صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کرامت انسانی درسایه صلح و امنیت

-

کرامت انسانی درسایه صلح و امنیت

صلح به معنای در امان بودن، سازش و آسودگی بوده و امنیت مولود صلح است. صلح خواهی وزندگی همراه باسازش و مسالمت از نیازهای فطری بشری است که در دین مبین اسلام که دینی جامع و کامل است مورد توجه قرارگرفته و عمل به دستورات و راهکارهای صلح و امنیت ا وظایف شرعی مسلمانان است. سالهای متمادی جنگ و ناآرامیدر افغانستان صدمات و خسارات جبران ناپذیری به این کشور ومردمانش وارد ساخته است. عدم وجود صلح و بروز اختلاف درمیان مردم افغانستان ازسویی و حملات تروریستی از سوی گروه های ا فراطی و تروریستی دراین کشور، امنیت و صلح را به مخاطره انداخته است، بی گمان در این تراژدی غمبار مردم قربانی اصلی نا امنیها هستند، چه آنان که در کشور ماندند و متحمل سختترین رنجها شدند و چه آنان که به کشورهای همجوار پناهنده شدند و رنج آوارگی را به جان خریدند همگی از صدمات عدم امنیت درکشور لطمه دیدند.
کرامت و فضیلت
اسلام منادی صلح و دوستی میان تمام انسانهاست و روابط انسانها درزندگی اجتماعی بر پایه صلح و همکاری نیکوکارانه بشری استوار است. صلح و امنیت دو اصلی که درکنار یکدیگر معنا مییابند. در سایه صلح و امنیت است که کرامت انسانی حفظ می¬شود و همکاری میان انسانها همراه با مودت و مسالمت رقم میخورد و جامعه و مردم به سوی پیشرفت و علم رهنمون خواهند شد.کرامت ذاتی،حقی طبیعی و خداددی که آفرید گار هستی در نهاد و نهاد و وجود تمامیانسانها به و دیعت نهاده و همگان را از آن بهره مند ساخته است. این حق آمیخته با حکم بوده و قابل سلب و اسقاط و نقل و انتقال و انتقال نبوده و احدی را یار ای تعدی و تجاوز به آن نیست،مگر آنکه آدمیبا ارتکاب جرائم ومعاصی آن را از خویشتن خویش زدوده وسالبه به انتفای موضوع گردد.
انسان امروز تشنه صلح و امنیت
امروزه جهان تشنه و نیازمند صلح و امنیت است، اما متاسفانه چهره زیبای جهان توسط انسانهای جنگ طلب و متعصبان و اقتدارگرایان سیاست، سیاه و مکدر شده به طوری که  بخشهای وسیعی از پیکر جهان اسلام در جنگ و آوارگی است و تخریب؛ زیربناهای زندگی مردم را فراگرفته است در جهانی که در آن دم از آزادی و دموکراسی و تمدن زده و دائما شعار حقوق بشر سر داده میشود، میبینیم که حقوق انسانها و تخریب فضای زندگی بشر به نابودی کامل کشیده شده و به هر دلیلی دست بشریت به قتل و خونریزی انسانها و تباهی اخلاقی مرد و زن و پیر و جوان آلوده شده است. انگیزههای جنگ و ناامنی در جهان چهها که نکرده است. با تمام باور و اعتقاد میتوان گفت که هیچ سیل بنیانکن و حوادث تکان دهنده طبیعی تا کنون جهان را به میزان جنگهای دست بشر متضرر نساخته است. 
صلح در مواجهه با تروریسم
تحولات در عرضه¬ی روابط بین المللی،به خوبی نشان میدهد که در سده¬ی حاضرصلح بیشتر از هر مسئله ی دیگری در معرض خطر، تهدید و نقض قراردارد، این تحولات از اقدامات نظامییک جانبه،قتل عام و محاصره¬ی شهرها و هژمون طلبی بر خی رژیم¬ها و دولتها در اقصی نقاط جهان گرفته تا فقر و گرسنگی و عدم توزیع عادلانه¬ی امکانات حیات انسانی میان ملتها و همچنین بی سوادی و عدم دسترسی به آگاهیهای لازم برای مواجهه¬ی صحیح با حوادث طبیعی و غیر مترقبه و آنچه در زندگی اجتماعی رخ میدهد و در نهایت فقدان حاکمیت عدالت بر روابط بین المللی،همه را جوامع اعم از توسعه یافته و در حال توسعه،ملی و بین لامللی با بحران روبه رو نموده، به طوری که بیشترین زمان و بودجه¬ها نیز در سطح جهان به همین مسائل و شیوههای برخورد واکنشی به آنها اختصاص یافته و مییابند، این در حالی است که عدم درک صحیح از بسترها و عوامل منتهی به بحرانها، پیامدهای دقیق این عوامل بر کم و کیف حیات بشری و همچنین وظایف و کارکردهای دولتها و جامعه¬ی بین¬المللی در این روابطه؛نه تنها امکان واکنش به این مسائل را در پهنه¬ی زیست جمعی بشر ناممکن میسازد، بلکه به جای شناخت علت¬ها بر معلول¬ها متمرکز گردیده، آسیبهای ناشی از وضعیت موجود و حاکم را درک نمیکند و در نهایت اهتمام و بسترهای از چنین بحرانهایی را نیز پنهان میدارد.
مبانی نظری صلح عادلانه
ایجاد و حفظ صلح،یکی ازکار ویژههای اصلی هر قاعده¬ی حقوقی و هنجار دینی و الهی است. موازین مندرج در مجموعه¬ی نظام هنجاری طبیعی و موضوعه، جملگی در تلاش اند تا ضمن برقراری روابط نظام مند،نظم و امنیتی را که لازمه¬ی حیات پایدار انسان است، استقرار بخشند و تعارضهای میان اعضای جامعه را به سازگاری حد اکثری تبدیل نمایند. براین اساس صلح عادلانه تبلور نگرش ادیان توحیدی به برقراری و استقرار نظم کمال بخش حیات انسان واحترام به مجموعه¬ی اجزای هستی است. صلح عادلانه جایگزینی مناسب برای نظریه¬ی سنتی جنگ عادلانه است،به همان سبک که گفتگو جایگزین جدال تمدن¬ها شده است.
صلح و هم زیستی جهانی
یکی از نخستین راهبردهایی که نقش بنیادین و کلبدی در پژوهش نظری وتدارک زیر ساختهای معرفتی در تعیین استراتژی خشونت پیرایی از روابط و تعامل درون انسانی، داشته و دارد، ره یافت به مبانی انسان شنا ختی جنگ و ستیز و همکاری و صلح است. چه آسیب شنا ختی جنگ و خشونت بسان هر پدیده اجتماعی دیگر برمبانی معرفت شناسی، انسان شناختی و جا معه شناختی استوار است که بدون در نظر داشتن آن مبانی و خاستگاهها نمیتوان به تدابیر عینی،آسیب زدایی و خشونت پیرایی دست یافت.
کرامت انسانی فقط در سایه صلح امکان پذیر است
ناگفته پیداست که امنیت مولود صلح است. تنها در جامعه ای که برصلح استوار است و مردم در آن با هم زندگی مسالمت آمیزی دارند امکان برقراری امنیت وجود دارد. پس این دو اصل در کنار یکدیگر معنا مییابند. در سایه این صلح و ا منیت است که کرامت انسانی حفظ خواهد شد و همکاری میان انسانها همراهی با مودت و مسالمت را رقم خواهد زد و جامعه و مردم رو به سوی پیشرفت و علم رهنمون خواهد شد.
نتیجه گیری
گفته شد که صلح از نیازهای اولیه زندگی انسانی است و دین مبین اسلام که خود داعیه دار صلح جهانی است تاکید بر صلح و زندگی مسالمت آمیز انسانها با هم دیگر دارد. امری که در آیات قرآن تبلور دارد و در سیره بزرگان دین جلوه گر است. در اسلام صلح اصل شرعی است و عمل بدان وظیفه هر مسلمانی است
با این حال در کشور افغانستان این امر محقق نشده وسالها است که مردم افغانستان در اثری جنگ و منازعه در این کشور خسارت های زیادی را متحمل گشته است و گروههای که مدعی پیروی از اسلام است جنگهای خونین را بر مردم افغانستان تحمیل کرده است؛ خوشبختانه مردم افغانستان با چهره ضد انسانی اینها به خوبی اشنا شده است و میداند که اینها برای فریب افکار عمومی نقاب بر چهره زده است و برای رسیدن به قدرت از دین و باورهای دینی به عنون یک ابزار استفاده میکند و مذاکرات صلح که این روزها در دوحه قطر جریان دارد نشان خواهند داد که مدعیان دین داری برای پایان جنگ و کشتار مردم، حفظ منافع کلان مردم افغانستان و بر قراری ثبات و امنیت در کشورد دست از خون ریزی و کشتار مردم برخواهند داشت یانه؟

دیدگاه شما