صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح نافرجام افغانستان

-

صلح نافرجام افغانستان

دومین دلیلی که می‌تواند باعث توقف درروند مذاکرات صلح افغانستان شود، موضوع بین الافغانی بودن مذاکرات و سپس اجرایی کردن تعهدات آن است.
این امکان بسیار قوی است که هیئت‌های مذاکره‌کننده دو طرف نتوانند در مورد مسائل مانند مشارکت در قدرت سیاسی (در سطوح ملی، ولایتی و ولسوالی)، قانون اساسی افغانستان، جایگاه مذهب، حقوق زنان، توقف خشونت‌ها، آزادی زندانیان و انتخابات آینده به توافق دست پیدا کنند. این مسائل در توافق‌نامه آمریکا-طالبان در فبروری 2020 به‌صورت اساسی مورد مداقه قرار نگرفته اند و این موضوعات می‌توانند چالش‌های اساسی خلق نمایند.
هر دو طرف کوشش خواهند کرد که حمایت هواداران خود را حفظ نمایند و حتی این حمایت را افزایش دهند که این تلاش‌ها ممکن به روند مذاکرات صلح صدمه وارد کند. حکومت افغانستان به‌راحتی نمی‌تواند جبهه ضد طالبان را در میان ازبک‌ها، هزاره‌ها، تاجیک‌ها و پشتون‌ها راضی کند که دست از مخالفت با طالبان بردارند. غنی قبلاً با چالش‌های مهمی از جانب حامد کرزی رئیس‌جمهوری سابق، عبدالرشید دوستم، عطا محمد نور و محمد کریم خلیلی روبرو شده بود. مذاکره‌کنندگان طالبان در امر قانع سازی شورای کویته (شورای رهبری طالبان) مانند ملا عبدالقیوم ذاکر، ملا ابراهیم سردار، ملا یعقوب و حتی مولوی هیبت الله آخوندزاده با دشواری‌های زیادی روبرو خواهد شد. فرماندهان متوسط طالبان و افرادی که همسو با القاعده هستند در اجرایی سازی این توافقات چالش‌های زیادی خلق خواهند نمود. یافته‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که رهبران القاعده طی بده و بستان‌های که با رهبران ارشد طالبان و حتی فرماندهان این گروه در میدان‌های جنگ داشته‌اند آن‌ها را ترغیب نموده‌اند که با مذاکرات و اجرایی شدن آن مخالفت نمایند و حتی در عوض وعده داده‌اند که القاعده کمک‌های مالی خود را به این گروه افزایش خواهند داد.
گروه‌های دیگر مانند داعش (دولت اسلامی شاخه خراسان) می‌تواند به مخالفت با مذاکرات صلح بپردازند و طالبانی را که مخالف این مذاکرات هستند در بدنه خود جذب نمایند. ازآنجایی‌که گروه‌های مخالف دولت به لحاظ سازمانی و فکری همگون نیستند و گروه‌های مانند شورشیان، قاچاقچیان مواد مخدر، نیروهای قبایل و دیگر شبیه نظامیان را شامل می‌شود که این گروه‌ها به‌نوبه خود می‌توانند قویاً با مذاکرات صلح مخالفت نمایند. حتی اگر مذاکرات صلح میان طرف‌های درگیر به‌صورت موفقانه به‌پیش برود بازهم این امکان وجود دارد که برخی گروها از مشارکت در این توافق‌نامه خودداری نمایند و ‌مانند ارتش جمهوری‌خواه ایرلند شمالی و ارتش ملی آزادی‌بخش کلمبیا (فارک) برای رسیدن به اهداف خود به خشونت ادامه دهند. این دو گروه پیش از مذاکرات، در جریان آن و حتی پس از توافقات صلح به اعمال خشونت‌آمیز خود دست زدند.
با توجه به متغیرهای که ذکر گردید ممکن است طالبان و حکومت افغانستان به یک توافق‌نامه موقتی و شکننده دست پیدا کنند اما در اجرایی کردن آن، ‌یکی از طرف‌ها نتواند به تعهدات خود عمل نماید. این وضعیت می‌تواند برای ایالات‌متحده این‌گونه تلقین شود که باید در قبال افغانستان محتاطانه عمل کند. آمریکا ممکن به تأسی از توافقنامه صلح خود با طالبان، نیروهای خود را از افغانستان بیرون نماید و یا این‌که خروج نیروهای خود را تا زمان معلوم شدن سرنوشت افغانستان به تأخیر بیندازد.
شاخصه‌های هشداردهنده
در اینجا چندین شاخصه هشداردهنده وجود دارد که بیان می‌دارد با توجه به عوامل ذیل روند مذاکرات صلح به‌سوی شکست درحرکت است؛
الف- عبدالله به‌طور علنی تهدید نموده بود که حکومت را ترک خواهد کرد. بر اساس توافقی که میان غنی و عبدالله در ماه می به امضا رسید، اوضاع حکومت هنوز شکننده است. ازآنجایی‌که عبدالله رهبری مذاکرات صلح (شورای عالی مصالحه) را به عهده دارد، تهدید وی مبنی بر ترک حکومت می‌تواند به شکست مذاکرات صلح تعبیر شود.
ب- حکام محلی و ولایات به اقتدار حکومت مرکزی ‌طوری که باید وقع نمی‌نهند. هرگاه مقامات محلی و ولایتی به تمسخر بیشتر حکومت مرکزی دامن بزنند این وضعیت باعث می‌شود که مذاکرات به‌سرعت به سمت شکست درحرکت باشد. بر اساس قانون این از صلاحیت‌های رئیس‌جمهور است که والیان و فرماندهان پولیس را منصوب، تعویض یا برکنار کند اما درصحنه عمل این مقامات محلی در برابر اقدامات حکومت مرکزی مقاومت به خرج می‌دهند که این خود به معنای تضعیف شدن حکومت مرکزی در افغانستان است. علاوه بر این‌ها وقتی شبیه نظامیان غیر حکومتی به لحاظ تعداد، ظرفیت و قابلیت رو به توسعه بگذارد این امر به معنای تضعیف ارتش دفاعی و امنیتی کشور است که این مسأله به‌صورت جدی مایه نگرانی به شمار می‌رود.
ج- خروج هردو یا یکی از طرف‌های درگیر از مذاکرات؛ این احتمال وجود دارد که طالبان یا حکومت افغانستان از ورود در مذاکرات خودداری نماید زیرا موضوعات مانند نحوه مشارکت در قدرت سیاسی و نقش اسلام در آینده افغانستان می‌تواند به خروج یکی از طرف‌های مذاکرات منجر شود و نخواهد که به‌طرف دیگر امتیاز قائل شود. هرگاه یکی از طرف‌ها مطمئن شود که نمی‌تواند در این موضوعات کلیدی امتیاز به دست بیاورد، مذاکرات را ترک خواهد کرد.
د- طالبان یک یا چندین شهر را تصرف خواهند کرد؛ هرچند طالبان تا اکنون موفق نشده‌اند که کنترل مراکز شهری را در اختیار خود نگهدارند اما طی یک الی یک و نیم سال آینده این معادله می‌تواند دچار تغییر شود. طی چند سال گذشته طالبان توانستند شهرهای همچون فراه، غزنی، قندوز و پلخمری را با تهدیدات جدی روبرو نمایند. طالبان با استراتژی و حملات فعلی خود می‌توانند در آینده یک یا چند شهر را تحت کنترل خود دربیاورند. طالبان درگذشته با راه‌اندازی حملات متعدد توانستند خطوط ارتباطی مراکز شهری را قطع نمایند و با حمله بر حومه شهرها به کشتار و بمب‌گذاری‌ها دست زدند. این پیشروی نظامی طالبان می‌تواند روند شکست مذاکرات را تسریع نماید.
شاخصه‌های زیر می‌تواند به معنای سیگنالی برای توقف مذاکرات صلح در افغانستان پنداشته شود؛
الف- کشته شدن مقامات ارشد حکومت افغانستان، طالبان و یا آمریکایی به شمول مذاکره‌کنندگان می‌تواند روند مذاکرات را به‌سوی توقف به‌پیش ببرد یا اجرای توافق‌نامه شکننده را معلق نماید. هرگاه در جریان مذاکرات صلح، حملات گسترده‌ای اتفاق بیافتد این امکان وجود دارد که یک یا دو طرف مذاکره از دور خارج شود حداقل برای مدتی. این احتمال وجود دارد که گروه‌های شورشی یا دولت اسلامی (داعش) دست به چنین حملاتی بزنند. ازآنجایی‌که این گروه‌ها مخالف حکومت افغانستان و طالبان هستند می‌توانند با این کارشان اعتماد طرف‌های مذاکره‌کننده را از بین ببرند.
ب- ممکن است دو طرف نتوانند در مورد تاریخ و مکان نشست آینده به توافق برسند که است این امر باعث توقف مذاکرات شود حتی اگر دو طرف رسماً از آن خارج هم نشوند.
ه- ممکن است طالبان نتوانند در امر خلع سلاح و ادغام جنگجویان خود در جامعه به‌صورت جدی گفتگو نمایند. توافق‌نامه صلح زمانی موفقانه خواهد بود که افراد دخیل در جنگ از اسلحه دست‌بردارند و تمامی جنگجویان سابق تشویق شوند که به زندگی صلح‌آمیز مدنی روی بیاورند. طالبان تا حالا حاضر نشده‌اند که جنگجویان خود را خلع سلاح کنند و یا به‌صورت جدی در مورد ادغام آن‌ها در جامعه گفتگو نمایند و حتی حاضر نشده‌اند که جنگجویان آن‌ها در ساختار ارتش و پولیس افغانستان ادغام شوند. این عمل طالبان باعث می‌شود پرسش‌ جدی به میان بیاید که آیا طالبان واقعاً می‌توانند به صلح پای بند باشند؟ ادامه دارد...

دیدگاه شما