صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

از مأموریت مبارزه با تروریسم در افغانستان تا کمپ دیوید

-

از مأموریت مبارزه با تروریسم در افغانستان تا کمپ دیوید

ترجمه بخشي از کتاب جان بولتون
برگردان: محمد سالم ناجي
بخش : پنجم
پنس تلاش نمود که مباحثه را دوباره به‌سوی موافقت‌نامه صلح افغانستان برگرداند که قرار بود در هفته آینده درباره آن به رسانه‌ها چیزی گفته شود. ترامپ گفت نباید مسأله خروج را در اعلامیه خود بگنجانیم اما ما قطعاً به‌سوی صفر سازی نیروهای نظامی خود در افغانستان حرکت می‌کنیم و این کار را در اکتبر 2020 انجام می‌دهیم درست پیش از انتخابات. ما با این کار می‌توانیم انتخابات را پشت سر بگذاریم. دنفورد گفت ما می‌توانیم هزینه‌های نظامی خود را کاهش دهیم چیزی که قبلاً به ترامپ گفته‌شده بود. پمپئو بار دیگر به مسأله صفر سازی نیروها تأکید کرد زیرا طالبان به آن اصرار داشتند. این موضوع عمده‌ترین بخش مشکل بود. پیش‌ازاین که جلسه تمام شود من گفتم که متن موافقت‌نامه را تا حال ندیده‌ام. پمپئو گفت ما متن موافقت‌نامه را بسیار سری حفظ کرده‌ایم و اگر آن را در دسترس تعداد زیاد افراد قرار بدهیم به‌زودی در رسانه‌ها افشا خواهد شد. این‌یک مشکل دیگر بود. پمپئو تلاش می‌کرد که تمام چیزها را میان خود، خلیلزاد و ترامپ نگه دارد (هرچند در آغاز نشست ترامپ بیان کرده بود که خیلی وقت می‌شود که خلیلزاد را ندیده‌ام). برای این‌که همه‌چیز محفوظ باقی بماند پمپئو تعهد کرده بود که تمام آن را پیش خود نگه می‌دارد. ترامپ و پمپئو فکر می‌کردند که من به آن دسترسی نداشته باشم بهتر است  درواقع امر آن‌ها برای خود ضربه سیاسی می‌زدند. این نشست ساعت چهار و پنجاه دقیقه بعدازظهر به پایان رسید بدون این‌که تصمیم گرفته شود که در هفته آینده بیانیه بدهیم یا نه. بخش از مسأله عدم تصمیم‌گیری این بود که هنوز بسیاری موضوعات حل نا شده باقی‌مانده بود.
پس از نشست بیدمنستر به درخواست خلیلزاد با او ملاقات نمودم. او و پمپئو روز جمعه گذشته تصمیم گرفته بودند که گفتگوها ادامه پیدا کند. من به خلیلزاد گفتم که من فکر می‌کنم در آن موافقت‌نامه بسیاری چیزها اغراق و گزافه‌گویی شده است. من شک نداشتم که ترامپ هر آنچه را که دوست نداشت رد می‌کرد حتی اگر به آخرین دقایق خود رسیده بود. خلیلزاد از من خواست تمامی موارد را که میان او و طالبان به توافق رسیده است بخوانم اما نمی‌توانم از آن کپی‌برداری کنم. من از او تشکر کردم و بدون این‌که سند را بخوانم برایش دوباره برگرداندم و گفتم نمی‌توانم با این عجله تمام چیزها را به‌دقت بخوانم. من به‌وقت نیاز داشتم تا آن سند را می‌خواندم. باوجوداین که خلیلزاد گفته بود که اسپر، دنفورد و هاسپیل موافقت خود را با این سند اعلام داشته‌اند، من دیدگاه خود را تغییر ندادم. از این‌که من با او موافقت نکردم وی تعجب کرده بود. من نمی‌خواستم طی ده دقیقه چیزی را که او و پمپئو در ظرف ده ماه تهیه‌کرده بودند مرور نمایم. من برایش گفتم که در زندگی خود هرگز چنین فردی ندیده‌ام که برای جلوگیری از افشا شدن سند این‌گونه مخفی‌کاری کند تاکسی نبیند. من گفتم خطر سیاسی چنین توافقنامه متوجه اکثریت جمهوری خواهان است، آیا پمپئو می‌خواهد با دموکرات‌ها وارد اتحاد شود؟ اگر او می‌خواهد تمام این اعتبار را برای خود کسب کند من درکش می‌کنم اما اگر موافقت‌نامه به شکست منجر شود، اعتبار ناچیزی باقی خواهد ماند، چیزی که خود پمپئو هم اقرار کرده بود. منطق این کار چیست؟ خلیلزاد پاسخ نداد و من به این مظنون بودم که او نمی‌فهمد که چرا این‌گونه زیر محدودیت‌های پمپئو عمل می‌نماید.
بعداً ما در این موردبحث کردیم که در مذاکرات چه چیزهای اتفاق خواهد افتاد. من این پرسش را مطرح کردم که چرا خروج متناسب با شرایط افغانستان را با مسأله صفر سازی نیرو پیوند می‌زنید چیزی که هیچ‌وقت بر اساس درک وضعیت نخواهد بود. همه ما این عبارت «با توجه به شرایط» را تکرار می‌کردیم اما درواقع امر این موافقت‌نامه به معنای خروج کامل بود چیزی که ترامپ آن را ترجیح می‌داد و بقیه هیچ‌کسی مثل او فکر نمی‌کرد و این توافق می‌تواند به هرج‌ومرج منجر شود. خلیلزاد فهمیده بود اما گفت این بهترین کاری است که ما می‌توانیم انجام دهیم. من هنوز باور داشتم که ما باید تعداد سربازان خود را کاهش دهیم بدون این‌که به توافق رسیده باشیم چیزی که قبلاً به ترامپ گفته بودیم. خلیلزاد گفت که هنوز فکر می‌کند که ترامپ و پمپئو این سند را امضا خواهند کرد. من برای زنده نگه‌داشتن امیدم به خلیلزاد گفتم که مذاکرات را ادامه بدهد.
در جریان غذای ظهر همان روز پمپئو به من و اسپر گفت که من چنین برداشت کرده‌ام که ترامپ عصبانی است و نمی‌خواهد ما را ببیند. ترامپ نمی‌خواست مذاکرات متوقف شود. او نگران این مسأله بود که خود را بیش از آن چیزی که پیش‌بینی کرده بود که در معرض خطر سیاسی قرار دهد. چند روز بعد پمپئو در کیف به من گفت که خلیلزاد تقریباً تمام‌کارها را نهایی کرده است و انتظار می‌رود که موافقت‌نامه نهایی شده را با خود بیاورد. متعجبانه او فکر می‌کرد که ترامپ به سمت دیدگاه کاهش نیرو تمایل پیداکرده است و ترامپ اکنون در فضای عمومی ابراز می‌دارد که ما سربازان خود را به 8600 نفر می‌رسانیم بدون این‌که از موافقت‌نامه یاد کند. پمپئو فکر می‌کرد که صفر سازی نیرو پیامدهای ویرانگر در قبال دارد و ترامپ این خطرات را درک کرده است. ترامپ در مصاحبه رادیویی خود با بریان کیلمِد گفته بود که ما حضور خود را در آنجا حفظ می‌کنیم. ما تعداد نیروهای خود را به‌صورت قابل‌توجهی کاهش می‌دهیم و حضور ما در آنجا دائمی خواهد بود. ما در آنجا استخبارات قوی داریم و هرگاه به توافق دست پیدا کردیم آن را کاهش خواهیم داد.
بعدتر همان روز ترامپ به خاطر هوریکین دوریان، سفر خود به پولند را لغو نمود و گفت پنس هیأت ما را در آنجا رهبری خواهد کرد. روز جمعه 30 آگوست نشست از راه دور در مورد افغانستان برگزار شد. خلیلزاد از دوحه وصل شده بود و من فکر می‌کردم که یک ویدئوکنفرانس واقعی برگزارشده است. در این گفتگو تنها مسأله افغانستان مطرح بحث نبود بلکه قضیه اوکراین نیز مطرح گردید. ترامپ مانند نشست بید منستر بار دیگر مطرح کرد که طالبان کل کشور را می‌خواهند و غنی توسط کرزی به دردسرهای گرفتار است.
ترامپ از من پرسید جان آیا تو آن را امضا می‌کنی؟ من گفتم خیر جناب رئیس‌جمهور. بار دیگر استدلال کردم که ترامپ چرا تعداد نیروها را به 8600 نفر به‌علاوه متحدان و نیروهای ائتلاف تقلیل دهد. اگر او این موضوع را قبول می‌کرد منتظر برگزاری انتخابات افغانستان می‌شد. در آنجا هیچ اعتمادی به طالبان و مکانیسم تطبیق موافقت‌نامه وجود ندارد. خلیلزاد گفت این موافقت‌نامه چیزی است که رئیس‌جمهور ترامپ می‌خواهد. اسپر بیان کرد که من نکات بسیار خوبی را اشاره‌کرده‌ام و باید موافقت‌نامه امضا شود چون‌که وزارت دفاع می‌خواهد. ترامپ پرسید که اگر موافقت‌نامه به‌خوبی پیش نرود، می‌توان با دموکرات‌ها کنار آمد؟ اسپر پیشنهاد نمود که رهبران طالبان را از کوه و دشت به گفتگو طلب کنید. ترامپ پرسید آیا چنین چیزی ممکن است؟ من گفتم چنین فکر نمی‌کنم زیرا ماهیت طالبان چیزی دیگری است که همه آن را می‌دانند. ترامپ یک‌دفعه حرفی را بیان کرد که همه را متعجب ساخت و گفت من می‌خواهم با طالبان صحبت کنم. به آنها اجازه دهید که به واشنگتن بیایند.
ادامه دارد...

دیدگاه شما