزارت‌خانه و نهادهای دولتی و غیردولتی بین‌المللی و گسترش فرهنگ بسیج مردمی و رضاکاری، اصلاح نصاب، توجه بیشتر به ولایت و ولسوالی‌ها، رسیدگی و مشخص شدن ساحات حوزه کاری ما، واضح شدن تصویر برنامه سوادآموزی ما به همکاران بین‌المللی، این کمک را کرده تا معینیت در مسیر درست قرار بگیرد و امیدوار هستم تا پایان سال 2020 این اصلاحات ساختاری پایان یابد، در چهارچوب وزارت معارف، شاهد این باشیم که سالانه با سرعت و ظرفیت بالاتری تا سال 2030 بتوانیم که چیزی که هدف است، برسیم.

- چی تعداد سوادآموز دارید؟ چه تعداد مرد و چه تعداد آنان زنان هستند؟
ما سالانه کورس‌های فراوانی برگزار می‌کنیم، که شماری از آن‏ها توسط نهادهای بین‌المللی دایر می‌شود که حدود 200 هزار تن را تحت پوشش قرار می‌دهند اما بعضی سال‌ها نهادهای بین‌المللی همکاری نمی‌کنند؛ اما به صورت عادی در برنامه سوادآموزی 3300 معلم داریم که حدود 6000 کورس برگزار می‌شود. تعدادی کورس نیز در وزارت دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی و کورس‌های رضاکار برگزار می‌شود که در مجموع چیزی حدود 10 هزار کورس، در سال ایجاد می‌شود و حدود 200 هزار سواد‌آموزانده می‌شود و طبیعی است که  خروجی را می‏توان، سالانه 100 تا 130 هزار نفر تخمین زد.با توجه به حجم بالای 10 میلیون  یا 12 میلیون بی‌سواد که ما داریم.
ما باید تلاش کنیم که ساحه پوشش برنامه را گسترش دهیم یا اینکه حداقل اگر گروه‌های بالای 55 سال یا 45 سال را نمی‌توانیم تحت پوشش قرار بدهیم، گروپ‌های جوان‏تر را یعنی 15 تا 25 سال را که حجم بزرگ از جوانان را شامل می‌شود، تحت پوشش قرار بدهیم، در حال حاضر برنامه ما تغییر کرده، گروپ‌های سنی جوان 15 تا 25 سال و یا 25 سال تا 45 سال، مدنظر ماست. همچنین تلاش می‌شود که روی گروپ‌های صنفی، مثل زنان خانه‌دار یا شاغل، باغداران، مالداران، کوچی‌ها، صنایع، کارخانه‌ها پروسس  مواد زراعتی یا میوه ‎ای تمرکز شود تا بتوانیم از این طریق روی افزایش تولید، افزایش ثروت در جامعه موثر باشیم.
از پول باقی‏مانده، گروپ‌های سنی بالای 45 سال و 55 سال و گروپ‌هایی‌که جزء اصناف ما قرار نمی‌گیرد. بنابراین برنامه این امیدواری را می‌تواند به وجود بیاورد که ما بتوانیم چشم انداز کلان مشکل بی‌سوادی را در گروپ‌های سنی و صنفی کمتر بکنیم.

- کتاب‌های که در مکاتب تدریس می‌شود دچار مشکلات است، یعنی کتاب‌ها یا از سطح دانش‌آموز بالاتر است یا اینکه موضوعاتی را مطرح کرده که بی ‎ربط است؛ مواد آموزشی در سوادآموزی چگونه است، معیاری است یا خیر؟
تا سال 1396 یکی از چالش‌های اصلی ما این بود که مواد آموزشی (کتاب دری، پشتو، ریاضی و قرآن) جذابیت لازم را برای سواد آموزان را ندارد و قابلیت محور نیست و بیشتر تمرکزش یادگیری سواد است تا تمرکز روی قابلیت به زندگی فردی و اجتماعی داشته باشد؛ اما بعد از سال 1396 تصمیم گرفتیم با همکاری نهادهای بین‌المللی کتاب‌های جدید سوادآموزی را با استفاده از شیوه‌های نوین چاپ کنیم. بنابراین از سال گذشته ما این کتاب‌های جدید را روی کار آوردیم هر چند در بعضی از ولایت‌ها هنوز کتاب‌های قدیمی تدریس می‌شود و کتاب‌های جدید هنوز چاپ نشده. کتاب‌های نو به لحاظ شکلی، فارمت محتوایی، آموزشی و میتد درسی برای سوادآموزان جذاب است و قابلیت‌های زندگی فردی و اجتماعی‌شان را افزایش می‌دهد هر چند نصاب هیچ وقت کامل نیست و همواره نیاز به اصلاحات مجدد دارد؛ اما فکر می‌کنم این کتاب‌ها بسیار بهترند از کتاب‌های قدیمی. در 5 سال آینده نیز باید به این فکر باشیم که چگونه کتاب‌های جدید را اصلاح کنیم تا با روحیه بزرگسالان، محتوای آموزشی مطابق باشد.
دوم اینکه نصاب خود را به گونه‌ای گسترش بدهیم که دانش شغلی، سوادآموزان افزایش یابد، از سوی دیگر برای سواد آموز هر شغل که دارد در زمان و مکان که هست و یا در هر گروپ سنی و صنفی، جذابیت داشته باشد.

- از جذابیت در تدوین کتاب‌ها گفتید، آیا این کتاب‌ها باعث شده که بی‌سوادان بیشتری به کورس‌ها بیپوندند؟
در برآوردهای اولیه که داشتیم، این جذابیت‌ها بهتربوده، علاقمندی بهتر شده، سوادآموزان بهتر ارتباط برقرار کردند، ولی میتد تدریس کمی متفاوت است با میتد‌های قبلی؛ چون معلمین ما هنوز با میتد قبلی (15 سال قبل) هنوز تدریس می‌کنند. اما خود کتاب‌ها بازخورد مثبت داشته است. نیاز است که به صورت کامل در سال 1399 یا 2020 ما یک سروی کامل انجام بدهیم که نتیجه یک و نیم یا دو سال تطبیق چطور بوده برای انتقال مفاهیم سوادآموزان و مهارت‌های دیگر که در این کتاب شامل است. بعد از انجام تحقیق این آمار داده خواهد شد.

- آیا حساسیتی نسبت به متنون آموزشی کتاب‌های سواد آموزی وجود دارد؟
در کتاب‌های قدیم و جدید ما به دلیل اینکه تلاش کرده‌ایم این حساسیت‌ها را در نظر بگیریم، تا امروز حساسیتی را مشاهده نکرده‌ایم. حتی در جاهایی که ناامن بوده کورس‌های سواد‌آموزی جریان دارد و مشکلی با این کتاب‌ها ندارند. تلاش شده حساسیت‌ها در نظر گرفته شود، فکر می‌کنیم در این قسمت تاحدی موفق بوده‌ایم به خصوص که مضمون قرآن ‎‌الکریم را نیز در برنامه سوادآموزی به عنوان یکی از مضامین سه‌گانه جا داده‌ایم.

- آیا برنامه‌های تشویقی هم برای سوادآموزان دارید؟
برنامه‌های است که از طریق تغییر ذهنیت و آگاهی عامه یک سرمایه پایدار برای جامعه ایجاد کنیم. دوم: میکانیزم‌هایی ایجاد شود که سوادآموز فکر کند از طریق این خدمات می‌تواند منفعت بدست بیارد. همچنین ما باید به سوی برنامه‌های سوادآموزی فرد به فرد. یعنی اینکه فرد بی‌سواد توسط اعضای خانواده آموزش داده شود. هر سوادآموز 60 دالر برای حکومت هزینه برمی‌دارد، در این طرح خرج کتاب و سی‌دی و قرطاسیه را از سوادآموز کم می‌کنیم و بر اساس یک سیستم ارزیابی، سوادآموزی که از صنف سوم فارغ شود و قابلیت‌های خواندن و نوشتن داشته باشد، باقی‏مانده پول را که مصرف نشده، به عنوان مشوق به او می‌دهیم به شرطی که سواد را یاد گرفته باشد و در سیستم ملی ارزیابی ما کامیاب شده باشد. این می‌تواند که یک مشوق باشد و با توجه به نیازی که دارد، هدفی به دست می‌آورد که هم باسواد می‌شود، برای دولت نیز خوب است. از سوی دیگر حکومت نیز مطمین می‌شود که با اعطای 60 دالر یک شهروند کشور باسواد می‌‌شود و در روند تولید نقش مثبت داشته باشد. میکانیزم‌های تشویقی برنامه را به شکل طراحی کردیم، بار اضافه برای دولتی نداشته باشد.

- شما از ارزیابی‌ها گفتید، پیش از این آیا ارزیابی کرده‌اید که چه تعداد از سوادآموزان بعد فراغت از کورس‌ها، قادر به نوشتن و خواندن هستند؟
در ولایت‌های مختلف سوادآموزانی بوده‌اند که به دانشگاه رفته‌اند، آمر، وکیل، مدیر و یا اینکه معلم سوادآموزی شده‌اند اما مهم این است که ما یک سروی ملی انجام بدهیم که نهایتا از این 100 هزار نفر که باسواد می‌شوند چقدر قابلیت‌های‏شان چقدر به زندگی به زندگی فردی و جمعی‌شان کمک می‌کند. این هنوز صورت نگرفته است. یکی از نقص‌های برنامه این است که این کار انجام نمی‌شود. ما باید به این سمت برویم.
دوم اینکه سوادآموزان قبل از ادامه تعلیم برای‌شان متصور نبود و بعد از 9 ماه که از کورس‌ها فارغ می‌شدند. بی سرنوشت می‌ماند. حالا سوادآموزان می‌توانند تا صنف 7 و 8 تحصیل کنند و بعد از آن نیز ادامه تحصیل بدهند این ساختار نو بر کیفیت برنامه سوادآموزی و تشویق سوادآموزان کمک می‌کند.

- اگر با همین پالیسی و با همین بودجه پیش بروید، چند سال طول می‌کشد، بی‌سواد محو بشود؟
فکر می‌کنم با بودجه ما نمی‌توانیم یک چشم انداز خیلی روشن برای محو بیسوادی داشته باشیم، اما برای کاهش هدفمند و موثر سوادآموزی با این بودجه می‌شود کار کرد، اگر ما تا پایان 2030 بتوانیم از مجموع 12 میلیون، حتا 6 میلیون تا 5 میلیون آن‏ها را باسواد کنیم، باسوادی که در روند تولید موثرند؛ بسیار کار موثر را انجام داده ‎ایم، می‌تواند چشم انداز روشن باشد.
دوم اینکه گروپ‌های را با سواد کنیم که این گروپ‌ها در روند تولید، در روند اجتماعی نقش دارند و جوانترها هستند و گروپ‌های صنفی هستند، خیلی به دنبال این نیستیم که منابع برنامه از لحاظ بودجه زیاد شود. به دنبال این هستیم که فرهنگ سواد‌آموزی زیاد شود. چون فرهنگ سوادآموزی زیاد شود منابع که ما نیاز داریم، پول و قرطاسیه است؛ وقتی این فرهنگ ایجاد شود که یک برادر خواهر خود را باسواد کند، یا خواهر پدر و مادر خود را؛ این کمک می‌کند که هزینه‌های دولت کاهش پیدا کند. اما باید موثریت برنامه زیاد شود و فرهنگ رضاکاری توسعه پیدا کند.
از سوی دیگر هدف ما این نیست که تمام 12 میلیون بی‌سواد را در عرض یک یا دو سال تحت پوشش قرار بدهیم، هدف ما این است که گروه‌هایی را تحت پوشش قرار دهیم که بی‌سوادی‌شان برای دولت هزینه‌بر است و یا اینکه می‌توانند در روند توسعه کشور نقش داشته باشند. در مرحله بعد زمانی که جامعه در یک بازه ده یا بیست ساله تحول پیدا می‌کند، ما می‌توانیم در حوزه جوانترها سرمایه گذاری بیشتری بکنیم و آن قسمت دیگر که سن بالاتر از 50 یا 60 سال دارند به طور طبیعی از سیستم خارج می‌شوند.

- آموزگاران شما چقدر با روانشناسی تدریس آشنایی دارند؟
یکی از مشکلات ما این بوده که ما در کشور در 18 سال گذشته معلم مسلکی نداشتیم و هیچ کدام این‌ها روش‌های تدریس را نخوانده بودند یا دیپارتمنتی در تحصیلات عالی برای آموزش بزرگ‏سالان نداریم. این مشکل اکنون نیز وجود دارد. معلمان در حال حاضر ما نیز با تجربه یاد گرفته‌اند و یا در دوره‌های آموزشی شش روزه شرکت کرده‌اند که طبیعا نتیجه چندانی نداشته است. تمرکز روی این بوده که به هر نحوی ممکن خواندن، نوشتن و محاسبه کردن را یاد بدهند که کارآمدی و موثریت آن کم بوده است. اکنون اما در ساختار جدید درصدد هستیم که با ارتباط با دانشگاه‌ها و وزارت تحصیلات عالی، دیپارتمنت‌های آموزش بزرگسالان را ایجاد کنیم که معلم سوادآموزی، متخصص سوادآموزی و نصاب آموزشی بزرگسالان را تولید کنند؛ این اقدام کمی زمان ‎بر است، حداقل یک دوره پنج ساله برای این کار نیاز است. باید از یک جایی شروع می‌کردیم چون افغانستان کشوری است که تا 20 سال آینده مشکل بی‌سواد یا کم‏سواد، و یا اینکه آموزش بزرگسالان برایش خواهد بود.

- آیا اکنون در استخدام آموزگاران این نکات را در نظر می‌گیرید؟
در پنج سال گذشته معلم سواد آموزی استخدام نکردیم، در سال‌های گذشته که وزارت معارف حدود 18 هزار معلم استخدام کرد، اما معینیت سوادآموزی آموزگاری را استخدام نکرد چون هدف ما این است که معلمان رسمی خود را به معلمان قراردادی تبدیل کنیم و معلمان قراردادی لیسانس باشند و برای این معلمان کارگاه‌های آموزشی برگزار کنیم تا کمی با نحوه آموزش بزرگ‏سالان هماهنگ شوند. اما تا زمانی که ما نتوانیم متخصص آموزش بزرگ‏سالان یا معلم بزرگ‏سالان از دانشگاه‌ها و یا دارالمعلمین تولید کنیم، نمی‌توانیم این معلمان را بیابیم، چون وجود ندارند، مجبور هستیم به معلمانی اتکا کنیم که تحصیلات تعلیمات عمومی دارند و یا اینکه لیسانس‌های که اطمینان داریم ظرفیت انتقال خواندن و نوشتن برای بزرگ‏سالان را دارند.

- بزرگترین چالش فراروی سواد آموزی چیست؟
چند چالش فراروی سوادآموزی در کشور وجود دارد، اول اینکه ساختار برنامه سوادآموزی مطابق ماهیت و اهدافش ایجاد نشده بود، یعنی اینکه ساختارش رسمی بوده اما ماهیت برنامه نیمه‏رسمی و غیررسمی تااکنون. حالا اما ساختار اصلاح شده و پیشنهاد شده است.
منابع ما محدود است، این یک مشکل عمده است که باید کم‌کم حل شود نه اینکه صرفا مشکل منابع باشد، منابع باید به اندازه‌ای که برنامه توسعه پیدا می‌کند یا چیزی که از ما می‌خواهند باید توسعه پیدا کند. اکنون منابع متناسب به خدمتی که از ما می‌خواهند، یا به اندازه حجم بی‌سوادان یا اینکه آموزش مادام عمری برای بزرگ‏سالان، این منابع موجود نیست و باید این منابع داده شود.
نبود معلمان مسلکی سوادآموزی و نبود متخصصان برنامه سوادآموزی. باید تهدابش گذاشته شود. چهارم مشکل ناامنی و مسایل عنعنوی در برخی از مناطق وجود دارد که این باید کم‌کم رفع شود تا بتوانیم خدمات سوادآموزی را در سراسر کشور پیش ببریم. پنجم باید بسیج اجتماعی برای آموزش راه اندازی شود تا کم‌کم سواد به عنوان یک نیاز و یا اولویت اجتماعی مطرح شود که نیازمند هماهنگی تمامی ادارات دولتی است در این قسمت تا کمی موفق بوده‌ایم ولی نیاز به انسجام بیشتر دارد. باید تلاش شود که از یک ذهنیت منسجم به یک عمل منسجم در سطح ولایات و قریه‌ها تبدیل شود که امیدواریم در برنامه اصلاحی معارف روی دست دارد، این برنامه نهادینه شود در سطح کشور به خوبی پیش ببریم.

- در چالش‌ها، شما از منابع مالی نام بردید، اگر بخواهیم برای محو بی‌سوادی بهتر کار کنیم، چه مقدار هزینه بر ازای هر سوادآموز نیاز است؟
هزینه برای آموزش بی‌سوادان در کشورها مختلف است، به طور نمونه در کشور ایران به ازای آموزش هر بی‌سواد حدود 300 دالر می‌پردازد بعضی از کشورهای منطقه نیز هزینه‏های بالایی را می‌پردازند اما تجاربی هم داریم که کشورهایی هزینه‌های کمتری را می‌پردازند، مثل ما. مهم این است که ما از سوادآموز چه توقعی داریم، اگر کیفیت بالاتر می‌خواهیم باید هزینه بالاتری را بدهیم اما کیفیت کمتری را می‌خواهیم طبیعتا نیاز کمتری داریم. دوم مهمتر این است که ما چقدر را می‌خواهیم تحت پوشش قرار دهیم، اگر ما بخواهیم سالانه یک میلیون تن را تحت پوشش قرار دهیم، باید بودجه سواد‌آموزی سالانه شصت میلیون دالر باشد در صورتی که اکنون هشت میلیون دالر است، ولی اگر بخواهیم سالانه یکصد هزار تن را تحت پوشش قرار دهیم، این پول کافی است و می‌تواند کفایت کند. بستگی به اهداف دولت دارد و برنامه عمل برای محو بی‌سوادی مهم است، اگر بخواهیم که مشکل بی‌سوادی در ده سال آینده حل شود یا اینکه بالای 80 درصد برسیم، باید هزینه ها چند برابر شود، استندردهایی نیز داریم، به طور نمونه سازمان یونسکو در برنامه‌ای که در کوریا برگزار کرده بود، گفت که دولت‌ها باید بین 15 تا 20 درصد بودجه معارف خود را به بخش تعلیمات بزرگ‏سالان اختصاص دهند. این درخواست برای کشورهای عادی که مشکل بی‌سوادی کمتری دارند، است اما در افغانستان این بودجه، 1.5 درصد بودجه معارف است که باید ده یا 15 برابر شود آن هم در شرایطی که کشور در حالت عادی قرار داشته باشد و مشکل بی‏سوادی‏شان بزرگ نیست اما در افغانستان به دلیل اینکه مشکلات بی‌سوادی زیاد است، واقعا ضرورت است که یک وزارت برای آموزش بی‌سوادان و تعلیمات بزرگ‏سالان ایجاد شود اما به دلیل اینکه دولت این توان را ندارد، فقط این است که توازن و تعادل در تخصیص منابع در برنامه تعلیمات عمومی و سوادآموزی ایجاد شود تا اینکه در طرح نو این برنامه ایجاد شود.

به طور کل 60 دالر به ازای هر نفر کافی است؟
نه، با این هزینه تنها بزرگسالی فارغ می‌شود که صرفا توانایی خواندن و نوشتن را به صورت ابتدایی یاد می‌گیرد و ممکن است دوباره بازگشت به سمت بی‌سوادی کند، چون سویه دوم و سوم طرحی نشده بود اکنون سویه دوم و سوم را داریم که هزینه‌های زیادی را می‌طلبد. به طول مثال یک سوادآموز از صنف اول تا صنف نهم نیاز به 300 دالر دارد. واقعا بعد از سویه سوم، سوادآموز باید توانایی خواندن و نوشتن کافی داشته باشد و دانش شغلی را یاد گرفته باشد و بتواند به مراتب بالاتر راه بیابد.

دیدگاه شما