صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مردم افغانستان و سختی‌های دوران‌گذار

-

مردم افغانستان و سختی‌های دوران‌گذار

مفهوم کلیدی «گذار» بیشتر در نظریات نوسازی و توسعه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. برخی از نظریهپردازان توسعه با ملاک قرار دادن شاخصهایی در حوزههای اقتصاد، سیاست و فرهنگ، حرکتی خطی از جامعه سنتی به جامعه مدرن را تصویر کردهاند و بویژه برای مرحله میانی (دوره گذار) ویژگیهای را برشمردهاند. مهمترین کاستی چنین نگرشی آن است که به بررسی بخشی از شاخصهای عینی بسنده میکند و از صورتبندی و تحلیل علل شکلگیری اندیشههای سیاسی در جوامع در حال گذار ناتوان میماند گسستگی بین واقعیتهای زندگی سیاسی، اجتماعی و پاسخهای چهارچوب فکری حاکم بر جامعه، یا ناتوانی آن چهارچوب از تبیین واقعیتها سبب میشود که جامعه وارد دوران گذار شود. مهمترین ویژگی جامعه در حال گذار، بروز بحران معناست. بین این بحران و شکلگیری اندیشه سیاسی همبستگی وجود دارد. در واقع، اندیشه سیاسی بخشی از پاسخ نخبگان فکری یک جامعه به بحران معنایی است که در آن جامعه احساس میشود.
در این دوران پیوندهای قبلی و شرایط قبلی سست و شکننده میشود و همزمان پیوندهای جدید و شرایط و تفکرات جدید در فرد یا جامعه به وجود می آید. دوران گذار دورهای پر از ابهام و رازآلود است. دوره سرگردانیها و آزمون و خطاست، دوره انتخابهای درست و غلط و اکثراً بدون آگاهی از قدم بعدی است و شامل تلاش و انتظار برای تحقق یک هدف یا حتی رؤیاست، دامهای زیاد و بیراهههای زیادی دارد و چرخههایی که اگر فرد یا اجتماع در آن گیر کنند نهتنها پیشرفت حاصل نخواهد شد بلکه زمان، انرژی و سرمایه زیادی از بین خواهد رفت. مسیری دقیق و روشن و حاوی اجزا گامبهگام برای عبور از دوران گذار وجود ندارد. اما محدوده کلی و مراحل مشخصی که در همه اتفاقات تکرار می شود در دوران گذار موجود است. دوران گذار، دوران انرژی بر و پرهزینهای است پس بهترین کار تلاش برای کم کردن زمان و هزینه عبور از یک دوران گذار است. هرچقدر علم، آگاهی و تجربه فرد یا اجتماعی که در دوران گذار حضور دارد بیشتر باشد عبور از این دوران راحتتر میشود. اگر در دوران گذار عبور درست اتفاق نیفتد هرج و مرج، آشفتگی درونی و بیرونی در فرد یا اجتماع به وجود میآید. و فرد یا اجتماع  در چرخه امید، تلاش، شکست و ناامیدی اسیر میشود در این چرخه فرد یا جامعه ای انرژی میگذارند ولی نتیجه نمیگیرند آنها در یک تنش تضعیفکننده گرفتار شده اند و دوران گذار آنها طاقتفرسا و زمانبر خواهد بود. اما گریزی ازدوران گذارهم نیست اگر قرنی هم دردوران جنگ و صلح بگزرد سرانجام از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب باید گذرکرد. درنوشته حاضر کوشش به عمل آمده به صورت گذرا به این دوره اشاره گردد. مهمترین ویژگی این دوران  بحران درمعانی و مفاهیم اساسی در جامعه و نحوه مدیریت آن می باشد

الف – ناسازگاری معنایی، و ارزشهای سنتی با ارزشها و مفاهیم بدیل:
برای روشن شدن موضوع یکی از معانی و مفاهیم کاربردی در خانواده ها و جامعه و واژه های پر کاربرد در زندگی فردی و اجتماعی واژه زندگی , و خوشبختی می باشد.برای روش شدن موضوع اصلی باتبین این واژه ها در دیدگاهها و معانی مختلف اش در دیدگاههای جامعه شناسان کمک می گیریم.
واژه «زندگی» واژه پرمعنا و دارای مفاهیم گسترده در ابعاد مختلف فلسفی ، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی ، مادی ومعنوی می باشد. در حوزه تعریف و بیان مفهوم زندگی با واژه های مرتبط «خوشبختی» و «سعادت «، بد بختی و شقاوت و بسیاری از مفاهیم دیگر. از مسائل ديرينه بشري است و پيچيدگي مسئله خوشبختي با عطف توجه به فعاليتها و ادراكات شخصي، در كنار رابطـه فـرد بـا اجتمـاع، در اولـين گامهاي جدي براي تبيين اين مقوله، به پيش چشم، نمـودار مـي گـردد؛. افزون بر اين، انسانها بايد رابطه خود را با محيط اطراف و نيروها و افراد اجتماع نيز روشن كنند و با توجه به اثرگذاري موقعيتهاي محيطي و اجتماعي، خوشبختيِ «خود چونان عضوي از اجتماع» را نيز پيگيري كنند. اين مسئله نيز باعث بروز مسائل و مشكلات جديدي مـيشـود و پـاي «ديگـري» (دولـت و حكومـت، نهادهاي ديني، افراد جامعه و غيره) را به ميـان مـي كشـد. بنـابراين، بشـر در زمينـه تنظـيم مناسبات خويش براي دستيابي به خوشبختي با مشكلات نظري و عملي مهمي روبرو است.
مقوله «خوشبختی»، از مسائل بنیادین و پرسشهای دیرینه بشری به شمار می آید که با ابعاد مختلفی از زندگی بشر پیوند دارد و لذا از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. در دوران جدید، برخی از متفکران، از جمله جان لاک، به بررسی این موضوع پرداخته و با مشکلات آن دست و پنجه نرم کرده اند. جان لاک در این راه با مسائلی همچون لذت و آلام بشری، اصول اخلاقی، عقلانیت رفتاری و معیار نیک و بد، و همچنین اجتماع، نهادهای دینی، حکومت و قانون روبرو بود. او ضمن ترکیب روایتی طبیعت گرایانه با روایتی دینی و اخلاقی، به رفع موانع و حل تعارضات خوشبختی در حیطه حیات جمعی بشر پرداخت و بر عقلانیت، تساهل، قانون و حکومت مدنی تأکید داشت.
بنا براین برداشتها، تعاریف و معانی جدیدی از واژه ها در تیوریها و پابندی عملی به آنها از جمله پیامد های دوران گذار است که جامعه ای ما به تمام معنی در زندگی فردی و اجتماعی، در تیوری و عمل و درمناسبات اجتماعی و تعامل فکری وفرهنگی گرفتار آن می باشد.
ب – پیامدهای دوران گذار و دشواری های آن برزندگی مردم افغانستان:
یکی از پیامدها و توقعات از دوران گذار ایجاد بحران در مفاهیم و ارزشهای معنایی میباشد. فرضيه اصلي ما بر اين سوال كه ميان سنت، فرهنگ، ارزشها، زيربنا و ساختارهاي موجود جامعه سنتی افغانستان، با مدرنيزاسيون و عقبه آن (مدرنيته) نوعي ناسازگاري وجود داشته و دارد. بدين معنا كه مدرنيزاسيون و حتي جهاني شدن از نوعي فلسفه و فكري برخاسته اند كه ان فلسفه و رويكرد ذهني با رويكرد ذهني جامعه ما همخواني ندارد. جامعه ای درحال گذار افغانی دچار بحرانها و دشواریهای گردیده که به صورت خلاصه به آن ها اشاره میگردد:
1. بحران فرهنگی و اجتماعی: جامعه سنتی افغانستان هنوز از دوران جنگ و بحران امنیتی عبور نکرده دچار بحران فرهنگی در پایبندی به سنت ها و ارزشهای فرهنگی شده است. گسترش بی رویه ای رسانه های جمعی و عدم کنترل برسیاست های فرهنگی آن ها از یک سو و رشد نسل جدید درخلای تولید فکر و فرهنگ جدید جایگزین سنت ها و ارزشهای اجتماعی در تعارض و بحران هویتی قرار گرفته اند و نتیجه این وضعیت عبور از سنت ها و آداب و رسوم اجتماعی درعبادات، اخلاقیات و دینداری می باشد که خودش پیامد های ازار دهنده بر والدین و جامعه دارد. از جمله پیامد های آن عدم پایبندی به عبادات ، اخلاقیات و آداب و رسوم اجتماعی می باشد.
2. بحران اقتصادی: جامعه و دولت در افغانستان به دلیل عبور از سیستیم اقتصادی سنتی مثل کشاورزی و دامداری به سیستم زندگی نیمه شهری و نیمه خدماتی بدون پشتوانه ها و پالسی های کلان اقتصادی و قطع کمک های بلاعوض به موسسات و کاهش این کمک ها به دولت دچاربحران اقتصادی در زندگی شده اند. این روزها، زنده بودن ، معنی و مفهوم دیگر داشته که متکی برناگزیزی ها و ناچاری ها و بیچارگی ها می باشد. زنده بودن، یعنی نفس کشیدن و شب و روز را سپری کردن می باشد. از جانب دیگر مردم دربحران شدید امنیتی قرارگرفته اند و ازدست دزد ها، ادم رباها و زورگویان زندگی برمردم تلخ و تلختر شده اند.
3. بحران امنیتی: علاوه بربحران جنگ و نا امنی در سطح ملی و نا امن بودن راههای ارتباطی افزایش جرایم جنایی در شهرهای بزرگ مثل کابل از جمله پیامد های دوران گذار است که ریشه در دوری از اعتقادات محکم سنتی و عدم اعتقاد به حلال و حرام بودن مال مردم دارد. از جانب دیگر مشکلات اقتصادی و فساد اداری موجود توجیه دیگری برای دزدان و رهزنانی است که درتمام نقاط شهر بدون ترس وهراس از کنترل اعمال خلاف وجرایم جنایی و پیامد های جزایی آن دست به سرقت، زورگیری و اختطاف می زنند. هیچ نقطه ای شهر در شب و روز امن نیست.نه کارگر و نه شاگرد و نه بازاری در مسیر کار و کورس و بازار امنیت مالی و جانی ندارند.

دیدگاه شما