صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آمریکا، طالبان و تکرار حمله یازدهم سپتامبر؛ عدم تقارن خطرناک درتوافق‌نامه صلح

-

آمریکا، طالبان و تکرار حمله یازدهم سپتامبر؛ عدم تقارن خطرناک درتوافق‌نامه صلح

از سوی دیگر این توافق‌نامه صلح، برای طالبان راه گریز قانونی فراهم می‌کند. در این توافق ذکرشده است که نباید از خاک افغانستان علیه آمریکا و متحدان آن اقدام صورت بگیرد. هرچند در اصول توافق شده است که طالبان در مبارزه با تروریسم سهیم شوند اما به‌صورت مشخص برای آن‌ها محدودیت وضع نکرده است که آن‌ها نمی‌توانند در پاکستان با بنیادگرایان اسلامی در حال دادوستد باشند، چیزی که طی سال‌های گذشته اتفاق افتاده است. در توافق‌نامه به‌صورت قاطع نیامده است که طالبان باید برای همیشه رابطه‌شان را با گروه‌های تروریستی قطع نمایند. برعکس، در این توافق‌نامه صرفاً قطع رابطه طالبان با گروه‌های دیگر تروریستی مانند طالبان و رادیکال‌های اسلام‌گرا ذکرشده است که با این قید طالبان می‌توانند صرفاً رابطه خود را برای مدت محدود با دیگر گروه‌های تروریستی قطع نمایند و پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، این رابطه را از سر بگیرند. با توجه به این قید، طالبان رابطه خود را  با گروه‌های تروریستی دیگر در کوتاه مدت قطع نمایند اما می توانند با این کار برای همیشه از فشار ارتش آمریکا رهایی پیدا کنند.
بر اساس این توافق آمریکایی‌ها و سایر نیروهای بین‌المللی باید در ظرف چهارده ماه افغانستان را ترک نمایند بدون این‌که گفت‌وگوهای بین الافغانی به موفقیت رسیده باشد یا به شکست منتج شده باشد. این فرصتی می‌شود برای طالبان که از روش سنتی خود (درهم شکستن حکومت افغانستان) استفاده نمایند. درنتیجه طالبان خود را ملزم نمی‌بینند که با حکومت افغانستان که از سوی جامعه بین‌المللی به رسمیت شناخته‌شده است به‌صورت جدی وارد گفت‌وگو چانه‌زنی شوند اما این رویکرد تقابلی آن‌ها می‌تواند به تضعیف حکومت افغانستان سرعت ببخشد. این توافق‌نامه به‌جای آن‌که بتواند دشواری گفت‌وگوهای بین الافغانی را حل نماید، طالبان را به‌سوی آخرین مرحله بازی‌شان که همانا از 2001 به این‌طرف (تصرف دوباره قدرت در افغانستان) است نزدیک می‌نماید.

زمان اشتباهی
اداره ترامپ علاوه بر این‌که روی توافق‌نامه صلح دوحه گفت و گو می‌کرد، هم‌زمان راجع به دو سند الحاقی قابل‌چانه‌زنی نیز بحث نموده است. این پروتکل‌ها محرمانه است و محتوای آن ناهمگون و ازدید عامه مردم آمریکا خارج است و صرفاً طالبان در مورد مفاد آن به‌خوبی آگاه‌اند. تنها اعضای کنگره حق‌دارند به این مدارک دسترسی داشته باشند و آن‌ها باید همین اکنون به‌صورت جدی در مورد ماهیت و کارکرد راهبری این ضمایم به‌صورت دقیق و شدید بررسی نمایند. آن‌ها کدام کار شیوه‌ها را در پیش بگیرد که در راستای عملی سازی این تعهدات مؤثر باشد؟ آیا آن‌ها می‌توانند از منافع ملی ایالات‌متحده در افغانستان پاسداری نمایند؟
علاوه بر آن کنگره می‌تواند در پاسخ به آن، اقدام به قانون‌گذاری نماید. به‌طور مثال کنگره می‌تواند بر داده‌های سرویس اطلاعاتی قیمومیت داشته باشد که آیا طالبان همکاری خود را با القاعده قطع کرده‌اند یا خیر، چیزی که توافق‌نامه صلح با واشنگتن آن‌ها را ملزم می‌نماید. همچنان این مسأله موردنظر باشد که داده‌های را در مورد امنیت ایالات‌متحده و متحدان آن مورد رصد قرار دهد. همچنان کنگره می‌تواند به‌صورت ربعوار از نهادهای اطلاعاتی کشور بخواهد که در مورد نحوه عملکرد طالبان در باب توافق‌نامه صلح گزارش ارائه کنند. برای برخی‌ها چنین نکات ظریف، مسأله ای خاص نیست. آن‌ها استدلال می‌کنند که پس از دو دهه درگیر بودن در افغانستان به خطرش می‌ارزد که سربازان آمریکایی به خانه بازگردند. ما نمی‌توانیم برای جنگ بی‌پایان منابع مالی و انسانی تمام ناپذیر فراهم نماییم.
این مسأله به‌طور طبیعی قابل‌فهم است. اکنون آمریکایی‌ها نمی‌توانند خود را فریب دهند که افغانستان چگونه می‌تواند خودش روی پای خود بایستد. این مسأله واضح است که کنار کشیدن آمریکا از جای که بی‌نظمی بین‌المللی بار می‌آورد به معنای ثبات بخشی به آمریکا نیست زیرا فجایع آن قابل پیش‌بینی است. در تاریخ ثابت‌شده است که تسلیم شدن تحت عنوان صلح، به‌ندرت به موفقیت انجامیده است. ایالات‌متحده سربازان خود را به افغانستان فرستاد تا پناهگاه‌های تروریستی مستقر در افغانستان را نابود کند. اکنون آمریکا پیش از خروج از افغانستان باید ترتیبات قوی را روی دست بگیرد تا بر اساس آن مانع از ظهور مجدد تروریسم در افغانستان شود. اکنون در اداره رئیس‌جمهور ترامپ چنین به نظر نمی‌رسد که این ترتیبات بتواند هدف موردنظر را برآورده نماید.

نتیجه‌گیری:
جنرال پیترائوس که زمانی عالی‌ترین فرمانده نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان بود و از سوی دیگر این جنرال چهار ستاره در سال 2007 و 2008 با رویکرد منحصربه‌فرد خود توانست قبایل سنی غرب عراق را در الانبار و رمادی و شهرهای مشابه علیه القاعده شاخه عراق بشوراند و موجب آرامش نسبی در آن کشور شود، اکنون پس از به امضا رسیدن توافق‌نامه صلح آمریکا با طالبان بعید می‌داند که این توافق‌نامه به پایان جنگ در افغانستان کمک نماید. پیترائوس با توجه به شناخت دقیقی که از حکومت افغانستان و گروه تروریستی طالبان دارد، در قبال آینده افغانستان نگاه خوش‌بینانه ندارد. این بدبینی وی تا حدودی ریشه در غیرقابل‌اعتماد بودن طالبان دارد و از سوی دیگر به باور پیترائوس کار شیوه توافق‌نامه صلح میان آمریکا و طالبان به گونه طراحی نشده است که مانع از تداوم همکاری طالبان و القاعده شود. وی نگران آن است که طالبان به‌جای خاک افغانستان در مناطق قبایلی پاکستان با القاعده به همکاری خود ادامه دهند چیزی که طی سال‌های گذشته انجام‌شده است. علاوه بر این این‌ها، پیترائوس از دو پروتکل الحاقی یاد می‌کند که هم‌زمان با توافق‌نامه صلح مورد چانه‌زنی بوده است. افکار عمومی آمریکا نمی‌داند در درون این پروتکل‌ها چه چیزی نهفته است اما این مفاد صرفاً برای طالبان آشنا و قابل‌فهم خوانده‌شده است. به باور پیترائوس مهم‌ترین دلیل پشت پا زدن تعهدات از سوی طالبان این است که با خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان، این گروه خود را به کسب قدرت سیاسی در کشور نزدیک می‌بیند و رؤیای بیست‌ساله آن‌ها در حال تحقق به نظر می‌رسد و از سوی دیگر آمریکا بدون هزینه بسیار گزاف نمی‌تواند دوباره به افغانستان لشکرکشی نماید و از همین رو طالبان عزم خود را جزم می‌کنند تا حکومت افغانستان را سرنگون نماید.

دیدگاه شما