صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آمریکا، طالبان و تکرار حمله یازدهم سپتامبر؛ عدم تقارن خطرناک درتوافق‌نامه صلح - بخش دوم

-

آمریکا، طالبان و تکرار حمله یازدهم سپتامبر؛ عدم تقارن خطرناک درتوافق‌نامه صلح - بخش دوم

معلوم نیست که آیا این محدودیت شامل سایر گروههای که ازنظر ایالاتمتحده تروریستی قلمداد میشوند، است یا خیر؟ بنیادگرایانی که توسط سازمان ملل متحد مورد تحریم قرارگرفتهاند چه میشوند؟ گروهای متعدد جهادی-تروریستی در دو سوی مرز فعالیت دارند که طالبان از مدتها قبل با آنها رابطه داشتهاند و این سازوکار صلح میتواند باعث خلق چالشهای جدید از سوی آنها شود.
این موضوع بهصراحت معلوم است که طالبان بر این هستند که تمامی تهدیداتی را که ایالات متحده بیان می دارد، ساخته خود آن کشور است. بهطور مثال سخن گوی طالبان در خزان سال گذشته بیان نمود که باور ندارد القاعده در حمله یازدهم سپتامبر دخیل بوده باشد. علاوه بر آن، سراجالدین حقانی معاون گروه طالبان که با گروههای تروریستی بینالمللی رابطه نزدیک دارد اخیراً در روزنامه نیویورکتایمز مدعی شده بود که گویا نگرانی این مسأله که افغانستان بار دیگر به پناهگاه امن تروریسم تبدیل شود، بیشتر باانگیزههای سیاسی دامن زده میشود.
هرچه بیشتر بروی بیشتر میفهمی که کمتر میدانی
در اینجا دلایلی وجود دارد که باعث شک و تردید در حسن نیت طالبان در قبال توافقنامه صلح میشود. آخرین یافتههای سازمان ملل متحد نشان میدهد که طالبان به رابطهشان با القاعده ادامه دادهاند زیرا دو طرف از این وضعیت بهطور مشترک سود میبرند و هیچگونه خبری مبنی بر اینکه آنها دچار تحول شده باشند گزارش نشده است. باوجوداینکه طالبان با ایالاتمتحده توافقنامه امضا کردهاند، آشکارا القاعده را مردود اعلام نکردهاند و تعهد مبهم دادهاند که با واشنگتن در مبارزه با تروریسم بینالملل همکاری میکنند. چنین به نظر میرسد که رهبری شورشیان قصد ندارد که در مبارزه با تروریسم به تعهد خود عمل نماید.
هرگاه طالبان تعهد خود را زیر پا بگذارند، ایالاتمتحده چگونه میتواند به این مسأله پی ببرد؟ ازآنجاییکه دادوستد طالبان با القاعده یک امر مسلم است، سرویس اطلاعاتی آمریکا در این راستا دستبهکار شود و موارد تخلف از توافقنامه را جمعآوری نماید. وقتی ایالاتمتحده افغانستان را ترک نماید، ظرفیتهای جمعآوری اطلاعاتی آمریکا در افغانستان نیز کاهش پیدا خواهد کرد. این احتمال بسیار قوی است که حتی باوجوداینکه آمریکا تمامی تعهدات خود را در قبال طالبان انجام دهد این گروه کمترین تعهدات خود را انجام خواهد داد. پرسش اینجا است که هرگاه توافقنامه نقض شود آنگاه در قبال این مسأله چه رویکرد در پیشگرفته میشود؟ هرگاه واشنگتن به رهبری طالبان خبر دهد که یکی از اعضای آن با فرد یا گروه که ازنظر ایالاتمتحده تروریستی تلقی میشود همکاری دارد، آیا شریک سازی این اطلاعات نمیتواند بر توافقنامه و نحوه جمعآوری اطلاعات سایه افگند؟ این احتمال جدی وجود دارد که هرگاه در مورد یکی از شورشیان اطلاعات دریافت و شریک ساخته شود، رهبری آنها از این اطلاعات به حیث رهنمود استفاده خواهد نمود و به شورشیان خواهد گفت که با تغییر روش به گونه مؤثر با گروههای تروریستی رابطه داشته باشد که به افشاگری منجر نشود. در نبود یک مکانیسم مشخص، طالبان خود را در برابر اتهامات پاسخگو نمیدانند و برای تصحیح رفتارشان تلاش نخواهند کرد.
ازیکطرف شاخصههای که بتواند سوء رفتار طالبان را مشخص کند وجود ندارد و از سوی دیگر مکانیسم قابلقبول برای تفسیر این اطلاعات موجود نیست. هرگاه محرز شود که طالبان در سطح پایینتر در خاک افغانستان با القاعده تبانی کردهاند، معلوم نیست که رئیسجمهور دونالد ترامپ در قبال این موضوع چه رویکردی در پیش میگیرد. گذر زمان لازم است تا به این شک و تردیدها پاسخ بگوید اما تقسیم اوقات خروج سریع نیروهای آمریکایی از افغانستان این فرصت را از آمریکا میگیرد که در مورد صحتوسقم این شک و تردیدها تحقیق نماید. برای اثبات این دلهرگیها میتوانید به سالهای قبل بازگردید که سرویس اطلاعاتی پاکستان چگونه با طالبان زد و بند داشته است. چنین چیزی منطقی به نظر میرسد که طالبان به خاطر توافقنامه صلح، رابطه خود را با القاعده بهکلی دگرگون نخواهد کرد.
تجربه تلخ ایالاتمتحده با پاکستان، یادآوری میکند که آمریکا در توافق خود با طالبان باید بسیار محتاط باشد. آنچه برای تصمیمگیرندگان ایالاتمتحده دلهرهآور به نظر میرسد این است که طالبان پس از نقض توافقنامه بهراحتی این کار را به عهده جناحهای تندرو بیندازد.
عدم موازنه نیروها
یکی از راههای که میتواند طالبان را وادار به انجام تعهداتشان در قبال توافقنامه صلح نماید این است که رهبری طالبان باید به این نتیجه برسد که نقض تعهدات برای آنها بهای سنگینی دارد و آمریکا این آمادگی را دارد که در قبال نقض تعهدات مجازات سختی را بر آنها اعمال کند. قویترین سازوکار آمریکا در این راستا این است که امکان توقف خروج نیروها و حتی بازگشت آنها به میدانهای نبرد وجود داشته باشد. با فعال بودن این سازوکار، رهبری طالبان اینگونه محاسبه خواهد کرد که اداره ترامپ هرگونه خلاف ورزیهای آنها را بدون مجازات نخواهد گذاشت. علاوه بر آن، وقتی پای تمامی سربازان آمریکایی از افغانستان بیرون شود، طالبان بیش از هر وقت دیگر خود را به تصاحب قدرت نزدیکتر میبینند و در این صورت کمتر طبق توافقنامه عمل خواهند نمود. آخرین نکته عدم تقارن توافقنامه این است که هرگاه آمریکا بخش از تعهدات خود را انجام دهد و تمامی سربازان خود را از آن کشور بیرون نماید، برای بازگشت به افغانستان و برقراری نظم در آن کشور باید هزینه بسیاری بالای را پرداخت نماید. درنتیجه هیچ اقدامی صورت نمیگیرد که طالبان را سر جایشان بنشاند و نقض توافقنامه از سوی طالبان در نبود نیروهای آمریکایی بیپاسخ میماند. در یمن، سومالیا و لیبیا، ایالاتمتحده میتواند از طریق خاک کشورهای همسایه یا پایگاههای دریایی بر گروههای تروریستی حمله تنبیهی انجام دهد اما محاط به خشکه بودن افغانستان برای آن کشور موقعیت استثنایی فراهم نموده است و این امر باعث دشواری در اقدامات پنتاگون میشود. با این استراتژی پنتاگون نمیتوان بهطور دوامدار و مؤثر در کشوری حمله نماید که با آبهای آزاد مرز ندارد. علاوه بر اینها هیچیک از کشورهای همجوار افغانستان پایگاه نیروهای آمریکایی نیستند و هرگاه ایالاتمتحده به دنبال موفقیت نظامی با این روش باشد این کار نیازمند زمان است که باید از طریق یکی از کشورهای آسیای مرکزی صورت بگیرد که حتی این امر نیز از برخی جهات به نفع ایالاتمتحده نیست.

دیدگاه شما