صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

توافق امریکا و طالبان چه مفهومی برای ایران دارد ؟

-

توافق امریکا و طالبان چه مفهومی برای ایران دارد ؟ نویسنده: حامد کرمانی برگردان: ضیا صادق منبع: المانیتور

توافق میان امریکا و طالبان می‌تواند پیامدهای سنگین برای ایران داشته باشد، زیرا این کشور نگرانی‌های جدی در مورد این موافقت‌نامه داشته که ممکن سبب ایجاد بی‌ثباتی‌ها در کشور همسایه‌اش افغانستان شود. ماه فبروری گذشته هم‌زمان گردید با امضای توافق نامه صلح امریکا و طالبان، گروهی که از سال 2001 به این طرف در افغانستان می‌جنگد. مایک پامپیوء وزیر خارجه امریکا در 29 ماه فبروری با ملا عبدالغنی برادر ریس هیات مذاکره کننده طالبان در دوحه پایتخت قطر دیدار کرد و موافقت‌نامه صلح را اعلام کرد. سپس زلمی خلیلزاد فرستاده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان این موافقت‌نامه را با ملا عبدالغنی برادر امضا کرد. این موافقت‌نامه پس از اعلام کاهش خشونت‌ها از سوی طالبان که از 21 ماه فبروری آغاز گردید بود، امضا شد.
مدافعان توافق به این باوراند که امضای آن می‌تواند به تدریج مسیر خروج نیروهای امریکایی و هم‌پیمانان‌اش را از افغانستان در جریان 14 ماه هموار سازد. هم‌چنان این به مفهوم پایان دادن به جنگ 18 ساله امریکا می‌باشد، داگ بندو از انیستیتوت کاتو از این جنگ به عنوان طولانی‌ترین جنگ امریکا نام برده است. این جنگ "طولانی‌تر از جنگ‌های داخلی، جنگ اسپانیا و امریکا، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ کوریا بوده است."
با این حال، پایان دادن به جنگ امریکا و طالبان بدین معنی است که امریکا عملا کشور را تسلم گروه طالبان کرده است، آنهم گروهی که در سال 2001 پس از حوادث یازدهم سپتامبر از تحویل دادن بن لادن به امریکا خودداری کرد. برعلاوه، شمار زیادی از افغان‌ها به این عقیده‌اند که این توافق‌نامه علایق و خواسته‌های شان را نادیده گرفته است و به خاطر تسریع در روند خروج سربازان امریکایی، دولت افغانستان را به گروه شورشی طالبان فروخته است.
آژانس خبری، اسوشیتید پرس با استناد به دو منبع که از آنها نامی نبرده، گزارش داده که مایک پمپیوء تمایلی برای حضور در مراسم امضای تفاهم‌نامه نداشت و تنها به خاطر اسرار ریس جمهور ترامپ این کار را انجام داده است. از این که بگذریم، توافق‌نامه تا چه میزان انتظارات افغان‌ها و امریکا را برآورده خواهد کرد، سوال مهم‌تری مطرح می‌گردد و آن این که این موافقت‌نامه برای ایران چه مفهومی دارد؟
در کمال تعجب، هیچ نماینده‌ای از ایران در برنامه امضای توافق‌نامه و دور دهم نشست گفتگوها دعوت نشده بود، این درحالی‌ست که نمایندگان از کشورهای مثل اندونزیا، تاجکستان، ترکیه و ازبکستان که در حوزه افغانستان اهمیت کمتری دارند دعوت گردیده بود.
نخستین واکنش ایران در این رابطه، انتشار بیانیه‌ای بود که در روز اول مارچ از سوی وزارت خارجه این کشور صادر گردید. در بخش از این بیانیه چنین ذکر شده بود" جمهوری اسلامی ایران به این باور است که صلح پایداری در افغانستان زمانی برقرار خواهد شد که تنها از طریق گفتگو‌های بین‌الافغانی  اقدام صورت گیرد و در آن گروپ‌های سیاسی کشور به شمول طالبان اشتراک داشته باشند. در ضمن ملاحظات کشورهای همسایه افغانستان نیز مدنظر گرفته شود."
بیانیه کامل ایران نسبت به خروج سربازان خارجی از افغانستان گیج کننده است، در حالی که در عین زمان مخالف موافقت‌نامه‌ای است که مشروط به خروج همه سرباران خارجی از افغانستان باشد. هم‌چنین این بیانیه نگرانی عمده ایران مبنی بر تحولات چشم‌گیری را که در افغانستان به وجود می‌آید را آشکار  نمی‌کند.
تهران با احتیاط حوادث افغانستان را زیر نظر دارد، نه فقط به این دلیل كه خواهان خروج امریكا از کشور مستعد به جنگ  مثل افغانستان است، بلكه به دلیل عواقب غیرمنتظره ممكن است افغانستان بی‌ثبات برای منافع ملی ایران در سطح منطقه‌ای در پی داشته باشد و برعلاوه ممکن است در آینده رویارویی‌های اجتناب‌ناپذیر در قسمت طالبان با این کشور ایجاد شود.
از نگاه ژیوپولتیکی، افغانستان تمام مشخصات یک کشور "عایق" را دارد یعنی میدان نبرد برای رقبای منطقه‌ای است که به این ترتیب پویایی داخلی را تقسیم کرده و مانع از ایجاد هرگونه قدرت‌های بلند مدت می‌شود. از زمان تاسیس افغانستان در سال 1747 این وضعیت، از ویژگی‌های مشخص افغانستان بوده است. انگلیس، اتحاد جماهیر شوروی، ایران، پاکستان، چین و عربستان سعودی همه از این مزیت استفاده کرده‌اند تا جنگ‌های نیابتی خود را در این کشور انجام دهند.
با این که امریکا، از سال 2001 به این طرف هرگز نتوانست بر تمام گروه‌ها و مخالفین در افغانستان مسلط شود، اما موفق شد موقعیت‌اش را به عنوان قدرت برتر امنیتی در کشور تثبیت کند. این موضوع سبب گردید، تمام فعالیت‌های رقبای منطقه‌ای به شمول ایران و مخالفین‌اش در قلمرو افغانستان ناکام شود. در صورتی که سربازان امریکایی از افغانستان خارج شوند، به احتمال قوی، وضعیت قبل از سال 2001 یک بار دیگر تکرار  خواهد شد.
در این حالت، سیستم سیاسی ایران بار دیگر با چالش‌های سیاسی، دیپلوماتیک و اقتصادی مواجه خواهد شد، زیرا این کشور همین اکنون با بحران‌های مختلف منطقه‌ای درگیر است. هم‌چنان، خروج امریکا از افغانستان یک بار دیگر ایران و پاکستان را مستقیما در مقابل هم قرار خواهد داد. قبل از آغاز عملیات نظامی امریکا در سال 2001، ایران و پاکستان مصروف جنگ نیابتی در افغانستان بودند، ایران با حمایت از جبهه متحد شمال در مقابل طالبان که از سوی پاکستان حمایت می‌شدند قرار داشتند. برگشت به آن سناریو برای ایران به دلایل مختلف، تاسف‌آور خواهد بود.
اگرچه اخیرا، پاکستان تلاش‌هایی را برای کاهش تنش‌ها میان ایران و عربستان سعودی  انجام داده، اما در این رقابت کاملا بی‌طرف نبوده است. بنابراین، اختلاف نظر مجدد در مورد افغانستان یقینا به سود نخواهد بود. هم‌چنین، توافق امریکا و طالبان به این معنی است که امریکا، افغانستان را ترک کرده و آن را به دست شبه نظامیانی می‌سپارد که عمدتا، یک گروه پشتون- سنی مذهب اند و روابط نزدیک با سازمان استخباراتی پاکستان دارند. پیامد این کار این است که ایران نه تنها فرصت را به پاکستان واگذار می‌کند، بلکه باید به دنبال توافق با دولتی در افغانستان باشد که انتظار می‌رود تحت سیطره طالبان قرار خواهد داشت.
تاجیک‌ها و هزاره‌ها، از دیرزمانی متحدین ایران به حساب می‌آیند، توافق تهران و طالبان به ضرر آنها تمام خواهد شد. این دو گروه، به خاطر نزدیکی ایران با طالبان صدای مخالفت‌شان را برضد ایران بلند کرده‌اند، آن‌ها به این باوراند که ایران از آن‌ها دست برداشته و به خاطر مبارزه بر ضدداعش روابط نزدیک با طالبان برقرار کرده است.
تسلط فرضی طالبان پیامد‌های استراتژیک فراتری را برای ایران در قبال دارد. توافق میان امریکا و طالبان این گروه را به هیچ صورت، متعهد به توافق‌های سیاسی آینده در افغانستان نمی‌کند. توافق امریکا و طالبان تنها روی این موضوع تاکید دارد که از قلمرو افغانستان برضد منافع امریکا و متحدین‌اش استفاد نشود. هم‌چنان طالبان را ملزم می‌سازد که وارد گفتگوهای بین‌الافغانی با دولت افغانستان شود.
این توافق‌نامه، طالبان را ملزم به پذیرش یا پیروی از سیستم خاص سیاسی نمی‌کند. هم‌چنان، طالبان را خلع صلاح نکرده و یا این که از طریق مذاکره خواهان تحمیل یک امارت اسلامی دیگر نباشند. در این توافق‌نامه چندین بار تا کید شده است که این سند یک توافق بین "امریکا و امارت اسلامی افغانستان است که توسط ایالات متحده به عنوان یک دولت به رسمیت شناخته نمی‌شود". هم‌چنان به صورت طعنه‌آمیزی در یک بخش از توافق‌نامه سه صفحه‌ای ذکر گردیده كه طالبان "برای کسانی که تهدید به امنیت امریکا و متحدین این کشور محسوب می‌شود، گذرنامه، مجوز سفر و یا سایر اسناد قانونی را نمی‌دهد".
امریکا می‌داند که طالبان افغانستان را کنترول خواهند کرد. بنابراین، توافق این کشور با طالبان، بدین معنی است که گرگ را نگهبان گوسفندان قرار دهیم. برعلاوه، این فرصت خوبی برای طالبان نیز خواهد بود که قانون اساسی و چوکات سیاسی کنونی را تغییر داده و قدرت اقلیت‌های مثل هزاره و تاجیک را نیز کاهش دهد، سپس قوانین و اصول اسلامی- سنی را برجامعه تطبیق و به عنوان اساس دولت تعین نمایند. همه این موضوعات می‌تواند، دلایل عمده‌ای برای ایجاد تنش میان ایران و افغانستان باشد.
طالبان به عنوان امارت سنی مذهب، به طور ذاتی با سیستم شیعی ایرانی در تضاد قرار دارند. در حال حاضر، ایران باید مسایل مهم و حیاتی دیگری را در ارتباط به طالبان و افغانستان ارزیابی نماید، این تفاوت مذهبی به سان میدان پر از ماین است، به خصوص زمانی که این دو بدانند دیگر دشمن مشترک مثل امریکا در مقابل‌شان قرار ندارد، بنا، چنین وضعیت دشمنی قدیمی میان ایران و افغانستان را بار دیگر زنده خواهد کرد. این موضوع نیز به سختی قابل پذیرش است که ایران بتواند یگ گروه تندرو اسلام‌گرا را در مرز خود تحمل کند.
خلاصه مطلب اینکه، توافق میان طالبان و امریکا چیزی بیشتر از آنچه ریس جمهور بوش 18 سال قبل از طالبان خواسته بود و دو تریلیون دالر که هزینه گردید در اختیار امریکا قرار نمی‌دهد. برخلاف اعلامیه‌های رسمی که صادر می‌شوند، مقام‌های ایرانی ترجیح می‌دهد، امریکایی‌ها در افغانستان حضور داشته باشند. هیچ یک از نتایج که پس از خروج سربازان امریکایی از افغانستان باقی خواهند ماند، به ویژه دولت که تحت حمایت طالبان قرار داشته باشد به سود ایران نخواهد بود.

دیدگاه شما