صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح نافرجام افغانستان؛ کاهش پیامدهای زیان‌باروپیشنهادها

-

صلح نافرجام افغانستان؛ کاهش پیامدهای زیان‌باروپیشنهادها

درصورتی‌که مذاکرات صلح افغانستان با شکست یا توقف روبرو شود، ایالات‌متحده می‌تواند اقدامات زیر را در راستای کاهش پیامدهای زیان‌بار آن روی دست بگیرد؛
الف- ایالات‌متحده باید مداخله دیپلماتیک اضطراری را در قبال دوستان روند صلح که متشکل از کمک‌کنندگان عمده به افغانستان و همسایگان آن است، در پیش بگیرد. این‌یک امر ضروری است که قدرت‌های منطقه‌ای مانند چین، هند، ایران، پاکستان و روسیه را در معادلات صلح افغانستان شامل نماید زیرا این کشورها در آینده افغانستان برای خودشان منافعی متصور است.
ب- آمریکا و دیگر کمک‌کنندگان بین‌المللی باید کمک‌هایشان را در قبال افغانستان مشروط به این نمایند که تمامی طرف‌های دیگر منازعه اعم از دولت و طالبان توافق صلح را بپذیرند. ایالات‌متحده باید در هماهنگی نزدیک با صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، جاپان، اتحادیه اروپا و بریتانیا این رویکرد را در پیش بگیرد.
ج- هرگاه شکست یا توقف مذاکرات صلح به خاطر سماجت و خیره‌سری طالبان رخ دهد، آمریکا باید این آمادگی را داشته باشد که چندین هزار سرباز و قراردادی‌های سازمان سیا را در افغانستان حفظ نماید تا برای عملیات مبارزه با تروریسم، آموزش، مشورت و کمک به نیروهای دولتی افغانستان آمادگی داشته باشد. هرچند بر اساس توافق‌نامه فبروری 2020 نیروهای آمریکایی باید افغانستان را ترک نمایند اما توقف مذاکرات و دوام حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان می‌تواند توجیه و دلیل قوی برای ماندن نیروهای آمریکایی در افغانستان باشد. این گزینه زمانی اهمیت بیشتر پیدا می‌کند که طرف های درگیر منازعه به‌صورت اسمی به توافق دست پیدا کنند اما در اجرای آن با چالش‌های عمده‌ای روبرو شوند.
د- هرگاه مذاکرات صلح به خاطر اقدامات طالبان با شکست روبرو شود، آمریکا و حکومت افغانستان باید توافق‌نامه‌ای امضا کند که بر اساس آن کمک‌های درازمدت اقتصادی، نظامی و انواع دیگری کمک‌ها به حکومت افغانستان ادامه یابد. حتی با امضا شدن توافق‌نامه فبروری 2020 این شک و تردیدها وجود داشته است که چنین توافق‌نامه‌ای بیشتر برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در نظر گرفته‌شده است تا برقراری صلح و ختم فعالیت‌های تروریستی. آمریکا در این حالت که طالبان عامل اصلی شکست مذاکرات بوده‌اند، باید 8600 پرسنل نظامی خود را در افغانستان حفظ نموده و به‌منظور مبارزه با تروریسم، به آموزش، مشورت و کمک به ارتش و پلیس افغانستان ادامه دهد.
ه- هرگاه شکست و یا توقف مذاکرات صلح بیشتر ناشی از سماجت حکومت افغانستان باشد، آمریکا می‌توانند تمامی نیروهای نظامی خود را از این کشور خارج نموده و کمک‌های خود را به افغانستان قطع نماید. با توجه به این‌که آمریکا از ناحیه بحران کووید-19 شدیداً آسیب‌دیده است و درعین‌حال در رقابت جدی با چین و روسیه قرار دارد، کمتر کسی با قطع کمک‌های آمریکا به افغانستان مخالفت خواهد کرد. هرگاه این وضعیت اتفاق بیافتد در حقیقت تجربه آمریکا در ویتنام جنوبی در دهه 1970 تکرار می‌شود. مک نامارا وزیر دفاع سابق در یادداشت‌های خود آورده بود که سرانجام واضح گردید که ثبات سیاسی وجود ندارد و امکان ندارد که به چنین چیزی دست پیدا کنیم و ویتنامی‌های جنوبی علی‌رغم آموزش و کمک‌های لجستیکی ما قادر نبودند از خود دفاع کنند. هرچند افغانستان امروزی مانند ویتنام جنوبی دهه 1960 و 1970 قرن بیستم نیست اما با محرز شدن این‌که حکومت افغانستان مسبب شکست یا توقف مذاکرات صلح است، دیگرکسی در اداره ایالات‌متحده حاضر نخواهد بود که به چنین حکومتی کمک‌های آمریکا را ادامه دهد.

پیشنهادها؛
توافق‌نامه نهایی صلح و خروج سربازان آمریکایی از افغانستان، از اولویت‌های مهم آمریکا به شمار می‌روند. نزدیک به دو دهه است که سربازان آمریکایی برای مبارزه با تروریسم در افغانستان مستقر هستند و امروزه به خاطر بازیابی توانایی‌های ازدست‌رفته در اثر کووید-19 و رقابت با چین و روسیه، این حضور آمریکایی‌ها در افغانستان بیشتر تحت‌فشار داخلی قرارگرفته است. باید آمریکایی‌ها ملتفت باشند که دست‌یابی به توافق صلح کار دشوار و زمان‌بر است. خروج بدون توافق هرچند که اغواکننده به نظر می‌رسد اما این کار یک اشتباه خواهد بود مخصوصاً زمانی که طالبان در موضع تهاجمی قرار دارند. خروج بدون توافق ممکن است به تشدید خشونت‌ها، شعله‌ور شدن جنگ‌های منطقه‌ای، بحران‌های بشری، رقابت بنیادگرایان برای سرنگونی اداره کابل و پرسش‌های جدی در مورد قابل‌اعتماد بودن آمریکا برای متحدان آن کشور منجر خواهد شد.
هدف اساسی ایالات‌متحده به وجود آوردن اجماع سیاسی در داخل افغانستان به‌منظور حمایت از مذاکرات بین الافغانی و جلب همکاری شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان خواهد بود تا بتوانند بدون دخالت خارجی به تهدیدها رسیدگی نمایند. آمریکا برای رسیدن به چنین هدفی نیاز دارد تا اقدامات ذیل را به کار ببندد؛
1- آمریکا باید تعهد و اعلام بدارد که در درازمدت به لحاظ نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی با حکومت افغانستان همکاری خواهد نمود. این قدم شامل حمایت مالی و کمک به نهادهای امنیتی افغانستان خواهد بود. این موافقت‌نامه میان آمریکا و حکومت افغانستان باید به‌عنوان سپر دفاعی در برابر طالبان پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور عمل نماید. این تعهد به حکومت افغانستان می‌تواند باعث دلگرمی و اعتماد رهبران و مردم افغانستان شود که آمریکا آن‌ها را تنها نمی‌گذارد. این تعهد حتی مایه رفع نگرانی شرکای آمریکا می‌شود زیرا آن‌ها در مورد تعهدات چندجانبه آمریکا تردید دارند. هرگاه آمریکا متعهد به کمک درازمدت در افغانستان باشد حکومت افغانستان و طالبان به توافق دست خواهند یافت و کمتر احتمال وجود دارد که طالبان پس از خروج نیروهای آمریکایی برای سرنگونی حکومت افغانستان تلاش نمایند.
2- شکل‌دهی به مذاکرات بین الافغانی و تعریف چشم‌انداز آن می‌تواند خطر شکست و توقف مذاکرات صلح را کاهش دهد. به‌کارگیری جناح سوم به‌عنوان میانجی، تعریف جدول زمانی، تشکیل نشست‌های همسایگان و کمک‌کنندگان افغانستان از مهم‌ترین اقدامات خواهد بود. انتخابات آینده، مشارکت در قدرت سیاسی (در سطح ملی و محلی)، سرنوشت زندانیان، تغییرات در قانون اساسی، جایگاه اسلام، حقوق زنان، خلع سلاح جنگجویان و بازگشت آن‌ها به جامعه از موضوعات اساسی هستند که آمریکا می‌تواند به نحوی در مذاکرات بین الافغانی روی آن‌ها تأثیرگذار باشد.
آمریکا باید این آمادگی را داشته باشد که طی هجده ماه آینده اگر مذاکرات صلح رو به شکست نهاد، اقدامات آتی را روی دست بگیرد؛
1- هرگاه طالبان به تعهدات خود در قبال توافق‌نامه صلح پشت پا زدند، آمریکا باید در افغانستان نیروی نظامی داشته باشد. آمریکا باید چند هزار سرباز و قراردادی‌های سیا را در افغانستان داشته باشد تا در آینده با خیره‌سری‌های طالبان مبارزه نماید و مانع از شکست و یا توقف مذاکرات بین الافغانی شود. این حضور آمریکا باید تا زمان دوام پیدا کند که تهدیدات امنیت بین ملی مانند تروریست‌های بین‌المللی از بین بروند. آمریکا باید این آمادگی را داشته باشد که طالبان را وادار نماید که به تعهدات خود عمل نمایند.
2- درگذشته مذاکرات به شکل ضعیفی به‌پیش رفته است زیرا هیچ‌گونه اقدامات تنبیهی برای خاطیان وجود نداشته است. هرگاه طالبان تعهدات خود را انکار کنند، آمریکا باید دوباره تحریم‌ها را بر اعضای آن‌ها از سر بگیرد، رهبران آن‌ها را در افغانستان و حتی پاکستان هدف قرار دهد و از پاکستان بخواهد که فشارها بر طالبان را افزایش دهد. اخراج رهبران و خانواده طالبان از پاکستان می‌تواند یکی از این فشارها باشد. مطالعات درباره جنگ‌های داخلی و شورش‌ها نشان داده است که هرگاه ضمانت اجرای تعهدات و مجازات خاطیان وجود نداشته باشد، در کمترین زمان ممکن آتش‌بس نقض و مسلح سازی طرف‌های جنگ از سر گرفته خواهد شد.
3- آمادگی آمریکا مبنی بر خروج تمام نیروها و قطع کمک‌هایش به افغانستان این سیگنال قوی را می‌رساند که حکومت افغانستان باید در مذاکرات محتاطانه و صادقانه عمل نماید. هرگاه محرز شود که حکومت افغانستان عامل شکست مذاکرات است، دیگرکسی در آمریکا حاضر نخواهد بود که کمک‌های آن کشور به یک دولت فرومانده دوام پیدا کند.
4- آمریکا باید بسته‌های تشویقی را برای دو طرف منازعه در نظر بگیرد که هرگاه به توافق صلح دست پیدا کردند، آمریکا این بسته‌ها را در اختیار آن‌ها قرار خواهد داد. آمریکا می‌تواند در قبال جنگجویان طالب اعلام عفو نماید به‌استثنای کسانی که به‌صورت گسترده مرتکب نقض حقوق بشر شده‌اند. به حکومت افغانستان پس از توافق صلح کمک‌های خود را دوام‌دار بسازد و نیروهای طالبان را در قالب ارتش و پلیس افغانستان مدغم نماید. آمریکا و دیگر شرکای افغانستان می‌توانند کمک‌های خود را به توافق صلح میان طالبان و حکومت افغانستان موکول نمایند.

دیدگاه شما