صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

گزاره‌هایی در باب لویه‌جرگه‌ی مشورتی صلح وبرآیندآن

-

گزاره‌هایی در باب لویه‌جرگه‌ی مشورتی صلح وبرآیندآن

همین اکنون، پس از تجمیع دیدگاه کمیته‌ها، قطعنامه‌ی لویه‌‌جرگه مشورتی صلح صادر شد. به رغم وجود دیدگاه‌هایی مبنی بر مخالفت با آزادی ۴۰۰ نفر، جو حاکم بر اکثر کمیته‌ها، موافقت با رهایی مشروط ۴۰۰ نفر جانی با تضمین‌های بین‌المللی بود. در ارتباط با موضوع محوری جرگه و قطع‌نامه و برآیند آن، گزاره‌های ذیل قابل تامل است:
۱. بی‌تردید، در وضعیت عادی، هیچ شهروند و فرد مسئول در کشور راضی به رهایی قاتلین مردم و قاتلین سربازان و جوانان این خاک نبوده و نیست. منطق مقاومت حکومت در برابر خواست مداوم کارگزاران حکومت ایالات متحده مبنی بر رهایی 400 نفر جانی متفاوت به عنوان پیش‌شرط شروع گفتگوهای بین‌الافغانی، تا اکنون نیز آن بوده است که جرم این 400 نفر بسی سنگین، رهایی آنان فراتر از صلاحیت رییس جمهور، خارج از چارچوب حقوقی و غیرقابل توجیه از منظر قانونی و احکام نافذ جزایی در کشور است.
۲. تصمیم لویه‌جرگه نیز مسلما یک تصمیم سیاسی و با سنجش مصالح علیای کشور است و نباید توقع داشت که با مواد کد جزا قابل تبیین باشد. وقتی پای مصلحت کلان ملی، سرنوشت آینده جامعه و مسأله‌ی جریان جوی خون یا قطع آن به صورت نسبی به میان می‌آید، با یک یا چند ماده از حقوق جزا نمی‌توان مواجهه نمود. این‌ نکته که رهایی این افراد با مکانیزم حقوقی و مطابق کد جزای افغانستان با بن‌بست مواجه است، از چند ماه پیش تا کنون بارها توسط حکومت با شرکای بین‌المللی مطرح شده است و دریافت جدیدی نیست.
۳. اعضای لویه‌جرگه به اشکال گوناگون، منتخب مردم بوده‌اند و نه منصوبان حکومت (اعضای شورای ملی، اعضای شوراهای ولایتی و نیز تعدادی منتخب مستقیم مردم برای جرگه در سال گذشته).
۴. گزینش لویه‌جرگه می‌توانست یکی از دو گزینه‌ی محتمل باشد: الف) موافقت با رهایی همراه با پیش‌شرط‌های ممکن و تضمین‌های بین‌المللی، ب) فیصله به عدم رهایی. مسلما چیزی به نمایندگان دیکته نشد و تحمیل نگردید که به کدام گزینه رأی دهند. لزوما برآیند جرگه در هر صورت ممکن است در تطابق با خواست کارگزاران حکومتی نباشد. عصر تحمیل گذشته است. همه می‌دانیم که حامد کرزی مخالف امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده بود و از لویه‌جرگه مربوطه هم انتظار داشت هم‌رای با او، به مخالفت رای دهند؛ اما لویه‌جرگه به موافقت رای داد و برآیند آن خلاف نیت کرزی بود. در موضوع محوری لویه‌جرگه کنونی، حکومت تصمیم از پیش‌تعیین شده نداشته و در طول چند ماه گذشته و روزهای منتهی به لویه‌جرگه، با قاطعیت مخالف رهایی ۴۰۰ نفر و خواستار تعویض لیست بوده است. به رغم برخورد ناشایست از سوی برخی افراد با منتقدین و مشخصا برخورد ناشیانه با بلقیس روشن بحث آزاد در کمیته‌ها در جریان بود و اعضای کمیته‌ها آزادانه دیدگاه‌های خود را مطرح کردند. به دستور رییس جمهور، تنها عذرخواهی فردی که بلقیس روشن را مورد هجمه قرار داد، کافی نیست و به ثارنوالی معرفی گردید. هیچ عضو حتا منتقد جرگه تا کنون ادعا نکرده است و سندی وجود ندارد که حکومت خواست مشخص داشته است و آن خواست را بر اعضای جرگه تحمیل کرده است. بنابراین، در صورت گزینش گزینه اول، بهانه از دست مخالفان و حامیان آنان گرفته شده و در برابر خواست جامعه جهانی، مردم و حکومت حسن نیت و آمادگی خود را برای صلح اعلام نموده‌اند. در صورت گزینش گزینه دوم، دست کم حکومت در مقاومت خود با پشتیبانی جمعی و ملی همراه می‌شد و اگر خرد جمعی حکم می‌کرد که 400 نفر مورد بحث آزاد نشوند، حکومت با اراده‌ی مستحکم‌تر به مقاومت می‌پرداخت و پیامد مثبت یا منفی مخالفت با رهایی و نتیجه‌ی مقاومت در برابر خواست ایالات متحده، طالبان، شرکای بین‌المللی حکومت و حامیان منطقه‌ای طالبان، هرچه بود، یک تصمیم جمعی بود و نه تصمیم یک فرد یا چند کارگزار حکومت. 
۵. جنگ و صلح افغانستان یک پدیده‌ی پیچیده، ناشی از عوامل بنیادین متعدد و در ابعادی، خارج از اراده و کنترل ما است، اما شهروندان کشور و کارگزاران حکومتی، مانند گذشته، خوب یا بد، نقش اصلی را در این عرصه ایفا خواهند نمود و تصمیم منطقی‌تر از سوی شهروندان و کارگزاران حکومتی، می‌تواند جهت جنگ و صلح را تغییر دهد. با توجه به ماهیت و عوامل اصلی بحران و جنگ در کشور (از عوامل جامعه‌شناختی افغانی تا ماهیت رویکرد همسایگان و عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی)، صلح پایدار و دایمی، پدیده‌ی زودرس نخواهد بود و خوان‌های فراوانی در پیش است. حتا با آغاز فرآیند گفتگوهای بین‌الافغانی، دور از واقعیت‌های موجود است که شاهد نتیجه‌گیری زودهنگام باشیم. به هم رساندن دو گفتمان جمهوریت و طالبانیسم و تلفیق دال‌های این دو گفتمان، امر آسانی نیست و در مذاکرات صلح، وقفه‌ها و ناامیدی‌هایی بروز خواهد نمود. با این حال، در این مقطع حساس تاریخی، می‌توان به کاهش خشونت‌ها تا حدودی امیدوار بود و این امکان وجود دارد که در این روزهای سرنوشت‌ساز، گام اول برای پایان بحران مزمن برداشته و خشت اول بنای صلح گذاشته شود.
۶. انتخاب نمایندگان جرگه انتخاب بین بد و بدتر و در واقع نوشیدن جام زهر به امید رسیدن به آرامش حداقل نسبی در این کانون بحران بوده است.
۷. منتقدین در طول یک سال گذشته همواره تکرار کرده‌اند که مشخصا رییس جمهور غنی مانع صلح است و به قیمت مخالفت با صلح، به تداوم حکومت خود می‌اندیشد. پارادوکس در داوری‌هایی که در طول یک‌سال اخیر در باب رویکرد حکومت در عرصه صلح مطرح شده است، نشان می‌دهد که بسیاری از داوری‌ها یا مبتنی بر رقابت و لجاجت سیاسی مبتنی بر منفعت شخصی و جناحی است و یا از سر احساسات، آرمان‌گرایی بیش از حد و نادیده گرفتن برخی وقعیت‌های تلخ. آنگاه که حکومت در برابر باج دادن به طالبان مقاومت کرده است، از سوی منتقدین و رقبای سیاسی متهم به ایجاد چالش در برابر گفتگوهای صلح گردیده است، آنگاه که بر اساس خواست جامعه جهانی و شرکای بین‌المللی به رهایی بخشی از زندانیان طالبان پرداخته است، متهم به هم‌سویی با طالبان شده است!
۸. کنش‌های برخی سیاسیون خارج از ساختار و حتا داخل ساختار سیاسی کشور در طول یک سال گذشته که در محور آنان حامد کرزی قرار داشت، به قدر کافی طالبان و حامیان آنان را جسور ساخت و حتا به جبهه طالبانیسم مشروعیت بین‌المللی و منطقه‌ای بخشید. این سیاسیون به رغم مخالفت حکومت، به صورت عاشقانه و سرازپانشناخته به قطر و مسکو به دنبال طالبان دویدند، به امامت آنان نماز خواندند و ملتمسانه پشت دروزاه‌های طالبان در کویته، قطر و مسکو صف کشیدند، در تضعیف جبهه جمهوریت و تخریب موضع قاطع حکومت در برابر طالبان، نقش اساسی داشتند تا امروز شاهد یک اجماع در هم‌سویی با طالبان در رهایی جانیان و قاچاقچیان هستیم (خودکرده را تدبیر نیست).
۹. خواست مصرانه جامعه جهانی به شمول ایالات متحده، ناتو، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه، از حکومت افغانستان، برداشتن این مانع (رهایی 400 نفر) بوده است. تعدادی از این جانیان، در لیست سیاه خود جامعه جهانی قرار دارد. اکنون این بهانه برداشته می‌شود و در صورت تخطی طالبان از تعهدات خود، شهروندان و حکومت افغانستان متهم به مانع‌تراشی برای پیشرفت گفتگوهای صلح نخواهند بود و به صورت منطقی، توقع همیاری و حمایت جامعه جهانی را خواهند داشت.
۱۰. در نهایت این‌که منتقدین تا اکنون گزینه‌ی بدیل منطقی و معقول ارایه نداده‌اند و بیشتر با یک رویکرد احساساتی، به محکومیت حکومت و جرگه پرداخته‌اند. هم‌چنین، منتقدین کم‌تر همراهان طالبان از میان رهبران سیاسی کابل‌نشین، فرماندهان جهادی و سران اقوام و قبایل را که یک سال در لجاجت با حکومت و در مخالفت با موضع قاطع حکومت، عاشقانه به دنبال طالبان در قطر، کویته و مسکو دویدند، آب در آسیاب طالبان ریختند و امروز طالبان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند، محکوم کرده‌اند.
۱۱. برخی مخالفین و تحریم‌کنندگان جرگه، دیدگاه‌شان تغییر کرد و در روز اول و دوم جرگه و برخی هم سرانجام امروز به جرگه پیوستند.
۱۲. به امید نزدیک‌شدن به صلح پایدار در وطن خون‌آلود و آرامش در قلب آسیا.

دیدگاه شما