صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آینده طالبان و سناریوهای احتمالی؛ تداوم جنگ،انشعاب وائتلاف جدید باتروریست‌های خارجی

-

آینده طالبان و سناریوهای احتمالی؛ تداوم جنگ،انشعاب وائتلاف جدید باتروریست‌های خارجی

اکنون طالبان موفق شدهاند که بسیاری از اهداف خود را به کرسی بنشانند. آنها سالها تلاش کردند که نیروهای بینالمللی افغانستان را ترک کنند. توافقنامه صلح دوحه میان طالبان و آمریکا زمینه خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان را فراهم نموده است و تحقق این امر به معنای پیروزی طالبان است. یکی دیگر از خواست کلیدی طالبان آزادسازی زندانیان این گروه بوده است. فشارهای ایالاتمتحده و همسویی افکار عمومی به خاطر صلح طلبی بارهایی این تروریستها از زندانهای کشور، باعث شد که هزاران زندانی طالب که هرکدام در کشتار مردم و ویرانی کشور نقش مهم داشتند از حبس رها شوند. باوجوداینکه آمریکا تعهد کرده است که نیروهای خود و متحدانش را از افغانستان بیرون میکشد اما طالبان هنوز هم به خشونتورزی ادامه داده اند و هیچگونه امیدی برای ختم این غائله به چشم نمیخورد. بیم آن میرود که با آزاد شدن هزاران زندانی طالب، جنگ در گوشه و کنار کشور افزایش پیدا نماید و افراد آزادشده دوباره به میدانهای جنگ برگردند. در اینجا پرسشی که مطرح میشود این است که بالاخره سرنوشت طالبان چه میشود؟
با توجه به عزم جنگی این گروه، برخیها معتقدند که این گروه به خشونتورزی ادامه خواهد داد و درنبود حمایت نظامی و مالی خارجی، دولت افغانستان نمیتواند در درازمدت در برابر طالبان دوام بیاورد و درنهایت حکومت مرکزی جای خود را به جزایر قدرت قومی میدهد و کشور گرفتار جنگ داخلی خواهد شد. با در نظر داشت این فرضیه، میتوان برای طالبان سه سناریوی عمده را در نظر گرفت؛
الف- تداوم جنگ: هرچند طالبان در جنگهای چریکی پیروزیهایی داشتهاند اما ماهیت چند فرهنگی افغانستان پیروزی نهایی طالبان و تأسیس امارت اسلامی این گروه را با چالش روبرو نموده است. جامعه چند قومی و چند فرهنگی افغانستان برای نظامهای سیاسی متمرکز و تمامیتخواهانه مانند امارت اسلامی محیط مناسب نیست زیرا تفسیر قومی و تنگنظرانه طالبان از حکومت باعث میشود که گروههای غیرخودی از دایره آنها خارج باقی بماند. گروههای قومی و فرهنگی که ماهیت طالبانی ندارند، حاشیهنشینی و محرومیت مطلق را نخواهد پذیرفت زیرا طالبان امتحان خود را در امر حکومتداری در دهه 1990 میلادی دادهاند و تکرار آن وضعیت برای اکثریت مطلق مردم افغانستان قابلپذیرش نیست. وقتی مردم در برابر تفکر طالبانی مقاومت کنند، طالبان چارهای جز تداوم خشونت ندارند. زمانی که طالبان بهکارگیری خشونت را راهحل نهایی در نظر بگیرند، گروههای غیرخودی مقاومت را بهعنوان راز بقای خود در نظر خواهند گرفت و این وضعیت به معنای تداوم جنگ در کشور است.
ب- انشعاب طالبان؛ تمامی منازعات مسلحانه بالاخره دیر یا زود به پایان میرسد و طالبان نیز از این قاعده خارج نیستند. یکی از احتمالات این است که برخی اعضای میانهرو طالبان با نظام سیاسی مستقر به توافق برسند و در قدرت سیاسی سهیم شوند. وقتی برخی از اعضای طالبان در قدرت سیاسی سهم بگیرند، این امر برای تمامی اعضای طالبان مخصوصاً عناصر جنگی آن گروه قابلقبول نخواهد بود. این اختلافنظر درنهایت به انشعاب بخشهای تندرو از بدنه اصلی طالبان منجر خواهد شد. وقتی عناصر تندرو نتوانند بدنه اصلی را از مشارکت در قدرت سیاسی منع نماید، مجبور میشود که راه خود را در پیش بگیرد و این به معنای انشعاب تندروها از بقیه خواهد بود. بارها تجربه تاریخی نشان داده است که گروههای شورشی پس از توافق با دولت مستقر، در درون خود دچار انشعاب شدهاند و گروه جداشده ممکن تحت نام گروه اصلی یا با هویت کاملاً جدید به نبرد علیه دولت مستقر ادامه دهد. انشعاب طالبان بیشتر متصور است زیرا در شرایط فعلی بسیاری از گروههای شورشی و تروریستی داخلی تحت عنوان طالب فعالیت مینمایند اما همه این گروهها دارای اهداف و مرام واحد نیستند. قاچاقچیان مواد مخدر، تبهکاران فراری و کسانی که به دنبال انتقامهای شخصی هستند نمیخواهند که طالبان با دولت فعلی افغانستان به صلح و سازش دست پیدا کنند. این گروهها در قدم نخست تلاش میکنند در پروسه صلح مانع ایجاد کنند و اگر این اتفاق نیافتد، این گروهها به فکر جدایی خواهند افتاد که درنهایت جنگ بانام و نشان دیگر ادامه خواهد یافت.
د- ائتلاف با تروریستهای خارجی؛ ازآنجاییکه طالبان از زمان تشکیل این گروه در اواسط دهه 1990 میلادی با تروریستهای خارجی مخصوصاً اعراب همکاسه بودهاند، احتمال تداوم همکاری میان طالبان و این تروریستهای خارجی زیاد است. طالبان بهعنوان عناصر بومی به تروریستهای خارجی ازجمله اعراب حاشیه خلیجفارس، پاکستانیها، چچینی ها، جنبش اسلامی ازبکستان و اویغورها طی دو و نیم دهه گذشته پناه دادهاند و حتی در برخی موارد از طریق ازدواج رابطه خویشاوندی برقرار کردهاند. با توجه به این رابطه نزدیک میان طالبان و تروریستهای خارجی، این امکان وجود دارد که پس از توافق صلح طالبان با دولت افغانستان، برخی عناصر آنکه داعیه اسلامگراییشان بیشتر از حس ناسیونالیستی آنها باشد، به دامن گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده بیافتد. هرگاه روند ادغام اکثریت طالبان در نظام سیاسی کشور بهخوبی بهپیش برود، عناصر ناراضی این گروه وقتی ببیند که بهتنهایی نمیتوانند به نبرد علیه دولت مستقر ادامه بدهند، آنها ترجیح خواهند داد که بیشتر در قالب گروههای تروریستی با داعیه جهانی فعالیت نمایند. هرگاه این اتفاق بیافتد، طالبان ناراضی از توافق و گروههای تروریستی خارجی از این اتحاد و ائتلاف بهصورت دوسویه سود خواهند برد. زیرا گروههای تروریستی عربی که خاستگاههای آنها کشورهای ثروتمند نفتی هستند میتوانند در فراهمسازی کمکهای مالی نقش مهم داشته باشند و طالبان افغانی میتوانند بهعنوان نیروهای بومی و پیش بلد در امر مقابله با حکومت افغانستان، فراهمسازی پناهگاه برای تروریستهای خارجی و حملهبر کارمندان دولتی و نهادهای خارجی مؤثر عمل نمایند.
بنابراین در هر سه این سناریو بر دولت و نخبگان سیاسی افغانستان است که جانب احتیاط و آمادگی را نادیده نگیرند. هرگاه طالبان به خشونتورزیشان ادامه دهند، غیر از دفاع قوی و منسجم راه دیگری وجود ندارد که از ارزشها و دستاوردهای دو دهه گذشته محافظت نماید. علاوه بر آن طالبان صرفاً به نابودی این ارزشها و دستاوردها اکتفا نمیکنند بلکه برای سیطرهشان بر کل کشور، حاضرند که هزاران نفر را قتلعام کنند چنانکه در مزار شریف و یکاولنگ کردند. ازاینرو بر جبهه ضد طالبان است که برای بقایشان هم که شده باید جانب احتیاط و آمادگی را ازنظر دور نیندازند. درصورتیکه سناریوی دوم که همانا انشعاب طالبان است اتفاق بیافتد، کار جبهه ضد طالبان کمی راحتتر است زیرا انشعاب این گروه به معنای تضعیف آن خواهد بود و در صورت داشتن برنامه منسجم، دولت افغانستان میتواند در برابر طالبان انشعابی بهخوبی از خود دفاع نماید. هرگاه سناریوی سوم به میان بیاید، دولت افغانستان در صورتی میتواند در برابر تروریسم مبارزه مؤثر نماید که با کشورهای منطقه در زمینههای اطلاعاتی و عملیاتی بهطور هماهنگ عمل کند زیرا اتحاد و ائتلاف تروریستهای بینالمللی با طالبان نیازمند سازوکار منطقه ای و بینالمللی است.

دیدگاه شما