صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۳ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین؛ چندجانبه گرایی بهترازیک‌جانبه‌گرایی است

-

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین؛ چندجانبه گرایی بهترازیک‌جانبه‌گرایی است

باوجوداینکه آمریکا و طالبان به توافقنامه صلح دست پیداکردهاند اما چین در قبال افغانستان دیدگاه خوشبینانه ندارد. بزرگترین چالش برای چین بدتر شدن اوضاع امنیتی افغانستان و شکست خوردن روند مذاکرات صلح افغانستان است.
پکن در قبال افغانستان آمادگی اولیه چندین اقدام را گرفته است که طی ماهها و حتی سالهای بعد آن را اجرایی خواهد کرد. در قدم نخست پکن ترجیح میدهد که در قبال افغانستان از رویکرد چندجانبه استفاده شود تا یکجانبه. استراتژیست های چینی بر این هستند که هرگاه اوضاع امنیتی افغانستان رو به بدتر شدن گذاشت، باید مأموریت حفظ صلح سازمان ملل متحد به شمول سربازان چینی به کار گرفته شود و نباید هیچ کشور منطقهای در افغانستان دست به مداخله یکجانبه بزند. چین بههیچعنوان قصد ندارد که دست به مداخله یکجانبه بزند. چین عامل یا یکی از طرفهای منازعه داخلی افغانستان نبوده است. اینکه افغانستان به قبرستان امپراتوریها معروف شده است، چین را بهشدت از مداخله مستقیم بازمیدارد و این کشور نمیخواهد موقعیت مناسب خود را در تعامل دو طرف با طالبان و حکومت افغانستان از دست بدهد؛ بنابراین بحث ورود یکجانبه هر یک از کشورهای منطقه درروند مذاکرات بین الافغانی ازنظر چین منتفی است.
سناریوی دوم این است که هرگاه مأموریت سازمان ملل متحد با مشکل روبرو شود یا احتمال اجرایی کردن آن نباشد، چین از سازمان همکاریهای شانگهای خواهد خواست که نقش خود را در قبال افغانستان ایفا نماید. این سازمان در سال 2001 به ابتکار چین بنیاد نهاده شد که اعضای مؤسس آن شامل چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان است و در سال 2017 هند و پاکستان نیز به عضویت آن درآمدند. این سازمان تقریباً تمامی همسایگان افغانستان را دربرمی گیرد و این به معنای آن است که سازمان مذکور میتواند به دخالت در امور افغانستان مشروعیت ببخشد زیرا پس از خروج نیروهای آمریکایی، خلأ امنیتی در این کشور به وجود میآید و نیازمند آن است که با این روش پر شود. هرچند چین مُصِر است که نقش اولیه سازمان همکاریهای شانگهای در مبارزه با تروریسم و مبارزه با مواد مخدر است اما ناظران خارجی بر این باور اند که توسعه بیشتر درونمایه اصلی سازمان همکاریهای شانگهای را تشکیل میدهد. هرگاه افغانستان بهسوی ثبات درحرکت شود، چین تلاش خواهد نمود که این کشور را در مکانیسم و چارچوب امنیتی سازمان همکاریهای شانگهای مدغم نماید.
سوم، چین ترتیبات امنیتی چندجانبه را بهعنوان پیششرط هر نوع تلاش برای توسعه اقتصادی افغانستان میداند. کارشناسان چینی بارها تکرار کردهاند که طی یک دهه گذشته شکست پروژههای بزرگ مانند مس عینک و نفت و گاز دریای آمو به خاطر نبود امنیت در افغانستان بوده است و همچنان زیرساختهای بسیار ضعیف مانع از استخراج و بهرهبرداری از این معادن شده است. جذبه اقتصادی افغانستان بهتنهایی کافی نیست تا توجه چین را به خود جلب نماید. هرگاه ضمانت محلی و حمایت چندجانبه وجود داشته باشد چین از نقش بزرگ اقتصادی خود در افغانستان خودداری نخواهد کرد. البته چین بهطور ضمنی از ناحیه طالبان در مورد آینده پروژههای خود در افغانستان اطمینان حاصل نموده است. برای نمونه میتوان از تمدید دهلیز اقتصادی چین-پاکستان از طریق خط آهن به قندهار یاد نمود.
چهارم، چین هنوز مطمئن نیست که افغانستان بتواند بهعنوان نقطه وصل همکاریهای ایالاتمتحده و چین باقی بماند اما هنوز امیدواری وجود دارد. در یک دهه گذشته چین و ایالاتمتحده روی ظرفیتسازی در افغانستان به شمول آموزش پلیس و مینروبی با یکدیگر همکاری داشتهاند. از دید چین حضور نظامی آمریکا و تلاشهای اقتصادی چین در افغانستان متمم هم پنداشته میشود. آنچه آمریکا در قبال افغانستان انجام میدهد میتواند یک عامل کلیدی در حوزه کارکرد اقتصادی چین در این کشور باشد.
توافقنامه صلح طالبان و آمریکا، موازنه میان هند و پاکستان را به سود اسلامآباد تغییر داده است و این می تواند منجر به تیرگی روابط دهلی جدید با واشنگتن شود. هدف اصلی هند در افغانستان کاهش نفوذ استراتژیک پاکستان است تا آن کشور نتواند ازآنجا بهعنوان پناهگاه امن گروههای تروریستی علیه هند استفاده نماید. دلیل مخالفت هند با طالبان این است که دهلی جدید آن گروه را بهعنوان کارگزار پاکستان تلقی میکند. از سوی دیگر هند تلاش دارد که از طریق افغانستان به دهلیز اقتصادی آسیای مرکزی دسترسی داشته باشد و تلاش مینماید که از این طریق پاکستان را منزوی نماید و سرمایهگذاری هند در بندر چابهار در این راستا قابل توجیه است. از سوی دیگر ارزش راهبردی افغانستان برای هند مبتنی بر حضور نظامی آمریکا در افغانستان است و هرگاه سربازان آمریکایی این کشور را ترک نماید چنین به نظر میرسد که تمام سرمایهگذاریهای هند به هدررفته است.
برای چین، شکست هند به معنای پیروزی پاکستان است. باور بر این است که با خروج آمریکا، پاکستان در افغانستان نفوذ خود را گسترش خواهد داد زیرا نمیخواهد که در شمال و جنوب خود همسایگان خصمانه داشته باشد. گسترش نفوذ پاکستان در افغانستان نهتنها بهصورت غیرمستقیم موجب گسترش نفوذ چین خواهد شد بلکه مواضع اسلامآباد و پکن را در گفتوگو با واشنگتن بهبود میبخشد. هرچند چین در قبال صلح و ثبات داخلی افغانستان نگاه منفی و بدبینانه دارد اما در این روند لایههای نقرهای در ژئوپلیتیک منطقه برای این کشور وجود دارد.

نتیجهگیری
چین پس از دو دهه گسترش روابط با حکومت افغانستان و طالبان به یک تسهیلکننده عمده درروند صلح افغانستان تبدیلشده است. چین خوشحال میشود که ببیند سربازان آمریکایی سوار هواپیما شده و افغانستان را ترک میکنند اما شک و تردید وجود دارد که واشنگتن چنین کند. درعینحال پکن نگران خلأ امنیتی پس از خروج نیروهای آمریکایی است و برای حل این چالش ترتیبات چندجانبه را بهترین روش میداند. چین در قبال صلح افغانستان به دنبال نقش محتاطانه و انعطافپذیر است. چین میخواهد در قبال افغانستان سه مسأله را واضح نماید؛ چین نمیخواهد بخش از منازعه افغانستان باشد، چین کشور قدرتمند و یکی از همسایگان افغانستان است و نباید در معادلات صلح افغانستان نادیده گرفته شود و سرمایهگذاری چین در افغانستان پسا منازعه برای بازسازی و توسعه اقتصادی این کشور حیاتی است. روند صلح افغانستان راه دورودراز در پیش دارد و چین از این روند به دور نخواهد ماند.

دیدگاه شما