صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ایدئولوژی ها صلح ناپذیراند

-

ایدئولوژی ها صلح ناپذیراند

ایدئولوژیها ها صلح ناپذیر اند؛ ایدئولوژیها ها یا تحت فشار و زور مرده اند یا از طریق زور به اهداف خود رسیده اند. در طول تاریخ سراغ نداریم که گروه های ایدئولوژیک با گفتمان و رویکرد های نرم و مفاهیم حقوق بشری تن به صلح داده باشند. به گونه مثال یهود ستیزی نازیها در آلمان استوار با شعار " پیروزی به هر قیمت که شود" بود و این ایدئولوژی یهود ستیزی "انتی سمیتیزم" هتلری نشات از یک ناسیونالیزم عقده مندانه سیاسی می گرفت. برای اینکه هتلر شکست جنگ اول جهانی را به پای یهودی ها می بست می گفت "یهودان مرض سل نژادی اند" اگرچه یهود ستیزی در آلمان دوره نازیها پیشینه تاریخی دارد و نشات از بنیاد گرای مذهب مسیحی می گیرد، اما آنچه هتلر در کتاب "نبرد من" می نویسد عقده های با نگاه سیاسی علیه یهودان است. نمونه بزرگ دیگر رقابت دو ایدئولوژی فراگیر: سوسیالیزم و کپیتالیزم است که هیچگاه از طریق مذاکرات و نشست هایی که طرف ها در طول تاریخ جنگ سرد داشتند، به توافق نرسیدند. بلاخره اتحاد جماهیر شوروی عملا در رقابت با غرب شکست خورد، با اینکه مذاکرات بار بار برای کاهش سلاح کشتار جمعی و کاهش قدرت نظامی صورت گرفت. به همین منوال جنگ های در امریکای لاتین که هیچگاه با مذاکرات حل نشد الا اینکه شکست خوردند. جنگ های در بالکان با ایدئولوژی ناسیونالیستی هیچگاه به توافق مطلوب نرسید، بالاخره باعث از هم پاشی یوگسلاوی سابق شد. اما بعد از جنگ سرد ایدئولوژی که رشد کرد و در عین حال خطرناکتر از همه ایدئولوژیها می شود گفت، ایدئولوژی دینی است که ریشه در باور های مذهبی دارد و اندکترین حرکت خود را رضای خداوند می دانند. امروز طالب و تروریست با شعار خدا و مرگ با دولت میجنگد. روش نرم را ضعف و "بی ایمانی" دولت می پندارند، شکست و تلفات خود را امتحان خدا.  بنابر این رویکرد نرم و دیپلماسی در برابر گروه ایدئولوژیک مانند طالب و یا هر گروه تند روی دیگر اشتباه بزرگ بود/ هست. ایدئولوژی ها جنون به هدف دارند و از هر راه ممکن در تلاش رسیدن به آن اند.  فلهذا طالبان به عنوان یکی از گروه های مزبور پابند به هیچ پیمان و تعهدی نیست؛ جز اینکه منتظر سود به تمام معنی از فرصت به دست آمده باشند که رهای هزارها زندانی است.
جامعه امروز و دیروز افغانستان خیلی تفاوت دارد. امروز سیاست، آزادی، برابری و پویایی در مخیله هر جوان امروزی مشاهده می شود، مثل گذشته معیار سواد تنها نوشتن "دعا و سلام" نیست. امروز طالب از هر لحاظ طرد و احتمال زیاد می رود که به جنگ متوسل شوند.
تیوری پردازان دست کم یک قرن پیش در باب انقلاب ها و جنگها علیه کشورهای استعمارگر نسبت به امروز نظرات فوق العاده ی را ارائه کرده اند، از جمله سانتازوا که از جنگ چریکی و پارتیزانی نظریه عرضه کرد که چگونه علیه یک اردوی منظم باید جنگید و غالب شد. ماوسیتون در باب جنگ چریکی توصیه میکند که گروپ های "گریلای" مانند " ماهی در آب" باید عمل کنند؛ یعنی شیوه جنگ به صورت «حمله و گریز» باید باشد. چون جنگ چریکی در برابر یک نیروی منظم بیشتر از نیم ساعت توان مقاومت را ندارد. همچنان نظریه پردازان دیگر جنگ چریکی را آخرین کلید برای انقلاب وضع حاکم می داند. مهمترین تعریف از جنگ و هدف در جنگ را «کلاوز وتز» عرضه میکند که" جنگ هدفمند را یک پالیسی برای ادامه سیاست و بقای یک جامعه میداند". تعریف و رویکردهای دیگر در باب جنگ (حمله و گریز) وجود دارد که هدف این نوشته نحو جنگ چریکی نیست؛ بل در پی یک نظریه تاکتیکی و پیشگیرانه معطوف به اوضاع سیاسی و اقتصادی افغانستان و مفهوم «جنگ» به نگاه کلاوز وتز در این جغرافیا پس از خروج ایالات متحده است که جنگ چریکی دشمن را چطور باید مهار کرد. هرچند اهداف جنگها و شورش ها فرق می کند، اما جنگ ایدئولوژیک با قرائت و صبغه دینی و به هدف ایجاد یک حکومت اسلامی طولانی ترین و شنیع ترین نمونه از  جنگهاست.
   جنگ یک نیروی منظم را در برابر گروه های شورشگر نا متقارن تعریف کرده اند. نا متقارن بودن جنگ در کمیت و کیفیت ابزار جنگ طرف های متخاصم است. تروریست یا طالب در مجموع گروه های شورشگر ذاتا پا بند هیچ نوع مسئولیتی نیست. اندکترین حرکت این گروه ها به ضرر و ضعف دولت می انجامد و درنگی بر آنچه اتفاق می افتد ندارد. برای این که طالب کمر به ویرانی و کشتار بسته، اما نیروی منظم برعکس در قید مسئولیت و پا بند به اصول و ضابطه های جنگ اند. گونه مثال سرباز ارتش افغانستان با اندک ترین اشتباه در برابر اسیر طالب و یاهم تلفات ملکی مورد باز جوی قرار می گیرد و مسئول است؛ اما یک طالب، تروریست، شورشگر مبرا از این مسئولیت و تفکر اند. گروه های که صاحب ایدئولوژی و هدف خاص سیاسی می باشند، بیشتر پا بند قوانین اند تا مردم را جذب کنند، اما طالبان نه به لحاظ دین پابند اصول اند و نه به لحاظ حقوق بشری. بنا براین شورشگری در برابر یک دولت آسان و کم هزینه است.  مراد از یاد آوری این مورد یافتن ابعاد فکری و عملی طالب است.  رویکرد جنگ علیه تروریزم در افغانستان یک شیوه کند و در عین حال خیلی هزینه بردار بود.  چرا؟ جنگ نیروهای امریکایی و افغان با رویکرد کند و طاقت فرسا در برابر طالب پیش میرفت که دلیل عمده  نبود تاکتیک مشخص علیه تروریسم دیده می شد که رهبری ایالات متحده امریکا هدف حذف طالب را هیچگاه نداشت. ترامپ باری به صراحت گفت " اگر آمریکا بخواهد در جنگ افغانستان در ظرف یک هفته پیروز خواهد شد". همچنان در کتاب "روایت از درون" اثر داکتر اسپنتا آمده که اوباما بارها به کرزی در مسئله طالب طفره رفت و طالب را دشمن امریکا نمی دانست. مسلما این آنقدر پوشیده در لفافه ابهام هم نیست و نبود که مردم از هدف حضور امریکا در افغانستان نداند.  معلومدار بود که امریکایی ها ظاهرا برای سرکوبی القاعده آمده بودند و القاعده در جامه طالب با عین قرائت دوباره رشد یافت؛ اما امریکا طالب را به عنوان دشمن اصلی خود هیچگاه نپنداشت و در 29 فبروری تفاهم نامه صلح دوجانبه را به امضا رسانیدند. هیچ تضمینی  برای مسلط نشدن طالب بر اوضاع افغانستان وجود ندارد. هژمون های منطقه ی و فرا منطقه ی مانند روسیه، ایران و پاکستان طالبان را محق می دانست اما داعش را تروریست. امریکا القاعده را دشمن اصلی خود می دانست و امروز القاعده به عنوان یک شبکه تروریستی فعالیت گسترده ندارد و امریکا در متن قرار داد صلح از طالب ضمانت می طلبد. این صحبت های جدا افتاده مبین اهداف هژمون های منطقه و فرامنطقه در مسئله جنگ و امنیت  افغانستان است که هدف این نوشته چیز دیگری است.

در صورت نیاز چگونه با هزینه اندک پس از خروج امریکا با طالبان جنگید؟
امریکاییها در جنگ ظاهرا "علیه تروریزم" در افغانستان مجهز با سیستم امنیتی پیشرفته بودند که از قشله های عسکری تا ملکی شان خطر را از فاصله های دور توسط دوربین های نصب بر "پوقانه" و رادارها  تشخیص می دادند و با آنهم در حالات وخیم قطعه هوای واکنش سریع، مجهز با جت داشتند که نجات می یافتند. اما نیروهای امنیتی که در هر گوشه و کنار افغانستان "بیز" یا قرارگاه امنیتی دارند با این امکانات مجهز نیستند. از همین رو است که اکثرا قرارگاهای امنیتی به زودترین فرصت به آسانی مورد حمله طالب قرار می گیرد. همچنان پوسته اندازی در ساحات تسخیر شده که خود نقطه سرخ برای دشمن است همیشه پرتلفات بوده. بعد از انتقال مسئولیت های امنیتی به دوش نیروهای امنیتی افغانستان، تلفات نیروها روز به روز بالا رفت و سقوط قرارگاها بیشتر شد، ولسوالی ها یکی پی دیگر سقوط کرد، حتی مناطق وجود دارد که بعد از سالها تازه بدست دولت می افتد و خبر ساز می شود که غالبا اشکال در نحوه جنگ و نبود استراتژی جنگی  بود.
احتکار در تجهیزات جنگ:  سیاست روابط بین الملل استوار به منافع کشورهاست؛ در مکتب ریالیسم دوست و دشمن دایمی وجود ندارد، آنچه تعین کننده می باشد منافع ملی دولت هاست. افغانستان به نگاه ترامپ بازار مصرفی برای امریکا بود و منافع که اوباما و بوش در چارچوب سیاست خارجی ایالات متحده درافغانستان تعریف می کردند، ترامپ سنجش بیهوده می خواند و به این ماموریت طولانی ایالات متحده بالاخره خاتمه داد. امریکا نگران آنکه چه گروهی در آینده مسلط بر سیاست افغانستان می شود، نیست.  اخیرا ترامپ از احتمال بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان سخن زد و این برای افغانستان مایه نگرانی می تواند باشد.
دولت افغانستان نمونه از دولت شکننده است، همین حالا احتکار در باب تجهیزات نظامی صورت بگیرد تا مبادا سرنوشت حکومت داکتر نجیب الله یکبار دیگر بر ما تکرار شود.  کم هزینه ترین جنگ در برابر طالب و دهشت افگن جنگ همسان با رویکردهای چریکی و یا کماندوی است. ثابت شده که جنگ چریکی را با توپ و تانک نمی شود مهار کرد. نهادهای امنیتی تا کنون به شیوه امریکاییها در جنگ رفتار می کنند. رویکرد جنگ مدل امریکایی در کشوری که فقر کمرش را خم کرده، متکی به دیگران است، خیلی سنگین و پرمصرف است. حضور و جنگ امریکا در افغانستان با کمک تکنالوژی بود، نه استوار به یک تیوری ساختار مند که نحو جنگ را در برابر طالب آنهم در جغرافیای کوهستانی نشانگر باشد. عمده ترین راهکار که امریکاییها برای حراست از ساحه تسخیر شده ایجاد کرده بودند، طرح پلیس محلی بود که عین رویکرد را جنرالان امریکایی در عراق پیش گرفت که کلید امنیت در عراق شد. 

طالبان هدف صلح با دولت افغانستان را ندارند. مانیفست اصلی طالب امارت اسلامی در افغانستان است  که در هر رسانه ی سخن از امارت می زنند. احتمال زیاد می رود که طالبان بعد از رهای زندانیان شان در صورت رد و نپذیرفتن امارت اسلامی از طرف مردم و دولت افغانستان جنگ را شدت بخشند و نیروهای امنیتی بایست شیوه جنگ را در برابر طالب تغییر بدهند و آماده این وضیعت باشیم.

دیدگاه شما