صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح یادموکراسی؛ چگونه می‌توان ارزش‌های جدید را حفظ کرد؟

-

صلح یادموکراسی؛ چگونه می‌توان ارزش‌های جدید را حفظ کرد؟

نزدیک به دو دهه است که دموکراسی را تجربه می‌کنیم. باوجود چالش‌ها، دست‌آوردهای مهم در موارد زیر نیز کسب شده است: نخست،‌ در محافل شرق و غرب، رشد رسانه‌ها در افغانستان بزرگ‌ترین دست‌آورد در دو دهه‌ی اخیر تلقی می‌شود. شبکه‌های تلویزیونی، رادیو، روزنامه‌ها، مجلات و صفحات اجتماعی چون فسبوک و توییتر انقلاب رسانه‌ی را درافغانستان رقم زده است. انتقاد رسانه‌ها از حکومت و مسایل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محدودیت و قیودات سخت‌گیرانه ندارد. در افغانستان، وسعت چنین آزادی بیان و فعالیت چشم‌گیر رسانه‌ها بی‌سابقه بوده ‌است. دوم،‌ نهادهای‌مدنی، انجمن‌های نویسندگان، شعرا، اساتید و دانشجویان، موسسآت پژوهشی، دانشگاه‌های خصوصی و دولتی، فعالیت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و فعالیت موسسآت بین‌المللی بیانگر آنست که انحصار سیاسی و وضعیت تک‌صدایی درجامعه پایان یافته است. رشد این گونه نهادها دموکراسی را تقویت نموده، دوام و ثبات آن را تضمین می‌کند. سوم، ‌قانون اساسی افغانستان یکی از بهترین قوانین منطقه است ویک دست‌آورد مهم به شمار می‌رود.
تفکیک قوا، آزادی بیان، آزادی‌های فردی، حقوق و وجایب شهروندان، ممنوعیت تبعیض قومی، لسانی، منطقوی، جنسیتی و احترام به عقاید و مذاهب گوناگون در آن درج شده است. در پرتو قانون اساسی در مدت بیش از 19 سال قوانین متعدد تصویب، تعدیل و اصلاح شده است. افغانستان از نگاه قوانین مدرن، دموکراتیک و پیشرفته غنی شده‌ است. چهارم، براساس ماده 35 قانون اساسی فعالیت احزاب سیاسی در افغانستان آزاد قلمداد شده‌ است. بر اساس آماری که از طرف وزارت عدلیه افغانستان نشرشده است، بیش از صد حزب سیاسی در افغانستان فعالیت دارند. پنجم، در نظام‌های سرکوب‌گر تجمعات و اعتراضات مخالفین حکومت ممنوع است. اعتراض کنندگان به سخت‌ترین حالت ممکن نابود، سرکوب و زندانی می‌شوند. اما دموکراسی صدای اعتراض مخالفین را به رسمیت می‌شناسد. اعتراض به عنوان یک حق اساسی در دموکراسی‌ها مورد احترام است. مطابق ماده 36 قانون اساسی افغانستان آزادی تجمعات و اعتراضات در افغانستان نیز به رسمیت شناخته شده است. در 19 سال اخیر بزرگترین و وسیع‌ترین اعتراضات و تظاهرات مسالمت‌آمیز در افغانستان تجربه شد. ششم، افغانستان تا اکنون هشت انتخابات؛ چهار دوره انتخابات پارلمانی و چهار دوره انتخابات ریاست جمهوری، را سپری کرده است. انتخابات شوراهای ولایتی نیز چند دور برگذار شده است. در برخی نهادهای اکادمیک، مردمی و شهرداری‌ها انتخابات مروج شده است. هفتم، زیربناهای اقتصادی؛ شهرها، سرک‌ها، بندهای برق، میدان‌های هوایی و بنادر در حال ساخت‌وساز قرار دارند.
کاستی‌ها و کم‌کاری‌های نیز صورت گرفته است. این روزها سروصدای پروسه صلح شدت گرفته است. نگرانی جدی این است که تجربه 19 سال گذشته در عرصه نظام سیاسی، آزادی بیان، رشد نهادهای مدنی و توسعه زیربناها حفظ می‌شود یا نه؟ روزگار اکنون ما با روزهای پایانی حکومت داکتر نجیب الله همانند است. حکومت داکتر نجیب الله زیربناهای اقتصادی را مستحکم نموده بود، قوانین اجرا می‌شد، حکومت وجود داشت، اردو داشتیم، طیاره داشتیم، شهرها در حالت ساخت‌وساز قرار داشت ولی کاستی‌های نیز وجود داشت. کاستی‌ها سبب شد که از او حمایت نکردیم و حکومت داکتر نجیب الله سقوط کرد. تنها داکتر نجیب الله سرنگون نشد بلکه تمام دست‌آوردهای آن زمان نیز نابود شد. بعد از ‌آن، شهرها ویران شد و بنیادهای ابتدایی زندگی از بین رفت. صلح با طالبان این ترس را دوباره زنده کرده است، که دست‌آوردهای 19 سال پسین نابود شود. اکثریت رهبران احزاب سیاسی خواهان حکومت موقت اند؛ در طرح گلبدین حکمیتار و برخی سیاسیون دیگر برای صلح خواندم که هر دو از حکومت موقت سخن زده اند. من نمی‌دانم رئیس جمهور اداره موقت چگونه تعیین می‌شود؟ من نگرانم در تعیین رئیس جمهور موقت دوباره جنگ نشود. من نگرانم، رئیس جمهور موقت چگونه کشور را اداره خواهد کرد. من نگرانم، هر قوماندان در منطقه خود دوباره قانون، حاکم و پادشاه شود. من نگرانم، دوباره جنگ داخلی شود. من نگرانم، شیرازه نظام سیاسی و اجتماعی برهم بخورد. اصلا وقتی حکومت موقت تشکیل می‌شود، یک اداره جدید و قانون اساسی جدید می‌سازد. آیا شما فکر می‌کنید به قوانین جدید و نظام سیاسی جدید نیازمند استیم؟ آیا شما تصور می‌کنید قانون اساسی بهتر ازین ساخته می‌توانیم. به نظر من هیچ دلیل قانع کننده برای طرح اداره موقت موجود نیست. گاهی مدعیان این نظریه ادعا می‌کنند که طالبان نظام سیاسی موجود را قبول ندارند. معلوم‌دار است که طالبان نظام سیاسی موجود را قبول ندارد. مگر شما هم طالب استید؟ معلوم‌دار است که طالبان، اردو، رئیس جمهور و نظام سیاسی ما را قبول ندارد. طالبان می‌خواهند نظام سیاسی، اردو، رئیس جمهور و یا نظامیان خارجی را از مسیر راه شان بردارند. با جنگ نتوانستند اکنون از دریچه صلح می‌خواهند به این هدف‌شان برسند.
طالبان به بهانه صلح، استاد برهان‌الدین ربانی رئیس شورای صلح افغانستان را ترور کرد. ترس من این است که طالبان به بهانه صلح دست‌آوردهای 19 سال گذشته را نیز ترور کند. من نگرانم که طالبان قانون اساسی، آزادی بیان، زندگی شهروندی یعنی دموکراسی را ترور کند. وقتی طالب وارد شهرها شوند با کدام اردو، قانون و رئیس جمهور و نظام سیاسی آن‌ها را اداره می‌کنیم. آن‌ها شاید هر روز فرخنده‌ی را تکفیر کنند و دست‌آوردهای 19 ساله را یکی پی دیگری نابود کند. تنش‌های قومی و مذهبی، افراطیت قومی و مذهبی، فقر و بیکاری در لایه‌های پنهان جامعه خوابیده است. اگر شیرازه نظام سیاسی از هم پاشیده شود، تا ساختن نظام سیاسی جدید، ناامنی، افراطیت و تنش‌های مذهبی جامعه را به طرف وضعیت غیرقابل کنترول سوق خواهد داد. به نظر من تنها مسیر خوشبختی جامعه تقویت نظام سیاسی موجود و دفاع از ارزش‌های موجود است. اگر صلح می‌آید از دریچه‌ی قانون اساسی و به وسیله حکومت مقتدر و مشروع به وجود بیاید. فروپاشی نظام سیاسی، اردو، قوانین و خارج شدن نظامیان خارجی خواست طالبان است و نباید با آن‌ها هم صدا شویم. به گفته ادوارد فوستر: دموکراسی دو حسن دارد: یکی آن‌که تنوع را می‌پذیرد و دوم آن‌که انتقاد و دگراندیشی را مجاز می‌دارد. طالبان هردو را از بین می‌برد. دموکراسی ما آنقدر مستحکم و قوی نشده است که در مقابل ادبیات افراط‌گرایانه طالبان مقاومت کند.
از طرف دیگر، تنش‌های سیاسی در اثر رقابت‌های انتخاباتی افزایش یافته است. رهبران جهادی که اکثریت در اطراف عبدالله حلقه زدند، از نتایج انتخابات شاکی‌اند، تک روی و تمامیت‌خواهی‌های ریس جمهور را نمی‌پذیرند. آن‌ها در صدد آنند که از اعلان نتایج انتخابات جلوگیری نموده، به بهانه صلح، حکومت موقت ایجاد نموده و بدین‌سان غنی را از قدرت کنار بزنند. مصلحان جامعه باید میان تیم‌های انتخاباتی پادرمیانی نموده و طرفین را به حکومت ائتلافی و همه شمول ترغیب کند. اتحاد نخبگان سیاسی در حفظ ارزش‌های جدید لازم است. حکومت وحدت ملی به مراتب از صلحی که به اساس دیدگاه طالبان صورت گیرد، بهتر است. مصلحان جامعه باید کدورت‌ها میان تیم‌های انتخاباتی را کاهش داده و مواضع آن‌ها را در حفظ ارزش‌ها جدید یکسان سازند. نفاق سیاسی عده کثیری را به دامن طالبان پرتاپ می‌کند. نارضایتی از سیاست‌های غنی، مجاهدین را به مواضع طالبان نزدیک می‌کند. اکنون فصل رقابت‌ها پایان یافته است و بایست برای اتحاد میان نخبگان سیاسی و حفظ ارزش‌های جدید تلاش صورت گیرد.

دیدگاه شما