صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۹ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مذاکرات صلح و چالش های پارادایم طالبانی

-

مذاکرات صلح و چالش های پارادایم طالبانی

صلح آرزوی دیرینه ملت افغانستان است که سالهای سال است با مرارت و رنج جنگ دست در گریبان است. تنها مرهم که می تواند از رنج بی شمار این ملت رنج دیده و رنج کشیده بکاهد صلح دائمی است. پیامد جنگ های طولانی مدت، ویرانگرِیّی چند دهه که آثار مخرب بسیاری را برای مردم افغانستان تحمیل کرده است، برشانه های این ملت سنگینی می¬کند.  هرکسی به نوبه خود بر تخریب و ویرانگریّی این خاک و سرزمین کمر بسته و به نحو خواسته این کشور را به تله از خاک تبدیل کند. جنگ چهاردهه و ویرانی کشور مؤید این حقیقت تلخ است. طالبان نیز به نوبه ای خود در خرابی و سراشیبی سقوط آبادانی و سازندگی کشور سهم منحصر بفرد دارند.آنها در اجرای نقشه اربابان بیرون مرزی و دشمنان این ملت در باب وایرانی و ویرانگری گوی سبقت را از همه ربوده اند. سالهای سال است که بر ویرانی و تخریب و مصیبت بی شمار تحمیلی بر ملت افغانستان می کوشند. هرچندگاهی بحث از صلح و آشتی را نیز چاشنی کار خود کرده و با این بهانه به اخذ امتیازات نیز نایل آمده اند.
اما اکنون بحث صلح با دیدگاه مثبت جامعه جهانی از یکطرف، دیدگاه مثبت حکومت و ملت افغانستان به صلح از طرف دیگر، جرقه های امید را برذهن و ضمیر ملت افغانستان ایجاد کرده است. حکومت افغانستان گام های مثتبی را نیز برداشته است تا به همه نشان دهد که این حسن نیّت یک سخن گزاف و درون توهی نیست بلکه حرف دل و آرزوی دیرینه ای ملت افغانستان است. هر تبعه افغانستان صلح را گم شده چند دهه این مرزو بوم می داند. از نا امنی های بدون وقفه و دوامدار خسته است. اما آنچه که صلح را به یک امر ناممکن، پیچید و دست نیافتنی تبدیل کرده است برخورد سلیقه¬ای و امتیاز خواهانه¬ای طالبان است که در مقابل حسن نیت حکومت افغانستان با گامهای عملی برای صلح همچنان سرستیز دارد. و هراز گاهی دست به خشونت و شبیخون می¬زند شاید به این تصور که با خون و خشونت و فشار بیشتر به امتیاز بیشتری دست یابد. شاید زعم و خیال باطل را برای این گروه افراطی پدید آورده است که به تعقیب آن امتیاز بیشتری نیز  نصیب شان گردد.
گفتگوهای قطر رسماَ آغاز گردیده است قرار گرفتن هیئت دو جناح متخاصم در دو سمت جایگاه و مقامات ذی دخل کشورهای متحد افغانستان که هم اکنون نقش میانجی گران بین المللی را نیز بازی می¬کند، در وسط جایگاه معناو مفهوم عمیق را تفسیر می¬کند. ظاهر چینش این نشست نکات را در ذهن تداعی می¬کند که ذیلاَ یاد آوری می¬گردد:
اول، حقوق زن: ترکیب هیئت بیانگر یک واقعیت جدی و شاید هم تلخ باشد که تفسیر آن روند کار را مشکل و چه بسا قریب به محال می¬کند. در ترکیب هیئت طالبان از قشر زن کسی منظور نشده است. وضعیت موجود هیئت مذاکره کننده گروه طالبان، بیانگر آن است که از آغاز مذاکرات با حضور زنان در ترکیب هیئت صلح شان روی خوش نشان نمی¬دهد. در حالکه سهم زنان در حکومت افغانستان بسیار قابل توجه و مورد اهتمام جامعه بین المللی است. اما طالبان همچنان بر دیدگاه مخالفت با زنان و عدم حضور آنها در جامعه و سیاست اصرار می¬ورزد. این یکی از نقطه¬های اصلی تقابل بین دیدگا طالبان از یک طرف، حکومت افغانستان و حامیان بین المللی اش از سوی دیگر می¬باشد. که در چینش افراد مذاکره کننده و هیئت اعزامی طالبان به قطر، خود را به نمایش گذاشت. اما در ترکیب هیئت حکومت افغانستان ترکیب جنسیتی لحاظ و چهار تا زن بعنوان نمایندگان این قشر بزرگ از جامعه نمایندگی می¬کند. بگذریم از این¬که در کابینه و ترکیب هیئت دولت افغانستان زنها سهم فعال دارد و در واقع بخشی بزرگی از بدنه حکومت را زنان تشکیل می¬دهد.
دوم، حقوق بشر: یکی از گزینه¬های مورد توجه حکومت افغانستان و جامعه بین المللی توسعه حقوق بشر است. حقوق بشر از مباحث جدی است، جامعه بین الملی و حامیان سیاسی حکومت افغانستان آن را یکی از اصول مهم و یکی از شرایط کمکهای خود به حکومت می¬داند. و گاهاَ جامعه جهانی بعنوان اهرم فشار برعلیه حکومت افغانستان نیز از آن استفاده می¬کند. یکی از اصول مهم و مبانی فلسفه¬ای وجودی نظام سیاسی افغانستان همانا حقوق بشر است که حکومت افغانستان بر اساس قانون اساسی کشور ملزم به رعایت آن است. و به شرکای بین المللی خود نیز متعهد است که این اصل مهم را جزء از اصول حکومت داری خوب قرار دهد. حمایت های سیاسی، نظامی و اقتصادی شرکاء بین المللی حکومت افغانستان نیز مشروط به رعایت اصولی است که از سوی جامعه بین المللی و سازمانهای بین المللی مبنی بر رعایت فاکتورهای تعریف شده از سوی آنها انجام می¬گیرد. اما دیدگاههای حکومت طالبانی با آن پارادایم که بعنوان خط مشی سیاسی و حقوقی در نظام سیاسی افغانستان تعریف گردیده است در تقابل کامل قرار دارد. حال دیده شود که در مذاکرات قطر چگونه طالبان دیدگاههای متضاد را  حل و از اشتیاق مفرط خود به تفسیر دیدگاه تندروانه خود از آموزه های سیاسی مبتنی بر دین باقرائت خاص افراط گرایانه، دست برداشته با تعدیل موضع سیاسی به یک جمع بندی قابل قبول برسد، تا به یک موضع آشتی پذیر و مشترک با حکومت افغانستان و جامعه بین المللی دست یابند!.
سوم، قومیت: چالش دیگری که در هیئت مذاکره کننده طالبان بعنوان یک چالش مهم و دست  و  پاگیر در مذاکرات قطر وجود دارد این است که هیئت مذاکراه کننده طالبان از قوم خاص و زبان خاص تشکیل گردیده است. تشکیل یک حکومت مبتنی برخواسته¬های قوم گرایانه در کشور که از بافت موزائیکی و جمعیت چند قومی با فرهنگ¬ها و خورده فرهنگ¬های متفاوت شکل گرفته است امکان  پذیر نیست. با تشکیل این هیئت، بهبودی وضعیت موجود را هم چندان نوید نمی¬دهد. ضرب المثل معروف است که سال نیکو از بهارش پیداست. اگر طالبان در دیدگاههای خود تغییرات جدی بوجود نیاورد، تساهل و تسامح در رفتار و کردار سیاسی خود پیشه نکند، این دیدگاههای افراط گرایانه و تند روانه سیاسی برای جامعه جهانی و حکومت افغانستان غیر قابل قبول و عاری از هر منطق سازش و پذیرش. حال باید زمان قضاوت کند که رهبران طالبان چگونه می¬تواند این چالش¬های درون سازمانی که با مذاکرات قطر نیز گره خورده است را حل و خود را با شرایط همزیستی مسالمت آمیز با ملت افغانستان و نیز جامعه جهانی و بین المللی تطبیق دهد. شرایط که هم در آن حقوق بشر رعایت گردد وهم خط سرخ ملت افغانستان که همانا جمهوریت و حفظ قانون اساسی کشور است قربانی افزونخواهی¬های افراط گرایی نگردد و هم نقطه پایان بر جنگ باشد.

دیدگاه شما