صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین؛ نگاه بدبینانه به آینده صلح

-

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین؛ نگاه بدبینانه به آینده صلح

نگاه چین در قبال افغانستان مبتنی بر تبعات امنیتی است که از توافق‌نامه آمریکا و طالبان نشأت می‌گیرد. از منظر پکن اوضاع افغانستان تعریف مثبت ندارد. آشتی میان طالبان و حکومت افغانستان به‌مراتب دشوارتر از صلح ایالات‌متحده با طالبان است. گفت‌وگو میان کابل و طالبان با دشواری‌های زیادی روبرو است و پس از 29 فبروری شاخصه‌های موجود دال بر تقویت این دیدگاه بوده است. حکومت افغانستان و طالبان روی آزادی زندانیان توافق نظر ندارند. هرچند پس از توافق‌نامه فبروری میان طالبان و آمریکا خشونت قابل‌ملاحظه‌ای اتفاق نیفتاده است اما طالبان در مقابل حکومت افغانستان از خشونت و قوه قهریه استفاده نموده‌اند.
تنش‌هایی که در پی اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان افزایش پیدا نمود، بر پیچیدگی اوضاع افزود. آمریکا اعلام کرده است که افغانستان را ترک می‌کند و از سوی دیگر تهدید کرده است که کمک‌های خود را به افغانستان قطع می‌کند و این مسأله برای افغانستان و کشورهای منطقه چالش بزرگ به شمار می‌رود. رسانه‌های رسمی چین از توافق‌نامه آمریکا با طالبان به‌مثابه خروج خفت‌بار دوم آمریکا یاد می‌کند که اولین آن در دهه 1970 در ویتنام اتفاق افتاد. آمریکا کوشش خواهد کرد که خروج خود را از افغانستان به تأخیر بی اندازد زیرا این امر موجب انفجار درونی (تنش داخلی آمریکا) می‌شود و از سوی دیگر این کار بیش‌ازپیش مخرب چهره آمریکا خواهد شد. از منظر چین، توافق‌نامه صلح آمریکا و طالبان صرفاً برای واشنگتن صلح به بار آورده است درحالی‌که افغانستان و منطقه از این توافق‌نامه صلح سودی نبرده است. آمریکا در مدت حضور خود در افغانستان در حدود دو تریلیون دالر و 2400 سرباز ازدست‌داده است درحالی‌که طالبان هنوز به‌عنوان نیروی سیاسی قدرتمند درصحنه باقی‌مانده‌اند و اوضاع امنیتی افغانستان شکننده و مخاطره‌آمیز است.
به باور چین رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ برای انتخاب شدن مجدد در این سمت از هیچ تلاش دریغ نخواهد کرد. امضای توافق‌نامه صلح و خروج از افغانستان  نیز در ذیل همین هدف صورت می‌گیرد. مهم‌ترین نگرانی چین خروج غیرمسئولانه آمریکا از افغانستان است و این کار به صلح پایدار در افغانستان منجر نخواهد شد. درنتیجه این کار، چین و سایر کشورهای منطقه از حوادث افغانستان به‌طور اجتناب‌ناپذیر متأثر خواهند شد که این تأثیرات سال‌های متمادی ادامه خواهد یافت. جالبی قضیه در اینجا است که چین در سال 2001 بعد از تهاجم آمریکا به افغانستان اعلام کرده بود که این کار برای محدودسازی چین صورت گرفته است زیرا سربازان آمریکایی در مرزی‌های غربی چین مستقرشده است اما امروزه چین منتقد خروج آمریکا از افغانستان است.
هنوز هم عده‌ای از ناظران چینی تردید دارند که آمریکا به‌صورت کامل سربازان خود را از افغانستان بیرون کند. پکن هنوز معتقد نشده است که ایالات‌متحده تمایل پیدا کند که حضور و نفوذ استراتژیک خود را در افغانستان کنار بگذارد زیرا با این کار در حقیقت دسترسی به ژئوپلیتیک اوراسیا را از دست خواهد داد. هرچند دونالد ترامپ به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن معروف است و ممکن یک‌شبه همه‌چیز تغییر نماید و آمریکا تصمیم بگیرد که برای حفظ منافع خود در افغانستان باقی بماند.
موانع میان کابل و طالبان
مهم‌ترین نگرانی چین از ناحیه افغانستان ماهیت امنیتی دارد. چین نگران این است که مبادا بی‌ثباتی افغانستان و رادیکالیسم که در این جغرافیا وجود دارد به قلمرو چین سرایت نماید. چین برای فائق آمدن به این چالش نیازمند آن است که با دو طرف (کابل و طالبان) به‌طور مشترک کار نماید. هرچند در ابتدا چین از جبهه ضد طالبان (اتحاد شمال) حمایت می‌نمود اما بعداً ناگزیر شد میان طالبان ضدآمریکایی و طالبانی که به دنبال ترویج رادیکالیسم اسلامی است تفکیک قائل شود. وقتی این موضوع محرز شد که طالبان و چین به یکدیگر نیاز دارند، چین از طالبان خواست که باید پناهگاه اویغورها در مناطق تحت کنترل طالبان از بین برده شود و از سوی دیگر طالبان از چین خواست که از مواضع این گروه حمایت نماید. برای اولین بار طالبان در سال 2014 از چین بازدید نمودند و چین به‌صورت مخفی زمینه نشست میان طالبان و کابل را در ارومچی فراهم نمود.
چین در مبارزه با تروریسم رابطه نزدیک خود را با کابل حفظ نمود که هدف اصلی آن همکاری‌های امنیتی در زمینه هدف قرار دادن جنبش اسلامی ترکستان شرقی و دولت اسلامی (داعش) بوده است. در ذیل همکاری‌های نظامی، چین در منطقه مرزی آن کشور با افغانستان در کریدور واخان پل کوهستانی اعمار نمود که هدف اولیه آن جلوگیری از نفوذ دولت اسلامی (داعش) به خاک چین بود. بر اساس ادعای پژوهشگران افغانستانی چین از سال 2016 الی 2018 در حدود 70 میلیون دالر آمریکایی به حکومت افغانستان کمک نظامی فراهم نموده است.
رابطه دو طرف پکن با طالبان و کابل باعث شده است که این کشور در گفت‌وگوها میان دو طرف نقش خاص داشته باشد. این‌یکی از مباهات چین است که برخلاف سایر همسایگان افغانستان و ایالات‌متحده، پکن هیچ‌گاهی به افغانستان حمله نکرده است و همیشه بی‌طرفی نسبی خود را در قبال این کشور حفظ کرده است. چین همواره برای نمایندگان طالبان ویزا صادر نموده است که آن‌ها بتوانند در نشست‌ها شرکت داشته باشند و این امر باعث می‌شود که چین بتواند در روابط میان طالبان و کابل نقش تسهیل‌کننده بازی نماید.
با توجه به پیش‌بینی و میزان مشروعیت، نقش و نفوذ طالبان در افغانستان، احتمال زیاد وجود دارد که چین در آینده روابط خود را با این گروه گسترش دهد. چین از مدت‌ها قبل اصول کلی سیاست عدم‌مداخله در افغانستان را تحت عنوان میانجیگری و یا دفاع از منافع ملی خود کنار گذاشته است. هرچند چین به حمایت خود از حکومت غنی ادامه خواهد داد اما ناظران بر این باور است که رویکرد چین به سود طالبان در حال تغییر است. پانگ گوانگ کارشناس ارشد چینی در امور خاورمیانه و مبارزه با تروریسم معتقد است که طالبان در درون جامعه در میان افراد فقیر کشور طرفدار دارند درحالی‌که حکومت افغانستان از سوی آمریکایی‌ها حمایت می‌شود. وقتی این‌گونه طرز دید وجود داشته باشد، توافق آمریکا با طالبان به معنای افزایش مشروعیت این گروه خواهد بود. افزایش مشروعیت به طالبان، برای این گروه فرصت فراهم می‌کند که روابط خود را با حکومت‌های خارجی مخصوصاً پاکستان و چین گسترش دهند. هرچند چین نمی‌تواند از نظام خلافت در افغانستان حمایت نماید زیرا این کار باعث می‌شود خود چین در کنترل و اداره مسلمانان خود با دشواری روبرو شود اما حمایت چین از طالبان برای آن کشور دشواری زیاد ایجاد نمی‌کند زیرا ایدئولوژی سیاسی طالبان برای چین خطر جدی به همراه ندارد. ادامه دارد...

دیدگاه شما