صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فرصتی برای صلح یاعجله برای خروج؟

-

فرصتی برای صلح یاعجله برای خروج؟

نويسنده: پروفيسور ويليام ميلي*
مترجم: حسين معرفت
منبع: انستيتوت امور بين المللي استراليا

_______________________________________________________________________________________

ایالات متحده یک موافقت‌نامه‌ي تاریخی را با طالبان به امضا رسانید. انتظارات فوری برای صلح در افغانستان باید کم باشد.
در ۵ اکتبر ۱۹۳۸، وینستون چرچیل در مجلس عوام برخاست تا در باره‌ی موافقت‌نامه‌ی مونیخ که در مورد آینده‌ی چکسلواکیا بود، صبحت کند. او به‌طور صریح و واضح سخن گفت. بریتانیا، به‌قول او «یک شکست کامل و قاطع» را متحمل شده بود. با وجودی‌که متن موافقت‌نامه‌ی مونیخ، حاوی مواد تسکین‌دهنده‌ی در بندهای سوم، پنجم و ششم در مورد یک «کمیسیون بین‌المللی» برای کاهش ضربات تجزیه جمهوری چک در مقابل تهدیدات آلمان بود، مورخ تلفورد تایلر چنین نتیجه‌گیری می‌کند که برای امضاکنندگان بریتانیایی و فرانسوی موافقت‌نامه «کمیسیون بین المللی کوچکتر از آن بود که بتواند حفظ ظاهر کند». چرچیل متوجه اصل مسأله شده بود و این زمانی محقق شد، که در مارچ ۱۹۳۹ نیروهای آلمانی پراگ را اشغال کردند.
هیچ تشبیهی نمی‌تواند کامل باشد، اما این باید در هنگام بررسی تحولات اخیر در افغانستان مورد توجه قرار گیرد. دولت ترامپ در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ طی مراسمی در دوحه پایتخت قطر «موافقت‌نامه‌ي آوردن صلح به افغانستان» را امضا کرد. جانب مقابل در موافقت‌نامه، به طرز ناشیانه‌ای « امارت اسلامی افغانستان -که توسط ایالات متحده به‌عنوان دولت شناخته نمی‌شود و به‌عنوان طالبان شناخته می‌شود» یاد شده است. برای طالبان جای خوشی است که «امارت اسلامی افغانستان»، عنوانی که از مدت‌ها قبل می‌خواستند با آن شناخته شوند، در متن وارد شده است. ایالات متحده هم‌چنان یک «اعلامیه مشترک میان جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده امریکا برای آوردن صلح در افغانستان» صادر کرد. اما در این میان هیچ‌چیزی برای طالبان‌ الزام‌آور نبود. جالب اینجاست تصوری که واشنگتن از طالبان داشت، در افغانستان صدق نمی‌کرد: یک نظرسنجی وسیع در ۲۰۱۹ نشان داد که ۸۵.۱ فیصد افغان‌ها هیچ‌گونه همدلی با طالبان ندارند.
آن‌طور که معلوم است، این موافقت‌نامه یکی از غیرمنتظره‌ترین برآمدهای ممکن از یک مذاکره سطح بالا و طولانی مدت است. این موافقت‌نامه در باره‌ی مسأله‌ی پناه‌گاه‌های طالبان در پاکستان کاملا ساکت است. موافقت‌نامه حاوی هیچ زمینه‌ای برای آتش‌بس دایمی و جامع در کشور نیست، صرفا چنین آتش‌بسی به‌عنوان آجندا برای گفتگوهای آینده ذکر گردیده که از آن گفتگوها به‌صورت مبهم تحت عنوان «مذاکرات بین الافغانی میان طرف‌های افغان» یاد شده است. عده‌ای، از جمله وزیران دفاع و امور خارجه استرالیا از این پاراگراف این‌گونه برداشت کرده‌اند که طالبان مذاکره‌ی مستقیم با دولت افغانستان را پذیرفته اند، اما این عبارات در واقع چنین چیزی را الزامی نمی‌سازد. در گذشته چهره‌های سیاسی افغانستان، در غیاب دولت این کشور، به دنبال سازش با طالبان بودند و ممکن است در آینده نیز  اگر معلوم شود که چنین گروهی احتمالا در مذاکرات در برابر خواسته‌های طالبان رام‌شدنی اند، این اتفاق دوباره تکرار شود.
در این متن آمده است که شمار نیروهای امریکایی طی ۱۳۵ روز به ۸۶۰۰ تن کاهش می‌یابد و به‌ تعقیب آن همه نیروهای باقی‌مانده در نه و نیم‌ ماه از افغانستان خارج می‌شوند. این تنها مربوط ایالات متحده نمی‌شود بلکه متحدانش و از جمله استرالیا را نیز شامل می‌شود، اگرچه آنها در این موافقت‌نامه دخیل نبودند.  همین طور خروج «همه پرسنل ملکی غیر دیپلماتیک، قراردادی‌های سکتور خصوصی، مربیان، مشاوران و کارمندان خدمات حمایوی». این خروج اما مشروط به هیچ موردی در خصوص مذاکرات بین الافغانی نشده است و هیچ تعهدی از طالبان برای حفاظت از حقوق بشر یا روندهای دموکراتیک گرفته نشده است. طالبان می‌تواند بدون این‌که موافقت‌نامه را نقض کنند، تمام این مسایل را دور بزنند زیرا تنها شرط برای آنان مربوط به قسمت دوم این موافقت‌نامه است که فقط مربوط به جلوگری از استفاده «خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش» می‌شود. موافقت‌نامه به‌طرز غیرقابل تصوری این انگیزه را برای طالبان ایجاد می‌کند تا حملات خشونت‌آمیز را بالای اهداف شان در افغانستان شدت بدهند تا موضع آنها را در هر نوع «مذاکرات بین الافغانی» تقویت کند و در واقع همین‌طور هم شده است؛ براساس گزارش‌ها، طالبان پس از امضای موافقت‌نامه حملات شان را از سر گرفته‌اند. هیچ‌چیزی در این موافقت‌نامه وجود ندارد که سبب شود آنها پس از خروج نیروهای خارجی، تلاش شان را برای دست‌یابی به تمام قدرت انجام ندهند.
در موافقت‌نامه،‌ همچنان آمده است که پنج هزار زندانی «سیاسی» طالبان که در حبس دولت افغانستان اند، تا دهم مارچ ۲۰۲۰، اولین روز مذاکرات بین‌الافغانی، آزاد می‌شوند؛ با «هدف آزاد کردن همه زندانی‌های باقی‌مانده در جریان سه ماه بعدی». در حالی‌که عبارت «حد اکثر» اجازه می‌دهد تا یک محدوده ایجاد شود، تأثیر کلی این مورد این خواهد بود که دولت افغانستان از یکی از اهرم‌های اصلی اش برای نفوذ در هرگونه مذاکرات با طالبان محروم خواهد شد. فراتر از متن این موافقت‌نامه، در اعلامیه مشترک تنها بیان شد که « جمهوری اسلامی افغانستان در گفتگوها با نمایندگان طالبان بالای اقداماتی جهت اعتمادسازی اشتراک خواهد کرد که توسط ایالات متحده، تسهیل می‌گردد. این گفتگوها شامل تشخیص عملی بودن آغاز آزادسازی تعداد قابل توجهی از زندانیان هر دو جانب می‌گردد.» درج این نکات یا غیرحرفه‌يی بوده است یا هم حیله‌گرانه. پس از یک روز گزارش شد، که رییس جمهور اشرف غنی گفته است که «تعهدی برای رهایی ۵۰۰۰ زندانی طالبان وجود ندارد» و او به احتمال قوی تعهدات امریکا به طالبان را نقض فاحش حاکمیت ملی افغانستان می‌داند. درک این مسأله که چرا او از رهایی ۵۰۰۰ جنگجوی اضافی برای طالبان – درصورتی‌که آتش‌بس صورت نگیرد- شانه خالی می‌کند، دشوار نیست. براساس‌ گزارش‌ها، طالبان اعلام کردند که پیش از رهایی ۵۰۰۰ زندانی در مذاکرات بین الافغانی اشتراک نخواهند کرد. برای استرالیا یک پرسش مهم است که آیا این آزادی زندانیان شامل آزادی سرباز قاتل، حکمت‌الله که در ۳۰ اگوست ۲۰۱۲ سه سرباز استرالیایی با نام‌های ریک میلوسویک، رابرت پوات و جیمز مارتین را کشت، نیز می‌شود. برای بسیاری از استرالیایی‌ها این یک هتک حرمت خواهد بود اما  اگر چنین چیزی اتفاق بیافتد، مسئول آن باید واشنگتن دانسته شود تا کابل.
موافقت‌نامه و اعلامیه هم‌چنان شامل چندین عنصر عجیب است. یکی، این شرط است که «ایالات متحده و متحدانش از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی و مداخله در امور داخلی آن اجتناب کنند». این تا حد زیادی عبارت ماده ۲.۴ سازمان ملل متحد را منعکس می‌کند که ایالات متحده و متحدانش را پیوند می‌دهد، اما اگر طالبان برای تصرف کابل حرکت کنند، ممکن است از آن برای محافظت در برابر اقدامات امریکا کار بگیرند و جالب است که ایالات متحده با آن موافقت کرده‌است. به‌ همین‌ترتیب، به‌نظر می‌رسد فرض به قدرت رسیدن طالبان نیز در عبارت بخش دوم پی‌ریزی شده‌است که طالبان « برای کسانی که تهدیدی برای امنیت ایالات متحده و متحدانش محسوب شوند، ویزا، پاسپورت، مجوز سفر یا سایر اسناد قانونی را برای ورود آن‌ها به افغانستان فراهم نخواهد کرد.» این مفاد ممکن است درمورد اهداف ایالات متحده بیشتر از آنچه که تهیه کنندگان کاملاً از آنها قدردانی می‌کردند ، نمایان شود.
در نتیجه، این موافقت‌نامه بیشتر «موافقت‌نامه‌ی خروج» است تا «موافقت‌نامه‌ی صلح». جای تعجبی نیست که طالبان آن را به عنوان یک پیروزی تبلیغ می‌کنند. در اظهار‌ نظر‌های شبکه‌های اجتماعی،‌ زلمی خلیل‌زاد، معمار این موافقت‌نامه ۲۹ فبروی را «روزی برای به‌ یادآوردن» خواند. به نظر می‌رسد خلیل‌زاد این را به عنوان کتاب مشهور والتر لرد «شبی برای به یاد آوردن» ارجاع داده است. متأسفانه موضوع کتاب غرق شدن کشتی تایتانیک است. موافقت‌نامه‌های خروج که با عنوان موافقت‌نامه‌ی صلح پوشش داده شده‌اند، سابقه‌ای بد و ننگ‌آوری دارند.  پیمان ۲۷ جنوری ۱۹۷۳ پاریس در مورد ویتنام با تضمین كتبی از ریچارد ام نیكسون رئیس جمهور آمریكا به رئیس جمهور ویتنام جنوبی نگوین وان تینو همراه بود كه "اقدام سریع و تلافی جویانه" هرگونه نقض تعهدات خود توسط ویتنام شمالی را دنبال می‌كند. اینها ا بی‌اعتبار بودن مقررات کمیسیون بین المللی در توافق نامه مونیخ را اثبات می‌کند - هنری کیسینجر در سال 2003 نوشت: "بحران واترگیت مانع اجرای توافق نامه" شد - و سایگون در آوریل 1975 به دست نیروهای شمال افتاد.
چرچیل سخنان خود را در سال 1938 با یک تبصره‌ي غم‌انگیز پایان داد: "همه‌چیز به پایان رسیده است. خاموش، سوگوار، متروکه، شکسته، چکسلواکیا در تاریکی فرو می رود. " افغانستان اکنون با  خطر سرنوشت مشابهی روبرو است. کسانی که ادعا می کنند دوستان آن کشور هستند، وظیفه دارند نهایت تلاش خود را برای اطمینان از عدم‌وقوع این اتفاق انجام دهند.
* ویلیام میلی پروفیسور دیپلماسی در کالج دپیلماسی آسیا پاسیفیک، دانشگاه ملی استرالیا و نویسنده گذار در افغانستان: امید، یأس و محدودیت‌های دولت‌سازی (۲۰۱۸) و جنگ‌های افغانستان (چاپ سوم ۲۰۲۰) و نویسنده سیاست و اقتصاد در کشور در حال جهانی شدن (همرا با نعمت الله ابراهیمی) (۲۰۲۰) است. همچنان او ویراستار تولد دوباره‌ی بنیادگرایی؟ افغانستان و طالبان (۱۹۹۸) است.

دیدگاه شما