صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

خروج نیروهای ارتش سرخ از افغانستان؛ پیامدها و عبرت ها

-

خروج نیروهای ارتش سرخ از افغانستان؛ پیامدها و عبرت ها

اشغال افغانستان « شش جدی سال ۱۳۵۸ « با حمله لشکر۴۰ ارتش سرخ شوروی به صورت رسمی آغاز شد. تعداد زیادی از نیروهای هوایی ارتش سرخ در کابل فرود آمدند. حفیظ الله امین به عنوان رئیس جمهور افغانستان دفتر ریاست جمهوری را به منظور مصؤنیت بیشتر از تهدیدات احتمالی به کاخ تاج بیگ انتقال دادند. ولی این انتقال سودی به حال شان نبخشید و فرماندهی نیروهای اشغالگر شوروی فورا وارد عمل شدند و در مدت زمان خیلی کوتاه تعداد هفت صد نفر از نیروهای ارتش سرخ  با استفاده از یونیفرم اردوی افغانستان، مراکز مهم دولتی و نظامی را در اختیار گرفتند و ساختمان رادیو و تلویزیون و همچنان کاخ ریاست جمهوری تاج بیگ را تصرف کردند و حفیظ الله امین کشته شد. عملیات نابودی مراکز ارتباطی کابل و فرماندهی ارتش افغانستان را شروع نمودند و از طریق رادیوی افغانستان اعلان نمودند که افغانستان از سیطره حکومت امین رهایی یافته و اتحاد جماهیر شوروی با توجه به معاهده دوستی و همکاری با حکومت افغانستان  اقدام به گسیل نیرو نموده‌است و طبق فیصله شورای مرکزی انقلابی افغانستان حفیظ الله امین اعدام شده‌ و به جای آن ببرک کارمل به عنوان رهبری دولت جدید انتخاب شده است.
نیروی زمینی شوروی از جانب شمال وارد افغانستان شدند. طبق آمارهای ثبت شده؛ در مجموع میزان اولیه نیروهای ارتش سرخ حدود ۸۰ هزار سرباز، ۱هزار و هشت صد تانک و ۲هزار زره پوش و تعدادی زیادی هواپیماهای جنگنده بوده است که با اضافه شدن دو لشکر دیگر جمعاً تعداد نیروها بیشتر از ۱۰۰هزار نفر ثبت شده است.
همزمان با اشغال شدن افغانستان؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد و وزرای خارجه کشورهای اسلامی با صدور قطع نامه و بیانیه‌ ؛  شوروی را به عنوان مهاجم و اشغالگر محکوم نموده و خواستار خروج سریع و بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر از افغانستان شدند. حضور نیروهای شوروی نه تنها که هیچ تأثیری بر آرامش کشور نگذاشت. بلکه بر عکس باعث تحریک بیشتر احساسات افغان‌ها و تشدید ناآرامی‌ها ‌شد. 
با توجه به وضعیت خطرناک کشور؛ ببرک کارمل ناگزیر گردید تا از فرماندهی ارتش سرخ تقاضا نماید که خود آنان وارد عمل شده و شورش‌های مردمی را سرکوب نمایند. قوای شوروی این درخواست را پذیرفته و راساً اقدام به مبارزه علیه شورشیان نمودند. ارتش شوروی شهرها و ساحات اصلی مواصلاتی را تحت تصرف خود درآوردند. مجاهدین در قالب جنگ‌های چریکی در ساحات مختلف بر علیه اشغالگران به نبرد و مبارزه‌شان ادامه دادند.
سربازان افغان فرار از خدمت و گریز از درگیری‌ها را در پیش گرفتند. برخوردهای نادرست و تحقیر آمیز نظامیان ارتش سرخ؛ باعث تضعیف روحیه سربازان افغان گردیده و برای آنها سخت آزار دهنده بود لذا آنها فرار را ترجیح می دادند. سرکوب شورشیان توسط ارتش سرخ و اقدام آنان به ارعاب و کشتار جمعی، بمباران‌های هوایی، نابودی دهکده‌ها، احشام و محصولات زراعی ادامه یافت.  متقابلا مجاهدین در مناطق و ساحت مختلف به حمله و یورش خود بر پایگاه‌های نظامی شوروی و کاروان‌های آنها ادامه می‌دادند. زندگی عادی مردم کاملا مختل گردیده و ناخواسته درگیر جنگ تحمیلی شدند. ارتش سرخ به خاطر سرکوب و رسیدن به اهداف‌شان از شیوه‌های مختلف جنگی و انواع حیله‌های اطلاعاتی استفاده نموده و اقدام به افزایش نیرو نمودند ولی هیچ یک از اقدمات فوق تأثیری در پی نداشت. استراتژی‌ سرکوب قیام‌های مردمی به ناکامی می‌رفت. مجاهدین با کمک و پشتیبانی کشورهای همچون امریکا، پاکستان، ایران، عربستان سعودی، بریتانیا، مصر، چین و سایر کشورها امیدوار بودند که مبارزه شان در برابر شوروی‌ها نتیجه بخش خواهد بود و بیروزی آنان را به همراه خواهد داشت. آخرالامر در سال ۱۳۶۶  اعلام گردید که نیروهای ارتش سرخ طرح خروج از افغانستان را روی دست گرفته است و قصد دارند که این کشور را ترک نمایند. به تعقیب اعلان طرح خروج از جانب شوروی‌ها؛ احزاب و گروه‌های مجاهدین در خارج از کشور صبغت الله مجددی را به عنوان رئیس دولت موقت تعیین نمودند و کنار رفتن رژیم دست نشانده کابل را تنها راه حل نهایی صلح اعلان و مورد تاکید قرار دادند و هیچ‌گونه سازشی سیاسی را نپذیرفتند. طرح خروج نیروهای ارتش سرخ و انتقال مسئولیت به افغان‌ها به منظور آماده کردن آن‌ها برای ادامه مبارزه با مجاهدین بدون کمک شوروی‌ها بود. فعالیت‌های نظامیان ارتش سرخ فقط به پشتیبانی نیروهای مسلح افغانستان با آتش توپخانه، تأمین هوایی و کمک فنی محدود شد.
آخرین مرحله عقب‌نشینی نیروهای نظامی شوروی نیز مهیا و به اجرا درآمد. فعالیت‌های تهاجمی تنها انجام پشتیبانی تدافعی ضد یورش‌های مجاهدین بود. به این ترتیب طبق توافق ژنو؛ خروج نیروهای ارتش سرخ شوروی از اول سال 1367 شروع شده و تا روز 26 دلو همان سال اخرین گروب های ارتش سرخ؛ افغانستان را ترک نمودند. بعد از خروج شوروی، نیروهای دولتی افغانستان به تنهایی به مبارزه ادامه داده و در عین حال چند مرکز ولایت را نیز واگذار کردند و در میان آنان شایع شد که قدرت مقاومت طولانی در برابر مجاهدین امکان پذیر نخواهد بود. علاوه بر آن ببرگ کارمل نیز با بی‌ثباتی، تفرقه و چند دستگی در درون حزب رو برو گردید و این امر باعث تضعیف دولت شده و تلاش‌های آنان در جهت کنترل اوضاع بی‌نتیجه شد و حکومت کارمل سقوط کرده و در سال 1368 داکتر نجیب الله به جای آن حکومت را به دست گرفت. انتظار از دولت نجیب الله این بود که با ایجاد محبوبیت و مقبولیت حکومت؛ پشتیبانی مسکو را جلب نماید. مجاهدین و  شورشیان را متقاعد به انجام مذاکره با دولت نماید. ولی هیچ یکی از این اهداف توسط داکتر نجیب تأمین نگردید. لذا درگیری‌های داخلی در افغانستان پس از خروج نیروهای شوروی بیشتر شدد گرفت.
داکتر نجیب در به دست آوردن پشتیبانی داخلی و بین‌المللی با تلاش‌های زیادی که داشت؛ شکست خورد و در سال ۱۳۷۱ مقاومت را از دست داد و به بن‌بست و ناکار آمدی سیاسی و نظامی مواجه شد.
طبق گزارش‌ها دو میلیون انسان در اثر اشغال و جنگ خونین جان خود را از دست داداند. نزدیک پنج میلیون نفر به ایران و پاکستان پناه برده و مهاجر شدند. حدود دو میلیون نفر در داخل کشور آواره شده بودند. حدود سه میلیون مجروح و معلول با اکثریت غیرنظامی  از پیامدهای دیگر این جنگ بود. سیستم آبیاری کشاورزی و مزارع به واسطه بمباران و شلیک توپ‌های نیروهای دولتی نابود گردید. احشام نیز هدف اصابت گلوله و ترکش‌ها قرار می گرفت. جنگل‌ها ومحیط زیست سخت آسب دیدند. تعداد زیادی مردم این سرزمین خصوصا اطفال در اثر مین‌های به جای مانده از جنگ دچار معلولیت شدند و صدها وهزاران مصیبت ها و فجایع دیگر از پیامدهای ناگوار این جنگ و اشغال بود. امید است باز خوانی گذشته‌های تلخ و مطالعه تاریخ خونین کشور؛ عبرتی شود برای این نسل و نسل‌های آینده و همچنان تجربه ای شود برای عبور از منازعات و مخاصمات مجدد و دوباره در کشور.

دیدگاه شما