صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۹ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نشست دوحه، نگاه گذرا به زوایای خارج از متن

-

نشست دوحه،  نگاه گذرا به زوایای خارج از متن

برگزاری نشست دوحه با تمام فراز و فرودهایش در نفس خود دستاورد عمدهی به مردم و نظام سیاسی افغانستان به حساب میآید، هر چند اولین نشست بین الافغانی با محتوای همدیگر پذیری با بیان کلیات دیدگاهها و نظرات نمایندگان حاضر در محفل به صورت افتتاحیه گفتمان ملی مطرح شد اما استقبال آن در جامعه افغانی کم نظیر بود، مردم خسته از جنگ در داخل افغانستان با شور و اشتیاق پای گیرندههای تلویزیون شان این نشست را تا ختم آن دنبال کردند و امیدهای ناشی از صلح و ثباتی که منجر به قطع جنگ گردد در اعماق وجود شان جوانه زده است، با این حال دو دیدگاه عمده در رابطه به روند صلح، مردم را به دو گروه تقسیم نموده است، دستهی از آنان به صلح سراسری باورمند هستند و تداوم نشست بین الافغانی را به امید اینکه به قطع جنگ به طور پایدار منجر گردد به فال نیک گرفته و تصور افغانستان بدون جنگ و خشونت در ضمیر شان جوانه زده است.
دستهی از مردم در میان بیم و امید نگاه مردد به قطع جنگ دارند، از منظر آنان صلح و ثبات در افغانستان که منجر به خلع سلاح تمام گروههای مخالف مسلح گردد امر دشوار و زمانبر است که با توجه به تعدد گروههای تروریستی و عدم موضع واحد آنان در قبال مسائل جنگ و صلح نقشهی راه پیچیده را فرا راه این پروسه قرار داده است، از منظر آنان، روابط تنگاتنگ چندین دههی که میان طالبان و القاعده که عمده ترین شاخهی گروههای تروریستی به حساب میآید پا برجا بماند و سائر زیر مجموعههای خرد و ریز این گروهها را نیز در محور شان حفظ نموده و کماکان به جنگهای فرسایشی ادامه بدهند، طی چهل سال جنگ و درگیریهای خانمان سوز، متاسفانه بدگمانی حس غالب مردم این مرز و بوم را شکل میدهد، به همین دلیل امید به قطع جنگ در مخیلات آنان کمتر جا دارد، اما با تمام تفاوت نظرها و تنوع دیدگاهها در سطح عموم آغاز پروسه گفتمان بین الافغانی از سوی آحاد مردم افغانستان قابل استقبال است و پیشرفت آن گام مهمی در راستای صلح پایدار و ثبات سیاسی به حساب میآید.
با این حال در دوحه، زیر سقف تالاری که محل تجمع افغانان و جهانیان بود حال و هوای تازهی حاکم بود، در میان افغانها دو طیف فکری متفاوت با دیدگاههای متعارض برای اولین بار در مصاف هم قرار گرفتند از شخصیتهای رهبری و سیاسی گرفته تا کارگزاران رسانهها و مطبوعات، هر کدام با گرایشهای مختص به خود در این نشست افتتاحیه فعال بودند، مهمتر از همه اینکه پس از سالها جنگ و درگیری، اکنون در میان گروه طالبان نیز فضایی خلق شده است که کاربرد سخن و قلم را بیش از هر زمان دیگر وقع گذاشته و با اتکا به شیوههای مدنیت سعی داشتند تا جانب مقابل را به چالش بکشانند، طی دو دهه جنگ، احتمالا برای اولین بار است که خبرنگار با گرایش به طالبان در ترکیب این گروه حضور یافته است، رسانهی شدن فعالیت فرهنگی طالبان در انظار جهانیان و مردم افغانستان تا کنون کم سابقه بوده است که اینبار در دوحه عملا برملا گردید، در واقع میتوان گفت که حاکمیت دو دههی دموکراسی در افغانستان تأثیرات شگرف و غیر قابل انکار را در صفوف مخالفین مسلح نظام نیز به جا گذشته است؛ زیرا طالبان قبل از دموکراسی، طالبانی بودند که از نقش رسانه و فرهنگ بی بهره و نا آگاه بودند، سر و ته تاثیر گزاری شان را در گرو تفنگ و وحشت میدیدند؛ دموکراسی آنان را نیز در قالب آئینه جهان بینی وسیعتر قاب نمود.
حاشیه مذاکرات دوحه، حال و هوای جدیدی را به فضای سیاسی - مدنی افغانستان مخابره کرد، مصاف خبرنگار طالبان با آقایان نادری، باتور دوستم و خالد نور، و سعی در به چالش کشاندن آنان بیانگر ارادهی طالبان به هدف تسلط گفتمانی در این فرایند است، پوشش ظاهری هیأت طالبان و خبرنگاران همراه، با لنگی و لباسهای محلی شان حاکی از تأکید آنان به خواستههای شان در قبال سرنوشت سیاسی افغانستان میباشد که این گروه احتمالا به سهم برجسته درون ساختاری که نقش آنان نیز برجسته باشد تن خواهند داد، در این سو، هیأت گفتگو کننده جمهوریت، با ترکیب مختلف از جوانان و سیاسیون که نقش جندر و جنسیت را نیز در این قالب رعایت کرده بودند با پوشش کت و شلوار و نکتایی و مجهز به دانش روز، اراده و قاطعیت شان در حفظ و تداوم جمهوریت در برابر طالبان انعطاف ناپذیر به نظر میرسید، بعضی از خبرنگاران زن از جامعه رسانهی افغانستان با حضور شان در انظار نمایندگان طالب، بدون روسری و مقنعه حامل پیامی بود که به آنان نشان بدهند که افغانستان 2020 تحت چتر جمهوریت متفاوت از افغانستان دهه 90 است که در آن نقش زنان در عرصههای مختلف حیات اجتماعی برجسته و غیر قابل انکار است، برگشت از حالت مدرن به سیاهچال نظام غیر قابل تعریف طالبانی به تمام مردم به خصوص زنان افغان که از تمامی حقوق و امتیازات شهروندی برخوردار اند امری غیر ممکن میباشد؛ لذا با نگاه گذرا به حواشی این نشست، نحوه پوشش و طرز سئوالات اشخاص با دو گرایش متفاوت نیز حایز اهمیت بود که همانند متن مذاکره بازتاب رسانهی وسیعی را در پی داشت.
اما تا این دم، از جهت موضعگیری اعلامی، انعطاف در نظریات طالبان به نظر میرسید، با این حال موضع هیأت گفتگو کنندهی جمهوریت به ریاست عبدالله عبدالله وسیعتر و جهان شمول بود، بیانیهی آقای عبدالله از آدرس جمهوریت، همهگیر و معیاری بود، در این بیانیه از همدیگر پذیری داخلی گرفته تا گسترش روابط حسنه با جامعه ملل اعلام شد، مهمتر از همه اینکه متن اعلامیه به گونهی ترتیب شده بود که بیشترین الفاظ و واژههای آن با صبغهی همدیگر پذیری «نه تسلیمی» ترتیب شده بود، مهمترین مورد آن که ذهن مخاطبین را بیشتر از سائر موارد قناعت میداد جملهی « پذیرش خواستهها و اراده ملت هیچ بازندهی ندارد» حاوی بار ارزشی بود که با واقعیتهای موجود جامعه کنونی افغانستان کاملا همخوان بود که طبعا طالبان نیز از اثرات مثبت این بیانیه بی بهره نمانده است، در صف طالبان، بیانیه نماینده هیأت مذاکره کننده آنان نیز خواست غیر منعطف را مطرح ننمود؛ برجسته موردی که از جانب آنان مطرح گردید، تداوم مذاکرات بین الافغانی بر مبنی توافق دو جانبه آنان با آمریکا بود که این مورد در روزهای آینده بیشتر مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
لذا چنین به نظر میرسد که جنگ چهل ساله دو جانب را خسته و زمینگیر ساخته است، بنا بر این موقف گیریهای معیاری و واقع بینانه همانند افتتاحیه مذاکرات، باعث میگردد تا روزنهی صلح را شعاع بیشتری بخشد و این گم شدهی چهل ساله را در نا باوری به آشیانهی واقعی اش باز گرداند، به نظر میرسد که اگر این پروسه به انجام نیک ختم گردد، مهار سائر گروههای تروریستی به شمول القاعده و بعضی از گروههای ناراضی طالبان در آینده کوتاه امر ساده تر نسبت به حال حاضر خواهد بود.

دیدگاه شما